گفت‌ و‌گوها با طالبان و امریکایی‌ها به نقاط بسیار مهم و حساسی رسیده‌است. چنانکه برخی رسانه‌ های غربی از آماده‌گی‌های نظامیان امریکایی برای خروج از افغانستان هم خبر داده‌اند، اما هنوز در افغانستان صورت درست نتایج گفت‌وگوها میان طالبان و امریکا مشخص نیست. اگرچه پیشتر سفیر امریکا در کابل گفت که در گفت‌وگوها با جانب طالبان فقط روی خروج امریکایی‌ها و قطع رابطه آن گروه با گروه‌های تروریستی بحث شده‌است؛ اما هنوز به درستی مشخصی نیست که بستر اصلی این چنین توافق را چه چیزی شکل داده‌است. با این حساب، در میان حلقه‌های سیاسی افغانستان ابهامات بسیار زیادی وجود دارد و کسی به درستی نمی‌داند که چه چیزی در سرنوشت شان اتفاق می‌افتد. اما آنچه که میان امریکایی‌ها و طالبان دارد رخ می‌دهد ممکن چنان باشد که برای بسیاری‌ها حیرت‌آور تمام شود؛ زیرا تاکنون امریکایی‌ها همه شرط‌هایی که طالبان گذاشته‌اند را رد نکرده است؛ بل در محور تایید آن صحبت‌هایی صورت گرفته است. اگرچه امریکایی‌ها اطمینان می‌دهند که توافقات پیش رو، سبب معامله دست‌آوردها و ارزش‌های هفده‌سال اخیر نخواهد بود؛ اما با اینهم ممکن است که نتایج معامله با طالبان هرآنچیزی که فکر می‌شود باشد. چنانچه اکنون زندانیانی که از زندان گوانتانامو و زندان اسلام‌آباد رهاشده‌اند، روی یک میز در برابر امریکایی‌ها سخن می‌گویند، مصر بر شرط‌هایی باشند که می‌تواند افغانستان را برای همه به زندان تبدیل کند، نتایج دیگری به بار خواهد آورد؛ زیرا در آن صورت ممکن است که کابینۀ گوانتانامو در افغانستان به قدرت برسد و یک طرف دیگر ناراضیانی باشند که به شدت سرکوب شوند؛ چنین تصوری باوجود اینکه ناممکن جلوه می‌کند ممکن نیز به نظر میرسد. زیرا به دلیل مشکلاتی که حکومت افغانستان در داخل دارد، هیچ طرف سیاسی‌ای حاضر نیست که آن را نمایندۀ کشور در مذاکره با طالبان بداند و از طرفی هم پیچیده‌گی وضعیت سیاسی افغانستان چنان است که اعتماد مردم را نسبت به غنی سلب کرده‌است و مردم فکر می‌کنند که عنی قابل اعتماد نیست و ممکن یک شبه با مذاق طالبان کنار بیاید.
در چنین صورتی حکومت کنونی در مذاکرات امریکا و طالبان جایگاه یک حکومت مشروع را ندارد و فقط به عنوان یکی از طرف‌های دخیل مطرح است و به عنوان یک گروه در کنار سایر گروه های ضد طالبان در نظر گرفته می‌شود؛ اما طالبان با حمایت پاکستان به عنوان یک طرف کلان و یک حکومتی در تبعید توانسته‌اند که در مذاکرات بدرخشند و روی شرط‌های بسیار مهم با امریکایی‌ها به توافق برسند.
یک چنین گفت‌وگوها و مذاکراتی میان دو طرف حالا توسط آقای خلیلزاد به مقامات حکومت وحدت ملی به شکل خلاصه گزارش داده می‌شود؛ آنهم به گونه‌یی که فقط بخش‌هایی از مذاکرات را با ایشان شریک سازد؛ زیرا از یک طرف حکومت افغانستان به عنوان طرف اصلی در مذاکرات مطرح نیست و از جانب دیگر طالبان به عنوان یک حکومت در تبعید قابل بحث معامله اند این چنین شرایط می‌تواند به معنای بازگشتاندن افغانستان به گذشته با اندک تفاوت‌هایی باشد که ممکن بسبار به زودی آن تفاوت‌ها هم رخت سفر ببندد و فرصت به نظام کاملا طالبانی مساعد شود.
