محمد عالم افتخار

ما برای زیستن در عصر مدرن؛ تکامل نیافته ایم!

بخش سوم

تمدن سرمایه؛ محیط زیستِ ژنومیک را بیشتر؛ تخریب میکند!

·                         قرار معلوم دشوار فهمی هایی در خطِ فکری اساسی این بحث؛ وجود دارد که تا حد بالایی ناگزیر میباشد.

·                         جهت تسهیل در فهم از مطالب؛ لطفاً دید را فراخ و جهانی و نوعی و حتی تمام جانوری آنهم طولی ـ زمانی بگیرید نه محدود مثلاً در حدود افغانستان یا کشور های «جهان سومی» امروزی و الآنی.

·                         ژنتیک؛ علم است ولی مانند فیزیک عالی و فیزیک ذرات؛ علم بسیط و آسانیاب نیست و «تکامل» علی الوصف بنیاد های مستحکم علمی؛ بیشتر مقوله و مسئاله فلسفی میباشد. ساده سازی و ساده نویسی تیکه های این گفتمان؛ نباید موجب این سوء تفاهم شود که «ما» با بگومگوی کوچه گی و خیابانی سر و کار داریم.

·                         واژهِ «ما» درین سری و سلسله؛ عبارت از همه آدم های روی زمین میباشد؛ نه «من» و «تو» و «دو سه رسوای دیگر».

·                         سایر حیوانات روی زمین نیز ضمناً مد نظر استند خاصه که هرنوع مطالعات نخست روی حیوانات آزمایشگاهی صورت می گیرد و میزانی از تحت تأثیر قرار دهی آنهااز رهگذر مورد نظر در آزمایش؛ باعث شكستهای استاندارد در DNA بافت ها و بافت مغزی گردیده و میگردد.

***********

در زمره نظرات وارده؛ دیدگاه زیر خیلی دلچسپ و تأمل برانگیز است ولی متأسفانه از حساب کاربری ای مواصلت کرده؛ که جعلی به نظر می آید. صاحب اصلی حساب کاربری در استقامت این بحث؛ نظرات متفاوتی دارند و میتوانم بیافزایم که خود یکی از استوانه های اصلی پشت صحنه گفتمان میباشند.

من البته این نظر را تحلیل نمیکنم و آنرا به خوانندگان وامیگذارم. اما چنانکه معلوم است؛ محترم نویسنده نظر؛ خلاف ادعا مقالات را طور کامل نخوانده اند؛ ورنه به ساده گی متوجه میشدند که سخن؛ اصلاً  پیرامون چیز های «غریزی ـ کسبی» نه بلکه بالای محیط و ایکوسیستمی است که یک تمدن بزرگ و سرسام آور برای نوع بشر در حالی فراهم میکند که به این زودی ها «تطابق یافتن ژنتیکی» اش باآن میسر نیست و لذا حتی بیم آن میرود که تضاد های شدید و مداوم و فزاینده ایکوسیستم ناشناخته و نا آشنا؛ اسباب «انقراض» را به نسبت اسباب «تطابق وتکامل» زودتر فراهم خواهد کرد:

آرزومندم برخی نظرات اینچنینی؛ مرا مجبور نسازد که به آنچه طور منطقی بایست در اواخر بحث بیاید؛ میانبر بزنم و به سخنی؛ «حرف آخر» را به اول بیاورم:

«با سلام وشادباشها

امید همه باصحت وعافیت باشید

  بعد ازمطالعه بخش اول مقاله تان تلاش کردمباشماازطریق وایبرتماس گیرم  امامیسرنشد اکنون که دیدم دربخش دوم عیناشتباه تکرارمیشود خواستم تا موضوع رااز طریق ایمل مطرح نمایم

 واکنش ها یارفلکس های اوتوماتیک وغریزی همهارثی بوده وازنسل به نسل انتقال میکنند وبه اراده مانمیباشند یعنیاگرمابخواهیم یا نخواهیم قلب مامیزند، رنگ چشم ما سیاه یاسبزورنگ موی ماسیاه ویازرد میباشد. اینهمه رفلکسها وعلایم چون لوحمحفوظ در دی ان ای ما درج گردیده است که معروض به تکامل ارثی نمیشوند مگرازطریق  موتیشن یاباسپری شدن میلیونها سال. بناا شکایت ازعدم تکامل ارثیماکاریست بیفایده. استعمال  یک توالت تاسفر به فضای خارجی همه مسایلی اند کهبه وراثت وتکامل ان ارتباط نداشته همه کسبی ومربوطبه سعی وتلاش شخص میباشد.

شادومسرور وصحتمند باشید. »

*********

محترم پروفیسور دکتور طب حربی سید احمد جهش؛ که مدت مدیدی در شفاخانه 400 بستر اردوی افغانستان؛ درمانگری محققانه نموده و قسمتی از ماحصل تجربیات گرانبهای خویش را طی کتاب قطور طبی تألیف و چاپ نیز کرده اند؛ در عین حال یک محقق بزرگ سیاسی و جهانشناسی بوده با تسلط که در زبانهای انگلیسی و روسی دارند؛ منابع دست اول درین زبانها را روزانه در انترنیت و طی کتاب ها و ویدیو ها… مرور می نمایند که ما وشما خیلی از فراورده های تحقیقی شان بهره برده ایم مانند (بلیه دیپ ستیت و برنامه ها و کارنامه های مخوف آن) و در آتی نیز انشاءالله فراوان بهره خواهیم برد.

