این روزها، نگرانی‌ها از واگذاری کریدور واخان به پاکستان افزایش یافته است. مباحث داغ وگسترده‌ای در رسانه‌ها نیز صورت می‌گیرد. شماری آن را انحراف و تغییر مسیر اذهان عامه از جنایت و عملکرد طالبان می‌دانند. استدلال آنان این است که پاکستان برای تقویت موضع و جایگاه طالبان، این مسأله را برای نشان دادن توانایی دفاعی این گروه از تمامیت ارضی افغانستان برجسته می‌سازد. استدلال آن‌ها این است که طالبان مشروعیت ملی و بین‌المللی ندارند و نمی‌توانند در مورد قلمرو افغانستان تصمیم بگیرند، صرف می‌خواهند با رفتارهای عوام‌فریبانه، خودشان را در نقش مدافع تمامیت ارضی جا بزنند تا بتوانند رضایت مردم را کسب کنند. یک نوار تصویری هم که از سوی طالبان همه‌گانی شده است، نشان می‌دهد که چند جنگ‌جوی این گروه، نشانه‌گذاری راکه ظاهراً مشخص نیست برای چه نصب شده، از بین می‌برند و این عمل باعث خوش‌بینی شمار زیادی از جوانان، در فضای مجازی نیز شده است. در تازه‌ترین مورد، باشنده‌گان محل هم گفته‌اند، سربازان پاکستانی مسیر چشمه‌های طبیعی را که در ساحات مربوط به افغانستان در جریان بود، به‌سوی کشورشان تغییر داده‌اند و به آنان اجازه نمی‌دهند که از آب این چشمه‌ها استفاده کنند. عمده‌ترین نگرانی اما این است که در صورت تحقق این سناریوـ‌چه حالا و چه در آینده‌ـ موقعیت ژیوپولیتیکی و جایگاه افغانستان در منطقه تغییر می‌کند. دیگر از افغانستان به‌عنوان نقطه اتصال آسیای میانه و آسیایی جنوبی سخنی به میان نخواهد آمد. کشور وارد بحران گسترده‌تر می‌شود و اهمیت اقتصادی و ژیوپولیتیکی خویش را همیشه برای منطقه از دست می‌دهد. ژیوپولیتیکی که تلاش برای کسب نفوذ و برتری است با از دست رفتن آن از اهمیت استراتژیک افغانستان کاسته می‌شود و تجارت و اقتصاد بیشتر از این صدمه می‌بیند. وابسته‌گی اقتصادی پاکستان به افغانستان کم می‌شود و این کشور به ساده‌گی می‌تواند با دور زدن افغانستان مسیر تجارت و ترانزیت را در آسیای میانه تغییر بدهد.

کریدور واخان از مسیرهای مهم تجارت باستانی است. این گذرگاه در حال حاضر نیز اهمیت فوق‌العاده استراتژیک دارد. این کریدور برعلاوه افغانستان، برای کشورهای چین، پاکستان و تاجیکستان نیز از اهمیت ویژه اقتصادی‌ـ‌ترانزیتی برخوردار است. این کریدور که در دوره بازی بزرگ قرن ۱۹، به‌عنوان یک منطقه مستقل، بین امپراتوری روسیه ‌تزاری و انگلیس، دارای حاکمیت خودمختار بود، بار دیگر دارایی اهمیت استراتژیک و ژیوپولیتیک فوق‌العاده شده است. پاکستان که با این کرویدور مرز مشترک دارد، به‌عنوان راه مصون‌تر نسبت به بندرگوادر در بلوچستان به آن می‌نگرد. این بندر که روس‌ها نیز شیفته آن بودند و به رغم تلفات و هزینه سنگین نتوانستند به آن برسند، چین نیز مجذوب آن است. این کشور تاکنون میلیاردها دالر در منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌ تا در درازمدت بتواند از پاکستان به‌عنوان یک مسیر زمینی برای تأمین نیازهای انرژی خود استفاده کند و بدیلی برای تنگه‌ مالاکا پیدا کند.

