مردم کره شمالی

چگونه می توانند فراموش کنند؟

Vox World

ترجمه: سرژ آراکلی

این روزها ناظر آن هستیم که نه تنها مردم عادی بلکه بسیاری از کسانی که مدعی عدالت خواهی و انسان دوستی و سوسیالیسم هستند نیز به جهت کاهلی در مطالعه و تحقیق و سپردن گوش و هوش خود به رسانه های غربی که عمدتاً کارشان به فرمانبرداری وبازگویی فرامین جنگ طلبان کشیده است، از حقایق بحران کره همانقدر بیخبرند که از مسئله ی سوریه.

واشنگتن هرگز تلاش نکرده است تحقیر کره شمالی را پنهان کند. در 64 سالی که جنگ کره متوقف شده است، ایالات متحده با همه توانی که داشته، در تلاش مجازات، تحقیر و تحمیل رنج و محنت بر مردم این کشور بوده است. واشنگتن جمهوری دموکراتیک خلق کره را با جلوگیری از دسترسی آن به بازار جهانی و سرمایه خارجی به گرسنگی محکوم و اقتصاد آن را با تحریم های فلج کننده دچار خفقان نموده و پایگاهای نظامی وسیستم های موشکی نابود کننده در مرز آن قرار داده است.

واشنگتن نشستن بر سر میز مذاکره با کشوری که آن را حقیر می داند، دون شآن خود می انگارد. بجای آن ایالات متحده، چین قدرتمند را دارد که با بکار گیری دیپلمات های آن همچون طرف صحبت، توقع این را دارد که آنها اولتیماتوم های واشنگتن را با تهدید آمیز ترین شکل ممکن منتقل کنند. امید شان البته این است که پیونگ یانگ در برابر قلدری امریکا تعظیم کند و به دستوراتش عمل نماید. شمال اما هرگز در برابر تهدید های ایالات متحده سر فرود نیاورده و هیچ نشانه ای از این که در آینده این روش را تغییر دهد وجود ندارد. بجای آن جمهوری دموکراتیک خلق کره به ایجاد یک سیستم تسلیحات اتمی کوچک جهت دفاع از خود، در صورت تلاش آمریکا درتحمیل سلطه ی خود با آغاز جنگی دیگر پرداخته است.

هیچ کشوری به اندازه ی کره شمالی نیاز به سلاح های اتمی ندارد. آمریکائی های مغزشویی شده ای که اخبار خود را از Fox و CNN دریافت می کنند ممکن است نظری خلاف این را داشته باشند، اما اگر یک کشور متخاصم ناوگان تهاجمی خود را به سواحل کالیفرنیا بیاورد در حالی که در مرز مکزیک به مانورعظیم نظامی جهت ایجاد وحشت در مردم پرداخته است، آنگاه شاید دیدشان نسبت به مسئله تغییر کند. ممکن است ارزش داشتن چند سلاح اتمی را برای جلوگیری از کشور متخاصم برای دست زدن به کاری بسیاراحمقانه را در یابند.

بگذارید صادق باشیم. تنها دلیلی که کیم جونگ اون به عاقبت صدام حسین و قذافی دچار نشده است، 1- این است که کره شمالی بر دریایی از نفت قرار ندارد

2- کره شمالی قادر است سئول، اوکیناوا و توکیو را به ویرانه ای از آتش و دود تبدیل کند. اگر کیم جونگ سلاح های کشتار جمعی نداشت، پیونگ یانگ مدتها پیش با تهاجم پیشدستانه روبرو و کیم جونگ اون به سرنوشتی چون قذافی دچار شده بود. سلاح اتمی تنها پادزهر شناخته شده در برابر ماجراجویی های ایالات متحده است.

مردم آمریکا که حافظه ی تاریخی شان فراتر از نوزده سپتامبر(9/11) 2001 نمی رود، هیچ شناختی از روش ایالات متحده در جنگ ها و قصابی ها و ویرانگری وحشتناکی که در کره شمالی کرده است، ندارند.

گزارش زیر یادآوریِ مختصری است از این که چرا کره شمالی بعد از گذشت حدود 70 سال از امضای متارکه جنگ، هنوز نگران آمریکا است.

» در اوایل 1950، ایالات متحده بیش از همه ی بمب هایی که در جنگ دوم جهانی در منطقه ی اقیانوس آرام ریخته بود، برسرمردم کره شمالی ریخت. بمبارانی مَفروش، شامل 32 هزار تن بمب ناپالم، که اغلب آگاهانه؛ مردم معمولی را همانقدر هدف میگرفت که نظامیان و اهداف نظامی را. و ویرانی کشور را در هدف داشت، ماورای جنگ. بسیاری از شهر ها نابود وهزاران تن مردم بیگناه کشته و بسیاری دیگر گرسنه و بی خانمان و آواره شدند.

