ملتِ سرچپه!

دوستان گرامی، قبل از سقوط جمهوریت روزی رییس جمهور غنی در صحبت شان تذکر دادند: پلان امنیتی ی را ساخته که میتواند در مدت ششماه اوضاع کشور و منطقه را تغییر دهد. با شنیدن این سخن باخود گفتم عجب ملتی هستیم، رییس جمهور ما ده سال آرام نشست حالا که طالب از کویته به چهارآسیاب رسیده است، رییس جمهور پلان امنیتی ساخته است. هر کار ما سرچپه است، امروز تصمیم گرفتم تحت این عنوان چند کار سرچپۀ ما را در یک یک سطر بطور کنایه برایتان بنویسم، امیدوارم دوستان آنرا توحین ملت ما تصور نه نمایند.

ملتی که همه میدانهای جنگ را بُرده اند، اما همه میدانهای سیاست را باخته.

ملتی که در ویرانی چندین سرتفکیت دارند و در آبادانی همیشه مشروط و ناکام مانده اند.

ملتی که پولدار شوند تعداد زنان را افزایش میدهند، اگرگرسنه شوند تولید طفل را زیاد میکنند.

ملتی که کودکی را با مرغ جنگی و تخم جنگی آغاز میکنند و پیری را با سگ جنگی ، قُچ جنگی و آدم جنگی.

ملتی که در داخل اتاق خدا با خدا عهد بستند، مگر ساعتی بعد باز گریبان یکدیگر دریدند.

ملتی که سرخزانه نشسته اند،گدایی میکنند.

ملتی که به پول همه جهان سیر نشد و به زورِ همه جهان امن.

ملتی که بیشتر از بیگانه خود را کشته اند.

ملتی که مردۀ بد ندارد و زندۀ خوب.

ملتی که ماسترش کیله میفروشد و ملایش سلطنت میکند.

ملتی که برای رفع خستگی نصوار میزند وبرای رفع تنهایی پودر.

ملتی که گلکارش در بست نجار کار میکند و نجارش در بست جنرال.

ملتی که فیل خانه ندارند فیل میخَرَند، شمشیر ندارند با شیر می جنگندند.

ملتی که خدمتگذارش را کشته اند و خاینش را تاجگذاری.

ملتی که تفنگدارش نان خورده است، وقلمدارش سیلی.

ملتی که از دزد طلبِ خدمت میکند و از قاتل طلبِ قضاوت.

ملتی که زبانش تفنگ است و منطقش سیلی.

ملتی که جنگ شان همیشه بالای مرده های شان است.

محمد عارف هاشمی