هفته گذشته در یک حادثه تاسف آور بخشی از کلیسای تاریخی نتردام در آتش سوخت و یکی از برج‌های آن فرو ریخت. این در شرایطی است که چند ماه است جنبش موسوم به “جلیقه زردها” در سراسر این کشور ادامه دارد. البته جلیقه زردها نقشی در این آتش سوزی نداشتند ولی بین این دو حادثه یک ارتباط وجود دارد و آن هم پیامدهای حاکمیت نظام نولیبرالی بر اقتصاد اروپاست.

چندی پیش تلویزیون بی بی سی جهانی گزارشی پخش کرد از وضع کلیسای نتردام فرانسه. در این گزارش بام‌های کلیسا نشان داده می شد که چگونه بخشی از ناودان‌ها و دودکش‌ها فرو ریخته و تکه خرده‌های آن در همه جا پخش شده است و یا آنها را با پیچ و چوب و غیره به هم چسبانده‌اند و یکی از مسئولان کلیسا با چشمانی اشکبار خواهان کمک جهانی برای نجات نتردام بود.

از سوی دیگر دولت و شهرداری حاضر نیستند برای حفظ میراث ملی پول خرج کنند و عملا پولی هم ندارند. همه فعالیت‌های پولساز به سرمایه داری مالی منتقل شده که در حال کشیدن شیره ملت است.

این در حالیست که همزمان شمار ایستگاه‌ها و ماموران آتش نشانی در این کشور مدام کاسته می شود یا دستمزدهای آنها کاهش می یابد، یا ساعات کار افزایش داده می شود و ماموران آتش نشانی خود یکی از پایه‌های ثابت اعتراض و اعتصاب‌ها در این کشور هستند. همه اینها در ایجاد آتش سوزی نتردام و ویرانی آن دخالت دارد. آن هزینه ها و احساس مسئولیتی که در گذشته برای حفظ آثار ملی وجود داشت اکنون دیگر وجود ندارد. این آثار در حد سودآوری آنها مورد توجه هستند و نه بیشتر. در این شرایط عامل شروع آتش سوزی نتردام می تواند یک حادثه باشد ولی تبدیل شدن آن به یک فاجعه برآمده از یک حادثه نیست. برآمده از حاکمیت یک نظم نولیبرالی است که در آن همه چیز فدای منطق سودآوری سرمایه شده است. آتش سوزی نتردام آخرین نمونه نیست و منتظر حوادثی اینچنین از این پس زیاد باید بود. این در واقع نماد بحران و انحطاط نظام سرمایه داری در پیشرفته ترین سنگرهای آن است.

از اینجاست که آتش سوزی در کلیسای نتردام با جنبش جلیقه زردها پیوند می باید. در واقع این جنبش نیز با همه تناقض و دوگانگی‌های آن علیه این نظام به حرکت درآمده است و بازتاب واقعیت حاکمیت نولیبرالیسم در جهان کنونی است. این جنبش نشان می دهد که سیستم سرمایه داری در غرب در نتیجه میدان دادن به سودآروی مالی تضعیف شده و مردم به مقابله با آن برخاسته‌اند، در عین اینکه نظم نولیبرالی هنوز قدرت مقابله خشونت آمیز، یا خفه کردن آن از طریق امپریالیسم خبری و تفوق فرهنگی را دارد و این همه خطر وضع موجود جهان است. سرمایه داری در شرایطی به انحطاط و سقوط نزدیک می شود که می تواند جهان را با خود غرق کند زیرا هنوز ظرفیت‌های بزرگی برای حفظ و ادامه این سیستم انحطاطی و جلوگیری از تغییر را در اختیار دارد؛ مشابه همان ظرفیت‌هایی که سرمایه داری تجاری و نظامی در کشور ما برای حقظ قدرت خود و جلوگیری از تغییر در اختیار دارد و علیه مردم بکار می گیرد.

در این دوران انحطاط جهانی سرمایه داری که نظم نولیبرالی نماد آن است، مبارزه برای تغییر این سمتگیری، نه مبارزه‌‌ای تنها برای عدالت و برابری و پیشرفت، بلکه مبارزه برای حفظ بشریت و میراث تاریخی آن نیزهست .راه توده.

Advertisements