برادری دینی” ساختگی است. “هموطن بودن” سیاه بازی است. حقوق بشر و دموکراسی استاندارد دوگانه دارد. «تو» نمیتوانی در میدان «حقوق بشر و دموکراسی» بازی کنی، زیرا این میدان امریکا است
اوجگیری بحران ساختاری نظام سرمایه داری، ناکارآیی فزاینده این نظام در حل بحران های بین المللی و به تحلیل رفتن هژمونی ایالات متحد آمریکا در مناسبات قدرت میان دولتهای سرمایه داری، حکمرانان کنونی کاخ سفید را برآن داشته که طرح نو دراندازند. در یک بخش این طرح هدف فوری به دست گرفتن کنترل کامل آسیای میانه و یا ایجاد بحران – نا امنی در این منطقه است. به این دلیل حکمرانان کنونی کاخ سفید یک جمع از هارترین و آزمندترین نیروها را در پیرامون این منطقه به میدان آورد اند تا به کمک آنها نظام جهانی سرمایه داری و هژمونی آمریکا را از دام بحران های مرگبار اقتصادی – سیاسی نجات بخشند که به آشوب کشیدن «آسیای میانه» یک بخش از این راهکار است.

از بد شانسی، زیست بوم تاریخی «تاجیک- هزاره- ازبک- ترکمن» در مسیر این “یورش” چالش اصلی و هدف مستقیم است. بنا براین، استراتژی جدید نظام سرمایه داری جهانی بر پایه درهم کوبیدن جغرافیای زیستی «تاجیک- هزاره- ازبیک- ترکمن…» و استقرار این “هارترین و آزمندترین نیروها” در این مناطق برای دفاع از منافع سرمایه داری بازنویسی شده است که از دید راهبرد دولت ایالات متحده آمریکا، ضروتی اجتناب ناپذیر می باشد. با نگاه از این زاویه. اول- انتقال و إسکانِ قبایل بیگانه پشتون/افغان، القاعده و سایر گروه های دهشت افگن در شمال کشور. دوم- این که این گروه های «اراذل- اوباش» به شکرانه “کمک های مالی آمریکا- اعراب خلیج فارس …” پای در رکاب کرده اند تا سراسر «آسیای میانه» و زیست بوم تاریخی «تاجیک- هزاره- ازبک- ترکمن» را شخم بزنند. سوم- کشتار دسته جمعی اقوام این مناطق و در نتیجه سکوت شرم آور جهان لیبرال– اسلامی بخوبی قابل درک است!

در سوی دیگر، مقاومتگران به میدان آمده و آستین ها را بالا زده اند تا یکی از درخشان- با شکوه ترین فصول تاریخ «تاجیک» را در امر آزادی- عدالت اجتماعی رقم زنند. این «مقاومت گران» سرافراز و پیلتن، بر فراز کوه های هندوکش به دیدبانی و پاسبانی از زن، زمین، فرهنگ و هویت «خراسانی» خود نشسته و «فقط» نگران پیمان شکنان *هستند. در ذهن وُ ضمیر این «مقاومت گران» شخصیّت و روحِ «فرمانده مسعود» به عنوان نمادِ پایداری، مقاومت و جاودانگی «تاجیک» هنوز نفس می کشد. از دید نگارنده، مقاومت این دوران بیان منافع و آرزوهای مردم ستم دیده و تجسم خود آگاهی واراده آنان برای یک دگرگونی ساختاری و همه جانبه می باشد و دارای ماهیّتی «تاجیکی- خراسانی» است نه «اسلامی- اعتقادی». دفاع از مردمِ گرسنه و بی پناهی که توسطِ نیروهای «اراذل- اوباش» طالب/پشتون/افغان/ سرکوب و به خاک و خون می افتند «مقاومت» را از تمام خیزش های پیشین ممتاز و متمایز می سازد.