این نگرانی ممکن است برای برخی مقامات حکومتی و شریکان سیاست کنونی در افغانستان در نهایت قابل قبول باشد؛ اما نسلی که در این هفده‌سال قد کشیده‌اند به شدت همه‌چیزشان را در این میدان قمار خواهند باخت و فصلی جدیدی از بدبختی و سیاه‌روزی‌ها را تجربه خواهند کرد. زیرا وقتی که حکومت در حد نمانیده‌گی از مردم و دولت در یک مذاکرات بسیار مهم جایگاهی ندارد، بدون شک مخالفانش که طرف اصلی امریکا است، در آیندۀ این مذاکرات سر و گردن بالا تر قرار میگرند.
در چنین صورتی واضح است که طرف امریکایی طالبان را بیشتر از حکومت مورد حمایتش اکنون به 
رسمت شناخته است. ماندگار
مطالب مرتبط:

طعنه‌ی پوتین به افغان‌ها؛ افغان‌ها فقط دوست دارند در افغانستان دفن شوند

افغانستان کشوری است با مجموعه‌ای از رفتارهای متضاد؛ در کنار تمام افتخاراتی که در طول سال‌های مملو از درگیری و جنگ افغان‌ها در مبارزه با متجاوزان خارجی برای خود به نیکی رقم زده‌اند، داستان‌های تلخی از اشتباهات فاحش سردمداران این سرزمین نیز به چشم می‌خورد، اشتباهاتی که پیامدی جز تباهی، ویرانی زیرساخت‌های کشور، کشته و زخمی شدن میلیون‌ها افغان و آواره شدن میلیون‌ها افغان دیگر نداشته‌است.
شاید گزافه نباشد اگر بگوییم افغانستان و مردم شجاع، مظلوم و البته بی‌دفاع این کشور تنها مردمی هستند که هرگز پاداش مجاهدت‌ها و تلاش‌های خود برای رسیدن به صلح و امنیت را نگرفته‌اند، از اماواگرهای ناکامی دول و مردم افغانستان در رسیدن به این آرزوهای دیرینه‌شان که بگذریم، دخالت قدرت‌های استعماری جهان به شمول اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا در رقم زدن این سرنوشت شوم برای افغانستان و مردمش را نیز نباید نادیده گرفت: شوروی سابق با هدف توسعه و گسترش قدرت خود به افغانستان حمله کرد و پس از سالها جنگ و تباهی در حالی خاک افغانستان را ترک کرد که حوادث پس از خروج ارتش سرخ از افغانستان به مراتب تلخ‌تر از زمان حضور شوروی در افغانستان رقم خورد.
در زمانی‌که افغان‌ها برای دفاع از سرزمین و ناموس خود برای مقابله با متجاوزین روس به پا خاسته بودند، امریکا در همکاری با پاکستان و عربستان سعودی و با تزریق پول و اسلحه یک‌بار دیگر افغان‌ها را آلت دست قرار داد و از توان جنگی افغان‌ها برای نابودی کمونیزم استفاده کرد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نظام کمونیستی آن که تهدیدی جدی برای نظام سرمایه‌داری امریکا و متحدانش به شمار می‌رفت توسط  افغان‌ها کلیک خورد و امریکا و شرکایش در سرمستی شکست اتحاد جماهیر شوروی، حق و حقوق مردم مظلوم افغانستان را به دست فراموشی سپردند و هرگز به تشکیل یک دولت فراگیر در افغانستان که می‌توانست صلح و رفاه را برای مردمان این سرزمین به ارمغان آورد، کمک نکردند.
سالهای تاریک حضور طالبان در افغانستان بازهم حوادث تلخ‌تری از تجاوز شوروی به این کشور رقم زد و افغان‌های بیشتری برای نجات جان‌های خود از سرزمین آبا و اجدادی‌شان گریختند و راهی اروپا،  امریکا، کشورهای همسایه و دیگر نقاط دنیا شدند.
افغان‌های گریخته از کشورشان اگرچه در برخی  موارد به یک زندگی مرفه در کشورهای  اروپایی، امریکا و استرالیا دست یافتند اما هرگز حس وطن‌دوستی خود را فراموش نکردند و با پیگیری اوضاع سیاسی مترصد بازگشت به کشور و خدمت به مردم خود بودند: بازگشت انبوع مهاجرین افغانستانی به کشورشان پس از سال 2001 خود گواه این مدعاست.
افغان‌ها به همان اندازه که با ورق زدن برگه‌های زرین حماسه‌های خود در طول تاریخ گذشته و معاصر مسرور می‌شوند، به همان اندازه از نیش و کنایه‌های دوست و دشمن در امان نبوده و افسرده خاطر می‌گردند.
