به حزبی های قبیله وحشت که بنابر مناسبات قبیلوی، حزبی شده بودند،دید گاه و فیصله کنگره موسس حزب دموکراتیک خلق افغانستان در مورد حبیب الله کلکانی!

کنگرهء موأسس ( کنگرهء اول ) جمعیت دموکراتیک خلق پس از یکدهه واند سال اختناق سیاسی بعداز ظهر 11جدی خورشیدی برابر به اول جنوری 1965 م درشهر کابل ومنزل نور محمد تره کی واقع شیرشاه مینه (کارتهء چهار ) دعوت گردید و لی گشایش کنگره ء موأسس ( کنگره ء اول ) “جمعیت دموکراتیک خلق ” به احترام حضور و اشتراک شخصیتهای بلند پایه حزب خلق عبدالرحمان محمودی کم وبیش نیم ساعت به تأخیر افتاد درجریان این وقفه ببرک کارمل خیلی برافروخته و خسته به نظرمی آمد . ازو پرسیدم که چرا مشوش ونگران میباشند ؟ درپاسخ گفت که دوتابلیت ویلیم خورده ام .
گفتم چرا ؟ گفت که چند لحظه پیش در کمیتۀ تدارک روی بیانیهء اساسی کنگره مباحثه وگفتگو ی پرهیجانی دا شتیم دربیانیۀ اساسی ای که توسط رفیق نورمحمد تره کی ایراد میشود جنبش های حبیب الله کلکانی، سلیمان خیل کنر، زمینداور و خوگیانی ، دموکراتیک وضد فیودالی وضد استبدادی ارزیابی و توصیف شده است. ببرک کارمل گفت این بیانیه وتحلیل سیاسی، نیروهای استبداد ضد انقلاب وارتجاع بین لمللی را پیش ازوقت ، علیه جمعیت ما تحریک میکند زیرا درنتیجهء جنبش دهقانی “امیر حبیب لله خا دم دین ” محمد نادر خان ازان سوی دیورند به همکاری حکومت استعماری بریتانیای کبیر به کشورما صادر و بر ویرانه های دولت شاه امان الله استقراریافت واز سوی دولت اتحاد شوروی ودولت استعمارجوی بریتانیا ی کبیر ودیگر کشورهای اروپا و آسیا به ویژه ازسوی ایران و ترکیه جوان برسمیت شناخته شد و افزود ند که بیا نیهء رفیق نورمحمد تره کی ازین ریزه کاریهای سیاسی ودیپلوماتیک تهی به نظرمیرسد و به همین علت سخت مشوش هستم وهنگامیکه ازو پرسید م بیانیه اساسی چگونه ماهیتی باید داشته باشد بیدرنگ گفت که: شکل بیانیه بایستی نرم ولی ماهیت آن ضد فیودالی ضد امپریالستی و ضد “ارتجاع ” (وا پسگرایی ) وتهاجمی باشد، ولی رفقا کمیتهء تدارک دیدگاه من را بخوبی درک و دربیانیۀ اساسی وبه دقت بیان وتلفیق نتواستنه اند با این دلیل در بارۀ آینده وسرنوشت جمعیت نو بنیاد ما مشوش هستم .
کار کنگره با معرفی زنده گینامه کار ومبارزه ء سیاسی نور محمد تره کی ونقش او درهیأت اجراییه جنبش ویش زلمیان توسط محمد طاهر بدخشی آغا زگردید واز ایشان خواهش شد تا بیانیه اساسی کنگره را ایراد کنند
درین بیانیه تحلیل موجزی ازوضع تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، ملی وبین المللی صورت گرفت به اصول مبارزهء طبقاتی بویژه به تضاد بین دهقانان وملاکان فیودال اشاره صریح و بی پرده شد .
جنبش دهقانی شمالی به رهبری امیر حبیب الله کلکانی جنبشهای خلق سلیمانخیل جدران، صافی زمینداور به مثابه جنبشهای ضد فیودالی ضد استبدادی ارزیابی گردید؛ درین بیانیه حلقه های حاکم دوسوی مرز استعماری دیورند به عنوان میراثخوارن استعمار بریتانیای کبیر ودشمنان اصلی خلق افغانستان وضد ملی توصیف شد.
