با توجه به عملکردهای مشابه طالبان و داعش در زمینه «جهاد علیه مجسمه ها» هیچ توفیر و تفاوتی میان آنان وجود ندارد و از این حیث، طالبان حتی عملکرد بدتری دارند؛ زیرا افزون بر اینکه با خشونتی غیرقابل درک، مجسمه های بی جان را ویران می کنند و به این ترتیب، تیشه به ریشه تاریخ و تمدن این سرزمین می زنند، اقدامات و اعمال شنیع شان را با ابراز دروغ های خنده دار، توجیه می کنند.
جهاد علیه مجسمه‌ها؛ طالبان و داعش چه فرقی دارند؟
تصاویر تازه ای از تخریب مجسمه‌ها در میدان‌های شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ منتشر شده است.

مردم می ‌گویند که مسئولان طالبان در شهرداری مزار شریف، شب هنگام اقدام به این کار کرده اند.

اخیرا مجسمه‌ اسپ ‌ها در یکی از چهارراه‌ های مزار شریف نیز تخریب شد و رسانه ‌های محلی به نقل از شهرداری طالبان در این شهر گزارش دادند که به جای آن نمادهای «مناسب» دیگری نصب خواهد شد. این اقدام با واکنش ‌هایی در شبکه‌ های اجتماعی رو به رو شد.

از روزهای نخست بازگشت طالبان به قدرت در آگوست ۲۰۲۱، افراد وابسته به این گروه به ‌سرعت سعی در تغییر چهره برخی از شهرها کردند از جمله با پاشیدن رنگ بر تصاویر زنان، بریدن سر تندیس‌ های لباس زنانه و حذف و اضافه کردن شعارهای دیواری.

با این حال به نظر می رسد که آنها به تازگی اقدام به تخریب مجسمه هایی می کنند که در میدان های شهر نصب شده است. شماری از این مجسمه ها ارزش هنری دارند و افزون بر اینکه به زیبایی سیمای شهرها کمک می کنند، به عنوان نمادهایی از سنت های محلی، فرهنگ و تاریخ افغانستان، از ارزش و اهمیت زیادی برخوردار اند.

برای طالبان اما هیچ اهمیتی ندارد که با تخریب این آثار، نه تنها چهره حکومت خشن آنها ترسناک تر و تحمل ناپذیرتر می شود؛ بلکه این اقدامات، ضربه به تاریخ و فرهنگ این سرزمین است.

از دید طالبان، ساختن مجسمه انسان ها و حیوانات از نظر «شرعی» حرام است و نماد شرک و بت پرستی و کفر به حساب می آید.

این ایده ای است که دیگر گروه های تکفیری مانند داعش نیز به شدت به آن معتقد اند و از آن پیروی می کنند. داعش هم با تسلط بر عراق و سوریه، حتی مساجد تاریخی، زیارتگاه های مقدس، مقابر پیامبران و اصحاب آنان، موزیم ها و آثار باستانی و تمدنی این کشورها را تخریب کرد و به این ترتیب، خشونت عریان و ضدیت آشکار خود را با تاریخ و فرهنگ و تمدن اسلام و انسان، نشان داد.

طالبان نیز در دوره اول حاکمیت خود، اقدامات مشابهی انجام دادند. آنان از جمله مجسمه های غول پیکر بودا را در بامیان به طور کامل تخریب کردند. این در حالی بود که هیچکس آن مجسمه ها را نمی پرستید. حتی هندوهای افغانستان نیز به زیارت آنها نمی رفتند؛ اما آن آثار عظیم و ارزشمند، بخشی از مفاخر تاریخی و تمدنی افغانستان بود و افزون بر آن، میراث مشترک کل جامعه بشری به حساب می آمد و از جاذبه های گردشگری ولایت تاریخی بامیان شمرده می شد.

در دوره دوم اما طالبان به ندرت به صورت عریان، اقدام به تخریب مجسمه ها می کنند. آنها غالبا به طور مخفیانه و شبانه این کار را انجام می دهند و با ارائه استدلال های واهی و مضحک، اعمال شان توجیه می کنند و یا اصولا مسئولیت آن را نمی پذیرند.

این اما تغییری در باور مردم ایجاد نمی کند. «جهاد» جنون آمیز علیه مجسمه های بی جان، دشمنی آشکار با فرهنگ و هنر و تاریخ و تمدن و زیبایی و پرستش خشونت و نمایش تندروی جریان های بدنام بدوی است.

این اقدام ریشه در تکفیری گری و باورهای بنیادگرایانه ای دارد که تمام گروه های تروریستی از آن الهام می گیرند. بنابراین با توجه به عملکردهای مشابه طالبان و داعش در زمینه «جهاد علیه مجسمه ها» هیچ توفیر و تفاوتی میان آنان وجود ندارد و از این حیث، طالبان حتی عملکرد بدتری دارند؛ زیرا افزون بر اینکه با خشونتی غیرقابل درک، مجسمه های بی جان را ویران می کنند و به این ترتیب، تیشه به ریشه تاریخ و تمدن این سرزمین می زنند، اقدامات و اعمال شنیع شان را با ابراز دروغ های خنده دار، توجیه می کنند و به این ترتیب، از یکسو به زعم خود به دستور «شریعت» عمل می کنند و نمادهای «شرک» و «کفر» را منهدم می سازند و از سوی دیگر، با ارائه توجیهات دروغین، یکی از مهم ترین دستورات شریعت یعنی پرهیز از دروغگویی و فریبکاری را نقض می کنند.

با اینهمه، تخریب مجسمه ها یک پیامد مثبت هم دارد و آن این است که کسانی را که به هزار لطایف الحیل، طالبان را به قدرت بازگرداندند و ادعا می کردند که آنها «تغییر» کرده اند، بیشتر از پیش شرمسار مردم افغانستان می کند و پرده از چهره واقعی طالبان برمی دارد و تایید می کند که آنها از نظر تفکر و ایدئولوژی و برداشت های خرافی و خشن شان از شریعت، با داعش و دیگر گروه های تکفیری تفاوتی ندارند و دشمنی شان با داعش، بیشتر استخباراتی، اقتدارگرایانه، سلطه طلبانه و مسابقه مرگبار دو گروه «جهادی» برای تسلط بر جغرافیا است.

نرگس اعتماد – جمهور