تنها در یک مورد، ولادمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، طی اظهار نظری طعنه آمیز بر افغان‌ها و یک دنیا خصلت‌های نیکشان  تاخته است.
شجاع ذکی، یکی از کاربران فیس‌بوکی، به نقل از ولادمیر پوتین نوشته است: «زمانی که یک افغان پولدار شود، حساب بانکی اش را در دوبی یا سویس باز می کند؛ اگر مریض شود، علاجش را در هند یا پاکستان می کند؛ ثروتش را در آلمان سرمایه گزاری می کند؛ خریداری‌اش را از دوبی و ترکیه می کند و عبادتش را در مکه و مدینه؛ فرزندانش را برای تحصیل به اروپا و برای سیاحت به امریکا و کانادا و یا هم اروپا می فرستد؛ اما زمانی که فوت کرد، در آن وقت به سرزمین پدری‌اش افغانستان برده و آنجا دفن می شود.»
به گفته پوتین: «افغانستان صرف گورستان برای افغان هاست، چگونه دل‌شان برای توسعه، انکشاف و ترقی یک گورستان بسوزد!»
در پاسخ به این اظهار نظر جناب پوتین باید گفت که افغانستان و مردم شریفش اگر قربانی اهداف شوم استعمارگران نمی‌شدند، در وطن‌پرستی و تلاش برای آبادانی کشورشان از هیچ مردمی کم نداشتند. اگر امروز شما به کنایه سبک زندگی افغان‌ها را به سخره می‌گیرید، حق دارید چون شما روس‌ها کسانی بودید که سبب این همه بدبختی برای ما شدید.
شما روس‌ها هنوز به ما افغان‌ها مدیون  هستید و در یک مورد تنها و تنها اگر بدهی‌های مالی خود بابت استفاده از گاز افغانستان را بدهید، افغانستان می‌تواند بسیاری از زخم‌های خود را درمان کند، حال بگذریم از هزینه‌های هنگفتی که شما روس‌ها بابت تجاوز و تحمیل جنگ بر افغانستان، به مردم این سرزمین بدهکار هستید اما حاضر نیستید پرداخت کنید تا به نوعی جبران کرده باشید.  پیام آفتاب

+++++++++++++

قرار گرفتن خلیلزاد در راس حکومتی که بدنه ی آن طالبانی است

امریکا و تکرار اشتباهات گذشته/خلیل‌زاد و استفاده ابزاری از طالبان برای رسیدن به قدرت

از زلمی خلیل‌زاد هیچ بعید نیست که برای منافع شخصی خود با طالبان وارد معامله شده و ارزش هایی را که در سال های اخیر مبارزات فراوانی برای دست یابی به آنها صورت گرفته یا بالاخره چند دهه است که برایش مبارزه می شود، قمار بزند و خود در رأس حکومتی قرار بگیرد که بدنه اش طالبانی باشد.

ایالات متحده امریکا که با شعار مبارزه با تروریزم در سال 2001 به افغانستان وارد شد اکنون پس از هفده سال نه تنها به این هدف نرسیده که با تکرار اشتباهات استراتژیک خود در افغانستان یک‌بار دیگر افغانستان و مردم ستم کشیده‌ی آن را در آستانه‌ی یک بهم ریختگی و نگرانی بزرگ دیگر قرار داده‌است.
در سالهای ابتدایی حضور گسترده نظامیان امریکایی و متحدان غربی‌اش در افغانستان، شهروندان کشور با تمسک به خوش‌بینی ایجاد شده در زمینه مبارزه با تروریزم، آرزوی افغانستانی آباد و آرام را در سر می‌پروراندند، امیدواری‌هایی که با عملکردهای بعدی امریکا در قبال طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی رفته رفته رنگ نگرانی به خود گرفت.
ایالات متحده در سال‌های پس از 2001 به جای اتخاذ یک سیاست قاطع در برابر تروریستان، رویکردی دو پهلو پیشه  کرد و تروریستان را به گروه‌های خوب و بد تقسیم نمود؛ به نظر بسیاری از کارشناسان امر، برخی از چهره‌های متعصب افغانی‌الاصل به شمول زلمی خلیل‌زاد که در دستی در دستگاه سیاسی امریکا داشتند در اتخاذ این تصمیم امریکا نقش داشتند.
