عارف عرفان

در تحت شعاع بازیهای پیچیده وچند بُعدی ژئوپولتیک که به آدرس افغانستان در چرخش است،قایق بی کپتان وبی قطب نمای این کشور در امواج بزرگ سرگردان بوده و به سوی اعماق درچرخش است.
کنون افغانستان نه به مثابه یک جغرافیای تاریخی و انسانی ،بل به مثابه یک بشقاب طلایی بی صاحب وبیجان به حراج گذاشته است،وبرای فروش اش هم درمیان کشور های بزرگ جهانی،هم کشورهای منطقه وهم تکنوکرات هاورهبران اردوگاه جهاد که درتلهٔ پاکستان افتیده اند،مسابقات نفس گیربطرز شتابان روان است ‌.درجریان این سودا”مالک اصلی” حضور ندارد و مناقصه کنندگان آزمند، بهای دلخواه این معامله را مشخص می‌سازندودرتمام سناریوها،خریدار اصلی آن پاکستان است.
تلخترین بخشی این سناریوی مرگ آفرین اینست که هیچکسی در کسوت مالک اصلی این سرزمین به این معاملات بیرون مرزی واکنش نشان نداده ومنتظر اند که این بازیگران و تاجران تحت نام صلح کذایی در”دوحه” و”مسکو”جامهٔ برای این سرزمین اسیر آراسته ساخته وبرای آینده این ملت فلک زده غول وزنجیرتهیه بدارند.
دومین نشست بین الفغانی باشرکت گروه طالبان و رهبران سیاسی افغانستان در مسکو به بهانه صدمین سالگردروابط دیپلماتیک افغانستان -روسیه، بخشی از یک نمایشنامه یی بود برای جلوه های اثرگذارانه مسکو دربازی باکارت طالبان برای حصول امتیازات سیاسی از رقیبان آمریکایی اش در چانه زنی های آتی،چهره پردازی طالبان به مثابه یک نیروی دولت سازدربازیهای ژئوپلتیک وایجاد خطوط درشت وانقطاب پذیردرجامعه وبه حاشیه کشانیدن دولت وملت افغانستان برای هموار سازی شاهراه سقوط وفروپاشی دولت ولاجرم انهدام یک تمدن تاریخی وارزشهای انسانی .
فقدان اجندای معین ونبودفیصله های سیاسی بویژه ضروری ترین بخش آن ایجاد” آتش بس” وانسداد جویبار خون درین نشست از عدم صلاحیت هردو محورمذاکره پرده برداشته واین خود مبین این حقیقت است،که سرنوشت افغانستان درعقب پرده میان بازیگران اصلی مشخص میگردد نه نیروهای نیابتی ،عاریتی ومزدبگیر که در نقش مهره های شطرنج بازی نموده و پروسه فروش افغانستان راتحت نام صلح کذایی تسریع می‌بخشند.
در وضع کنونی بطرز دراماتیک وبرطبق نقشه های طراحی شده توسط دولت پاکستان ونیروهای نیابتی آنکشوریعنی طالبان ،دولت افغانستان توسط همه بازیگران عرصه بین المللی وبه همت تاجران سیاسی داخل کشور از میز مذاکره و گفتمان بیرون گردیده ووجود این خلأ فرصت های طلایی را برای بازیگران جهانی ومنطقوی بویژه آمریکا، پاکستان وروسیه فراهم ساخته است.
پاکستان برای تأمین اقتدار سیاسی اش در افغانستان تا کنون سه جبهه بزرگ را درین بازی علیه افغانستان گشایش بخشیده است:”بازی دیپلماتیک بوسیله ابرقدرتهای بزرگ،بازی باپروژهٔ تحریک طالبان وبازی با اپوزسیون دولت دکترغنی”
روال بازی حکایتگر این حقیقت است که به برکت هنر موفقانه مامورین آی آس آی ، بازیگران اصلی روسیه،آمریکا،چین وپاکستان برای هموار سازی یک بستر آرام برای انعقاد یک معامله مشترک برای تامین منافع استراتیژیک شان در وجود طالبان،سرگرم گفتمان اند‌.برپایهٔ برخی گزارشات،گمان میرود که چارچوب معاملات میان طرفین رنگ یافته باشد،اماهمه جناح ها برای دستیابی به غنایم بیشتر به مانور های متعدد مبادرت می‌ورزند.