پس، مسوولیت بزرگ و تاریخی متوجه «مقاومت گران» است که انجام اش، دشوار، اما ناممکن نیست. «مقاومت» در «خلا» یا «گسست» که فهمِ تحوّلات اجتماعی، سیاسی، هویتی و فرهنگی دوران را دشوار کند قرار ندارد. ما همه میدانیم که جهان سیاست صحنه نمایش رویارویی و رقابت بین قدرت ها است. قدرت های بزرگ جهانی میدان «نبرد- بازی» را آنطور که خودشان میخواهند بستر سازی و بازیگر مورد نظر خود را انتخاب می کنند. بازی شروع شده است. کاخ «کرملین» بر علیه چهارچوب مناسبات موجود در ساختار قدرت جهانی و منطق و رفتار “متعارف” بین المللی شورش کرد و آمریکا اردوی خود را در بستر زیستی شما بر پا داشته است و بازیگر مورد نظر خود را وارد بازی کرده است. فاشیزم پشتونی/افغانی وابسته به استعمار به عنوان بازیگر مورد نظر آمریکا، اهداف خود را در راستای اهداف استعمار تعریف کرده. هدف فوری مرحله کنونی استعمار«آمریکا» با هدفِ عُمدۀ پشتون/افغان/طالب از حمله به شمال در یک خط قراردارد. پشتون/افغان/طالب زمین، غنایم، تاراج، باج، خراج و اسیر گرفتن زنان و نوجوانان و تغییر بافتِ جمعیّتی بومی در شمال و تضعیف اقوام بومی این مناطق را میخواهد و آمریکا این «زمین سوخته- آشوبگر فاقد اخلاق» را برای اهداف خود لازم دارد.

باید یادآور شوم: ایجاد ترس و ترور و وحشت از طریق کشتارهای هولناک گروهی که وسیله ای است برای سلطۀ روحی بر مردم مناطق اشغال شده. از عبدالرحمان خان تا به امروز «هم استراتژی؛ و هم تاکتیک» برای گسترش و تحکیم پشتون/افغان سازی و نابودی ظرفیت های مقابله و مقاومت مستقل در سطح جامعه و نیز کنترل پذیر کردن سایر اقوام غیر پشتو/افغان بود است و طراح اصلی آن دولت بریتانیا کبیر بوده که الان این طرح توسط آمریکا « نُشخوار» میشود.

ای مقاومتگر، اگر نگویی– ندانی که بازیگر کدام میدانی و برای «چه» میجنگی و یک چشم انداز سیاسی و ساختاری متفاوتی را بروی اکثریت مردم منگوب شده و محروم و استبداد زده این کشور نگشاید، در یک برزخ تاریخی و سرنوشت ساز قرار خواهید گرفت و “کلاه تان پس معرکه است**”. “برادری دینی” ساختگی است. “هموطن بودن***” سیاه بازی است****. حقوق بشر- دموکراسی استاندارد دوگانه دارد. نفهمیدن این موضوعات فاجعه- حماقت است. بازی شروع شده و «تو» نمیتوانی در میدان«حقوق بشر- دموکراسی» بازی کنی، زیرا این میدان امریکا است. افغانیت- اسلامیت میدان طالب/پشتون/افغان است. باخبر باش که «بازیگر شدن» در این دوران، بدون پیشکش ساختاری بدیل و بدون دست یافتن به یک هویت مستقل نامیسر است و صدای در محافل بین المللی نخواهید داشت. باری، در نبود هویت «مستقل» قادر نخواهید بود که قدرت عظیم “زن” های بینوا، این لگد مال شدگان، به حاشیه رانده شدگان، به خاک و خون افتندگان و مردم گرسنه و به تاراج رفته را که حق تعیین سرنوشت و خود فرمانی را شعار می دهند- بسیج و به حرکت در آورید. در این صورت با تنگناهای جدی در منابع حیاتی و فضای تنفس روبرو شده و بدون «مقاومت» خواهید مرد.

وحید تاجیک