کارشناسان می‌گویند زلمی خلیل‌زاد که از همان ابتدا خواهان سرنگونی کامل طالبان توسط امریکا نبود تلاش کرد دریچه صلح با طالبان را باز کند و به هر نوعی که شده طالبان را روی نیمکت نگهدارد تا در زمان مناسب از آنها برای رسیدن به قدرت در افغانستان استفاده کند.
عملکرد امریکا در قبال مبارزه با تروریزم در سال‌های آخر ریاست جمهوری حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، نیز مطابق با شعاری که در سال 2001 می‌داد، نبود.
حامد کرزی در سالهای آخر ریاست جمهوری خود روی برخی موضواع با امریکایی‌ها به اختلاف خورد: یکی از نقاط اختلاف کرزی با امریکا، حملات شبانه ایالات متحده امریکا در قریه‌جات و ولسوالی‌های دورافتاده افغانستان به بهانه هدف قرار دادن فرماندهان طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی بود. در این حملات بیش از آنکه تروریستان هدف قرار بگیرند، افراد ملکی به شمول زنان و کودکان کشته و زخمی می‌شدند.
حامد کرزی در اعتراض به این حملات شبانه از امریکا خواست پناهگاه‌های اصلی تروریستان از جمله طالبان در خاک پاکستان را هدف قرار دهد.
رئیس جمهور پیشین افغانستان معتقد بود تا زمانیکه منابع تمویل مالی و روحی و روانی طالبان در پاکستان از بین نرود، نمی‌توان در مبارزه با تروریزم در افغانستان به موفقیت رسید.
ایالات متحده امریکا به جای توجه به خواسته‌های برحق رئیس جمهور کرزی که همان خواسته‌های مردم افغانستان بود، بر ادمه‌ی استراتژی غلط خود اصرار ورزید تا کار به جایی کشیده شود که امروز می‌بینیم.
براساس اعلام برخی از رسانه‌ها، فرماندهان ارشد طالبان که اینک با اعتماد به نفس بالا و در قاموس یک قهرمان در مذاکرات صلح با امریکا در دوحه قطر می‌نشینند، در سال 2001 و زمانیکه حملات هوایی امریکا با حمایت نیروهای جنگی ائتلاف شمال عرصه را بر طالبان تنگ کرده بود، با خواری و التماس در حالیکه نامه‌ای دال بر صلاحیت خود از ملاعمر در دست داشتند به رئیس جمهور کرزی مراجعه کردند و خواستار بخشش شدند؛ طالبان در آن روز به کرزی گفتند که در ازای در امان ماندن از محاکمه حاضرند گروه طالبان را منحل کنند.
به اذعان کارشناسان، اگر امریکا به دنبال نابودی طالبان بود و اگر از استراتژی مناسبی در قبال افغانستان بهره می‌برد، همان زمان باید کار طالبان را یک‌سره می‌کرد تا به اوضاع امروز که با خواری و التماس از طالبان صلح را گدایی می‌کند، نیفتد.
به باور برخی تحلیل‌گران، رد پای زلمی خلیل‌زاد که اکنون نماینده خاص امریکا در امور صلح افغانستان شده‌است، در تصمیم آن روز امریکا در قبال طالبان نیز می‌توانست دیده شود.
فیهم دشتی از پیشکسوتان رسانه‌ای و از چهره‌های برجسته جهادی افغانستان در مورد نقش خلیل‌زاد در معادلات افغانستان و اهداف پنهانی که این سیاستمدار امریکایی افغانی‌الاصل در برخورد با قضایای افغانستان دنبال می‌کند، می‌گوید: «قرینه هایی از این که خلیلزاد در پی رسیدن به رأس قدرت در افغانستان است، از قبل وجود داشته‌است.»
آقای دشتی در مطلبی در فیس بوک خود می‌نویسد: « اواخر ۲۰۰۸ یا اوایل ۲۰۰۹ بود که خلیلزاد پس از پایان ماموریت هایش به نمایندگی از وزارت خارجهٔ امریکا در این جا و آنجای دنیا، به کابل برگشت و بختش را برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری، به آزمایش گرفت. در یکی از نشست های مشورتی که در این زمینه در هتل سرینا، برگزار شده بود و من هم حضور داشتم، سر و صدای ما با خلیلزاد بلند شد. او می خواست تمامی تقصیر ناکامی‌ها تا آن زمان را بر دوش رییس جمهور کرزی بیاندازد در حالی که خود در بسیاری از این ناکامی ها شریک بود یا در تهدابی که برای افغانستان پس از طالبان گذاشته شده بود، چنان دست کاری های کرده بود که روزگار ما در ۲۰۰۹ چنان بود و حالا چنین است.»