هدف از ذکر خیر ایشان درین سلسله؛موضوع مستند و مسجلی است بسیار جالب و سخت رسا و گویا.

در درازای سالیان پسین که مبایل های گوناگون عالمگیر شد و از رئیس جمهوران و ملیاردران امریکا تا خرکاران و خاکشوران های دور افتاده ترین سرزمین ها به اعتبار تمدنی؛ دست کم جوره جوره از آنها را در دست و در جیب می گشتاندند؛ دوستان کم کم متوجه بی رغبتی شگفت انگیز جناب دکتور جهش به این پدیده «مرغوب و محبوب عصر» گردیدند.

البته دکتور؛ کمپیوتر مجهر با انترنیت داشته و با آن بسیار کار میکردند. در زمره اپلیکیشن ها (یا برنامه های کاربردی اختصاصی) ی مخابره و تماس مانند «وایبر» را در کمپیوتر نصب کرده بودند و از آن طریق تماس های متعدد حتی خیلی طولانی مدت را با آشنایان در سراسر جهان برقرار و اجرا می فرمودند.

ولی کاستی هایی احساس میشد؛ چرا که تماس گیری دیگران با دکتور؛ در صورتی میسر بود که کمپیوتر روشن باشد و دکتور هم عقب آن آماده. مسلم است که چنین چیزی همیشه و 24 ساعته امکان ندارد.

این است که از دکتور تقاضا میشد تا مبایل بگیرد و آنرا پیوسته فعال؛ همراه خود داشته باشد.

اما دکتور بی رغبتی مرموز خویش را دوام میداد و حتی مبایل های اهدایی فرزندان و اقارب و دوستان نزدیک را رد میکرد و هی بهانه می آورد که حوصله کار با این دستگاه پیچیده را ندارد.

البته ناگفته نماند که دکتور جهش با آنکه سالیان زیادی است که در کانادا با فامیل در مهاجرت زندگی میکنند؛ اما بنابر کار و ابتکار ثمر بخش؛ از توانایی مالی بالایی برخور دار بوده و حتی با دوستان و اقارب زیادی در داخل افغانستان مساعدت های پولی انجام میدهند.

لذا خرید و تجدید خرید مبایل های آخرین سیستم برایشان بسیار ساده است.

من که با جناب دکتور جهش و فامیل و برخی از دوستان ایشان در اینجا و انجای جهان تماس ها و مکالماتی میداشته باشم؛ روزی در صحبتی با جناب دکتور؛ به این سِر مگو و راز سر به مُهر؛ آشنایی حاصل نمودم.

دکتور فرمودند: “امواج رادیویی و الکترومغتاطیسی که در مبایل ها رفت و آمد دارند به سلامت (حتی سلول سلول) انسان؛ مضرات شناخته و ناشناخته زیادی میداشته باشند. مبایل ها ادامه «رادار ها» و دیگر ابزار های رادیوییاستند.

ایشان قصه کردند: ما حینیکه در” 400 بستر” بودیم هفته وار یک درس “مخفی و محرم” داشتیم و طی آن این ابزار ها و تکنولوژی ها به ما تحلیل و تشریح میگردید و راه های و وسایل اندک وقایه از آنها و مقابله با مضرات آنها برایمان خاطرنشان میشد.”

معلوم است درس ها به خاطری “مخفی و محرم” بوده است که علانیت آن در جامعه؛ ترس و تشویش بر می انگیخت و احتمالاً انگیزه حرکات عصیانگرانه برضد سیستم های رادار و سایر شبکه های دارای امواج رادیویی و امواج مضره دیگر میگردید که معمولاً در محلات زیست مردم دایر بودند و نیز در افسران و سربازانی که با این سیستم ها و شبکه ها کار و تماس داشتند؛ بیم و نگرانی ایجاد می نمود.

ولی به دکتوران مرکز عمده طبی اردو به خاطری مخفیانه آموزش داده میشد که منجمله موارد عامل «امواج و تشعشعات آن» در بیماران را حین معاینات و تداوی مدنظر داشته باشند.

البته در آن زمانها مبایل و تکنولوژی های بی سیم و «وای فای» نیز وجود داشته است؛ ولی تنها در انحصار مراکز تحقیقات فضایی چون «ناسا» و نهاد های محفوظ نظامی ابرقدرت ها بوده است.

من از ورای آموزش های ستلایتی محترم ابراهیم ویکتوری نویسنده کتاب وزین «اسرار کاینات» و «شگفتی های جهان» کمی پس تر از زمان فوق؛ آگاهی یافته بودم که روی هرفشار یا مصلحت و منفعت که بود؛ این دانش و تکنولوژی ی خیلی ها سری نگهداشته شده؛ به منظور تولید انبوه تجارتی به بازار سرمایه داری بیرون داده شد.

معنای صریحتر سخن؛ آن است که دانشمندان مربوط از وقت ها و به طور بنیادی از مضرات امواج الکترومغناطیسی مورد استفاده درین تکنولوژی برای عامه افراد و جوامع بشری آگاهی کامل داشتند و راضی نبودند بخاطر منافع کم و بیش غیر تجارتی؛ آن را بیرون دهند و اسباب فریب و تحمیق و غارت دم افزون مردمان و به مخاطره افتادن زیستار های بشری و فراتر را فراهم گردانند.

