محمد الله وطندوست

انتخابات ریاست جمهوری که با اگر و مگر ها آغاز شده بود، در ششم میزان سال روان با رفتن  نزدیک به دو میلیون باشنده گان این سرزمین در پای صندوق های رای به مرحله تازه یی رسید و با اعلان نتیجه ابتدایی و نهایی که طبق پرگرام کمیسیون انتخابات بیشتر از یک ماه را در بر می گیرد  سر نوشت ارگ نشین را تعین می گردد.
اربابان قدرت و دوسهمدار عمده حاکمیت با بی میلی و وقت کشی تمام پروسه انتخابات را آغاز نمودند. انتخاباتی که باید با ختم دوره ریاست جمهوری جناب متفکر دوم جهان در ماه جوزا آغاز می شد ، اینک در ماه میزان کشانیده شد.
کمیسیون انتخابات که حد اقل یک سال قبل تعین می گردید تا می توانست آماده گی لازم داشته باشد ، بعد از تعین تاریخ انتخابات و معرفی کاندیدان ریاست جمهوری آنهم نه مطابق قانون مربوطه بلکه با چانه زنی های نامزادان انتخابات و با عجله به کار آغاز نمود.
جالب اینست که اکثریت قریب به اتفاق  کاندیدان ریاست جمهوری به انتخابات بی باور و به صلح کذائی خلیلزاد چشم دوخته بودند و عمدتا با تیکه داران قومی و مذهبی به سرگردگی حامد کرزی گاهی در مسکو و زمانی در دوحه و باری هم در اسلام آباد به طالبان این دشمنان قسم خورده مردم افغانستان و نیروی مجسم قرون وسطایی اقتدا کردند ، به امامت طالبان نماز شکرانه ادا کردند و با عذر و زاری برای کسب سهمیه در امارت اسلامی در برابر آدمکشان طالبی کرنش نمودند.
این نیروهای مافیایی که بنام مجاهدین خود را جا زده اند، با همه نیرو و امکانات پروسه انتخابات را سبوتاژ کردند و امیدوار بودند که با ایجاد حکومت موقت اتحادنا میمون مجاهدین و طالبان را تامین و با قربانی همه دستاورد های مردم افغانستان به پای ملا هیبت الله و ملا برادر، سرمایه های باد آورده و موقف های نا مشروع دولتی و غیر دولتی خود را تضمین نمایند و با استفاده از امتیازات بدست آورده باز هم به ثروت اندوزی و چپاول دارایی های کشور ادامه دهند.
این آقایون که با طیارات ف ۵۲ امریکایی در مسند قدرت آورده شده بودند و مبارزه با تروریزم را که مسلما طالبان مظهر روشن و غیر قابل انکار آن اند، شعار می داند ، شرمسارانه طالبان وحشی را گاهی برادران ناراضی و زمانی نیروهای سیاسی مخالف دولت و اخیرا شورشیان آزادیخواه خطاب کردند و با همه توان در خدمت آنان کمر بستند. اگر تصمیم ناگهانی رییس جمهور تجارت پیشه امریکا مبنی بر توقف مذاکره با طالبان عملی نمی شد، یقینا مافیای جهادی با تروریست های طالبی یکجا انتخابات را ختم شده اعلان می کردند و جمهوری امارت اسلامی که در هیچ لغتنامه ئی چنین ترکیب نا همگون دیده نشده با نیرنگ و فریب رسمیت می بخشیدند و آزادی مطبوعات، رشد نسبی معارف و سهم گیری زنان را در عرصه فرهنگی اجتماعی و سیاسی با حقوق شهروندی یکجا دفن می کردند و با شلاق طالبی در همه عرصه زنده گی مردم خود را حاکم می نمودند.
عالیجنابانی که خود را کاندید مقام ریاست جمهوری نموده بودند نیز کمتر از دلالان قومی و مذهبی کارنامه ندارند. این آقایون دو ماه دوره کمپاین های انتخاباتی را به ترصد و انتظار گذشتاندند و هر روز منتظر هدایت قصر سفید و خلیلزاد نماینده تام الاختیار وزارت خارجه امریکا بودند که صلح را اولیت ببخشند یا انتخابات را.