نگاهی تحلیلی به گفته‌های آقای دشتی نشان می‌دهد که سناریوی مشابهی اینک از سوی امریکا و زلمی خلیل‌زاد در ارتباط با پروسه صلح افغانستان در جریان است.
زلمی خلیل‌زاد به عنوان نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان، در چندین سفر کاری به افغانستان و منطقه، پنچ مرتبه به صورت مستقیم با نمایندگان طالبان در دوحه قطر گفت‌وگو کرد.
زلمی خلیل‌زاد در آخرین دور از سفرهای کاری خود برای پنجمین بار به صورت مستقیم با نمایندگان طالبان که این‌بار ملابرادر را در رأس هیات گفت‌وگو کننده خود می‌دید، دیدار کرد: در این گفت‌وگو‌ها که بیش از دو هفته به طول انجامید دو طرف در نهایت روی برخی موضوعات از جمله خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، تعهد طالبان به قطع ارتباط با گروه‌های تروریستی و تضمین طالبان به عدم استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای متحد امریکا به توافق رسیدند.
پنجمین دور گفت‌وگوی امریکا با نمایندگان طالبان در نهایت با توافق روی ادامه این گفت‌وگوها در آینده به پایان رسید.
در این میان آنچه بیش از همه دردآور است پنهان کاری‌های زلمی خلیل‌زاد و امریکا در مورد پروسه صلح  افغانستان می‌باشد؛ شواهد نشان می‌دهد که امریکایی‌ها در مذاکره با طالبان هرگز صادقانه عمل نکرده و نخواهند کرد.
برگزاری مذاکرات در پشت درهای بسته و در حاشیه گذاشتن دولت مشروع وحدت ملی در مذاکرات صلح با طالبان از سوی امریکا همه و همه شک برانگیز و مشکوک است و در این میان حکومت و مردم افغانستان حق دارند که بدانند چه سرنوشتی در انتظار آنهاست.

در این راستا، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، که هفته پیش برای شرکت در نشست شورای امنیت ملل متحد به نیویورک رفته بود ، روز پنجشنبه (24 حوت) در شهر واشنگتن در صحبت با جمعی از خبرنگاران گفت زلمی خلیل‌زاد با به حاشیه راندن حکومت افغانستان در مذاکرات با گروه طالبان، در پی کسب منفعت شخصی می‌باشد.
حمدالله محب زلمی خلیل ‎زاد، نماینده خاص امریکا در امور صلح افغانستان، را به حاشیه راندن و مشروعیت زدایی حکومت افغانستان و مشروعیت بخشیدن به گروه طالبان متهم کرد.
مشاور امنیت ملی کشور گفت: فکر می‌کنیم شاید (در مذاکرات) اهداف شخصی وجود داشته باشد چون (در این روند) کمبود معلومات و اطلاعات موجود است.
حمدالله محب همچنین با انتقاد تند از شیوه مذاکرات بین امریکا و نمایند گان طالبان در قطر گفت در این مذاکرات هیچ شفافیتی وجود ندارد.
مشاور امنیت ملی افغانستان افزود زلمی خلیل‌زاد در مورد مذاکرات امریکا با گروه طالبان، با حکومت افغانستان مشوره نمی‌کند.
وی گفت: « ما تنها بخش‌های کوچک معلومات (در مورد این مذاکرات) را به دست می‌آوریم… آخرین افرادیکه در مورد این مذاکرات آگاه می‌شوند، ما (حکومت افغانستان) هستیم»
حمدالله محب همچنین زلمی خلیل‌زاد را به تلاش برای تصاحب قدرت در افغانستان متهم کرد و گفت: «با در نظر داشت سابقه خلیل‌زاد، سابقه شخصی وی، او در پی اهدافی در افغانستان است. او (خلیل‌زاد) دو بار می‌خواست در انتخابات ریاست جمهوری اشتراک کند… تصور در افغانستان و در میان افرادی که در حکومت هستند، این است که شاید هدف از این همه گفتگو ها، ایجاد یک حکومت موقت باشد که او (خلیل‌زاد) وایسرای آن باشد (در راس آن قرار بگیرد).»
