خدا و زن
قسمت اول

شیخ محی الدین ابن عربی در کتاب فصوص در باب شهود کامل این چنین ” زن” و ” مرد” را تعبیر و
تعریف می‌کند: زن در مظهریت خدا کامل‌تر از مرد است ؛ زیرا مرد فقط مظهر قبول و انفعال است
چون مخلوق حق است ولی زن گذشته از آنکه مظهر قبول و انفعال الهی است، مظهر فعل و تاثیر الهی
نیز هست ؛ جدا از مجذوب بودن ، کان محبت بخشیده شده از خداوند است پس مرد را محب می‌سازد
و این تصرف و تاثیر ، نموداری از فاعلیت خداست . از این جهت ، زن کامل‌تر از مرد است . اگر مرد
بخواهد خدا را در مظهریت خود مشاهده کند شهود او کامل نیست ، ولی اگر بخواهد خدا را در
مظهریت زن بنگرد ، شهود او به کمال و تمام می‌رسد…. اگر به متون الهی نگاه شود دقیقا نمادی
کامل از دیدگاه والای شیخ محی الدین ابن عربی را خواهیم دید …
در زمان فراعنه وقتی ظلم فرعونیان اوج گرفت و بنا به اشارات قرآنی -۴۹ بقره – بنی اسرائیل را
هم به بردگی کشیدند. آن هنگام امر خداوند بر نجات بردگان قرار گرفت در همین حال خداوند،
فرعون را با خوابی از امر خود با خبر ساخت! در همان وقت فرعونیان برای کشتن نوزاد‌گان پسر
بنی اسرائیل دست بکار شدند. خداوند برای حفظ امر خود به زن وحی کرد و چگونگی حفظ امر
خود را برای او شرح داد. چنانچه قرآن اشاره می‌کند [ قصص آیه‌ی ۷ : و به مادر موسی وحی
کردیم که طفلت را شیر ده و چون (از آسیب فرعونیان) بر او ترسان شوی به دریایش بیانداز و دیگر
هرگز مترس و محزون مباش که ما او را به تو باز آوریم و از پیغمبران مرسلش گردانیم]. چنانچه از
متن آیه روشن است مادر موسی پلان و نقشه‌ی خداوندی را پذیرفته و از خداوند هم تعهد گرفته
بود که بچه را برایش برگرداند! اگرچه خیلی گران بر مادر تمام می‌شود که از بچه دور شود اما
خداوند قلب و ذهن او را آرامش بخشید (۱۰ قصص). وقتی بچه به رودخانه‌ی خروشان نیل
انداخته شد آب او را به دامن زن دیگری برد و آن زن ، آسیه زن فرعون بود که از خداوند
می‌خواهد در قیامت در کنار خودش به او خانه‌ای در بهشت بدهد! إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی
الْجَنَّة» (تحریم، ۱۱). آسیه میدانست که موضع گیری او در مقابل فرعون برای حفظ نوزاد
می‌تواند به قیمت جانش تمام شود ولی او با قاطعیت در برابر فرمان فرعون برای کشتن نوزادان ،
مقاومت کرد و توانست موسای نوزاد را حفظ کند زیرا فرعونیان شعور دور اندیشی نداشتند
(قصص آیه‌ی ۹) و او آن نوزاد را موسی (یعنی آب آورده ) نامید.
وقتی حضرت موسی ع به امر خدا به طرف فرعون طغیانگر رفت (نازعات ۱۷ و طه ۴۳) و خود
را پیامبر خدا معرفی کرد و قبل از اینکه فرعون حرفی بگوید و یا حضرت موسی معجزه‌ای نشان
دهد باز آسیه موضعگیری خیلی خطرناکی کرد و گفت: این مرد راست می‌گوید، این مرد صادق و
مصدق است، این مرد فرستاده شده پروردگار است، این مرد با عالم غیب در ارتباط است و همسر من
(فرعون) در تمام برنامه‌ها ضد حق است …
[در سوره فجر پروردگار «فرعون» را «ذی الاوتاد» معرفی کرده، یعنی صاحب شکنجه‌های میخ
کوبی است… میخ‌هایی که آهنگر‌های وابسته به دربار ساخته بودند که در مجازات ، شخص
محکوم را بر روی زمین یا دیوار به میخ می‌کشیدند.]