بدبختانه امروزه شاهد اهریمنانه ترین و جنایتکارانه ترین رقابت ها در راستای باصطلاح تولید نسل های نو و نو تر و بازهم نو تر مبایل ها و مماثل های آنها میان چند کمپنی و کنسرسیوم چپاولگر استیم و در حالی که پایانی هم بر آن متصور نیست؛ نسل های پیشتر چه بسا از کارتن های تازه خریده شده؛ بیرون نیامده؛ کهنه و از مود افتاده میشود و نزدیک است که کره زمین به قبرستان هنوز آفت خیز کهنه های الکترومغناطیسی مبدل گردد.

(درین استقامت از توضیح و تصویر بیشتر؛ بخاطری معذورم دارید که نظر به روحیه ایکه میدیای مزدور و مسحور سرمایه بر مردمان مسلط کرده است؛ جنبه های رکلامی پیدا میکند!)

بدینگونه ازدوران” 400 بستر” تا کنون تحولات سرسام آور تری در زمینه کاربرد هایبه مراتب گسترده امواج و اشعات متذکره وقوع یافته و “سر مگو و راز سر به مهر” دکتور جهش؛ در سطح جهانی از پرده بیرون افتاده برای جویندگان و محققان؛ دیگر در حد «درس های مخفی» نمانده است. صرف طور نمونه مثال؛ خلاصه ای از مقالات تازه انترنیتی را در زمینه گزینش و تقدیم میدارم؛ که موضع عالمانه دکتور روشن گردد و هم گفتمان جاری با غنای مطالب و تازه گی و پر باری ادامه یابد:

صورت کامل مقاله را با کلیک روی لینک های عنوانی میتوانید دریابید:

اثرات زیان بار امواج الكترو مغناطیس شامل امواج رادار، مایكروویو و …

فرستنده های مخابراتی، سیستم های رادار و فرستنده های رادیویی و تلویزیونی كه با فركانس بالا نوسان دارند، میدانهای الكترو مغناطیسی شدیدی تولید می كنند كه در فاصله فركانسهای ۱MHz تا ۱Ghz قرار دارند. انرژی الكترو مغناطیسی توسط بدن جذب می شود و به انرژی حرارتی تبدیل می گردد كه اگر میزان جذب انرژی از حدود 4وات بر متر مربع، بیشتر شود، دمای بدن را به اندازه 1 تا 2 درجه سانتی گراد افزایش می دهد. لذا از این امواج در فركانسهای نزدیك به ۲۷MHz و MHz۲۵۰ برای مقاصد درمانی استفاده می شود.

فركانسهای Extra LowFrequency در حدود 50 تا 80 هرتز، خطرناك ترین فركانس ها برای بدن می باشند. در این فركانسها جریان بسیار كوچك باعث آثار بیولوژیك قابل توجهی می شوند. به عنوان مثال عبور جریان MA23 در فركانس های حدود 50 تا 60 هرتز منجر به شوك دردناك و مشكلات شدید قلبی و تنفسی می شود؛ ..

از سوی دیگر سلاح ها و دستگاه هایی جهت آسیب رسانی به انسانها و وسایل الكترونیك وجود دارد نظیر E-Bomb و دستگاه هایی مخصوص كه از آنها بری ایجاد شوك، كنترل ذهن و عدم هوشیاری استفاده می شود.

مواد و روشها :

در این مطالعه با مروری بر مقالات و مجلات پزشكی و نظامی و اینترنت و با مطالعه توصیفی در زمینه امواج الكترو مغناطیسی كه به طور طبیعی در اطراف ما وجود دارد مانند امواج موبایل، رادار، مایكروویو، رادیو، تلویزیون و بررسی های انجام شده بر روی انسان هایی كه در نزدیكی (منبع تولید امواج پر قدرت الكترو مغناطیس) زندگی می كنند، به بررسی آثار ناشی از این امواج می پردازیم.

از طرف دیگر، سلاح های الكترو مغناطیس كه توسط كشورهای پیشرفته جهت صدمه و آسیب رسانی به انسانها و مراكز الكتریكی و الكترونیكی از جمله بانك ها، ادارات و مراكز نظامی ساخته می شوند را مورد بررسی قرار داده و به آثار مخرب این سلاح ها می پردازیم. …

الف)اثرات زیان بار امواج الكترو مغناطیس شامل امواج رادار، مایكروویو و.. بر روی انسان:

بیشترین اثرات حیاتی امواج الكترو مغناطیسی ناشی از امواج مایكروویو، سیستم های راداری، امواج رادیویی و.. ، بر روی نظامیان و افرادی است كه در نزدیكی این ایستگاه ها زندگی می كنند. حتی تلفن همراه كه یكی از مهم ترین منابع میدانهای الكترو مغناطیس می باشد و فركانسهای بالایی در حدود MHz900 تا بیش از Ghz1 را ارسال و دریافت می كند، باعث آثار زیانباری خواهد شد. تحقیقات انجام شده بر روی این امواج نشان داد كه اثرات این امواج بر روی تولید مثل، منجر به مشكلات ژنتیكی بعد از زایمان و به خصوص سندرم داون می شود.

