از تیتر دفاع مقدس
محمد عثمان نحیب
گزارش‌نامه‌ی افغانستان منتشر کرد

گل حیدر حقانی منتظر باش

نویسنده: لین اُ. دانل (Lynne O’Donnell)

منبع: فارن پالیسی

اتحادی که طالبان را در افغانستان به پیروزی رساند، تحت فشار اختلافات داخلی در حال فروپاشی است و اگر جناح های رقیب طالبان نتوانند در فرایند رویارویی با واقعیت‌های حکومت بر یک کشور آشفته، اختلاف‌هایشان را کنار گذارند، بقا و ماندگاری این گروه به مخاطره خواهد افتاد.

در بستر بحران اقتصادی و فاجعه انسانی، اختلاف‌ها بین دو شخصیت ارشد طالبان بروز کرده است: عبدالغنی برادر، رهبر سیاسی که پایگاه قدرتش در قندهار است و سراج الدین حقانی، تروریست تحریم‌شده که رهبری شبکه حقانی را به عهده دارد و به القاعده نزدیک است.

به گفته‌ منابع امنیتی و دانشگاهی، در حالی که جناح‌های مختلف طالبان درگیر نزاع داخلی هستند، شاخه محلی داعش در حال جذب نیروهای ناامید از جهت‌گیری‌های سیاسی طالبان است.

در هنگامه‌ جنگ قدرت داخلیِ رهبران ارشد طالبان و تلاش داعش برای جذب نیرو، نشانه‌هایی از اتحاد گروه‌های جهادی کوچکتر، به رهبری سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، مشاهده می‌شود که در حال جذب عناصر ناراضی، حتی از میان تندروترین جناح‌های حاکم بر افغانستان، هستند.

به گفته‌ یک منبع اطلاعاتی که در فرایند شناسایی گروه اتحاد دعوت اسلامی (Islamic Invitation Alliance) مشارکت دارد، این گروه طبق سندی که به رویت فارین پالیسی رسید، در سال 2020 توسط داعش و با هدف تضمین پیروزی طالبان تشکیل شد و اکنون با تقویت افراط‌گرایی در سراسر افغانستان در پی بی‌ثبات کردن طالبان است.

پیدایش اتحاد دعوت اسلامی که به گفته‌ منابع مختلف برای تشکیلات اطلاعاتی آمریکا شناخته شده است، چشم‌انداز سیاسی ناهموار افغانستان را پیچیده‌تر می‌کند، به‌ویژه با توجه به اینکه متحدان پیشین افغانستان در تقلای یافتن راهی برای تعامل با یک دولت تحت کنترل تروریست‌های تحریم‌شده و وابسته به القاعده هستند.

رحمت الله نبیل، رئیس پیشین وزارت اطلاعات افغانستان، می‌گوید شکاف بین ملابرادر و حقانی عمیق‌تر شده و اختلاف آنها بر سر تقسیم قدرت باعث می‌شود سربازان طالبان به داعش پناه ببرند و به این ترتیب کنترل طالبان بر افغانستان به چالش کشیده می‌شود و ثبات کشور و در نتیجه صلح منطقه به مخاطره می‌افتد.

نبیل با اشاره به کنترل طالبان بر تولید و قاچاق هروئین می‌گوید: «نبرد چریکی با تکیه بر قاچاق مواد مخدر، آسانتر از مدیریت یک کشور است. طالب‌ها در حال حاضر با چالش‌های گوناگونی روبه رو هستند و اختلافات داخلی آنها در حال افزایش است.»

ویدا مهران، کارشناس مسائل سیاسی در دانشگاه اگستر انگلیس، می‌گوید: «از قبل هم می‌دانستیم که طالبان گروهی یکپارچه‌ نیست. با این حال، اکنون شاهدیم که خشونت بین جناح‌های رقیب بیش از پیش در حال نمایان شدن است.» در حملات مربوط به این برادرکشی که برای رسیدن به سلطه و برتری انجام می شود، داعش احتمالا یک «سپر بلای مناسب» است.

در حمله اخیر به بیمارستان نظامی کابل، حمدالله مخلص، یکی از متحدان حقانی، کشته شد. شاهدان اعلام کردند که مهاجمان شعار «زنده باد طالبان» سرداده بودند و از حمله به بخش‌هایی که محل درمان رزمندگان طالبان بود، خودداری کردند. داعش خراسان مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.