بر اساس تحقیقات “بلاین هاردن” خبرنگار آمریکایی: در گزارشی که “کورتیس مک لی مِی” فرمانده نیروی هوایی استراتژیک آمریکا در زمان جنگ کره به اداره ی ثبت تاریخِ نیروی هوایی در 1984 ارایه کرده است، در مدتی حدود سه سال، امریکا 20 در صد جمعیت کره شمالی را نابود کرده است.»

دین راسک، مشوق جنگ کره که در دوره بعد وزیر امورخارجه شد، گفت که ایالات متحده «هر جنبنده و هر آجری که بر آجری قرار داشته، بمباران کرده است.» بعد از کمبود اهداف شهری، بمب افکن ها به بمباران و ویرانی سد های برق رسانی و آبرسانی پرداختند که به سیلاب مزارع و نابودی محصولات کشاورزی منجر شد.

»روز سوم ژانویه 1950ساعت ده ونیم صبح 82 بمب افکن ناوگان ایالات متحده بار مرگ آور خود را روی شهر پیونگ یانگ خالی کردند . . . صدها تُن بمب و مواد آتش زا، همزمان بر سرتاسر شهر ریخته شد، که موجب آتش سوزی مداوم و خاموش نشدنی گشت. بَربَرهای ماورای آتلانتیک، شهر را با مواد منفجره ی بسیار قویِ تاخیری (فسفوری)، که در تمام روز با فاصله منفجر و خروج مردم را از پناه گاه ها ناممکن میکرد، بمباران کردند. تمام شهربمدت دو روز در آتش سوخت وهفت هزار و هشتصد و دوازده خانه ی مسکونی به خاکستر تبدیل شد و آمریکائیان کاملاً آگاه بودند که در شهر هیچ هدف نظامی وجود ندارد . . .

تعداد مردم پیونگ یانگ که در اثر این عملیات، زنده زنده در آتش سوختند و یا در اثر دود ناشی از آتش دچار خفگی شدند، از شمار بیرون است . . . حدود 50 هزار نفر از ساکنین شهری که قبل از جنگ 500 هزار نفرجمعیت داشت، باقی ماندند. «امریکایی ها فراموش کرده اند که ما با کره شمالی چه کرده ایم»، به نقل از: (ووکس ورلد)

ایالات متحده بیش از دو میلیون نفر از مردم کشوری را که هیچ تهدیدی برای امنیت آن نبودند کشتند. مانند ویتنام، جنگ کره تمرین عضلانی دیگری بود که هر گاه ایالات متحده نیاز به آزمایش سلاح های تازه اش دارد؛ به آن می پردازد. ایالات متحده هیچ چیزی برای غارت و تملک در شبه جزیره کره ندارد جز آمیزه ای از تسلط امپراتورانه و شرارت ناب همچون موارد متعدد دیگری که در گذشته دیده ایم.

بگفته ی ژورنال آسیا-پاسیفیک:

» در پایان سال 1352 هیچ هدف با ارزشی برای بمب افکن های ایالات متحده جهت بمباران باقی نمانده بود. هر شهر و شهرک و منطقه ی صنعتی در کره شمالی بمباران شده بود. در بهار 1353 نیروی هوایی سد های آبیاری روی رودخانه ی یالو را، جهت نابودی برنجزارهای کره شمالی و همچنین وارد کردن فشار بر چین، که ناچار بود مواد غذایی بیشتری را جهت کمک به کره ارسال کند؛ مورد هدف قرار داد. در نتیجه ی بمبارانِ پنج سد آبیاری، هزاران هکتار از برنجزارها نابود و شهرها دچار سیل و ویرانی شده و ملیونها نفر از اهالی کره شمالی اولیه ترین خوراک روزانه شان را از دست دادند و تنها با کمک های اضطراری چین و اتحاد شوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی از قحطی گسترده و همگانی در امان ماندند.» («ویرانی و بازسازی کره شمالی، 1950-1960» ژورنال آسیا-پاسیفیک، ژاپن)

باری «مخازن آب، سدهای آبیاری، برنجزارها، سدهای برق رسانی و مراکز مسکونی» همه با ناپالم ویران شدند، همه با فرش بمب پوشانده و همه با خاک یکسان شدند و چیزی سالم نماند. هرچیزی اگر حرکت داشت با شلیک و اگر نداشت با بمب نابود شد. ایالات متحده اما ناتوان از تسخیر، کشور را به سرزمین غیر قابل سکونت تبدیل کرد.» «بگذار گرسنگی بکشند. بگذار از سرما یخ بزنند. . . بگذار برای زنده ماندن از ریشه ی گیاهان و خزندگان تغذیه کنند. بگذار در خندق ها بخوابند و در میان ویرانه ها زندگی کنند، برای ما چه اهمیتی دارد؟ ما مهم ترین کشور روی زمین هستیم. خداوند به آمریکا برکت دهد»

