دو اقدام تبلیغاتی امریکا برای انحراف افکار عمومی

دمکرات های امریکا که در انتظار از کف دادن اکثریت مجلسین سنا و نمایندگان هستند دست به دو اقدام تبلیغاتی زدند تا بلکه افکار عمومی امریکا را به سوی خود جلب کنند. بویژه که ضعف شدید جسمی و اقدامات و حرف های بی حساب بایدن نیز موقعیت دمکرات ها را بیشتر تضعیف کرده است. این دو نمایش تبلیغاتی بصورت همزمان انجام شد. نخست بایدن در یک سخنرانی، درحالیکه نفسش از ته چاه در می آمد خبر کشته شدن امین الظواهری رهبر القاعده در افغانستان را یک فتح بزرگ جهانی و قهرمانی امریکا اعلام کرد و دوم نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان از حزب دمکرات که او نیز مانند بایدن از زمان بازنشستگی اش چند سالی گذشته راهی تایوان شد. نه کشتن الظواهری و نه سفر پلوسی به تایوان هیچکدام چاره بحران اقتصادی و سیاسی در امریکا نیست. ممکن است چند روزی رسانه های غرب این دو خبر را در بوق کنند و سر مردم را به آنها گرم، اما بزودی این دو خبر نیز به حاشیه خواهند رفت و مسائل اساسی جهان و امریکا بار دیگر اذهان عمومی را فتح خواهد کرد.

شاید امریکا با سفر پلوسی به تایوان می خواست سناریوی حضور ناتو در اوکراین و تحریک روسیه به جنگ را برای چین هم تکرار کند، اما فعلا یخ این سناریو نگرفته است. چین خوب میداند که گریبان اقتصادی امریکا را در مشت خود دارد و هر اندازه آن را بیشتر فشار بدهد، آسان تر از اقدام نظامی امریکا را از پای در خواهد آورد. بنابراین، سفر نمایشی پلوسی به تایوان را زیر سبیلی در کرد تا بموقع خود گلوی امریکا را بفشارد.

درباره کشتن امین الظواهری نیز، این نوع اقدامات نمایشی و جنجالی بر خلاف ادعای امریکائی ها، هیچ تاثیری در ساختار شبکه های تروریستی نخواهد داشت. اسامه ای می رود و الظواهری می آید و الظواهری می رود و یکنفر دیگر جایش را می گیرد، چنان که ملاعمر رفت و یک ملاعمر دیگر رهبر طالبان شد. اگر امریکا نگران ترویسم بود، 6 هزار نیروی داعش را در افغانستان جمع نمی کرد. این نوع اقدامات جنجالی، سیاست همیشگی امریکاست. الظواهری سالها در پاکستان بود و در بسیاری از ترورها و انفجارها در افغانستان نقش داشت و اگر امریکا می خواست، همان زمان که ارتش آن کشور در افغانستان حضور داشت و بیشترین مناسبات نظامی و امنیتی را با پاکستان داشت، امین الظواهری را حداقل دستگیر می کرد. بازگشت نانسی پلوسی به امریکا نیز قطعا با پوشش تبلیغاتی رسانه های امریکا در حد فاتح تایوان همراه خواهد شد، اما بعید است که این دو اقدام تاثیری در رای مردم امریکا در انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری به سود دمکرات ها بگذارد و به خواب آشفته دمکرات ها از بازگشت ترامپ و یا شخصیتی مانند او خاتمه بدهد.

به این دو اقدام امریکا که دولت های اروپائی نیز برای آن پامنبری می خوانند، افزایش تهدیدها علیه ایران را هم باید اضافه کرد. تهدیدهائی به بهانه راه افتادن و تقویت سانترفیوژهای غنی سازی اورانیوم در تاسیسات اتمی ایران و حفظ فاصله ایران از آن توافقی که امریکا شروط خود را میخواهد در آن به ایران تحمیل کند. در راس این شروط همان شرطی قرار دارد که “بورل” مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صراحت بر زبان آورد: “یا شرق و یا برجام!”. بورل در نقش سخنگوی کاخ سفید این جمله را گفت و هدف از آن منزوی کرد ایران و جداسازی اش از چین و روسیه و سپس گرفتن گریبان ایران است. بحث بر سر ایران و آینده آنست و نه جمهوری اسلامی. این نکته ایست که بسیاری از فعالان سیاسی آن را درک نمی کنند و مردم نیز زیر فشار گرانی و اقدامات ارتجاعی حاکمیت نمی خواهد آن آینده را ببینند و حدس بزنند.

پیوند روسیه و چین: روسیه با جمله “چین، با تو هستیم” روی برج “اوستانکینو” مسکو، حمایت خود از پکن در برابر ایالات متحده را به نمایش گذاشت. البته سخنگوی دولت جمهوری اسلامی نیز روز گذشته از چین واحد اعلام حمایت کرد که در نوع خود حمایت از چین، بعنوان یک متحد در برابر امریکا بود.

در فیلم دوم، تظاهرات در تایوان علیه سفر نانسی پلوسی را می بینید که هیچ شبکه تلویزیونی (ایرانی و خارجی) آن را پخش نکردند

پیک نت.