مهران با اشاره به این گونه حملات می‌گوید: «جناح برادر می‌تواند در دو جبهه سود ببرد – البته اگر هوشمند بازی کند: آنها می‌توانند از طریق این حملات چشمگیر بر رقبای داخلی‌شان پیروز شوند و همچنین به غرب نشان دهند که علیه داعش خراسان فعالیت می‌کنند و به این ترتیب در برخورد با تروریست‌های تازه، حمایت غربی‌ها را جلب کنند.»

توانمندی‌های داعش خراسان نگرانی وزارت دفاع آمریکا را برانگیخته است، سازمانی که باور دارد این گروه می‌تواند در کمتر از یک سال تهدیدی جدی علیه آمریکا باشد. جذب نیرو توسط داعش خراسان به این نگرانی‌ها دامن زده است. کولین کاهل، معاون وزیر دفاع آمریکا در امور سیاسی، ماه گذشته به کمیته نیروهای مسلح سنا اعلام کرد که ایالات متحده مطمئن است که هم داعش خراسان و هم القاعده «قصد» حمله به خاک آمریکا را دارند.

برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که داعش خراسان در پرهیز از حملات تلافی‌جویانه‌ طالبان و همچنین کسب درآمد به دنبال جذب اعضای نیروهای امنیتی دولت پیشین افغانستان هستند.

با توجه به اینکه سازمان اطلاعات نظامی پاکستان به تلاش برای حفظ اهرم‌هایش علیه طالبان و کنترل جهاد منطقه‌ای ادامه می‌دهد، داعش خراسان و القاعده همچنان بخشی از یک موزاییک سیاسی پیچیده خواهند بود. طبق یک سند پژوهشی غیرعلنی، هر دو گروه زیر چتر اتحاد دعوت اسلامی رفته اند.

طبق این سند، اتحاد دعوت اسلامی حاصل حمایت سازمان اطلاعات نظامی پاکستان از گروهی به نام «کاروان ابو عبیده» است که پس از امضای توافق ترامپ و طالبان در فوریه 2020 از شبکه حقانی جدا شد. در این سند آمده است که گروه کاروان ابو عبیده شامل آن دسته از پیروان حقانی بود که از عدم اقدام شبکه حقانی در برابر مذاکره‌ برادر و سایر رهبران طالبان با آمریکا ناراضی بودند.

طبق این سند، کاروان ابوعبیده روی حملات هدفمند علیه روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و مخالفان قوانین اسلامی و همچنین حامیان توافق با آمریکایی‌ها و متحدانشان در افغانستان متمرکز بود. در ادامه‌ این سند آمده که سازمان اطلاعات نظامی پاکستان در ابتدا، این گروه را در سال 2020 و با هدف گسترش کارزار ترور بکار گرفت که تاثیری ویرانگر روی دولت، جامعه مدنی و رسانه‌های افغانستان داشت.

بنا بر این سند، سازمان اطلاعات نظامی پاکستان سپس تصمیم گرفت تا نفوذش روی فعالان غیرطالبانی را گسترش دهد و برای سرنگونی دولت اشرف غنی تلاش کند با این هدف که یک نیروی جهادی سهمگین ایجاد شود تا بتواند در صورت پیروزی طالبان از آن نیروی جهادی به عنوان یک ابزار سیاسی قهری استفاده کند.

در طول سال 2020، اتحاد دعوت اسلامی، همچنین بستری شد برای بازگشت گلب الدین حکمتیار به صحنه. در این سند آمده است که «حکمتیار، جنگ سالار پیشین که در سال 2016 برای بازگشت از تبعید توافق صلحی را با غنی امضا کرده بود، سرخورده و ناامید به سازمان اطلاعات نظامی پاکستان نزدیک شد تا در از سرگیری آشوب‌ها همکاری کند.» طبق این سند، اهداف اصلی اتحاد دعوت اسلامی که شمار اعضایش به 4500 رزمنده می‌رسد، عبارتند از «زنده نگه داشتن جنبش جهادی در افغانستان» و «اقدام به عنوان ابزار فشار سازمان اطلاعات نظامی پاکستان» علیه طالبان برای تضمین حفاظت از منافع اسلام آباد.