تاجاییکه دربخش اول این مقاله تذکاریافت پیش از گشایش کنگره نشست دیگری به اشتراک نورمحمد تره کی ببرک کارمل ومحمد طاهر بدخشی سه عضو کمیته تدارک کنگره دایر شده ، پیرامون شکل ومتن بیانیهء اساسی کنگره گفتگوی گرم وانتقادی صورت گرفته بود، ببرک کارمل درین برهه کار مبارزه وزنده گی حزبی طرف دار شکل نرم ومحتوای قوی ضد امپریالستی ضد استعماری ضد ارتجاعی و ضد استبدادی وطرفدار دفاع از آزادی دموکراسی ترقی وصلح وبرابری حقوقی ملل ومردمان افغانستان وجهان بود و استعمال عریان جنبشهای دهقانی مبارزه ء طبقاتی وواژه های مارکسزم – لیننزم اصطلاحات سرخ سیاسی پیش از وقت غیر ضروری وچپ روی وتحریک آمیز ارزیابی کرده بود؛ به همین دلیل درجریان کنگره خیلی خموش وخسته به نظر میرسید وبرای تسکین اعصاب خویش دو تابلیت ویلیم خورده بود، ولی نورمحمد تره کی ومحمد طاهر بدخشی مغایر دیدگاه ببرک کارمل به این پندار بوده اند که ” اهداف ستراتیژیک وغایی جمعیت دموکراتیک خلق نباید از نظر بنیادگذاران جمعیت دموکراتیک پنهان شود “.
ازنظريات هردو نويسندۀ وارد دراين رويداد ميتوان چنين نتيجه گرفت: زنده ياد ببرک کارمل در جايگاه يک شخصيت دارندۀ خط مشی اصولی چپ مرکزی قرارداشت که ازيکطرف با حرکتهای تند چپ روانۀ پيش ازوقت نورمحمد تره کی و ازجانب ديگر با حرکتهای کُند راست روانۀ ريفورميستی مرحوم غبار مواجه بود که همين موضعگيری متعادل و اصولی کارمل درپروسه های بعدی برضد حرکتهای چپ افراطی بعد ازهفتم ثور 1357 و عقبگردهای راست مرگ آفرين بعد ازکودتای 14 ثور 1365 تا آخر سقوط حاکميت دراوايل دهۀ نود ميلادی ادامه يافت. اين اختلافات کارمل با غبار وديگران؛ برخلاف نويسنده های تازه کار وعقده مند؛ دارای پايه های تئوريک، انديشوی و حزبی بوده، نه مقام خواهی و جاه طلبی.
سرانجام باستناد نظريات تاييد شده؛ درختم صحبتهای نمايندگان دوسند زنده گی ساز اين جمعيت، تحت عنوان اصول مرامی و تشکيلاتی سازمان به کنگره ارائه و مورد تصويب قرارگرفته، تجويزبعمل آمدتا اسناد متذکره بمثابۀ نکات اساسی برای طرح و تدوين مرامنامه و اساسنامۀ جمعيت پذيرفته شوند. بمنظور انجام اين کار، کميسيونی به رهبری ببرک کارمل، با عضويت محمد طاهربدخشی، دستگيرپنجشيری و داکتر شاولی برگزيده شد. سپس مطابق آجندا موضوع تشکيلاتی پيرامون انتخاب اعضای اصلی و علی البدل کميته مرکزی به بحث گذاشته شد. درنتيجۀ ابرازرأی بصورت آزاد، سری، مساوی و مستقيم، هفت عضو کنگره هريک: نورمحمد تره کی، ببرک کارمل، محمد طاهربدخشی، غلام دستگيرپنجشيری، شهرالله شهپر، سلطان علی کشتمند وصالح محمد زيری بصفت اعضای اصلی وعبدالکريم ميثاق، داکترشاه ولی، محمدظاهر جدران و عبدالوهاب صافی بحيث اعضای علی البدل کميتۀ مرکزی جمعيت دموکراتيک خلق انتخاب شدند.
نویسنده:عبدالواحد فیضی
مأخذ:سایت وزین سپیده دم