هدايت حبيب

طالبان را به عنوان یک سازمان تروریستی به رسمیت بشناسید
دروغگویی صفاتی است که در دین اسلام و ادیان دیگر وبه همين گونه در اخلاق جوامع بشری به مثابه يک خصلت زشت بشدت مورد نهی و منکرات قرار گرفته است. انسان هرگاه در در يک مورد كوچك دروغ بگويد، آنگاه به گفتن عادت کرده به دروغ های بزرگ نيز جرئت پيدا مى كند.

وليک اگرانسان سعي كند تا از دروغ دوري كند و هميشه راست بگويد، آنگاه اين انگيزه ی راست گويی، توانمندی فرد را قوي تر مي كند و وجدان انسان هيچ گاه اجازه نمی دهد تا دروغ بگويد.

چنانچه شاعری درمورد تأثير سوء و زشت دروغگويی بالای انسان گفته است:

دروغ آدمی را کند بی وقار ــ دروغ آدمی را کند شرمسار

یک هفته پس از کشته شدن رهبر القاعده در کابل، طالبان در اعلامیه خود میگوید؛ این گروه هیچ اطلاعی از ورود و سکونت ایمن الظواهری در افغانستان ندارد.

طالبان روز پنجشنبه ۱۳ اسد، با انتشار اعلامیهای، حمله هوایی امریکا به یک خانه مسکونی در کابل را تایید کرد، اما گفته است این گروه هیچ اطلاعی از ورود و اقامت ایمن الظواهری در افغانستان ندارد.

طالبان در این اعلامیه تاکید کرده است که از خاک افغانستان هیچ خطری متوجه کشوری از جمله امریکا نیست. طالبان افزوده است که این گروه خواستار عملی شدن توافقنامه دوحه است و نقض این توافقنامه باید پایان یابد.

طالبان در حالی از حضور و کشته شدن رهبر القاعده در کابل اظهار بیخبری میکنند که اخیراً جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی امریکا در یک نشست خبری گفت که «ما به طالبان واضح گفته ایم که میدانیم چه کردند و به چه کسانی پناه داده اند.»

آقای کربی افزود که طالبان پس از کشته شدن ایمن الظواهری، اقداماتی را انجام دادند تا شواهد حضور او را پنهان کنند.

طالبان میگوید امریکا با حمله هوایی به کابل، حریم خصوصی افغانستان و تمام اصول بین المللی را نقض کرده است. این گروه حمله هوایی امریکا را محکوم کرد.

رییس جمهور امریکا با تایید کشته شدن رهبر القاعده در کابل گفت: «ما اجازه نمیدهیم که افغانستان بار دیگر به بهشت امن تروریستها تبدیل شود و کاملا میخواهیم مطمین شویم که دیگر اتفاقی[از این ناحیه] نمی افتد.»

وزارت خارجه امریکا گفت که طالبان با پناه دادن به رهبر القاعده در کابل، توافق دوحه را به شدت نقض کردند. در بیانیه های که در وبسایت وزارت خارجه امریکا منتشر شده، آمده که طالبان به مردم افغانستان و تمایل برای عادیسازی روابط با جامعه بین الملل خیانت کردهاند.

طبق توافقنامه دوحه، گروه طالبان تعهد سپرده است که این گروه به فرد یا گروهی از جمله القاعده اجازه نمیدهد از خاک افغانستان علیه امریکا و متحدان آن استفاده شود.

واما شماری از مبصرين و آگاهان سياسی را عقيده براين است، که ايمن الظواهری دو سال قبل به ولايت هلمند افغانستان انتقال و جاگزين گرديد. وی پس ازتغيير شکل و محتوای اشغال افغانستان از فرمانروايی بيست ساله ی ايالات متحده ی امريکا و ناتو دراين کشور و دوره تسليمی اين پروسه به دولت پاکستان و انتقال طالبان به کابل و جابجا شدن اشرف غنی به امارت متحده عربی و مسلط شدن مليشای پاکستان و طالبان به شهرها و اکثريت ولايات کشور؛ آنگاه رهبر القاعده از ولايت هلمند به کابل منتقل و در مهمانخانه سراج الدين حقانی که مثل مارشال شاولی خان فاتح کابل(!) اعلان و پايتخت را درتحت تصرف کامل خود قرارداده بود، منتقل و مسکن گزين گرديد.