وقتی آسیه آشکارا تایید رسالت موسی ع را کرد او را به میخ کشیدند اما او همچنان بیزاری خود
را از فرهنگ فرعونیان ابراز می‌داشت و می‌گفت وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِه»، خدایا تو آزادکننده
من هستی مرا از این فرعون و فرهنگش نجات بده! و باز بنا به اشارات آیات الهی او بیزاری و
اعتراض خود را از ظلم فرعونیان اعلام کرد و از خداوند نجات می‌خواست «و نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ
الظَّالِمِین» و از جماعت ظالمین نجاتم بده (تحریم، ۱۱).
قرآن جهت گیری‌های این زن و حتی ایمانش را الگو و اسوه برای تمام مومنان و ایمانداران
معرفی می‌نماید : وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْن» (تحریم، ۱۱) و نمونه آورد الله ج
برای کسانی که ایمان می‌آورند (مانند) زن فرعون باشند!…
اگر به کلمات آیات قرآنی دقت کنیم که می‌فرماید ” وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا ” و نمونه‌ای را مثال زد –
یعنی تعداد اینگونه زنان بسیار فراوان اند و خداوند نمونه‌ای از آنها را ذکر می‌کند که همه زن
فرعون را می‌شناسند زیرا در مورد او بسیار سخن گفته شده است. در کل قرآن ایمان زنان را
سرمشق ایمان و باور تمام ایمانداران مرد قرار داده است .
جایگاه و منزلت پیامبران و مرسلین مسئله‌ای جداگانه‌ای است که در روز الست خداوند ربانیت
خود را بر همگان آشکار ساخت چنانچه در قرآن آمده است : ” و (به ياد آور) زمانى كه پروردگارت،
از پشت بنى‌آدم ، وذرّيّه آنان را بر گرفت و آنان را گواه بر خودشان ساخت (و فرمود:) آيا من
پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بلى، ما گواهى داديم (كه تو پروردگارمايى، اين اقرار گرفتن از ذريّه‌ى
آدم براى آن بود) تا در روز قيامت نگوييد: ما از اين (پیمان) غافل بوديم” ۱۷۲ اعراف . و بر این
مبنا روح پیامبران و رسولان کاملا مشخص و شناخته شده در نزدیک خداوند بودند و آنان با مدد
الهی آن روز را به یاد می‌آورند و حتی بر رویداد‌ها و وقایع در عالم شهادت بعنوان شاهد حضور
دارند چنانچه در انجیل و قرآن به آن اشارت دارند : در با لای کوه ، یوحنا شاهد آشکار شدن موسی
و الیاس بر مسیح می‌شود و آنها را می‌شناسد. در یهود: شناخت آصف بن برخیا بر سلیمان و قدرت
فهم و تشخیص آصف… در قرآن ؛ ذکر وقایعی شهودی در قالب الم تری-مگر ندیدی- بیان می‌کند که
قبل از تولد پیامبر اتفاق افتاده و خداوند پیامبر را شاهد گرفته است. در آیه‌ی ۲۴۳ بقره آمده است :
” مگر ندیدی جماعتی که از ترس مرگ به بیابان گریختند و هزاران نفر بودند… ” پیامبر می‌گوید
قوم حزقل بودند و از ترس طاعون گریختند!! و الم تری های دیگر ۲۵۱ و ۲۵۸ بقره و الم تر کیف
فعل ربک به اصحاب فیل که در زمان تولد او اتفاق افتاد و پیامبر ص چگونگی آن واقعه‌ها را بیان
می‌کند ! و در زمان بعثت‌شان باز خداوند خود را به آنها معرفی کرد و بعد امر خود را بر آنها
آشکار ساخت و آنها اولین ایمان آورندگان به رسالت خود و خدای خود بودند چنانچه رسول‌الله
شهادت میداد ” اشهد انی رسول الله و اشهد ان لا اله الا الله”، اما آنچه مهم است ظهور یک رسالت
برای خدمت کردن به یک زن پا به عرصه‌ی وجود گذاشت چنانچه مسیح ع در بدو تولد لب به
سخن گشود و خود را فرستاده‌ی خداوند معرفی کرد و ماموریتش دفاع از مادرش بود و بعد از آن
مانند کودکان عادی رشد کرد تا در سن ۳۳ سالگی دوباره اعلان رسالت خویش را کرد…
ارتباط و توجه خاص خداوند به زنان در زمان پیامبران هم گویای پیوندی خاص خداوند با روحیه‌ی
بلند زنان است .