آنان علاقمند بودند که مذاکره امریکا و طالبان در غیاب دولت و مردم افغانستان هر چه زود تر به نتیجه دلخواه خلیلزاد برسد تا این آقایون در استقبال از آدمکشان طالبی در صف مقدم قرار داشته باشند و با کرشمه به آنان بفهمانند که از دعوای زعامت کشور به نفع مزدوران پاکستانی گذشته اند.
همه ما شاهد هستیم که بازار کمپاین های انتخاباتی زمانی گرم شد که مذاکرات امریکا و طالبان به تعویق انداخته شد و فقط چند روز محدودی کاندیدان ریاست جمهوری فرصت داشتند به مردم مراجعه نمایند و با هیاهو و تبلیغات بی مفهوم و با اتهام زنی ها علیه همدیگر رای مردم را جلب نمایند. اکثریت مطلق کاندیدان فاقد برنامه و هدف بودند و در جلب مردم فقط احساسات قومی ، سمتی و مذهبی مردم را تحریک می کردند و بس.
در چنین فضا معلوم است که مردم به انتخابات و پی آمد های آن بی باور می شوند و با عدم اشتراک در انتخابات عکس العمل نشان می دهند. آیا برای دولت افغانستان شرم آور نیست که از مجموع نه میلیون ثبت نام شده ها صرف دو میلیون و پنجصد هزار نفر به پای صندوق های رای آمده اند، آنهم در صورتیکه رای های تخیلی و گوسفندی در این میان جا نداشته باشد؟!!!
جالب است که دو تیم حاکم و تیکه دار بزرگ جهاد جناب حکمتیار که بنام قصاب کابل به شهرت بهم رسانیده است ،مدعی پیروزی انتخابات شش میزان اند. اگر ادعای جناب تورسن،  جلیلی ، نجرابی و دیگران را جدی تلقی نکنیم ، همین اکنون سه تیم برنده انتخابات داریم و یک کرسی ریاست جمهوری ؟!!!
تیم ثبات و همگرایی و تیم امنیت و عدالت از تخلف تیم دولت ساز شکوه دارند و می فرمایند که با وجود تخلف گسترده تیم دولت ساز ، این دو تیم برنده هستند و زعامت آینده کشور به اختیارشان قرار می گیرد. تیم حاکم دولت ساز نیز که از همه اهرم قدرت و امکانات دولتی به نفع خود استفاده نموده است همین حالا ادعا دارد که شصت تا هفتاد درصد آرا را بدست آورده است. شکایات ثبت شده که به بیشتر از دو هزار می رسد حاکی از تخلف گسترده تیم حاکم و جاسازی کارت های انتخابات  در صندوق های رای گیری در منزل ملک ،قریه دار ویا هم  قومندان است ،همین حالا رای های ثبت نا شده در دستگاه های الکترونیک  از یک  بحران عمیق وبی اعتمادی بزرگ و گسترده حکایت دارد. تصادفی نیست که جناب فضل هادی مسلمیار این نماینده شناخته شده داعش و فضلیت مآب ملا تره خیل این سخنگوی آشکار تروریستان و زبان گویای تمامیت خواهان ارگ نشین از تحمیل رای های ثبت ناشده و بایومتریک نشده صحبت می کنند و می خواهند با زور و فشار و با قلدری رای های مشکوک و ناپاک را با رای های پاک رای دهنده گان یکجا سازند و از صندوق های انتخابات تیمی را بیرون بکشند که زیادترین تقلب را انجام داده است.
اینک تا چهاردهم عقرب که روز اعلان نتایج نهایی انتخابات گفته شده، در رسانه های جمعی ، در صفحات اجتماعی ، در محافل و گردهمایی ها ، در مجالس خوشی و غم مردم گلیم انتخابات و نتایج آن هموار است و هر کس به زعم خود برنده و بازنده را اعلان می دارد و چه بسا که به طرفداری یکی و بر ضد دیگری آزرده گی ها و کدورت ها بالا میگیرد و به اختلافات قومی، سمتی و مذهبی دامن زده می شود.
