مهمترین دلیل روی کار آمدن دوباره طالبان

برای برهم زدن سازمان شانگهای و جلوگیری از برنامه های چین، طالبان را همچون بمب ساعتی در قلب گستره شانگهای جاسازی کردند تا از راه صدور بی ثباتی و افزایش تولید مواد مخدر سراسر گستره شانگهای را بد امن و نا آرام بسازند

افغانستان اینبار قربانی رقابت امریکا و چین:
طالبان و سازمان شانگهای تقریبا هم زمان به دنیا امدند؟ اما چگونه و چرا؟ چه رابطه ای میان تبارز همزمان سازمان شانگهای و پدید آمدن طالبان هست؟ آیا چنین چیزی تصادفی بوده است؟
آیا گاهی به این همزمانی اندیشیده اید؟
برای دریافت پاسخ، بسنده است به کتاب تخته شطرنج بزرگ زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر نگاهی بیفگنیم:
او می نویسد که پس از فروپاشی شوروی نباید اجازه داد که هیچ سازمان و پیمان دیگری که توانایی به جالش کشیدن هژمونی امریکا را داشته باشد، ظهور کند و سر و سامان بگیرد. هرگاه قرار باشد، چنین سازمانی به میان بیاید، امریکا باید با تمام قوا بکوشد آن را در نطفه خنثی کند.
خوب، به گمان غالب طالبان را همچون پادزهری در برابر زهر اژدهای زرد به میدان آوردند.

اکنون پس از پیوستن ایران و پاکستان به سازمان شانگهای اردوگاهی شکل گرفته است که می تواند ناتو را به چالش بکشاند.
چین در برنامه دارد تا با پیاده کردن پروژه یک راه و یک کمربند خود، سیطره خود را بر سراسر آسیای تینگ کند و یک تریلیون دالر در آسیا سرمایه گزاری کند.
خوب، امریکا چه طرحی در برابر برنامه یک تریلیونی چین دارد؟
هیچ، باید برای برهم زدن سازمان شانگهای و چوب گذاشتن لای چرخ برنامه های چین طالبان را همچون یک بمب ساعتی در قلب گستره شانگهای جاسازی کند تا از راه صدور بی ثباتی و افزایش تولید مواد مخدر سراسر گستره شانگهای را بد امن و نا آرام بسازد.
این است که کشور به بزرگترین کانون شرارت و آتش افروزی و فتنه و بزرگترین پایگاه دهشت افکنی و تبهکاری در منطقه مبدل می شود.

البته، در آغاز برنامه بسیار خوب پیش می رفت. چون همه کشورهای منطقه خواهان رفتن امریکا و برافتادن و باژگونی رژیم مافیایی غنی بودند. مگر در دقیقه نود، غنی که از برکناری اش از سوی امریکایی ها برآشفته و ناخشنود بود، ناگهانی قدرت را به شبکه حقانی سپرد و معادله را بسیار پیچیده و سر در گم ساخت.
یعنی با گریزش، در واقع همه برنامه های امریکا را ضرب صفر کرد.

به هر حال، اکنون صفحه نوی گشوده شده است و اگر شبکه حقانی و طالبان در رفتارهای شان تغییرات جدی وارد نیاورند، بهار سال آینده کشور بار دیگر به سوی جنگ های تازه نیابتی قدرت های بزرگ و منطقه ای خواهد لغزید‌ و خطر سرازیر شدن گروه های تندروی چون داعش بسیار بالا است.
تا کنون روشن نیست که آیا طالبان به سوی امریکا می لغزند. یا به سوی چین و روسیه؟

تا این جای کار هر یک تلاش دارند طالبان را به سوی خود بکشانند. تنها پس از سمت گیری نهایی سیاست خارجی طالبان وضعیت روشن خواهد شد.
تا این جای کار، با نهایت زرنگی و شیادی تواتسته اند، میان دو طرف مانور کنند و از هر کدام امتیاز بگیرند. اما این وضعیت دیری دوام نخواهد کرد. مدت زیادی نمی شور همزمان روی دو چوکی که در دو سوی یک میز گذاشته شده است، نشست. دیر یا زود طالبان ناگزیر می شوند یکی از دو طرف را بر گزینند.
به گمان غالب، تا فرا رسیدن نوروز مشی سیاست خارجی طالبان روشن خواهد گردید.
درست آن گاه است که با توجه به سمت‌گیری سیاست خارجی، کشورهای بزرگ و منطقه وارد اقدام خواهند شد.

عزیز آریانفر