۳۷ آل عمران : … هرگاه زكريّا در محراب عبادت بر مريم وارد مى‌شد، خوراكى (شگفت‌آورى) نزد
او مى‌يافت. مى‌پرسيد: اى مريم اين (غدا و خوراك تو) از كجاست؟! مريم در پاسخ مى‌گفت: آن از
نزد خداست. همانا خداوند به هركس كه بخواهد بى‌شمار روزى مى‌دهد.
در ادیان الهی ، زن ارزش خاص و حتی بالاتر از مردها را دارد. برای نمونه زن نوح با اینکه باور به
نوح نداشت اما با او زندگی می‌کرد و فقط خداوند بر او حکمیت داشت ۱۰/ تحریم … در زمان بروز
طوفان ،‌ نوح ع می‌خواهد بر طبق وعده‌ی خداوند ، پسرش نجات یابد ۳۵هود ، و مانند زنش جزو
اهل بیت باشد ، اما از خداوند ندا می‌رسد  فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۳۶ هود – چیزی نخواه که بر
آن آگاهی نداری- یعنی زنش با وجود بی ایمانی نجات می‌یابد اما پسرش غرق می‌شود… در بطن
ادیان توحیدی حرکت ، درک و احساس زن منشأ حیات است که عشق و دوستی را از خداوند به
نهادینه در وجود خویش نهفته کرده است.
بر همین اساس بود که ابن ملجم ، قاتل امام علی ع به امر امام حسن مجتبی قصاص می‌شود اما
قاتل امام حسن مجتبی ، چون زن بود توسط امام حسین ع نه تنها قصاص نمی‌شود بلکه اجازه
داده می‌شود تا آزاد باشد !
از کوه طور تا کوه نور خداوند با معرفی خود و دادن معجزه ، امر به بعثت کرد . اما در مورد زنان
که امر بعثتی در کار نبود و خداوند خود را بر آنان معرفی نکرد و معجزه‌ای نشان نداد اما وحی
می‌کند و زن بلافاصله تشخیص می‌دهد که او خداست و امر او را اجابت می‌کند ! و یا زمانی که
پیامبری را دیده است قبل از انجام معجزه ، با آشنا بودن از نحوه‌ی سخن گفتن خداوند ، رسالت
پیامبرش را شناخته و همصدا با رسالت شده است!
ادامه دارد …
طاهره خدانظر