در تحقیقی بر روی كارگران، جوابهای مثبت و منفی ناشی از تاثیر این امواج بر زاد و ولد مشاهده شد. باید توجه داشت كه تعداد افراد مورد مطالعه بسیار كم است و همچنین شدت امواج را در این افراد، نمی توان به وضوح اندازه گیری كرد. ابتلاء به سرطان، افزایش خطر ابتلاء به لوسمی و لنفوم در بین نظامیانی كه در معرض میدانهای الكترو‌مغناطیس قرار گرفته بودند، مشاهده گردید اما شدت میدان در این تحقیق به خوبی مشخص نشده بود.

در تحقیقی كه بر روی كاركنان ایستگاه های رادار و صنایع هوایی و نیروی نظامی آمریكا انجام شده بود؛ افزایش مرگ و میر در گروه مورد بررسی مشاهده نشد. افرادی كه در حال استراحت، در معرض پرتوهای الكترو مغناطیسی مربوط به سیستم های تصویری قرار گرفته اند، در صورتی كه پرتوگیری حدود 30 دقیقه و (Specific Absorbtion Rate) Sar كمتر از 4 وات بر متر مربع، باشد، منجر به افزایش دمای داخل بدن كمتر از یك درجه می شود.

در تحقیقی دیگر مشاهده گردید، زمانی كه فركانس امواج از Khz100 به Mhz10 افزایش یابد؛ آثار ناشی از میدانهای قوی از تحریك عصبی عضلانی به سمت آثار گرمایی تغییر می‌كند. در فركانس Khz100 تحریك اولیه به صورت تیك عصبی و در Mhz10 این اثر به صورت گرم شدن مغناطیسی بروز می كند. گرم شدن به میزان 1 تا 2 درجه سانتی گراد میتواند سلامتی فرد را به خطر بیندازد.

طی تحقیقاتی كه بر روی حیوانات آزمایشگاهی انجام گردید، مشاهده شد رودنت هایی كه برای بیش از 25 ماه در معرض امواج مایكروویو بودند، بدخیمی‌های اضافی قابل ملاحظه ای درمقایسه با گروه كنترل داشتند؛ اگر چه انسیدانس تومورهای خوش خیم بین گروه ها تفاوت نمی كرد. برخی از محققین پیشنهاد می كنند، در معرض تابش قرار دادن رودنت ها، SAR حدود، 1w/m2 ممكن است باعث شكستهای استاندارد در DNA بافت ها و بافت مغزی گردد.

اگر چه ایراداتی به روش های مورد استفاده در این مطالعه وارد است؛هرگاه بافتهای حساسی مانند چشم یا تخمدانها در معرض تابش شدید الكترو مغناطیس قرار بگیرند، ممكن است ضایعات مشخصی در این بافت ها ایجاد شود. پرتوگیری مایكروویو با بازده زمانی حدود 2 تا 3 ساعت و با SAR حدود 100تا140 وات بر متر مربع باعث افزایش دمای لنزی حدود 43-41 درجه میشود. در این حالت در چشم خرگوش كاتاراكت ایجاد میشود، در حالی كه در چشم میمون ها با تابش الكترو مغناطیس با همین شدت و یا بالاتر كاتاراكت مشاهده نشد. در تحقیقی دیگر مشخص شد؛ تابش امواج مایكروویو با شدت زیاد منجر به افزایش رشد سلولهای ساركومای ریه در موش می شود. همچنین مشاهده گردید كه اگر موشهای هوشیار در معرض میدان مایكروویو قرار گیرند قطع رفلكس ترس و فرار و بی حركتی در آنها ایجاد می شود

ب)سلاح های الكترو مغناطیس و تأثیر زیان بار آنها بر انسان:

(E-Bomb یا بمب الكترو مغناطیسی):

E-Bomb یا بمب الكترو مغناطیسی در واقع چیزی نیست جز یك شارژ مغناطیسی فوق العاده نیرومند كه با گسیل امواج پر قدرت (سوپر فركانس) با طول موج بالاتر از ده گیگا هرتز موسوم به امواج مایكروویو پر قدرت (High PowerMicrowave) می تواند هر گونه دستگاه الكترونیكی یا الكتریكی در محدوده عمل خود را در یك باند فوق گسترده (Ultra WideBand) UWB فلج نماید. E-Bomb در واقع، سلاح تازه ای است كه ساخت آن بسیار ساده و تاثیر آن كاملاً گسترده است و نگرانی هایی را برای دانشمندان و دولتمردان به وجود آورده است.

به نوشته هفته نامه علمی NewScience این سلاح مؤثر «بمب الكترو مغناطیس» نام دارد كه اساس و عصاره آنها چیزی نیست جز یك پرتو شدید و آنی از موج های رادیویی یا مایكروویوی كه قادر است همه مدارهای الكتریكی را كه در سر راهش قرار گیرد، نابود سازد.

در دورانی كه بافت و ساخت جوامع تا حدود بسیار زیادی به دستاوردهای علمی از نوع الكترونیكی وابسته است و همه امور؛ از بیمارستانها، شبكه های مخابراتی، رایانه ها، بانكها، مؤسسات بزرگ مالی یا نظامی تا دستگاه های مراقبت، نحوه كار ماشین ها و ادوات صنعتی همگی متكی به ساختارهای الكترونیك هستند، كاربرد بمب های الكترومغناطیس می تواند سبب فلج شدن روند زندگی در مناطق مسكونی بزرگ شود.