پاکستان از بندر گوادر به دلیل نفوذ هند و هم‌مرز بودن با آن کشور نگرانی دارد و برای همین، به دنبال مسیر امن‌تر می‌گردد که از نفوذ هند و دسترسی این کشور به تجارت در آسیای میانه جلوگیری کند. از طرف دیگر چین نیز رقیب منطقه‌ای هند به شمار می‌رود. این دو کشور تنها مسیر کوتاه و کم‌هزینه را که در اختیار دارند، کریدور واخان است. پاکستان برای رسیدن به این کریدور تاکنون روی چهار نقطه احتمالی به کمک اروپایی‌ها مطالعاتی را نیز انجام داده‌ است و به این کریدور به‌عنوان دهلیز اقتصاد ترانزیتی می‌نگرد که می‌تواند شگفتی‌های اقتصادی زیاد برایش ایجاد کند و باعث افزایش زمینه‌های اشتغال، بهبود در توسعه زیرساخت‌ها و منبع درامد ارزی شود.

چین ازگذرگاه واخجیر به دالان واخان متصل می‌شود و کوتاه‌ترین فاصله را به افغانستان دارد؛ از همین‌رو، این کریدور برایش اهمیت خاص دارد. در صورت فعال شدن این کریدور، چین می‌تواند به ساده‌گی و بدون دردسر به شرق آسیا و اروپا متصل شود. هرچند پیچیده‌گی‌های جغرافیایی این کار را برای چین مشکل می‌سازد، اما تجربه قره‌قروم نشان می‌دهد که با استفاده از تکنالوژی مدرن می‌توان دل کوه‌های ناهموار و خشن را شکافت و به سر منزل مقصود رسید. بنابراین، پیچیده‌گی‌های جغرافیایی را نمی‌توان به‌عنوان یک مانع برای ایجاد اتصال از طریق زیرساخت سیستم‌های حمل‌ونقل در نظر گرفت. در واقع، اگر این کریدور باز شود کم‌هزینه‌ترین مسیر تجاری بین چین‌ و پاکستان باز می‌شود.

چین به منظور نزدیکی به شرق آسیا و اروپا و هم‌چنان دسترسی به آب‌های آزاد برنامه‌ریزی بلند مدت استراتژی اقتصادی خویش را ممکن بر محور این کریدور بسنجد. هرچند توپوگرافی خشن واخان و فضای امنیتی حاکم بر کشمیر پاکستان و ناامنی کشورهای آسیای مرکزی به دلیل تحرکات گروه‌های افراطی، به‌‌ویژه اویغورهای خود این کشور، از موانع عمده به شمار می‌روند، اما چین در حال احیای قدرت منطقه‌ای و جهانی‌اش است و این گذرگاه برایش نقش حیاتی دارد. هم‌اکنون تقریباً ۶۰ درصد از مراوادات تجاری چین با کشورهای غربی و شرق آسیا از طریق (تنگه مالاکا) که تحت نظارت مستقیم هند، رقیب منطقه‌ای و بین‌المللی چین، قرار دارد، صورت می‌پذیرد و از این رو چین در صدد مسیر جایگزین و امن برای توسعه تجاری‌ـ‌اقتصادی خویش از مسیر زمین با نواحی غربی‌اش است.

هند رقیب دیرینه پاکستان و چین، از مخالفان جدی این کریدور است؛ چون این مسیر از کمشیر تحت کنترل پاکستان که سرزمین مورد منازعه دو کشور است، عبور می‌کند و از سوی دیگر دسترسی هند به آسیای میانه را نیز محدود می‌کند. در صورت تحقیق هر دو پیش فرض که در نخست ذکر شد، پاکستان برنده این بازی خواهد بود. اگر جایگاه طالبان تقویت شود، او برده است و اگر باز شدن کردیدور واخان هم ممکن شود، هم‌چنان اسلام‌آباد برنده میدان بازی می‌باشد. افغانستان که از نداشتن نظام مشروع رنج می‌برد، تنها با اقامه دعوا در شورای امنیت سازمان ملل متحد از طریق سازوکارهای مختلف می‌تواند جلو تعرض بر تمامیت ارضی کشور را بگیرد. نماینده‌گی دایمی افغانستان در سازمان ملل، در شورای امنیت این سازمان اقامه دعوا باز کند تا مطابق اسناد بین‌المللی با این کشور رفتار صورت گیرد

هشت صبح.