مهسا (ژینا) امینی را به کدامین گناه کشتند؟

مهسا امینی ، دختری ۲۲ ساله از کردستان با مانتویی گشاد و بلند مادرش و روسری سه متری بر
سرش ، همراه خانواده‌ برای دید و بازدید از فامیل خود به تهران می‌رود. زمانی که به تهران
می‌رسد همراه برادر خود روی سنگ‌فرش‌های پیاده‌رو تهران قدم می‌زند نا‌گاه موتر گشت ارشاد
می‌رسد و کنار آنها توقف می‌کند و چند مامور زن و مرد از موتر پیاده شده و از مهسای غریب
در شهر پرسان می‌کنند چرا مقداری از موی جلو سرت از زیر چادر سه متری نمایان است؟! حال
آنکه مانتوی دراز مادرش بالای پا و کفش او را پوشانیده و روسری سه متری هم بر سر و شانه‌ی
او آویزان بود! اما گویا ماموران وظیفه داشتند که روزانه چند زن و دختر را به زور به مرکز ارشاد
خود ببرند وگرنه ماموران می‌دانستند که این دختر غریب در شهر در تمام عمر خود پای
رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران نشسته بود و هیچ نافرمانی ولو مدنی هم نداشت زیرا سابقه‌ی
بازداشتی در شهر خود را ندارد و با تمام امید و آرزوهایش و با پشتکارش توانسته بود وارد
دانشگاه شود اما کوردلان مذهبی با اعمال خشونت بخاطر زن بودنش او را محکوم به مرگ کردند
او را به بهانه‌ی بی‌حجابی قسمت جلوی موی سرش ، از برادرش جدا کردند و او را به زور سوار
موتر گشت ارشاد می‌کنند و به برادرش می‌گویند خواهرش را در مرکز ارشاد ، اندرز می‌دهند !
اما ارشاد و اندرز آنها ضربات متعدد باتوم بر سر مهسای غریب و مظلوم در پایتخت پر از جور و
خفقان تهران در مجاورت شهر قم ( شهر مراجع تقلیدی خفقانی) بود. مهسا زیر بارانی از باتوم
مدعیان جانشینی خداوند قرار گرفت و دچار مرگ مغزی شد و جان داد! که بدبختانه ما هم در
افغانستان شاهد تکرار چنین ظلمی بر دختران جوان هستیم…
نفیسه‌ی بلخی ۲۳ ساله که در شفا خانه‌ی خصوصی در مزار شریف کار می‌کرد در عصر جمعه
در ایست بازرسی طالبان ، به بهانه‌ی نداشتن محرم در کنار خود از موتر پایین می‌آورند سپس
نظامیان طالب ، نفیسه را لت و کوب می‌کنند و یک پایش را می‌شکنند و بعد او را تیرباران کردند
که با دوازده مرمی بر جسم نیمه جان او به زندگیش خاتمه دادند و ادعا کردند فرمان خداوند را
جاری ساختند!
آیا تفاوتی در عملکرد طالبان افغانستان و جمهوری اسلامی ایران در رابطه با زنان دیده می‌شود؟
به قطعیت نه ! زیرا هر دو در ذات خویش و عملکرد و باورهایشان یکی هستند تنها نام‌ها و مکان
حاکمیت آنها متفاوت است!
در هر دو حاکمیت ولایی و مستبد دینی برای توجیه هدف خود ، زن را وسیله قرار داده‌اند و
متاسفانه این روند مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه از بدو تاسیس این حاکمیت‌هاست که
شوربختانه تفکرات جامعه‌ی مردسالار در امتداد و حمایت از توجیهات طبقه‌ی حاکم است . اساس و
بنیان تمام این جنایات ضد انسانی که بر زنان می‌رود بر ادله و تفکر مذهبی و سنتی دینی است . از
رسم و رواج ناپسند تا حمایت حاکمیت دینی در مقابل آن و عدم برخورد قاطعانه با عاملین خشونت با
نفوذ زورمندان معمم و مسلمان در روند رسیدگی ، همه و همه منشأش از باورهای مختلف اسلامی
رایج در جامعه‌ی شرقی است که قبول کردن این باورها ناشی از کمبود آگاهی و پایین بودن حداقل
دانستنیها از حقوق انسان است .

