دیورند دوم در حال وقوع است

رانش جغرافیای جنگ و جابه جایی گستره پوشال یا حایل به شمال هندوکش و باتلاقی شدن شمال:
با افتادن رسمی استان های غلزایی پشتون نشین به دست طالبان و در واقع پاکستان؛ نوعی معاهده دیورند دوم بر افغانستان تحمیل شده، جغرافیای جنگ به شمال کشانیده خواهد شد. در این حال جهاد در گستره پشتون نشین میان قندهار و بدخشان پایان یافته، در این گستره صلح گورستانی طالبانی برقرار خواهد گردید.

برعکس همه نیرو و توان پاکستان و اعراب برای پیکار با کفار شمال متمرکز خواهد گردید. همین اکنون داعش، طالبان، حزب اسلامی و حزب التحریر به شدت در شمال در تکاپو و دست اندر کار جهاد در برابر کفار تاجیک، هزاره و ازبیک هستند. رودباری از دالر و دینار روان است و همه ملاها را خریده اند. مردم شمال هم راهی دیگری ندارند جز این که فرد فرد مسلح شوند و هر کس از روستا و ده و فرمانداری و ولایت خود دفاع کند. این گونه شمال به باتلاق دهشت افکنی و تندروی اسلامی مبدل خواهد گردید. در واقع با به پیروزی رسیدن مرحله نخست استراتژی پاکستان دال بر اشغال سرزمین های میان دامنه های جنوبی هندوکش و رود سند، زون بوفر یا گستره حایل یا پوشال به شمال هندوکش انتفال می یابد.

عزیز آریانفر

مطالب مرتبط

کرزی معمار اصلی پروژه طالبستانی دیورند دو

در شرق امارت اسلامی طالبان، در جنوب لوی قندهار به رهبری کرزی، در شمال چند واحد فدرال و کابل پایتخت مشترک خواهد بود که در راس آن یک رییس جمهور به نمایندگی از شمالیان از سوی امریکا گماشته و صدراعظم از سوی پاکستان از جمع طالبان

  خان حامد خان کرزی، خان دوسره: معمار اصلی پروژه طالبستانی دیورند دو؛
بی چون و چرا تاریخ گناهکار اصلی معاهده دوم دیورند را که رسما ولایت های خاوری کشور را از پیکر آن جدا و به پاکستان واگذار می گردد ؛ کسی دیگری جز کرزی نخواهد شناخت. همانا کرزی، رهبر باند مافیایی قدرت فرصت های طلایی دولت سازی، ملت سازی و خودسازی را برباد داد و با تاریک ترین اندیشه های ارتجاعی قرون وسطایی اش تبارپرستی افراطی را در کشور نهادینه ساخت و به جای درهم کوبیدن و سرکوب طالبان، آنان را گروه گروه از زندان ها رها ساخت و نگذاشت نیروهای ایتلاف بین المللی آنان را نابود سازند.

او به جای تشکیل دولت فراگیر ملی، انحصارگرایی تباری و سمتی را در دولت نهادینه ساخت و به جای بیطرف ساختن کشور، معاهده ننگین همکاری های راهبردی را با امریکا به امضا رساند و به جای توسعه جامعه مدنی و زمینه سازی برای پدیدآیی احزاب فراتباری فرازبانی، فرامذهبی و فراسمتی، جلو پویایی و تکاپوی همچو احزاب را گرفت و به جای ارایه یک قانون اساسی کارا و پذیرا، قانون اساسی ضد ملی و سراپا متناقض و ناقص کنونی را به میان آورد که در آن همه صلاحیت ها و اختیارات در دست یک نفر است و هیچگونه مکانیسم های بازدارنده و مهار کننده قدرت در نظر گرفته نشده است.

او شیرازه بی آن هم از هم گسیخته وحدت راستین ملی را از هم‌درید و کشور را به لبه پرتگاه فروپاشی کشاند.
کرزی به دلیل ضعف مدیریت و بی کفایتی میلیاردها دالر یاری های بین المللی را حیف و میل کرد و برباد داد. همانا از برکت او است که امروز چند میلیون هیرویینی داریم که بیشتر از جمع جوانان لوی قندهار اند.