به اعتقاد برخی كارشناسان به نظر می رسد كشورهای پیشرفته پیشاپیش چنین سلاحی را تكمیل كرده اند و برخی بر این باورند كه در جریان جنگ علیه صربستان از این قبیل بمب ها برای تخریب دستگاه های رادار صرب ها بهره گرفته شد.

انفجار یك میدان الكترو مغناطیسی بسیار نیرومند می تواند در كسری از ثانیه آنچنان قدرت الكتریكی را در كلیه مواد هادی پیرامون خود القاء نماید كه به راحتی تمام آنها را مختل نموده و از كار بیندازد؛ هر چند این میدان مغناطیسی بر روی جسم انسان به عنوان یك هادی الكتریكی نیز مؤثر می باشد، ولی این تاثیر بسیار محدود ومقطعی بوده و بدن جز در موارد خاص قدرت مقاومت در برابر آن را دارد.

در جنگ افزارهای نسل الكترونیك، استفاده از سلاح مغناطیسی و امواج الكترو مغناطیسی جایگاه ویژه ای داشته و مورد توجه سازندگان این قبیل سلاح ها بوده است. مناسب ترین امواج الكترو مغناطیس برای ساخت بمب های الكترو مغناطیس، امواج با فركانس حدود گیگا هرتز است. این نوع امواج قادرند به درون دستگاه های الكتریك نفوذ كنند و آنها را از كار بیندازند.

اگر هواپیما یا موشك از درون این مولدهای الكترو مغناطیس عبور كند، بلافاصله نابود خواهد شد.

استفاده از امواج الكترو مغناطیسی برای اولین بار در طی سال های 1960 الی 1965 در سفارت آمریكا در مسكو كشف شد؛ به گونه ای كه دولت آمریكا متوجه بروز بیماری نامعلوم در بین اعضاء خود شد و حتی مرگ سفیر در آن زمان مشكوك قلمداد گردید. در 1967 وزیر خارجه آمریكا مدعی شد كه اتحاد جماهیر شوروی امواج با فركانس بالا به سفارت آمریكا در مسكو متمركز نموده كه موجب اثرات فیزیولوژیك در كارمندان این سفارت شده است. روسها انتظار داشتند كه این امواج موجب تحریك پذیری، بی حالی و خستگی فرد به صورت موقتی بشود ولی بعدها معلوم شد كه این اثرات موقتی نبوده و باعث كاتاراكت، تغییرات خونی، بدخیمی، اختلال گردش خون و اختلال دایم CNS شده است.

در حادثه ای دیگر ایجاد پروژه پاندورا نهایتاً منجر به استفاده از امواج پر قدرت ماكروویو (HPM) در مركز لوس آنجلس شد. در سال 1985 الی 1986 مشخص گردید كه این امواج می توانند سبب سردرد، سرگیجه، سقط های خود بخودی، اختلالات قاعدگی، حملات ناگهانی فلج و ناتوانی در تكلم شوند. تظاهرات زنان طرفدار صلح علیه استقرار موشكهای كروز در انگلستان در ارتباط با همین موضوع بود. مقامات رسمی آمریكا مكرراً وجود سلاح های الكترو مغناطیسی را انكار می نمایند و می گویند در حد تحقیقات است. در سال 1979 روس ها (لیستی) از سلاح های جدید كشتار جمعی به سازمان ملل ارائه كرده و خواستار توقف تولید آن شدند كه عبارتند از :

1-

سلاح های رادیولوژیك كه از موارد رادیو اكتیو است و مشابه انفجار اتمی است.

2-

سلاح های تشعشعی آكوستیك مادون صوت

3-

سلاح های اشعه ذره ای موثر بر اهداف بیولوژیك

4-

سلاح های الكترو مغناطیسی

(در تمدن مدرن) انسان در فضای مملو از امواج الكترو مغناطیسی غوطه ور است. فرستنده های مخابراتی، رادیو تلویزیونی و رادارهامیدانهای مغناطیسی شدیدی تولید می كنند كه علایم آن بین KHz 100 تا MHz 10 ظاهر می شود. انرژی حاصله از امواج EMP می‌تواند كلیه سیستم های الكترونیكی رادارها و تجهیزات ارتباطی را به طور موقت یا دایم از كار بیندازد. EMP از گروه سلاح های انهدام كننده الكترونیكی هستند و در اهدافی باطیف گسترده و در ظرفیت های استراتژیك استفاده می شوند. اتفاقات و رخدادهای EMP شدیداً وابسته به طول موج است كه عبارتند از:

الف) انفجارات با طول موج كوتاه (كمتر از 400 متر است)

الكترونهای موجود در انفجارهای كوتاه با سرعت خیلی بیشتر از اتم های یونیزه خارج و بسیار سبك می شوند و به اطراف پخش میگردند؛ سطح زمین به صورت رسانا عمل می كند. امواج یونیزه تا شعاع KM40 قدرت تخریب دارند. البته تخریب شدید فقط در مجاورت مركز انفجار صورت می گیرد.

ب)انفجارات با طول بلند (بیشتر از 000/30 متر)

این انفجارات پالس های الكترو مغناطیسی تولید می كنند كه بسیار مخرب و ویرانگر هستند و منطقه وسیع یونیزه شده تشكیل می دهند كه می تواند 2500 كیلومتر به صورت افقی و 50 كیلومتر به صورت عمودی باز و منبسط شود. میدان مغناطیسی زمین سبب جابجایی الكترون ها شده كه پالس الكترو مغناطیسی قوی ایجاد می كند. انتقال امواج یونیزه از مركز انفجار به شعاع KM40 صورت می گیرد. در نتیجه توانایی جلوگیری از ارسال سیگنال رادیویی و راداری را دارد و فركانسهای رادیویی در مسافتی بیش از چند هزار كیلومتر به مدت چندین دقیقه قطع می‌شود.