در حالیکه سه تیم مدعی برنده انتخابات هر کدام امتحان خود را در گذشته داده اند و پیروزی هیچ کدام آنان لقمه نانی بدسترخوان مردم فراهم نمی سازد و از رنج و درد خلق ها چیزی نمی کاهد. زیرا دو تیم مدعی پیروزی به سرکرده گی دکتور اشرف غنی و دکتور عبدالله در پنج سال گذشته با ایجاد شرکت سهامی به اصطلاح وحدت ملی در تعمیق  اختلافات ملی،  در گسترش ساحه نفوذ طالبان آدمکش ، در گرفتاری جوانان به مواد مخدر و در پرتاپ توده های مردم در قعر فقر و بیچاره گی و بلاخره در عمومیت بخشیدن به فساد مالی و اداری امتحان خود را سپری نمودند و آزمایش دو باره این عالیجنابان جز بلاهت و کودنی چیز دیگری نمی تواند تلقی شود.
تیم سومی که امنیت و عدالت را شعار می دهد، به امنیتی متعقد است که باید کشور به زندان بزرگ باشنده گانش مبدل گردد و هرگونه صدای اعتراض و حق خواهی با شلاق خاموش گردد و کار عمده مردم بنابه اراده اداره امربالمعروف و نهی عن المنکر ریش گذاشتن ،   نماز خواندن اجباری و ثنا خوانی در حق امیرالمومنین یک چشم و یا بی چشم باشد؟! جناب حکمتیار که سرکرده گی این تیم را بعهده دارد می خواهد به مردم بفهماند که در صورت عدم پیروزی وی از هر گزینه تا نابودی کتلوی مردم و امحای شهر ها و پیوستن به صفوف طالبان استفاده خواهد کرد و از تراکم بی حد نفوس در شهر کابل که بدون اجازه و در غیاب  وی بوجود آمده بهر قیمتی جلوگیری خواهد ورزید.
جالب است که سازمان های مدعی چپ و مترقی نیز گویا در انتخاب میان بد و بدتر ناگزیر شده اند بد را به بدتر ترجیع دهند و در کنار آنان قرار گیرند. رهبری این سازمان ها فکر کرده اند که در شرایط اشغال کشور و موجودیت حاکمیت امریکایی ـ جهادی می توانند با دفاع از تمامیت خواهان فاشیست مشرب و یا هم زورمندان غرقه در فساد و تیکه داران بد نام قومی، سمتی و مذهبی امر خیری را انجام دهند و رسالت خود رادا کنند.
 در حالیکه موضعیگیری های این عالیجنابان بر علاوه اینکه حیثت و وقار آنان را در میان توده ها به صفرتقرب داده حتی  در میان سازمان های خود نیز حیثیت و وقار شان به قمار گذاشته شده است.
حرف آخر اینکه از تیم های سربرآورده از مافیای قدرت و سلطه ، و تمامیت خواهان مزدور منش که هرکدام به کشور و سازمانی وابسته اند و در نهایت در دفاع از سرمایه جهانی در جبهه واحد قرار دارند و فردای کشور را نیز در معامله ننگینی با تروریست های طالبی قرار می دهند، امیدی نیست.ایجاد هیاهو ، بحران آفرینی  و تحریک نا درست مردم برای دفاع از این تیم و یا آن تیم ره بجایی نمی برد و تصمیم گیرنده گان اصلی انتخابقات که متاسفانه هزاران کیلو متر دور تر قرار دارند با اعزام جان کری دیگری آب سردی به احساسات بوجود آمده می ریزند و شرکت جدیدی برای خدمت گذاری به سرمایه جهانی ایجاد می کنند.
فقط نیروهای ملی، دموکرات، مترقی، صلح خواه و عدالت پسند می توانند با ایجاد جبهه واحد ضد جنگ و اشغال ، توده های وسیع مردم را در صحنه بکشانند و با بسیج توده ها در امر صلح ، ترقی و عدالت اجتماعی ، به وضع نا بسامان کنونی نقطه پایان بگذارند.
راه دشواری پیشروست اما همت بلند جوانان و قدرت لایزل مردم در صورتیکه به مسیر درستی سوق داده شود در برابر هر گونه بی عدالتی ها ، حق کشی ها و زورگویی ها می تواند ایستاده گی نمایند و فردای درخشانی را به ارمغان آورند . از چنین آزمون ها خلق های جهان چندین بار با سربلندی عبور نموده اند مردم ما نیز که تجربه گرانبهائی  دارند ، این روز های دشوار را پشت سر می گذارند و با مبارزه قاطع  حق تعین سرنوشت خود را به اختیار می گیرند و فردای روشنی را به نسل های آینده به ارمغان می آورند.  

Advertisements