در پایان سند آمده که اتحاد دعوت اسلامی وظیفه انتقال سرمایه از سازمان اطلاعات نظامی پاکستان به اعضای گروه را بر عهده دارد و همچنین به داعش خراسان کمک می‌کند تا مسئولیت حملات انجام شده توسط سایر گروه‌های حاضر در این اتحاد را به عهده بگیرند. این باعث می‌شد تا داعش خراسان تصویری از «یک سازمان رو به رشد» را از خود در افغانستان ارائه دهد.

جبهه مقاومت ملی درمحاصرۀ آفات چند طرفه

تمام معامله گران پنجشیر، با خانواده خسر شادروان احمد شاه مسعود رابطه دارند. کاکا تاج الدین خیلی سالمند شده است و باریکی های نیک اندیشی های و مصلحت های دروغین نزدیکان خود را درک نمی تواند.

این خانواده، به خصوص پسران تاج الدین در بیست سال تمام، از نام مسعود فارم مرغداری درست کرده اند. این ها چشم بسته به اشرف غنی خائن بیعت کرده و آشکارا درتلویزیون از آن دفاع می کردند. ما خیلی رعایت احتیاط می کنیم که به وجهه احمد مسعود درین شرایط بحرانی لطمه یی وارد نشود.

خانواده احمد ضیاء مسعود نیز با همان تیغ به اقتدار و میراث بزرگ و معنوی مسعود، حمله ور می شوند. مثال زیاد است.

تنظیم مفرزه های رابطه علیه جبهه مقاومت ملی، شعاع وسیع دارد و این بستر ارتباط همزمان از کابل، اسلام آباد، ایران و امارات می گذرد. هیچ کسی نوک پیکان افشا گری را به سوی دایی های احمد مسعود نه گرفته است. این کار را همیشه من کرده ام. به نام عدالت، آزادی، اقتدار ملی و به عنوان بخشی از فشار و بازدارنده گی. درین روز ها فعالیت های این ها افزایش یافته است. من درین رابطه روشنگری خواهم کرد.

ملاهای پنجشیر ترسیده اند

ملا های خود فروش پنجشیر که همکار شبکه حقانی اند، از پیشقراولی برای دشمن به هدف تسخیر زادگاه خود شان بسیار هراسان شده اند. ملا گل محمد دره یی جاسوس شبکه حقانی سابق با سپاه ایران کار می کرد، اکنون دربست درخدمت شبکه حقانی است. ولسوال سهراب دره یی نیز مزدور حقانی هاست و اجنت های خود را در بازار لیلامی فروشی کابل ملاقات می کند.

دوزخ، زیر پای جهان خوران است

«نوام چامسکی» در مصاحبه تازه‌ای با سایت مستقل خبری – تحلیلی Truthout به بحث در مورد چالش تصویب بودجه هزینه‌ای مورد نیاز بایدن و پیامدهای سیاسی شکست دموکرات‌ها در انجام اصلاحات اجتماعی و آب و هوایی پرداخته است. در ادامه پاسخ‌های او ذکر خواهند شد.

به نظر می‌رسد جناح راست حزب دموکرات که به اشتباه «میانه رو» نامیده می‌شود به دلایلی خاص از طرفداران ترامپ پیروی می‌کنند. دست سنگین دونالد ترامپ رئیس جمهوری پیشین امریکا از روی مسائل برداشته نشده است. او صاحب پایگاه رای حزب جمهوری خواه است که به طور فزاینده‌ای رادیکال شده است. این سیستم غرق در فساد است. فسادی که طبیعی شده است.

«جو منشن» سناتور ویرجینیای غربی که دلال فروش زغال سنگ بوده است مسلما با طرح حذف سوخت فسیلی مخالفت می‌کند و یا سناتور «کریستن سینما» از ایالت آریزونا طرح اصلاحات قیمت‌گذاری دارو را رد می‌کند چرا که پول زیادی از صنایع داروسازی کسب کرده است. با این وجود، پوسیدگی سیستم امریکا عمیق‌تر از این مسائل است.

ایالات متحده نظام سیاسی تک حزبی دارد. حزب تجاری با دو جناح به نام‌های دموکرات و جمهوری خواه. در گذشته، جمهوری خواهان بیش‌تر به دغدغه‌های ثروتمندان و شرکت‌ها متعهد بودند. با این وجود، با ایجاد جنگ طبقانی یک طرفه به نام نئولیبرالیسم در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان اکنون دیگر با وضعیت یک حزب سیاسی مواجه هستیم. از زمان ریاست جمهوری «جیمی کارتر»، دموکرات‌ها نیز از جمهوری خواهان عقب نماندند و به حزبی متشکل از متخصصان حرفه‌ای و مشاوران مالی وال استریت تبدیل شده‌اند حزب دموکرات جانب دشمنان سرسخت طبقه کارگر را گرفته است.

