طالبان «بومان علی» را در پیش چشمان دختر خورد سالش در قره باغ غزنی تیرباران کردند و او با دستان کوچک خود زخم پدر را که خون از آن فوران میکرد، می پوشاند تا مگرخون وی بند آید… 
غنی با افتخار اعلان کرد که 175 زندانی طالب را از زندان رها میکنم و به طالبان هم پیام داد که بیایید تا طی مراسم شانداری زندانیان را با خود ببرید و هم در مورد سایر زندانیان تان مذاکره کنیم و دفتر تان را میتوایند در کابل بازکنید. این حاتم بخشی های غنی برای طالبان بر خلاف قانون اساسی و قانون اجراات جزایی بوده که در گام اول دوهدف را دنبال میکند:
1 – معیارهمسویی قبیله ای به عنوان هم تباران، به شدت درآن مد نظر گرفته شده است.
2 – به طالبان میگوید که این من هستم که درمورد جنگ وصلح، تصامیم اجرایی اتخاذ کرده میتوانم. خلیلیزاد وسیاسیون مخالف من، توانایی اجراات عملی را ندارند وگره سرنوشت مذاکرات صلح سرانجام باید بدست من بازشود.
اما غنی از لحاظ قانونی صلاحیت رهایی تروریستان طالبی را ندارد. چون فقره 18 ماده 64 قانون اساسی صلاحیت عفو و تخفیف مجازات را به رییس جمهور بطور مشروط داده است و محدودیت جدی قانونی را در برابر آن وضع کرده است.
تخفیف مجازات و یا عفو شامل کسانی میشود که به حکم محکمه نهایی، محکوم شده باشند. متهمین که پرونده شان نهایی نشده باشد شامل این فقره نمیگردد.
همچنان قانون اجراات جزایی به عنوان قانون، عفو را به دوبخش یعنی عفو عمومی و عفو خصوصی تقسیم کرده است. در هردو بخش کسانیکه علیه امنیت داخلی و خارجی دست به اعمال تروریستی زده باشند، رییس جمهور صلاحیت عفو آنها را ندارد.

طالبان: عفو عمومی یا خصوصی:
طالبان درگیر جنگ مسلحانه با حکومت افغانستان است. در جریان سالهای گذشته، اعضای آن مرتکب جرایم تروریستی، جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی و جرایم جنگی و علیه بشریت شده اند. از این رو براساس قانون عفوعمومی و ضمیمه شماره یک قانون اصول اجراآت جزایی، آنها نمی توانند از امتیاز عفو عمومی یا خصوصی برخوردار شوند. تنها در صورت می توانند از این امتیاز بهره برند که مرتکب جرایم فوق الذکرنشده و حکم قطعی محکمه آن را ثابت کرده باشد.

حال غنی که بر اساس محدودیت های قانونی و قانون اجراات جزایی نافذ در کشور، حق عفو تروریستان را ندارد، چگونه برخلاف قانون در جرگه مشورتی، عفو تروریستان طالبی را اعلان میکند؟ هنوز به طالبان پیام میدهد که بیایید تا سایر زندانیان شمارا نیز رها کنم. یعنی با من مذاکره کنید، من دنبال رعایت قوانین نافذه کشورنیستم، اگر مرا درقدرت نگهدارید، من صلاحیت حتی عفو «حق العبد» را نیز به خود اختصاص میدهم. مهم نیست که شما طالبان «بومان علی» را در پیش چشمان دختر خورد سالش در قره باغ غزنی تیرباران میکنید و او با دستان کوچک خود زخم پدر را که خون از آن فوران میکند، می پوشاند تا مگرخون وی بند آید. بعد همینگونه قاتلان بومان علی ها، رحیمی های نوداماد را بدون هیچگونه پرسش رها میکنم. فقط شما یک چراغ سبزی به من نشان دهید، بعد ببینید که من طالبان زندانی را چگونه و طی چه مراسم باشکوهی از زندان های کشور، رها کرده و با عزت به شما می سپارم.

در برابر این یکه تازی های غنی و خودکامگی های لجام گسیخته او مردم باید بپا خیزند و مدعیان رهبری سیاسی و سیاست ورزان عدالتخواه، بعد از اول جوزا حتی برای یکساعت هم مجال تداوم حکومت غنی را ندهند. چون این دیکتاتور کشوررا به سمت تباهی و تجزیه سوق میدهد. باید در مقابل آن ایستاد و ملت را از گروگان او رهانید. در غیر آن سراسر افغانستان در خون غوطه ور خواهند بود و همین لحظه ای که این سطور رقم میخورد، همتباران غنی (طالبان) در بغلان حمام خون راه انداخته اند و او برای تداوم قدرت سیاسی خود به این تروریستان باج می دهد و قاتلان هر روز هارتر میشوند.
پ.ن: استدلال ها ی قانونی از نوشته «احسان قانع» گرفته شده است.

علی تقوایی

Advertisements