اکنون او پیشتاز و پیشاهنگ بستن پیمان با طالبان است و به امید بازگشت به ارگ در راس رژیم طالبانی حاضر گردیده است بخشی از خاک میهن را به پاکستان واگذار گردد.
ار چند جلودار عقد سازشنامه با طالبان به نمایندگی از امریکا خلیلزاد است، اما در پشت پرده کارگردان و رژیسور پروژه باز آوردن طالبان کرزی است.
اکنون چنین بر می اید که توافق اصلی در زمینه میان پاکستان و امریکا به دست آمده و توافق فرعی میان امریکا و طالبان هم در آستانه امضا است.
پیمانکار پیاده ساختن پروژه هم کرزی و باند مافیایی او است.

باری من به سال 2010 در پژوهشکده روابط بین المللی مسکو سخنرانی یی داشتم برای استادان و دکتورانتوران و اسپیرانتوران این پژوهشکده که در آن چند دیپلمات از دیپارتمنت آسیایی وزارت خارجه روسیه و پروفیسور کارگون فقید، مدیر بخش مطالعات افغانستان شناسی در پژوهشکده خاورشناسی پژوهشگاه علوم روسیه هم حضور یافته بودند. من در پایان سخنرانیم گفتم که کرزی خود در گذشته در امریکا نماینده طالبان بود و اکنون هم او در پس پرده یک طالب است و پنداشت ها و باورها و اندیسه هایش همه طالبانی اند و این را تاریخ را روزگاری به اثبات خواهد رساند.

پروفیسور کارگون فقید که دوست بسیار نزدیک من بود، در حاشیه نشست به شوخی مرا مانند تره کی یک ماکسیمالیست خواند و گفت نه، کرزی یک ناسیونالیست پشتون است و تنها با کارت طالبان بازی می کند.
گفتم در این که دیدگاه های افراطی تبارگرایانه و قوم پرستانه اولتراناسیونالیستی دارد، صد در صد با همنوا هستم. اما در عین حال، می خواهد افغانستان را طالبانستان بسازد و خود در راس طالبان بیاید. او با دموکراسی بیگانه است و اندیشه های فرتوت و قرون وسطایی قبیله یی اش هیچ وجه مشترکی با دموکراسی ندارد و بیشتر به خان های دوران ملک الطوایفی همانند است. کنکاش پس از نشست کماکان در مهانخانه اقامتگاه من تا پاسی از نیمه شب ادامه یافت. کارگون سرسختانه از کرزی دفاع می کرد. برداشت من این بود که در پس پرده زد و بندهایی با روس ها هم دارد. و بیشتر در سیمای یک خان دو سره تبارز کرده است.

همان گونه که من در سخنرانی سال2014 خود در کنفرانس بین المللی الماتی گفته بودم، ساختار آینده افغانستان کنفدراسیون خواهد بود‌: پشتونستان در جنوب و شرق و جمهوری فدرال خراسان در شمال و کابل هم پایتخت مشترک؛
اکنون به همین سو پیش می رویم: در شرق امارت اسلامی طالبان زیر کنترل پاکستان و در جنوب خان نشین لوی قندهار به رهبری کرزی را خواهیم داشت. در شمال چند واحد فدرال و کابل پایتخت مشترک خواهد شد که در راس آن یک رییس جمهور به نمایندگی از شمالیان از سوی امریکا گماشته خواهد شد و صدراعظم هم از سوی پاکستان از جمع طالبان.
اما دیری نخواهد گذشت که کار به جنگ دیرپای خونبار و بی پایان فرسایشی خواهد کشید. نتیجه ابن جنگ از پیش روشن است: فرورفتن کامل گستره پشتون نشین ما در کام پاکستان.
مگر این که دستی از غیب بیرون آید و کاری بکند.
تنها راه نجات هم این است که اگر امریکا بتواند به گونه ای با ایران کنار آید.

عزیز آریانفر  

Advertisements