این بمب ها مستقیماً جان انسان را به خطر نمی اندازند و تنها بر دستگاه های الكترونیكی تاثیر می گذارند. نكته دوم آن كه ساخت آنها بسیار ساده است. بمب های الكترو‌مغناطیسی در صورتی می توانند خسارت وارد آورند كه فركانس امواجشان با فركانس دستگاه هایی كه به آنها وارد می شوند یكسان نباشد.

بمب الكترو مغناطیسی با توجه به ساختار ساده ای كه دارد، مورد توجه روز افزون تروریستها بوده و سلاح مخرب و دست یافتنی برای آنان به حساب می آید. هر چند هنوز هیچ گونه گزارشی از استفاده تروریستی این بمب ارائه نشده است، ولی حدس زده می شود كه سلاح بالقوه و مورد توجه تروریست ها باشد. خصوصاً آنكه می توان با استفاده محدود و جهت دار به آنتن های مخصوص از آن در حمله های تروریستی به یك سازمان یا یك اتومبیل خاص بهره جست.

مجله تایمز در شماره ژانویه 2003 خود به نقل از دونالد رامسفلد وزیر جنگ آمریكا اعلام نمود: در آغاز جنگ آمریكا با صدام، انفجار یك بمب 2 میلیارد واتی مغناطیسی صدام را كاملاً فلج نمود و عملاً كلیه تجهیزات الكترونیكی ارتش عراق و حتی رادیو و تلویزیون این كشور در آغاز جنگ قبل از هر تحركی به وسیله سلاح الكترونیكی فلج گردید.

دفاع در مقابل بمب های الكترو مغناطیسی:

1-

موثرترین دفاع آفند است یعنی به دست آوردن این نوع سلاح.

2-

حفاظت از تجهیزات الكترونیكی به روش Electronic Hardening

3-

پوشاندن ابزار و لوازم و چادرهای سكونت با فویل آلومینیوم كه از امواج ELF محافظت میكند. برای EHF موضوع پیچیده تر است.

نتیجه گیری

در حیوانات آزمایشگاهی و موشها به علت این كه اثرات امواج الكترو مغناطیس قابل تشخیص است، میتوان به اثرات زیانبار این امواج در طولانی مدت و با شدت بالا بر روی نسوج حساس به خصوص چشم ها، تخمدانها و سلولهای خونی به صورت كاتاراكت و تغییرات سلولی در تخمدانها و بافت خون ساز پی ببریم. ولی در مورد افرادی كه در نزدیكی برق زندگی می كنند و نظامیانی كه با رادارها و امواج سرو كار دارند با توجه به این كه تعداد آزمایش شوندگان زیاد نبود، شدت تاثیر امواج بر بافتهای انسان را نتوانستیم به سهولت حیوانات آزمایشگاهی مشاهده كنیم.

تحقیقات انجام شده نشان دهنده این مسئله است كه این امواج تاثیر قابل ملاحظه ای بر روی انسانها نداشته است. انفجار سلاح های الكترو مغناطیس باعث تغییرات رفتاری و شناختی و كنترل ذهن در افراد شده و از طرف دیگر كلیه نیروگاه ها، سیستم های بانكی، حمل و نقل و ارتباطی را به سرعت در كسری از ثانیه از كار می اندازد و عملاً درمنطقه انفجار بمب، تجهیزات الكتریكی و الكترونیكی را به حالت فلج در می آورد. این سلاح ها به عنوان برگ برنده ای در دست كشور دارنده سلاح برای پیروزی محسوب می شود.

بخشهای CCU، اتاق عمل، دیالیز،ICU و مخابرات بیمارستان از دستگاه های الكتریكی و الكترونیكی جهت درمان بیماران و ارتباطات استفاده می كنند كه در زمان انفجار بمب الكترو مغناطیسی كلیه این دستگاه ها از كار می افتند و این به معنی فاجعه برای كلیه بیماران بدحال موجود در بیمارستان می باشد؛ لذا ما نباید صرفاً ذهنمان معطوف به تجهیزات نظامی و جنگی بشود و می بایست كلیه تجهیزات الكترونیكی و الكتریكی مراكز درمانی را نیز در نظر بگیریم.

به این منظور باید از متخصصین جنگ های الكترونیك جهت حفاظت دستگاه های الكتریكی و الكترونیكی پیشرفته كه جهت بیماران بدحال به كار برده می شود، استفاده كنیم و كلیه نكات ایمنی را در بیمارستانهای مجهز به كار بندیم.

این تحقیق راهی را برای پژوهشگران برای تحقیق روی نیروهای نظامی باز می‌كند. نیروهای نظامی به ویژه پرسنل كادر مخابرات در مجاورت دستگاه های مخابراتی به مدت طولانی فعالیت می كنند و شاید از ابتدای استخدام تا زمان بازنشستگی به مدت سی سال با امواج الكترو مغناطیسی در ارتباط مستقیم باشند.

