اظهارات يک روز قبل آقای «زلمی خليلزاد» در «تلويزيون الجزيره»، که گفته است يقين کامل ندارد که آيا هئيت نمايندگان «طالبان» در مذاکرات صلح قطر، از تمام شاخه های اين گروه نمايندگی خواهند کرد يا نه، در حقيقت کاخِ خيالی صلح با «طالبان» را ويران کرد و بر لقبِ کشورش «شيطان بزرگ»، يکبار ديگر صحه گذاشت.

اين اظهارات کهنه کارترين نمايندهء امريکا در مسايل و قضايای افغانستان، که سرش را در ميان سرباند های گروه های جهادی و طالبی سفيد کرده و از تمام رمز و رازهای اين گروه ها، که از جانب ادارهء جهنمی «سيا» تنظيم و اداره ميشود و از آغاز تا امروز باخبر است، بدون شک مايهء تشويش و نگرانی مردمان عادی و تشنه به صلح افغانستان خواهد شد.

اين اظهارات آقای خليلزاد، اين سوال را بوجود می آورد که اگر ايشان از چند دستگی «طالبان»، تشويش و وسوسه دارد و آنرا مانع صلح دايمی و پايان جنگ در افغانستان می داند، پس چرا در همان آغاز مذاکرات گويا صلح برای افغانستان، هشدار نداد و آنرا با اشتياق و امدواری تا دَورِ هفتم ادامه داد؟!

حال اگر مذاکرات صلح قطر، به توافق با يک اقليت طالبی بيانجامد و به جنگ نقطهء پايان نگذارد و به يک صلح پايدار و دايمی منجر نگردد و صرف چند طالب را وارد صحنهء قدرت سازد، پس کجايش را بايد «صلح» ناميد و علاوه از مصرف بيهودهء ميليونها دالر در اين زمينه، آيا حضور و اقامتِ چند طالب در شهر کابل به مانند حکمتيار، چه نقشی برای پايان جنگ خواهد داشت؟!

برخی تحليلگران، ادامه و تشديد جنگ در خلال مذاکرات صلح را، به نوعی تلاش برای امتياز طلبی «طالبان» در مذاکرات قطر می دانند، ولی حالا در روشنی اظهارات بی باورانهء اخير خليلزاد، اين احتمال نيز وجود دارد که شايد آنهائيکه به جنگ شدت بخشيده اند، همان گروه هایی مخالف صلح باشند و بدينگونه می خواهند اين پروسه را مزاحمت و در صورت امکان ناکام سازند.

به باور نگارنده، اينکه مذاکرات صلح قطر به هفت دوره رسيد و هنوز دورنمای از توافق بچشم نمی خورد، يکی هم به دليل آنست که «طالبان» مانند گروه های جهادی، تا حال تشکيلات جنگی دارند و به يک حزب و جريان سياسی مبدل نشده اند. «طالبان» مانند گروه های «مجاهدين»، هنوز به مرحلهء درک توافقات و مذاکرات سياسی نرسيده اند و فقط با زبان زور و تفنگ بلديت دارند!

لذا دورنمای صلح مغشوش و توافقات سياسی نيز دشوار و حتی ناممکن به نظر می رسد و اگرهم توافقی بوجود آيد، دير هنگام نخواهد بود، زيرا گروه ها و دسته های تروريست، جاهل و زورگو، هيچگاه ظرفيت درک و پذيرش تعهد ها و قرارداد های سياسی را ندارند. امروز توافق می کنند، فردا دوباره به موضع قبلی شان بر می گردند. اين بخاطريست که اين گروه ها که اکثر بيسواد و فاقد اخلاق شهری و مدنی اند و فقط تعاليم ابتدائی دينی دارند، دارای دورنمای سياسی و برنامهء حزبی بوده نمی توانند!

در پايان، اشاره به اين مساله را ضروری می دانم که، در عقب اين مذاکرات، نه «خليلزاد» قرار دارد و نه وزير امور خارجه آقای «مايک پمپيو»، حتی «ترمپ» رئيس جمهور نيز صلاحيت تعين مسير دهی اين مذاکرات را ندارد. اين مذاکرات تحت اداره و نظارت خاص «سيا» و رهنمائی مشاورين ارشد «دولت پنهان!»، يگانه نيروی که در سطح منطقه و جهان، استراتيژی های آنکشور را سمت و سو می دهند، قرار دارد.

حال ديده شود، بخش های بعدی سناريوی جنگ افغانستان را، در صورت بيرون کردن «طالبان» از ميدان جنگ، در وجود «داعش» و يا کدام گروه تبهکار ديگری و چگونه در عمل پياده خواهند کرد.

نجيب روشن
08 جولای 2019

Advertisements