در مورد جمهوری خواهان، استراتژی آنان از زمان ریاست جمهوری «ریچارد نیکسون» آن بوده تا رای دهندگان را در مورد مسائل فرهنگی بسیج کنند از برتری سفید پوستان گرفته تا مسئله جنجال برانگیز سقط جنین، آزادی حمل اسلحه، خانواده‌های سنتی پدرسالار، خداوند (در مورد طرفداران مسیحی انجیلی یا اونجلیکال). بدین ترتیب آنان توانسته‌اند دست کم در رقابت باقی بمانند و از ویژگی‌های عمیقا غیر دموکراتیک نظام انتخاباتی و مزایای آن برای پایگاه رای عمدتا روستایی خود استفاده کنند.

اکنون در کنگره لوایح برای خدمات اجتماعی معطل مانده‌اند آن هم در نهایت وقاحت. مرخصی زایمان با حقوق در ایالات متحده وجود دارد. این در حالی است که در بزرگترین کشور بعدی در نیمکره ما یعنی در برزیل حدود چهار ماه مرخصی با حقوق به زنان ارائه می‌شود. این مرخصی، علاوه بر مراقبت‌های بهداشتی همگانی، آموزش عالی رایگان و سایر مزایای عمومی است که تقریبا در همه نقاط جهان یافت می‌شوند. این بدان معناست که ثروتمندترین کشور جهان (امریکا) با مزایای بی‌نظیر، مرخصی همراه با حقوق را به مادران ارائه نمی‌کند.

اخیرا یکی از ستون نویسان اصلی روزنامه «فایننشال تایمز» لندن به کنایه نوشته بود اگر سناتور برنی سندرز در آلمان بود می‌توانست در انتخابات حزب دست راستی دموکرات مسیحی شرکت کند. نظام اجتماعی و اقتصادی ما در قالب یک دولت تک حزبی به طور چشمگیری محصول دوران جنگ طبقانی شرورانه پس از ریگان است.

وضعیت همواره این گونه نبود. در دهه ۳۰ میلادی زمانی که قاره اروپا تسلیم فاشیسم شد امریکا مسیری به سوی سوسیال دموکراسی را بر روی موجی از فعالیت‌های کارگری طی می‌کرد و دولتی دلسوز مردم را ایجاد کرد. سال‌ها پیش از آن، امریکا پیشگام آموزش عمومی توده‌ای بود که سهم مهمی در دموکراسی و عدالت اجتماعی داشت. در آن زمان اروپا عقب افتاده‌تر از امریکا بود.

این که اکنون اروپا از یک سوسیال دموکراسی پاره پاره شد حمایت می‌کند و امریکا به تجربه شبه فاشیستی ترامپ روی آورده که درصدد برچیدن آموزش عمومی بوده فراتر از طنز است. همه این موارد ریشه در دکترین‌های به اصطلاح «آزادی خواهانه» میلتون فریدمن، جیمز بوکانان و دیگر شخصیت‌هایی دارند که با حمله به «بیش از حد بزرگ شدن دولت» علیه نهاد آموزش اقدام کرده اند.

تلاش بایدن برای حرکت امریکا به سمت هنجاری انسانی‌تر و رعایت شده در بسیاری از کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هنوز نمرده، اما عملا در کنگره توسط نمایندگان خنثی و بی‌اثر شده است.

جمهوری خواهان به شدت مخالف این مسیر هستند. شبه فاشیسم در امریکا در حال پیش روی است. ما در حال پیش روی به سوی پرتگاهی هستیم که هیچ راه بازگشتی از آن وجود نخواهد داشت. چهار سال دیگر ترامپیسم ممکن است توازن قوا را برهم زند.

شاید در اینجا پرسیده شود آیا راهی برای دفع پیامدهای سیاسی این روند وجود دارد؟ خیر، در محدوده نظام سیاسی عمیقا فاسد و غیردموکراتیک فعلی این موضوع امکان‌پذیر نیست. تنها راهی که تا به حال کار کرده و می‌تواند کارساز باشد فشار توده مردمی است.