رویترز فاش نمود که هیئت نمایندگی سه جانبه ،آمریکا،چین وروسیه در مذاکرات شان به تاریخ ۲۶ آپریل در ماسکو،روی سرنوشت سیاسی افغانستان،به توافقات معین دست یافته اند.درین گزارش آمده است:”
منابع “دیپ ستیت” گزارش دادند که ایالات متحده به سرعت، کاهش دیپلماتیک خود را در افغانستان تسریع خواهد کرد، این خبر تازه همزمان است با ملاقات نمایندگان آمریکا، روسیه و چین در مسکو برای بحث در مورد آینده مذاکرات صلح باطالبان. به این معنا که بعید به نظر میرسد که زمانبندی کاهش دیپلماتیک آمریکا در افغانستان تصادفی باشد. ممکن است چنین رویکرد نتیجه معامله پشت پرده باشد که در اجلاس فوق حاصل شده است”
باتوجه به همرنگی بازهای بیرونی وتهیه تاج و تخت برای طالبان، میتوان استنتاج نمودکه همه رخداد های آتی به شمول خروج نیروهای آمریکا،استقرار دولت آینده به چگونگی معاملات پشت پرده وتضمین منافع بیگانه در افغانستان گره خورده است.
از سوی دیگرآمریکا سعی میورزد تاباورودهزاران نیروی تازه نفس جنگجویان داعش ازجبهات عراق وسوریه در افغانستان،مسیرنبرد را درین کشوردگرگون ساخته واهرم فشار برطالبان وحامیان بین المللی آن را فزونی بخشید‌ه وجایگاه خویش را در آینده سیاسی افغانستان برای تحقق اهداف راهبردی استحکام بخشد.درین چشم انداز حتی با استقرار صلح کذایی واستقرار دولت طالبانی جنگ وبحران در کشور ادامه خواهد یافت.
بنظر می‌رسد که آمریکا هنوز هم بربخشی وسیع ازگروه طالبان فرمان می‌راند اماباید اذعان داشت که درهرگونه شرایط در سناریوی موجود مبتنی بر سطح نفوذ کم‌نظیر پاکستان درگردانندگی طالبان،همه خطوط سیاسی ومعاملاتی وبرنامهٔ صلح وجنگ از اسلام آباد می‌گذرد.
این سازمان جهنمی «آی آس آی» است که همزمان چندین تربوز را دربازیهای جهانی ومنطقوی کف دست داشته وباتغییر میلان ظاهری در پهلوی روسیه وچین دررنگ های مختلف برمیتابد.
مظاهربازدارندگی وعدم عزم و قاطعیت دولت دکتر
غنی در مورد سرکوب طالبان نشان میدهد که وجود ستون پنجم در دولت ونقش آمریکادر بازی های دوگانه،جایگاه دولت را هم در مبارزات میدانی وهم در معادلات جهانی وگفتمان صلح بیش از پیش تضعیف نموده است.به بیان دیگر دولت خود به ممثل جنگ نیابتی آمریکا در آمده است.آخرین نفسهای دولت دکتر غنی به تارهای معاملات آمریکا روی سرنوشت جغرافیای افغانستان گره خورده است که با انعقادنهای این معامله ،تهداب این دولت لرزان، واژگون خواهد شد.
ایجاد چند دستگی در میان مهره های سیاسی واثرگذار در افغانستان، ستون فقرات جامعه افغانستان را درهم شکسته ومیدان را برای دخالت خارجی وانهدام کامل افغانستان هموارساخته است.
در تمام شرط بندی های پشت پردهٔ ابرقدرتهای بزرگ وحامیان منطقوی شان انحلال کامل وتسلیمی فوری ویا تدریجی” دولت”واستقرار نظام “طالبانی”پیشبینی شده است.طالبان بابلند پروزایهای لگام گسیخته واتکا به نیروی بیگانه به هیچگونه حاضرنیستند تادریک دولت ایتلافی شرکت نمایند.طالبان در بازیهای تاکتیکی خود از بدو پیدایش تا کنون یک پادشاه،چهار رییس جمهور وچندین رهبرسیاسی وجهادی را فریب داده ، اهداف شان را برآنها تحقق بخشیده و هنوز این بازی پررنگ در وجود رهبران خام و ساده باورکه درفش صلح باطالبان را در اهتزاز کشیده اند،در چرخش است.دیده میشود که درسهای تلخ قتل فجیعانه داکتر نجیب الله،کشتار بیرحمانه رهبران جهاداستادعبدالعلی مزاری واستاد برهان الدین ربانی وکشتار قساوتمندانه ۴۵هزارسربازان وافسران جانباخته ومیهندوست وطن هنوزنتوانسته است تاماهیت جنایتکارانه طالبان این ارتش نیابتی پاکستان رادر بساذهنیت ها بدرستی تعریف نماید.
