هرگونه سخن گفتن از صلح ضیاع وقت است

برگزاری لوی جرگه صلح در کابل هم نمایشی بیش نیست و سودی ندارد. هرگونه سخن گفتن از صلح بدون بیطرف ساختن کشور و اصلاح ساختار نظام و قانون اساسی کنونی بیهوده و ضیاع وقت است

روند نامنهاد صلح به شکل کنونی صد در صد به سود پاکستان و به زیان افغانستان است:
باید چند نکته را برای همیشه به یاد داشت:

یک اینکه راهبرد دو مرحله یی پاکستان دال بر اشغال کشور به هیچ رو کنار گذاشته نشده است. از این رو، پاکستان خو اهد کوشید از گفتگوهای نامنهاد صلح به سود راهبرد خود بهره برداری اعظمی و حد اکثری نماید و وقت کشی نماید و طعل چال برود و با ریش امریکایی ها بازی کند. پاکستان گام به گام زیر نام صلح ایادی خود را وارد ساختارهای قدرت دولتی کشور ما می سازد. مادامی که کشور بیطرف نشود، نخواهیم توانست دست های پاکستان را کوتاه کنیم. زیرا برای امریکا و کشورهای عربی پاکستان مهم است، نه افغانستان.

دو دیگر این که مساله خروج کامل امریکا و برچیده شدن کامل پایگاه های امریکایی ها اصلا مطرح نیست. از این رو، روشن نیست که کار به کجا خواهد کشید. تقسیم کشور میان امریکا و پاکستان، نه تنها ما را به سوی صلح رهنمون نمی سازد، بل که فرسنگ ها دورتر هم می نماید.

سه دیگر این که مساله بیطرف ساختن کشور اصلا مطرح نیست. از این رو، هیچ نشانه یی از به تفاهم رسیدن قدرت های بزرگ و منطقه ای بر سر کشور دیده نمی شود. گیریم که امریکا و پاکستان میان هم به تفاهم برسند، باز هم مشکل حل نخواهد شد. زیرا طرف های دیگر هم هستند. نادیده گرفتن منافع آن ها نه تنها مشکل را حل نمی کند، بل که پیچیده تر می سازد.

چهار دیگر ، هنوز هیچ نشانی از تعدیل قانون اساسی و ساختار نطام به چشم نمی خورد‌. این در حالی است که در قانون اساسی کنونی و ساختار نظام موجود برای طالبان جای نیست. روشن نیست که طالبان چگونه در ساختار کنونی جا داده خواهند شد؟ این در حالی است که طالبان دولت افغانستان را به رسمیت نمی شناسند.

هیچ تضمینی هم برای برگزاری به موقع انتخابات وجود ندارد و تصور نمی رود که شاهد انتخابات بدون تقلب و شفاف باشیم. تازه اگر انتخابات برگزار هم شود، روشن نیست جایگاه طالبان در انتخابات کجا است؟

پنج دیگر، گیریم که حتی اگر طالبان حاضر هم شوند به روند صلح بپیوندند و در ساختار دولت هم مشارکت نمایند، باز هم جنگ پایان نخواهد یافت. زیرا پاکستان با کارت های گوناگون بازی می کند و بی چون و چرا گروه هایی را برای دوام جنگ خواهد گماشت. مانند داعش، شبکه حقانی و حزب التحریر. در این حال از حزب اسلامی و طالبان همچون ستون پنجم در داخل دولت استفاده خواهد کرد.

از این رو، مضحکه قطر نمی تواند صلح و ثبات پایدار را در کشور به ارمغان بیاورد و تامین کند. بل که می تواند مایه تباهی ها و بربادی های بیشتری گردد.
از همین رو باید همه توان خود را برای اصلاح قانون اساسی و ساختار نظام متمرکز بسازیم.
برگزاری لوی جرگه صلح در کابل هم نمایشی بیش نیست و سودی ندارد.
هرگونه سخن گفتن از صلح بدون بیطرف ساختن کشور و اصلاح ساختار نظام و قانون اساسی کنونی بیهوده و ضیاع وقت است.

عزیز آریانفر

++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

هشدار تاریخی به مذاکره کنندگان قطر

در نشست مسکو، عباس استانکزی رییس هیات طالبان، در جریان سخنرانی خود برنامه های امارت اسلامی طالبان را توضیح داد، این توضیحات برای همه کسانیکه با الفبای سیاست آشنایی دارند، بسیار روشن بود که طالبان هنوز در مواضع قبلی شان قرار داشته و تغییری ملموس و محسوسی در سیاستگذاری آنها رونما نشده است.