 در انتها نكته ای كه می بایست بر روی آن تاكید كرد مطالعات گسترده و نمونه گیری زیاد در زمان طولانی بر روی افراد نظامی و غیر نظامی می باشد که ارتباط مستقیم با امواج الكترو مغناطیسی دارند.

*************

یعنی اینکه تحقیقات شروع شده و هنوز چیز کاملی وجود ندارد. تازه؛ این مورد فقط یکی از هزاران و شاید هم یکی از میلیون ها مورد است که بایستی شناخت در مورد آنها را کامل کرد تا به روشنی بتوان گفت «زیست محیطی» را که تمدن سرمایه داری پدید آورده و می آورد بشریت را شگوفا و صاحب زمین و کیهان می سازد یا نابود و منقرض میگرداند؟؟؟

ایا پیگیری این مسایل غول آسا و مباحثه درین راستا «بیهوده» است؟!

پس «باهوده» چیست؟!

تعقیب این گفت و شنود و شرکت فعال و کمی دقیق در ژرفش و گسترش آن؛ احتمالاً چیزی از«انسانیت» و انسان زنده بودن ماست!!

محتوای تکمیلی در مطلب بعدی را به قیاس بگیرید:

آیا امواج موبایل برای مردم مضر است؟

تحقیقات جدید نشان می‌دهد تاثیر امواج منتشرشده از گوشی همراه و رایانه فراتر از تاثیرات حرارتی است (که در مقاله بالا برآن تأکید میشد) و تا ۱۰ درصد مردم نسبت به این امواج، حساسیت شدید دارند.
محمدجواد ترابی:

امواج الکترومغناطیس تا چه اندازه می‌تواند روی بدن انسان تاثیر بگذارد؟ آیا امکان دارد که گوشی‌های تلفن همراه، نمایشگرهای رایانه‌ها، تلویزیون‌ها و دستگاههای الکترونیکی دیگر سبب بیماری شوند یا افرادی که ادعا می‌کنند به این دستگاه‌ها حساسند، فقط گمان می‌کنند؟ این موضوع، یکی از موضوعات جنجال‌برانگیز حال حاضر فناوری است که پیامدهای مهمی در سیاست، حقوق مشتری، حقوق بشر و سلامت داشته است.

به گزارش پایگاه اینترنتی فیزاورگ، اله جانسن، سرپرست واحد پوست‌شناسی در موسسه کارولینسکای استکهلم، از ابتدای دهه ۱۳۶۰ به پژوهش روی تاثیر امواج الکترومغناطیس بر فیزیولوژی انسان مشغول است. پژوهش‌های جانسن سبب شد که او پشتیبان بی‌چون و چرای نگاه مضر بودن امواج الکترومغناطیسباشد که با معیارهای ایمنی موجود که فقط بر مبنای اثرات حرارتی است، به اندازه کافی حافظ سلامت عمومی نیست.

جانسون در مقاله جدید خود، نتایج ده‌ها مطالعه پژوهشی را با موضوع اثرات امواج الکترومغناطیسبر سامانه دفاعی بدن بررسی کرده است. امواج الکترومغناطیس مانند آلرژی‌زاها در عملکرد سامانه دفاعی بدن اختلال ایجاد می‌کند و سبب فراخواندن پاسخ‌های آلرژیک و التهابی در بدن خواهد شد. جانسن امیدوار است که این مقاله، در کنار گزارش‌هایی که در سال ۱۳۸۶ / ۲۰۰۷ از شناسایی تاثیرات مضر فناوری‌های وایرلس (بیسیم) منتشر شد، باعث شود که قانون‌گذاران حدود ایمنی عمومی جدیدی را وضع کنند و توسعه فناوری‌های آزمون‌نشده را محدود کنند .

جانسون در گفتگو با پایگاه اینترنتی فیزاورگ می‌گوید: «این مقاله به آژیر خطر شدیدی می‌ماند که واکنش‌هایی را دربرخواهد داشت. برای مثال، پارلمان اروپا در ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ تایید کرد که میزان قرارگرفتن در برابر پرتوها را باید با عوامل بیولوژیکی سنجید، نه میزان اثرات گرمایی. همچنین گزارشی از پارلمان اروپا در ۵ اسفند ۱۳۸۷، به تحقیق در مورد بازه قرارگیری در برابر پرتوها می‌پردازد.
در گزارش حاضر، جانسون توضیح داده است که سامانه دفاعی بدن چگونه در برابر دشمنان شناخته شده خودش مقابله کند، ولی در برابر آلرژی الکترومغناطیسی که در اثر عواملی چون سیگنال‌های تلویزیون، امواج رادیویی و ماکروویو تلفن همراهیا وای‌فای، سیگنال‌های رادار، پرتوهای ایکس، پرتوزایی مصنوعی و مانند این‌ها که در ۱۰۰ سال اخیر مورد استفاده بشر قرار گرفته، ناتوان است. سامانه دفاعی ما زیر اثر پرتوافشانی خورشید و میدان مغناطیسی ثابت زمین رشد پیدا کرده، ولی نه زیر امواج الکترومغناطیسی که در دیگر فرکانس‌ها یا پالس‌های مغناطیسی و ماکروویو برای مثال گوشی‌های همراه، تولید شده‌اند.

پادگن‌ها (آنتی‌ژن‌ها) گونه‌هایی هستند که باعث می‌شود سامانه دفاعی بیش از حد واکنش نشان بدهد و به همین خاطر، سامانه دفاعی بافت‌های محلی و کل بدن را کامل تخریب کند. مثل واکنش‌های حساسیت شدیدی که می‌تواند با آشفتگی‌های محیطی اتفاق می‌افتد.