تاکنون هیچ گونه چرخش واقعی که متضمن تغییرات درشیوهٔ رفتاروخط برناموی طالبان باشد،قابل مشاهده نیست. بزرگترین تغییر آنهاوحواریون جهادی شان سربه سجود آوردن به آستان دشمنان پیشین شان کرملین در هوای قدرت سیاسی است.
باتوجه به این درامه های مضحک،وابعاد بحران ،جنگ وخشونت باید برای نجات مادروطن چاره اندیشیدوآنرا با درایت وتدبیرخردورزانه ازوادی گرگان نجات داد.
اجماع ملی راهکار نجات افغانستان
………………………………………
با توجه به سطح گستردگی دخالت وفاکتوراثرگذاری مداخلات خارجی حولسرنوشت سیاسی افغانستان،بازیهای پشت پرده،تاثیرات بلفعل وبلقوه آمریکا درگروگان کشانیدن دولت ومردم افغانستان برای بازیهای راهبردی منطقوی،چشم انداز بازیهای روسیه،چین،ایران وپاکستان در افغانستان،تعدد راهبرد ها در محافل سیاسی افغانستان در پیرامون صلح با طالبان ومظاهر نقش پاکستان در میان این محافل،پراگندگی وانقطاب نیروهای ملی ومیهندوست،ضرورت گفتمان بزرگ ودر نهایت” اجماع ملی”بیش از هرزمان دیگر مطرح میگردد.
افغانستان برای تداوم حیات سیاسی اش وحفظ جغرافیای موجود مانند آب وآگسیجن به اجماع ملی ضرورت دارد.
اجماع ملی میتواند راهکار های اساسی وافغانستان شمول را برای برپایی” برنامه صلح” باطالبان را تدوین نموده ،افغانستان رااز انزوای سیاسی وحاشیه یی بیرون ساخته وسرنوشت ومقدرات سیاسی آنرا بدستان مطمئن رقم زند.
اجماع ملی میتواند تا “استراتیژی صلح” با طرف های مذاکره کننده وطالبان را تدوین نموده و همه نیروی های ملی را به حمایت آن درین خط متمرکز سازد.
در شرایط فروپاشی اعتبارسیاسی رهبران سازمانها واحزاب که اسیر قدرت ،ثروت وفتنه ها وباورهای پاکستان گردیده اند، ودرفقدان قطب نمای سیاسی برای نسل بالنده جوان که بطرز خروشان در تلاطم سیاسی کشور موج میزنند،افغانستان به”جبهه”وسیع وفراگیر نیروهای ملی و میهنی نیازمند می‌باشد.این اجماع ملی ومتعاقباًریخت خطوط سیاسی وتنظیم راهکارهای نجات میتواند،افق یی را برای تشکیل این جبهه باز نموده وهمه نیروی ها را درسمت واحد وبرای نجات افغانستان سمت وسودهد.
هنوزظرفیتهاو پتانسیل دفاعی در افغانستان گسترده است باید آنرابکار برد و به نیروی لایزال وبزرگ مبدل ساخت.جامعه به یک پیشقراول سیاسی نیاز مبرم دارد،چنین پتانسیل سیاسی را میتوان در وجود احزاب وجبهات نیروهای ملی،دادخواه و ترقیخواه جستجو کردوبسیج عمومی رادر برابرهیولای تاریخ سازمان داد.
تاریخ شاهد است که چگونه امپراتوری های بزرگ در برابر خلق‌های آزادی‌خواه واستقلال طلب به زانو درآمده اند،باید این درسها را فراگرفت واز افتیدن افغانستان در دریای خون وزنجیر اسارت وبردگی جلوگیری کرد؛

با احترامات بی پایان
عارف عرفان
لندن،جون ۲۰۱۹
منابع

Euro easia ,Did Russia & China Get The US To Accelerate Its Diplomatic Drawdown In Afghanista 26/04/19

Advertisements