مشاور امنیت ملی گفت زلمی خلیل‌زاد با انجام مذاکرات طولانی با گروه طالبان، حکومت افغانستان را که به گفته آقای محب متحد و شریک قابل اعتماد واشنگتن است، به حاشیه می‌راند و به دشمن که جان هزاران امریکایی و افغان را گرفته مشروعیت می‌دهد.»
معاون سیاسی وزارت خارجه امریکا اما در واکنش به سخنان داکتر محب‌الله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، گفته‌است که حمله به خلیل‌زاد، حمله به وزارت خارجه امریکاست و اینگونه اظهارات می‌تواند همکاری امریکا با افغانستان و پروسه صلح این کشور با طالبان را تحت  تأثیر قرار دهد.
حال حکومت و مردم افغانستان حق دارند در مورد سرنوشت خود بی‌تفاوت نباشند: امریکا که تا این لحظه  میلیاردها دالر خود در افغانستان را در جنگ با تروریزم خرج کرده و هزاران سرباز این کشور در جنگ افغانستان از پای درآمده‌اند نباید بار دیگر با یک رویکرد اشتباه هزینه‌های بیشتری بر مالیات دهندگان امریکا تحمیل کند.
از سوی دیگر، نظام سیاسی کنونی در افغانستان محصول قربانی‌هایی‌ست که مردم مظلوم افغانستان در راه رسیدن به رفاه و آرامش داده‌اند و امریکا نباید در مذاکرات پنهانی با طالبان به یک باره همه دستاوردهای افغانستان در هفده سال گذشته را بر باد دهد.
شهروندان افغان به شمول زنان، اصحاب رسانه و جوانان نگران تکرار سالهای سیاه طالبانی هستند و باید به آنان حق داد که فریاد عدالت‌خواهی خود را سر  دهند.
حکومت افغانستان برخاسته از آراء ملت افغانستان است و بر خود فرض می‌داند از حقوق شهروندان خود دفاع کند؛ امریکا همن طور که بارها اعلام کرده، باید طالبان را به میز مذاکره با دولت افغانستان بکشاند تا طالبان از کانال قانون اساسی افغانستان عبور کنند و به صورت کنترل شده در قدرت شریک گردند نه اینکه طالبان به یک‌باره صاحب همه چیز شوند و ملت مظلوم افغانستان که فرزندان خود را در صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی کشور برای دفاع از  استقلال افغانستان عازم خطوط مقدم جنگ با طالب و دیگر گروه‌های تروریزم  کرده‌اند، بازنده باشند.
امریکا باید بداند که مذاکرات پنهانی زلمی خلیل‌زاد و گزارشاتی که وی به مقامات عالی‌رتبه امریکایی ارائه می‌کند خوب مطلق نیست و باید به بررسی گرفته شود.
فهیم دشتی از چهره‌های برجسته جهادی و رسانه‌ای افغانستان در این مورد می‌گوید: « از این آدم(زلمی خلیل‌زاد) هیچ بعید نیست که برای منافع شخصی خود با طالبان وارد معامله شده و ارزش هایی را که در سال های اخیر مبارزات فراوانی برای دست یابی به آنها صورت گرفته یا بالاخره چند دهه است که برایش مبارزه می شود، قمار بزند و خود در رأس حکومتی قرار بگیرد که بدنه اش طالبانی باشد.»

وی تأکید می‌کند: «خلیل‌زاد زبان امریکایی ها را هم بهتر از هر کدام ما می داند و امکان این که موفق شود قناعت آنها را برای چنین برنامه‌ای فراهم کند، بعید نیست؛ اما حقیقت این است که مردم هوشیار تر از آن هستند که خلیلزاد تصور کرده‌است.»
به باور بسیاری از کارشناسان، سخنان داکتر محب‌الله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان، در انتقاد از مذاکرات پنهانی امریکا با طالبان در دوحه قطر و در حاشیه نگهداشتن دولت مشروع  افغانستان خود نوعی انجام وظیفه در قبال شهروندان افغانستان و پیگیری از وقوع حوادث ناگواری چون دولت موقت و ادامه یک‌تازی‌هایی است که طرفداران زر و زور منتظر آن هستند.
تحلیل‌گران می‌گویند روی کار آوردن حکومت موقت در حقیقت نادیده گرفتن حاکمیت قانون و نظام سیاسی است که خون تک‌تک افغان‌ها برای شکل گیری و تقویت آنها ریخته شده‌است.
زلمی خلیل‌زاد و طرفداران ناهنجاری و قدرت سالاری حق نایده گرفتن این خواسته‌های مردم را ندارند!

Advertisements