زمانی داعش با داعیه‌ی دینی قد علم کرد با طرح جهاد نکاح برای نظامیان خود و حراج زنان و
دختران ایزدی بازار تجارت برده فروشی را در منطقه گرم کرده بود و آنچنان ظلمی در حق زنان در
قرن حاضر روا داشتند که ما سابقه‌ی آنرا در قرون گذشته به ندرت در جوامع وحشی دیده بودیم !
زمانی هم که مجاهدین در افغانستان پیروز شدند آنها هم اقدام به قلع و قمع زنان کردند ، خیلی از
زنان را در ملاء عام لخت و عریان کردند و سینه‌های آنان را بریدند و خیلی دیگر را به کشورهای
عربی فروختند چنانچه بلقیس روشن نماینده‌ ولایت فراه در مجلس افغانستان در ۲۰ قوس ۱۳۹۸
خطاب به جهادی ها می گوید ” مگر شما بنام دین با هر کس معامله  نمی‌کنید؟ و دیگر برادران
بی‌شرمتان (مقصد طالبان است) هم در قطر با آمریکایی‌ها سر افغانستان معامله می‌کنند که زمانی
هم این معامله را کفر می دانستید … مگر شما نبودید که بزرگترین جنایات را علیه زنان افغانستان
انجام دادید و شما سینه های زنان افغانستان را بریدید و آنان را لخت و برهنه کردید در محضر عام ،
و بقیه را به عربستان فروختید و یا به عنوان تحفه دادید و… ۱ و بدبختانه از زمان بدو حکومت
طالبان تا حال روزی نیست که جنازه‌ی دختران جوان افغان در روی سرک‌ها یا آشغالها و یا در
دره‌ها با دست و پای بسته در کابل و دیگر ولایت‌ها پیدا نشوند!…
در ایران اسلامی هم ، در میانه‌ی حمله‌ی عراق بر شهرهای ایران ، جمع کثیری از مردم به
جبهه‌ها رفتند تا از تجاوز ارتش عراق جلوگیری کنند و زنانی در سوسنگرد بخاطر اینکه به اسارت
عراقی‌ها در نیایند و برای حفظ کرامت و شرافت ، خودشان را کشتند … اما امروز در تهران و
مشهد بازار تجارت جنسی توسط حاکمان اسلامی برای عراقی‌ها به نام زائر و با فتوای دینی باز
است …
حکومت ایران ادعای نجات مستضعفین و رهبری جهان اسلام را دارد و تمام مفاهیم دینی را برای
فریب عموم در مسند خویش بکار گرفته است ، ثمره‌ی ۴۰ سال حکومتش در داخل رواج دروغ،
ناعدالتی، اختلاس و دزدی های کلان و در بیرون جنگ افروزی و نابسامانی در منطقه مشهود است.
تهران ماوی امن رهبران تندرو اسلامی منطقه‌ی خاورمیانه از جمله القاعده تا طالبان است .
تهران امسال با سرمایه‌گذاری زیادی روی محرم و اربعین در تلاش برای قدرت نمایی در منطقه بود
اما مظلومیت مرگ ژینا امینی ، دختر کُرد سقزی باعث فرو ریختن تمام آن ساختارهای قدرتی
جمهوری اسلامی در منطقه شد و ابهت و پذیرشش را از بین برد.
آری تنها زنان است که بدون هیچ مدافعی و بدون در نظر گرفتن حقوق انسانی آنان ، درجه دوم در
اجتماع معرفی می‌شوند . علما و آگاهان دین با استناد به مذهب ، زنان را ناقص العقل معرفی کرده اند
و عملاً بازار تجارت سکس و بردگی جنسی آنها را فراهم ساخته اند این مسئله خود امکان فرار مذهب
از دیگر مشکلات جامعه را فراهم می کند و ناتوانی مذهب در ارائه‌ی راه‌ حل می‌پوشاند ، رهبران
دینی در پندارهای خود تا جایی پیش می روند که بلا و مصیبت و فقر جامعه را به رفتار زن ربط
می‌دهند. انگار نپوشیدن سر زن عامل مصیبت جامعه است و در جای دیگر بی غیرتی و بی ارزشی
مرد را هم به همان حجاب و پوشش بر می گردانند.
رسالت زنان فراتر از دادخواهی برای حق خویش اند آنان در تلاش برای اجرای عدالت برای مردم و
جامعه‌اند لذا همبستگی زنان و حمایت مردان آزادی خواه و وجدان‌های بیدار از آنان نه تنها خط
پایان تبعیض‌ها را رقم می‌زند بلکه مانع قربانی شدن دیگر ژیناها در آینده می‌شود…

من بعنوان زنی از جامعه‌ی افغانستان و به نمایندگی و همصدایی با زنان افغانستان ، مرگ
مظلومانه‌ی مهسا (ژینا) امینی را محکوم می‌کنیم و خود را همدرد و شریک غم خانواده‌ی ژینا و
جامعه‌ی زنان و مردان ایران می‌دانیم.

طاهره خدانظر
t.khodanazar@yahoo.com

منابع و مآخذ:
۱.ویدیوی سخنان بلقیس روشن در رابطه با جنایات مجاهدین افغانستان نسبت به زنان در مقابل
خود مجاهدین

t.khodanazar@yahoo.com