این است شیوه ی معامله واشنگتن، و این شیوه از سال 1890 که گردان هفتم سواره نظام آمریکا 150 تا 300 مرد و زن و کودک سرخ پوست را در ووندد نی قتل عام کرد تغییری نکرده است. با قبیله سیوکس در منطقه پاین ریج بهمان شیوه رفتار شد که با کره شمالی ها، و یا ویتنامی ها و یا نیکاراگوئه ای ها، و یا عراقی ها و دیگران و دیگران. و نهایت این که هر کس بر سر راه امریکا قرار گیرد، دنیایی از بمب و مصیبت و جنایت بر سرش خواهد بارید.

توحش تهاجمی آمریکا به کره شمالی مُهری چنان ابدی بر روان مردم آن کشور بر جای گذاشته است که بهر قیمتی، نمی تواند به تکرار سناریویی مشابه آن در آینده تن در دهد. آنها با هر آنچه در امکان دارند باید برای دفاع از خود آماده شوند. اگر این آمادگی به معنی داشتن سلاح اتمی است، بگذار باشد. “بقای خود” ازاهمیت درجه اول برخورداراست.

آیا امکانی برای پایان دادن به این رویارویی بین پیونگ یانگ و واشنگتن وجود دارد، امکانی برای بهبود روابط و برقراری اعتماد متقابل؟ البته که وجود دارد. کافیست ایالات متحده آغاز به برخورد محترمانه با جمهوری خلق کره نموده و قول های داده شده را به اجرا درآورد. کدام قول ها؟

قول ساختن دو راکتور آب سبک جهت تولید گرما و برق برای مردم در مقابل پایان دادن به برنامه ی تولید سلاح های اتمی. شما قول و قراراین توافقنامه را در رسانه ها نخواهید دید، چرا که رسانه ها در واقع شاخه تبلیغاتی وزارت دفاع (پنتاگون) هستند. آنها هیچ سودی در راه حل مسالمت آمیز نمی بینند. سهام تجاری آنها در جنگ و جنگ های بیشتر سرمایه گذاری شده است. شمالی ها خواهان اجرای تعهدات ایالات متحده در چارچوب قرارداد 1994هستند. همین. فقط پایبندی به تعهدات. این مگر چقدر مشکل است؟

جیمی کارتر رئیس جمهور پیشین ایالات متحده در جمع بندی خود، در واشنگتن پست، 24نوامبر 2010 چنین نوشته است:

»در سپتامبر 2005 اساس توافقنامه ی 1994 مورد تائید قرار گرفت. چارچوب توافقنامه شامل غیراتمی کردن شبه جزیره کره، تعهد عدم تهاجم و تجاوز ایالات متحده و گام هایی جهت امضاء قرارداد صلح بجای توافق نامه ی آتش بسِ ایالات متحده – کره شمالی – چین که از جولای 1953 برقرار است بود. متاسفانه اما هیچ پیشرفتی از 2005 تا حال صورت نگرفته است . . .در جولای گذشته من برای تحویل گرفتن یک آمریکایی زندانی (آجولان گومز)، به پیونگ یانگ دعوت شدم، با این امید که اقامت من به اندازه کافی برای مذاکره با مقامات کره شمالی طولانی خواهد بود. آنها تمایل خود را با جزئیات، جهت غیر اتمی کردن منطقه و آتش بس دائمی بر اساس توافق نامه ی 1994 و شروط پیشنهادی شش قدرت جهانی در سال 2005 را ابراز کردند. مقامات کره شمالی همین پیام را به دیگر آمریکایی هایی که اخیراً از کره دیدن کرده اند، منتقل و اجازه دسترسی متخصص های اتمی را به یکی از تاسیسات پیشرفته ی خالص سازی اورانیوم داده اند. همان مقامات به من گفتند که این انبوه سانترفیوژها در مذاکرات با ایالات متحده روی میز خواهند بود، گر چه خالص کردن اورانیوم که یک روند دراز مدت است، در توافق نامه ی 1994گنجانده نشده است. پیونگ یانگ با فرستادن پیام های متوالی گفته است که در جریان مذاکرات مستقیم با ایالات متحده، آماده ی پایان دادن به برنامه های نظامی- اتمی خود، گذاشتن همه ی آنها تحت نظارتIAEA و یک قرارداد صلح دائمی بجای آتش بس 1953 است. ما باید به این پیام پاسخ بدهیم. جایگزین ناخواسته برای کره شمالی، برداشتن گام هایی است که آنها جهت دفاع از خود در برابر عمده ترین نگرانی شان، تهاجم نظامی ایالات متحده در جهت تغییر رژیم ضروری میدانند.»

