تهدید در مرزهای شمالی
پیوند جدید آذربایجان و اسرائیل متارکه با ایران را در خود نهفته دارد

محمد مهدی مظاهری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: عادی سازی روابط با آذربایجان برای رژیم صهیونیستی به معنای حضور پررنگ تر در خاک این کشور و فروش تسلیحات بیشتر به آن نیز هست و چنین موقعیتی در نزدیکی مرزهای ایران همواره جزء برنامه های راهبردی رژیم صهیونیستی بوده و می تواند برگ برنده های همچون جاسوسی و رصد دائم و اقدامات فوری علیه جمهوری اسلامی، در زمان های مقتضی را نصیب این رژیم کند.

دیپلماسی ایرانی: بعد از مدتها حضور آسیب زا و بحران آفرین رژیم صهیونیستی در مرزهای شمالی ایران و دستاوردهای ابتدایی آن که در تحرکات و موضع گیری های خصمانه و ضد ایرانی دولت آذربایجان نمودار شده بود، حال بر اساس تصویب پارلمان باکو (در روز جمعه، 27 آبان) قرار است همکاری‌های مختلف دولت جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی ارتقا پیدا کند و سفارتخانه این کشور در تل‌آویو واقع در فلسطین اشغالی افتتاح شود.

البته اسرائیل و جمهوری آذربایجان از سال ۱۹۹۲ روابط نزدیکی داشته‌اند. بعد از فروپاشی شوروی و استقلال آذربایجان، اسرائیل در به رسمیت شناختن آذربایجان جزء پیشگامان بود و سفارت خود را در سال ۱۹۹۳ در باکو افتتاح کرد. با این حال، آذربایجان در طول این سالها با وجود روابط گسترده اقتصادی، تجاری و نظامی با این رژیم و برخورداری از دفاتر تجاری و گردشگری در اسرائیل تا کنون اقدام به افتتاح سفارت در این رژیم نکرده بود؛ چرا که از خشم دیگر کشورهای مسلمان نگران بود و نمی خواست در بین ملت های مسلمان منفور باشد. طی دو سال اخیر اما تحولاتی در عرصه منطقه‌ای رخ داده که هزینه های این اقدام را برای مقامات آذربایجان کاهش داده است. شکل گیری پیمان ابراهیم و عادی سازی روابط دیپلماتیک امارات، بحرین و سودان با رژیم صهیونیستی مهمترین اقدامی بود که با مشارکت بنیامین نتانیاهو (در دوره قبلی نخست وزیر اش) و رئیس جمهوری سابق آمریکا (دونالد ترامپ) به ثمر رسید و تابوی رابطه کشورهای اسلامی با اسرائیل را شکست. حال با قدرت یابی مجدد نتانیاهو در انتخابات اخیر سرزمین های اشغالی و احیای اتحاد نانوشته وی با عربستان سعودی، بار دیگر پیمان ابراهیم جانی تازه گرفته و آذربایجان این امر را فرصتی مناسب برای علنی و رسمی کردن روابط غیر رسمی خود با این رژیم دانسته است.

رفع اختلافات، عادی سازی روابط سیاسی و تبادل مجدد سفرا بین اسرائیل و ترکیه (بعد از اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از ترکیه در سال 2018) نیز از دیگر عواملی بود که موانع پیش رو را از سر راه باکو برداشت و مسیر آغاز روابط دیپلماتیک رسمی را برای این کشور هموارتر کرد.

شرایط ناآرام داخلی ایران، لطمه ای که این امر به وجهه و اعتبار منطقه ای و بین المللی کشور زده و البته مشغول شدن دولتمردان ایرانی به مقابله با چالش‌های داخلی، از دیگر دلایلی بوده که سبب شده است تا باکو، بی پروا و یا حداقل با نگرانی کمتر از اقدامات و واکنشهای احتمالی ایران، تصمیم به علنی سازی و آغاز روابط رسمی دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی بگیرد.

