پشتون به‌‌خود چی‌کرد؟که ما از او شِکوه کنیم

 جنرال رازق قهرمانِ نامیراست.

صد‌روز حکومت پشتون = صدگول توسط غلزایی

شاخه‌ی حقانی

صدروز حکومت پشتون = صفرگول دُرانی و تمام شاخه‌

های آن.

 نوشته‌ی محمدعثمان نجیب
 یکی از بدبختی‌های حاکمان‌قبیله‌سالار ‌و رهبران متحجر پشتون بی‌التفاتی آنان نسبت به تبارِ خودشان هم است. در نزدیک بهسه‌صدسال‌اخیر هرگاهی‌که از امور ظلم و وحشت در برابر اقوام دیگر فارغ شدند تنش‌های خونین میان‌گروهی و‌ میان‌قبیله‌یی رابین خود شان دامن‌زده اند. بادهای طوفانی ویران‌گر همیشه از دری‌چه‌ی پشتونِ‌جنوب آغاز شده‌اند. در این میانه بوده که ڈرانی‌هادست‌ بلندتری نسبت به غلزایی‌ها داشته ‌و‌ تخم‌ِکین‌و‌نفرت علیه‌ درانی‌ها به‌صورت‌کامل در تار‌‌وپود‌غلزایی‌ها جا‌گرفته است. بیش‌تریناین‌ کینه‌ها انتقال نسلی و روایتی سنیه به سینه بوده تا داشتن مبادی و‌ مبانی‌علمی‌ و پژوهشی حتا در بین اکادمی‌ترین ومدنی‌ترین نخبه‌ی پشتون‌ِ دو طرف. کم‌تر از پنج فی‌صد آگاه واقعی و عالم در هردو قبیله که صاحبان‌مدنیت و‌ ویژه‌گی‌هایشهروندی و ‌شهرنشینی اند مدام در حاشیه‌ی اقتدارها قرار کرفته اند. حتا گاهی‌ نگاه‌های قبیله‌کرایان به‌ این‌ طیف درست ماننده‌ینگاه‌های‌ دشمنانه‌ی شان به تاجیک‌ها و پارسی‌گویان بوده است. نمونه‌ی آن قیام‌ علیه استاد ناشناس بود که یک واقعیت را بیانکرد. به هرحال حالا کاروان سرچپه شده است و اقتدار به دست کسانی است که می‌بینیم. یکی از مظاهر عملی و علنی اختلافکندهار و هلمند و زابل و دیگران با حاکمان جنوبی آن است که دومی‌ها همیشه محروم و مملو از کینه و نفرت بوده اند. ما می‌دانیمکه تاریخ این گروه پایند‌‌ه‌گی وابسته‌گرایی خارجی داشته ‌و نوکرمنشی به آنان مثل نفس کشیدن حیاتی است. غلجایی از دورانهند برتانوی تا امروز مَدوجذرهای زیادی کشیده و به ذلت‌های گوناگون تن داده تا در قدرت بیاید و بماند. اما هیچ‌گاهی پاینده‌‌گی‌نهداشته و ناآمده رونده بوده است. حالا هم که تابرگردش روزگار به نفع غلزایی هاست از سرعت رفتار سود می‌برند.

 تغییر نام دانش‌گاه پلیس از جنرال رازق شهید قهرمان و دشمن پاکستان به نام قاتل او درست از برنامه‌های برون‌مرزی عربستانیو امارتی و پاکستانی است که به دست شبکه‌ی حقانی صورت‌گرفت، جنرال رازق نام نامیرایی است که بودن یا نه بودن مکانی بهنام او اثری بر کم شدن محبوبیت و قهرمانی او نه دارد. اما آن‌چه را بیان می‌کند حقیقت‌ خفت‌باری است که پشتون‌درانی رازیرسلطه‌ی غلزایی جنوبی نشان می‌دهد. یعنی همه‌ی کندهاری‌ها گروگانِ تصامیم حقانی‌ها اند و این امر بسیار ننگین است. هرچند برای ملت ما هردو و هر سه و اگر صد‌کروه از قبیله باشند همه‌ی شان دشمن ما اند اما در برخورد های میان قبیله‌یی تغییرچنان روی‌کردی شکست‌بزرکی برای درانی‌هاست که باید در رفتار شان تجدید‌دیدگاه کنند.
>>>>
 پ.ن: خبر و نگاره از فیسبوک تارنمای‌وزینِ جامِ‌غور است