اما سوال دراين جاست، که ايالات متحده ی امريکا درحاليکه نه تنها قوت های نظامی و استخباراتی خودش؛ بلکه قوت های بيشتری ازاعضای ناتو نيز درحوزه ی جنوب غرب؛ بويژه در ولايت هلمند حضور فعال داشتند و با طالبان گويا در جنگ بودند؛ چگونه از موجويت ايمن الظواهری رهبر القاعده که در مطبوعات اينقدر او را جنايتکار بزرگ در حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و طراح حمله در سفارت خانه های امريکا در … تبليغ می کنند؛ هيچگونه اطلاعی نداشتند؟؟؟

چی حوادث و فعاليتهای رهبر القاعده در اين دوماه اخير در افغانستان برضد امريکا به مشاهده رسيد، که دستور ترور او توسط هواپيماهای بدون سرنشين صادر و درمعرض تطبيق قرار گرفت.

به گفته ی شاعری درمورد شميدن پيراهن يوسف، توسط يعقوب پدرش:

زمصرش بوی پيراهن شميدی ــ چرا در چاه کنعانش نديدی؟

تبصره ها پيرامون اعلان ترور و سربه نيست کردن رهبر القاعده براين است، امريکايی ها در تطبيق برنامه اول از دهه هشتاد الی سال ۲۰۰۱ درزميه رفتن به سرزمين های آسيای ميانه و دريای خزر توسط مجاهدين و طالبان موفقيتی نصيب شان نگرديد؛ در اشغال افغانستان در اخير همين سال الی سال ۲۰۲۱ نيز به پياده کردن اهداف استراتژيک خويش، کامگار نشدند؛ کنون از جانب مونوپول های غارتگر بين المللی تجويز شده است تا بخاطر جبران شکست يورش ناتو و امريکا در اوکراين، برنامه های پنهانی ديگری را در افغانستان، روی تعويض شکل و مضمون طالبان دست نشانده ی مشترک امريکا و غرب و پاکستان، ميان دوسازمان جهنمی ( سی. آی. ای و آی. اس. آی) روی دست گيرند.

همانگونه که پس از رويداد ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ جای طالبان جنايت پيشه عصر حجر را اشغالگران امريکايی و ناتو و گودی گکی بی نام و نشانی، به اسم حامد کرزی با شرکت تنی چند از تنظيمهای شکست خورده ی جهادی وافغان ملتی های طرفداران شاه مخلوع افغانستان در شهر “بن” آلمان گرفت؛ حالا هم عوض آنها حکومتی مرکب از طالبان “ريشخين ديوبندی” ـ جهادی های رنگ باخته وبازهم افغان ملتی های نکتايی پوش وابسته به طالبان وتنظيمهای جهادی تحت عنوان فيصله نامه نهايی قطر ويا بزعم برخی تحليل گران بوسيله ی کوتای سفيد تشکيل و بر مردم دربند کشيده ی افغانستان که از ظلم و ستم ـ قتل وکشتار دسته جمعی و انفرادی ـ زندانی کردن و سربه نيست نمودن زنان ـ نسل کشی در ولايات شمال و مرکزی بشمول کابل و هزاره جات توسط اين طالبان وحشی صفت و فقر جانکاه و مرگ و مير و سيه روزی به ستوه آمده اند تحميل خواهد شد.

واما پيام اين فرزند داغ ديده ی وطن عنوانی همه فرزندان ميهن مألوفم، بويژه روشفکران رسالتمند و معتقد به آزادی مردم وافغانستان دربندکشيده مان اين است، که بخاطر دين مادروطن ازجا برخيزيد!!!

امروز، زمان، زمان کار است

آسوده کسيست که ناقرار است

خشتی که بدست عشق ماني

شالوده ی کاخ افتخار است

ازسنگ ستم شکسته بهتر

آن دل که ز سينه بی شرار است

برخيز، ز خواب مرگ، برخيز!

برخيز، به حادثات، بستيز!