بر این اساس روابط اسرائیل و آذربایجان که در طی سه دهه اخیر در انحاء مختلف وجود داشته و در جریان بوده، حال در مقطع کنونی به شرایطی مهیا رسیده که مقامات آذربایجان را متقاعد کرده است که افتتاح سفارت و علنی ساختن روابط با اسرائیل برای آنها کم هزینه و دارای منافع متعدد خواهد بود. به گزارش موسسه تحقیقات صلح بین‌الملل در استکلهم، ۶۹ درصد تسلیحات وارداتی آذربایجان از سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ از اسرائیل خریداری شده و این کشور در جنگ اخیر با ارمنستان نیز، به خرید پهپادهای فوق مدرن انتحاری از اسرائیل پرداخته است. در مقابل اسرائیل نیز حدود ۴۰ درصد از نفت مورد نیاز خود را از آذربایجان وارد می کند و البته از موقعیت استراتژیک و خاک این کشور برای ایجاد پایگاه نظامی، نزدیکی به ایران و ایجاد مراکز آموزش گروه های ویژه اعزامی به ایران استفاده می کند.

بر این اساس آغاز روابط رسمی آذربایجان و اسرائیل و افتتاح سفارت باکو در تل آویو، بیشترین خطرات را متوجه امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران خواهد کرد؛ رژیم اسرائیل به ویژه به سردمداری بنیامین نتانیاهو، حامی اصلی تغییرات ژئوپلتیک در شمال ایران است و می کوشد در این مسیر آذربایجان و ترکیه را هم با خود همراه کند و پروژه تجزیه ایران را رقم بزند.

عادی سازی روابط با آذربایجان برای رژیم صهیونیستی به معنای حضور پررنگ تر در خاک این کشور و فروش تسلیحات بیشتر به آن نیز هست و چنین موقعیتی در نزدیکی مرزهای ایران همواره جزء برنامه های راهبردی رژیم صهیونیستی بوده و می تواند برگ برنده های همچون جاسوسی و رصد دائم و اقدامات فوری علیه جمهوری اسلامی، در زمان های مقتضی را نصیب این رژیم کند. از سوی دیگر تمایل مقامات رژیم اسرائیل به قرار دادن ایران در انزوا و تحمیل فشار همه جانبه بر کشورمان، گسترش کمک این رژیم و تحریک مقامات باکو برای در اختیار گرفتن گذرگاه زنگزور و قطع راه های ارتباطی ایران به ارمنستان و اروپا را سبب خواهد شد.

بدین ترتیب به نظر می رسد تا قبل از عملیاتی شدن طرح نمایندگان مجلس آذربایجان مبنی بر افتتاح سفارت این کشور در اسرائیل و توسعه عملیاتی پیمان ابراهیم، دستگاه سیاست خارجی و دیپلمات های کشورمان باید تصمیمات مقتضی در این زمینه را اتخاذ کند و راهبردهایی برای جلوگیری از افتادن کامل آذربایجان در دامن اسرائیل، تعریف و تدارک ببینند. البته در گام نخست شاید کاربردی ترین راهبرد در مواجهه با این موضوع، تنش‌زدایی و تلاش برای بازگرداندن آذربایجان به جبهه کشورهای اسلامی مخالف اسرائیل از طریق رویکردهای ایجابی و پررنگ کردن مزایای همکاری های اقتصادی، تجاری، ترانزیتی و حتی نظامی دوجانبه است. بهره گیری از شبکه های اجتماعی و آگاه سازی افکار عمومی مردم آذربایجان و منطقه نسبت به عواقب و تبعات تصمیم نمایندگان پارلمان برای عادی سازی روابط با اسرائیل نیز از دیگر راهکارهایی است که می تواند به واسطه ایجاد جبهه فراگیر ضد اسرائیلی، اثر بخش و مفید باشد. در گام آخر دولت و وزارت امور خارجه می توانند با همراهی و همفکری نهادها و دستگاه های نظامی – اطلاعاتی کشور، رویکردی اتخاذ کنند که مقامات آذربایجان را از تصمیم خود منصرف کرده و هزینه آغاز روابط دیپلماتیک با اسرائیل را برای این کشور بالا ببرد.