بسیاری از مردم در غرب فکر می کنند که مشکل این بحران از سوی کره شمالی است. اما چنین نیست. مُشکل از سوی ایالات متحده و عدم تمایل آن به مذاکره برای پایان جنگ است، مشکل عدم تمایل به تعهد امنیت کره شمالی و حتی نشستن بر سر میز مذاکره با مردمی است که با ادامه دشمنی واشنگتن با کره شمالی در حال کامل کردن سیستم موشک های دور پروازِ قاره پیمایی هستند که قادر به زدن شهرهای آمریکا است. احمقانه نیست؟ و حالا ترامپ در کاخ سفید به سیاستی چسبیده که در64 سال گذشته شکست خورده و به روشنی با زیر پا نهادن امنیت ملی ایالات متحده، شهروندان آمریکا را در معرض خطر مستقیم قرار داده است. با چه هدفی؟ برای نمایش چهره ی «مرد استوار»، برای اقناع مردم که ایالات متحده با کشورهای ضعیف مذاکره نمی کند، برای اثبات به جهان که «هر چه ایالات متحده بگوید، باید انجام دهید»

روابط با کره شمالی می تواند عادی شود، مناسبات اقتصادی می تواند برقرار شود، اعتماد متقابل می تواند بازسازی شود، و تهدید اتمی میتواند محو شود، روابط با کره شمالی می تواند بحرانی نباشد، و اینها همه تنها نیازمند تغییر سیاست امریکاست، و اندکی درایت سیاسی رهبرانی که واقعاً خواهان صلح باشند و نه جنگ

+++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

مرد شمارۀ دو کره شمالی کیست؟

با کیم یونگ نام، مرد شماره دو کره شمالی آشنا شوید.

به گزارش سایت همایون بنقل از العالم، در کره شمالی هیچ کسی نمی تواند روی حرف کیم جونگ اون، رهبر این کشور کمونیست حرف بزند.

ولی خیلی ها نمی دانند که کره شمالی یک رئیس جمهوری افتخاری به نام “کیم یونگ نام” دارد که وظایف و اختیاراتش تشریفاتی است.

کیم یونگ نام ، اخیراً نامۀ تبریک برای امانوئل مکرون، رئیس جمهوری منتخب فرانسه فرستاد.

کیم یونگ نام کیست؟

کیم یونگ نام (۸۹ ساله) از سال ۱۹۹۸ رئیس هیئت رئیسه مجلس اعلای خلق کره شمالی است و از سال ۱۹۸۳ تا سال ۱۹۹۸ وزیر امور خارجه کره شمالی بود.

طبق نظام سیاسی کره شمالی؛ کیم یونگ نام رئیس جمهوری افتخاری کره شمالی به شمار می آید.

کیم یونگ نام سال ۲۰۱۰ به عضویت هیئت رئیسه دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کارگران کره شمالی درآمد. کیم جونگ اون رهبر کره شمالی رئیس حزب کارگران است حزبی که سال ۱۹۴۹ تشکیل شد.

تقریباً همۀ وظایف و اختیارات کیم یونگ نام تشریفاتی است که یکی از وظایفش دریافت استوارنامه سفیران جدید و تعیین سفیران کره شمالی، امضای توافقنامه ها و استقبال از سران کشورها است.

رئیس جمهوری افتخاری کره شمالی به نمایندگی از کشورش در مناسبت های بین المللی مشارکت می کند و ژوئیه ۲۰۰۷ به مدت ۲ هفته به کشورهای مغولستان، الجزایر، مصر، اتیوپی و سنگاپور سفر کرد.

رئیس هیئت رئیسه مجلس اعلای خلق کره شمالی گاه مرد شمارۀ دو این کشور پس از کیم جونگ اون محسوب می شود.

کیم یونگ نام همچنین عُرفاً عضو مجلس اجرائی سه نفره است. “پاک پونگ جو” نخست وزیر و کیم جونگ اون (رهبر کره شمالی) رئیس کمیته دفاع ملی ، دیگر اعضای این کمیته هستند.

وظیفه مجلس اجرائی سه نفره تعیین سیاست های خارجی ، تشکیل دولت ، اداره امور داخلی و نظارت بر امور دفاعی است

Advertisements