آقای صالح عزیز!شما بهتر از من آگاهید و بارها و بارها نیز در گفته‌های‌تان اشاره کرده‌اید که رسوایی و زشتی این حکومت و تیم دکتر غنی، خیلی بیش‌تر از لکه‌های ابر در شعر سعدی است. شما خود بارها به تنگ‌نظری، یک‌جانبه‌نگری، فساد سیستماتیک، دیکتاتوری، بی‌برنامگی و عصبیت تیم دکتر غنی اشاراتی کرده‌اید. حتا آن‌ها را با ادبیات منحصر به‌فرد خویش «بی‌ریشه و بی‌عقبه خوانده‌اید» که اسناد تصویری و صوتی هر کدام از ادعاها و اتهام‌های شما نسبت به نشانی آقای ‌غنی در فضای مجازی به وفور قابل دسترس‌ است.
نگرانی‌ها و مصیبت‌های‌ که در چند سال پسین تحت زعامت آقای ‌غنی، بر سر اخلاق عمومی آمده است، در طی نیم قرن اخیر ما شاهد نبوده‌ایم. شکاف اجتماعی ‌که بین اقوام شریف و با هم برادر افغانستان پیدا شده، وضعیت را از حد معمول به فاجعه‌ای در حال گذار رسانده است. بی‌اعتمادی میان دولت و ملت از سطح حباب روی آب به سطح دیوار آهنین در حال تغییر است. زبان شیرین پشتو تبدیل به‌ زبان دشنام شده و بهترین جوانان مستعد را برای ترویج دشنام و هیجان قومی، با سوءاستفاده از مجبوریت‌های اقتصادی و تنگ‌دستی آن‌ها در صدها دفتر استخدام کرده‌اند و از پس این ماجرا می‌خواهند فردا حکومت بسازند و خدمت به مردم بکنند.
شما به‌عنوان یکی از متخصص‌ترین شخصیت‌های امنیتی نگویید که این‌ها را نمی‌دانید. خوب می‌دانید. می‌دانید که ما جنگ‌ روانی را به دشمن رسمی‌مان باخته‌ایم و به‌جای آن، جوانان و فرهنگیان ما، به‌جان همدیگر به دشمن بالفعل تبدیل شده‌اند. فرهنگ چاپلوسی، ترس، اضطراب، بهتان، ریا، ارتشا و فساد و انواع رذایل اخلاقی تبدیل به فضایل اخلاقی نزد برخی‌ها شده است؛ این‌ها را هم شما می‌دانید.
سرمایه‌های ملی و شرکت‌های تجارتی خصوصی ما یا سقوط کرده‌اند و یا در حال سقوط به سر می‌برند. همین ماه گذشته، هفت‌هزار شرکت خصوصی، درخواست به ورشکستی داده‌اند. چیزی به‌نام دهلیز هوایی ساخته شده، اما چهار شرکت هوایی ما از فعالیت بازمانده‌اند. مغزهای اقتصادی ما به‌جای خلق کار و سرمایه در زندان‌ها خفته‌اند و یا خفه شده‌اند. دزدهای میلیونی بیت‌المال، مدال افتخار می‌گیرند و کسانی‌ هم با دوسیه‌های ساختگی در نهادهای عدلی سرگردان می‌گردند. ده درصد مالیه‌ی مخابراتی مردم به‌گونه‌ی غیرشفاف دزدیده می‌شود و هیچ سیستمی برای پاسخ‌گویی آن وجود ندارد. عواید گمرکات و مالیه‌دهندگان بزرگ و ترازوها گم‌اند و دارایی مردم در جیب افراد و اشخاص واریز می‌شود.
در بخش امنیتی شما بهتر از هر کس دیگر می‌دانید که چه فاجعه‌های نیست که رخ نمی‌دهد. تعداد شهدای ما به‌خاطر بی‌کفایتی مسئولان از شمار گذشته‌اند، دزدی و جنایت داخل شهرها بیداد می‌کند، تعداد کشته‌های مرموز و جان‌باختن مردم در حملات تروریستی بیش‌تر از هر زمان دیگر صعود کرده است. صدای اعتراضات مدنی در گلو خفه شدند؛ چرا که اغلب اعتراض‌های مدنی با مرمی و انتحار پاسخ داده شد.
از لحاظ اجتماعی، فقر به منتهایش رسیده، سفره‌های مردم خالی گشته، بیش از سه میلیون انسان معتاد شده و سن فحشا به ده سالگی تنزل کرده است. رشد فرار مغزها و نخبگان ما به بالاترین حد در بیست سال گذشته رسیده، اما ارگ هنوز مردم را به جشن‌گرفتن مجبور می‌سازد و توقع دارد مردم نقش چشم‌گیر در تجلیل از آن داشته باشند. جشن برای خوشبختی این‌ها که پادشاهی می‌کنند، بر گرده‌ی مردم ناتوان و بدبختی روزافزون ملت کجایش لذت‌بخش است؟
صالح عزیز،به فرض که شما در بین این‌ها، مثل معاون اول دور قبل، به توطیه و تبعید و ترور گرفتار نشوید و بتوانید بعد از انتخابات تقلبی بخشی از قدرت را که این‌ها گرفتند، شما هم سهم داشته باشید، آیا می‌توانید با وجدان خودتان کنار بیایید؟ می‌توانید هر روز، شاهد تکه‌تکه‌شدن مردم در سنگرهای داغ باشید و خیابان‌ها و پارچه‌پارچه‌شدن مردم را در صفوف فرضی قومی، سمتی و منطقه‌ای باشید؟ شاید به تطمیع و تهدید و بذل مال بیت‌المال، مردم را سر سفره‌ی رنگین تیم دولت‌ساز جمع کنید، با دل آزرده و زخمی مردم چه خواهید کرد؟ با فرهنگ چاپلوسی، تقلب و فساد و دغلی چگونه خود را آرام خواهید نمود؟ زور شما هر قدر هم زیاد به این باندهای عجیب می‌رسد؟
برادر عزیزم امرالله خان!من از شما برادرانه خواهش می‌کنم تا دیر نشده است به صف واقعی مردم بپیوندید؛ اعتبار، شرف و عزت‌تان را برای یک گروه چشم‌پاره و یک اقلیت خائن، از بین نبرید و به صف «اکثریت وطن‌دوست» یکجا شوید.
اين وطن را قلب گرم و وطن‌دوست، مغز سرد و خلاق، دست پاك و عمل‌گرا نجات خواهد داد، نه معامله‌ی سياسى!
برادرت – نبيل.