اینک که قرار است که مذاکرات بین الافغانی مطابق به لیست تهیه شده با شرکت 200 نفر در دوحه، در اواسط ماه اپریل تدویر یابد، از نظر من یک نشست مهم و تاریخی است. چون در این نشست هم مذاکرات امریکایی ها با طالبان روشن میگردد و هم جانب طالبان ناگزیر است که پرده از روی خواست های شان از جمله ساختار نظام بعدی بردارد. زلمی خلیلزاد در مصاحبه 4 اپریل خود گفت که: «این اشتباه باید تصحیح شود که مذاکرات ما با طالبان روی مناطقی بوده که آنها در تصرف شان است و گفته ایم که از همین مناطق، ما (امریکا) تهدید نشود. نه اینکه ما آنها را نماینده کل افغانستان، دانسته باشیم.» خلیلزاد در ضمن افاده داد که در میز مذاکره خود افغانها باید با طالبان وارد گفتگوی جدی در مورد نوع نظام آینده شان شوند.

من برخلاف برخی از دوستان بطور جدی جانبدار شرکت در این نوع مذاکرات هستم. چون این مذاکرات سرنوشت تاریخی مردم افغانستان را رقم میزند. ما در این مذاکرات است که به دیدگاه طالبان، در مورد نظام آینده پی میبریم و نحوه ای برخورد آنها، در قبال دستاوردهای دموکراتیک 18 ساله افغانستان، برای ما فهم پذیر می شود.

نگرانی اصلی از نداشتن یک طرح مشترک و واحد از سوی هیات غیر طالبان است. این هیآت در میز مذاکره با طالبان چه طرح و گفتنی دارند؟ زبان شان واحد است؟
در مورد نظام آینده افغانستان چه پیشنهادی دارند؟ تنها کافی نیست که «جمهوری اسلامی» گفته شود. این جمهوری با کدام شیوه باید اداره و رهبری شود؟ با سسیتم پارلمانی؟ ریاستی؟ و یا فدرالی؟ اگر طرح حکومت موقت در میان باشد این حکومت چگونه باید اداره شود؟ با سیستم شورایی؟ و یا ریاستی؟ این حکومت موقت زمینه ساز انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی خواهد بود؟ و یا اینکه سرانجام قدرت را توسط یک لوی چرگه به فردی خواهد سپرد؟ اگر طالبان بر امارت اسلامی پا بفشارند. در آنصورت با چه دلایل محکم و قوی این امارت، باید رد گردد؟ ولو طالبان هرقدر پا بفشارند که امارت ما امارت سابق نخواهد بود. ماهیت کلمه «امارت اسلامی» بیانگر همه چیز است.

باید همه این موارد مذاکره، از قبل برای هیات غیرطالبان مشخص و روشن باشد.
گرچه گفته میشود که این لیست را کمیسیونی از سوی طالبان موظف و تهیه نموده است و در این لیست طالبان تلاش کرده است تا بیشترین اشخاص را از لحاظ تباری و فکری وارد آن نمایند. اما این بدان معنا نیست که همه در جریان مذاکره در خط طالبان حرکت خواهند کرد. چون این وطن سرزمین مشترک همه تبارهای افغانستان است و امروز در شرایطی قرار نداریم که یک تبار به تنهایی بستر انحصار قدرت سیاسی خود را برکل افغانستان بگستراند. چون ملت ها بیدار شده اند و به خصوص مولفه های نیرومند و تاثیر گذار این بیداری ملی، از کنفرانس بن به بعد رقم خورده است. لذا طالبان باید بدانند که شخصیت های ملی افغانستان در میز مذاکرات که سرنوشت تاریخی مردم شان رقم میخورد، با مماشات برخورد نخواهند کرد. بلکه جدی و قاطع از منافع ملت های شان به دفاع برمی خیزند.

میز مذاکره دوحه، مهمان داری شیخان قطر نیست، بلکه این مذاکرات باید تسهیل کننده رابطه سیاسی میان افغانستانی ها باشد تا آنها در فضای مسالمت آمیز، با مدارا و رواداری ملی و برای عبور از تلخکامی های جنگ 40 ساله به نتیجه برسند. الا اگر برگزار کنندگان این مذاکرات، نیت مجدد حاکمیت امارتی، قومی، مذهبی طالبان را در مخیله داشته باشند، از همین حالا باید گفت که آغاز و مقدمه یک جنگ خونین دیگر را پی میریزند.

شرکت کنندگان مذاکرات قطر باید پیوسته حامل این هشدار تاریخی باشند که بر سر آزادی های مدنی، حقوق شهروندی، برابری جنسیتی، آزادی بیان و عقیده، انتخابات و سایر متمم های دموکراسی، حق معامله را ندارند. این در صورتی میسر است که برای دفاع از این دستاوردها، صف مشترکی را در مذاکرات شکل بدهند و با زبان واحد برسر میز مذاکره سخن بگویند. چون همه چشمهای مردم ما و جهانیان بسوی آنها دوخته شده و هرحرکت شان را زیر ذره بین دارند.

علی تقوایی

Advertisements