ازآنجاکه این آشفتگی‌های محیطی‌ به اندازه کافی کوچک است، به سامانه دفاعی راه می یابند؛ درست شبیه به غبارها و مواد مخدر که می‌توانند از مجراهای تنفسی یا از محل خاصی وارد شوند. دستگاه‌های الکترونیکی مختلفی که امواج الکترومغناطیس ساطع می‌کنند از لحاظ میزان شدت، فرکانس و الگو با هم متفاوتند. اگرچه برخی مطالعات، برای مثال ارتباطاتی بین خطوط انتقال برق و سرطان خون یا تومورهای مغزی و گوشی‌های همراه را نشان می‌دهند، برخی مطالعات نیز نشان می‌دهند که مکانیزم زیست‌شناختی که موجب پیدایش این بیماری‌ها باشد، پیدا نشده است.

همان‌طور که جانسون استدلال می‌کند، در بسیاری از مطالعات فرض می‌شود که تنها سازوکار زیست‌شناختی که اثرات نامطلوب دارد، حرارت بیش از حد سلول‌ها و بافت‌ها است، هر چند که جانسون به اثرات غیر حرارتی همچون امواج الکترومغناطیسیکه سبب واکنش پادگن‌ها در سامانه دفاعی می‌شود، نگاه می‌کند. اثری که به خصوص در پرتودهی‌های طولانی مدت پیش از گرم شدن قابل شناسایی است.

برخی مردم مدعی‌اند که نشانه‌های ذهنی و عینی دستگاه‌های الکترونیکی باعث رنجش آنها می‌شود. جانسون می‌گوید: حساسیت شدید الکترومغناطیسی (EHS) روی ۳ تا ۱۰ درصد کل جمعیت تاثیرگذار است و در اغلب موارد، منجر به از دست دادن بازدهی کاری و حتی فرصت‌های شغلی‌شان می‌شود.

مردمی که مدعی اثرات نامطلوب نمایشگرهای رایانه‌ها یا گوشی‌های همراه روی پوستشان هستند، ممکن است که به درستی واکنش اجتناب‌آمیزی نسبت به پرتوافشانی داشته باشند.

پوست دارای سلول‌های برجی است که به واکنش در برابر پرتوافشانی همچون رادیواکتیویته، پرتوی ایکس و نور فرابنفش شناخته شده‌اند. مطالعات نشان می‌دهد در نمونه‌های پوست مردمی که حساسیت شدیدی به امواج الکترومغناطیسدارند، پس از قرارگیری در معرض پرتوافشانی، تعداد بیشتری از سلول‌های برجی که در قسمت بالایی غشای میانی پوست قرار داشتند، به لایه‌های دیگری که به طور معمول دارای سلول‌های برجی نیستند، نفوذ کردند.

امواج الکترومغناطیسی همچنین ممکن است که سبب «دیگرانولیت» شدن سلول‌های برجی شوند که باعث آزاد شدن مواد سوزشی و احساس درد و خارش در افراد با حساسیت شدید می‌شود. در مطالعات نظری پیشین، جانسن مدلی را در چگونگی تکثیر سلول‌های برجی (ماستوسیتوسیس) ارائه کرده بود که می‌توانست حساسیت به امواج الکترومغناطیس را توضیح دهد. همانند واکنش‌های آلرژیک، امواج الکترومغناطیسی به گونه‌ای دیگر روی انسان تاثیر گذاشته است، به نحوی که به علت تغییرات در ساختار ژنتیکی، عملکرد سامانه دفاعی دچار تغییر می‌شد.

بحث جانسون این است که پژوهش‌های بیشتری لازم انجام شود تا سازوکار میزان تخریب غیرحرارتی امواج الکترومغناطیس بر بدن انسان مشخص شود و تحقیقات روی پاسخ سامانه دفاعی به صورت خاص می‌تواند منجر به کشف سازوکار ویژه تخریب زیست‌شناختی شود.

با توجه به اینکه تخمین زده می‌شود صدهاهزار نفر حساسیت شدید به امواج الکترومغناطیسیدارند، کار بسیار سخت است؛ بخصوص این موضوع که چگونه می‌توان مردم را در برابر این اختلال تطبیق داد. جانسون همچنین افزود: فهمیدن اثرات زیست‌شناختی امواج الکترومغناطیسی در رابطه با هزینه‌های بهداشت عمومی آینده، اثرات اقتصادی نیز در پی خواهد داشت.

جانسون همچنین اعتقاد دارد که اگر این امواج برای کسی ضرری نداشته باشد، ایجاد محدودیت برای در معرض قرارگرفتن آنها به کسی آسیب نمی‌زند و فقط کمی از آزادی موجود در پرتوافشانی‌های مختلف می‌کاهد و باید ببینیم که برای ما آزادی مردم در استفاده از فناوری‌های بیسیم بیشتر اهمیت دارد یا سلامتشان؟!

 (طبعاً هم سلامت بیولوژیک و هم سلامت ژنومیک؛ آیا میان این دو «دیوار چین» وجود دارد؟)


گردآوری و تنظیم توسط واحد فن آوری اطلاعات شرکت توسعه تمدن پارسیان

                                                           (به امید دیدار های دیگر)

++++++++++++

Advertisements