هم ثواب و هم خرما..!

دوستان وهموطنان عزیز ،
پیش از اینکه وارد کلیات بحث های بگو مگوهای موجود درمورد گویا صلح با طالبان شوم ؛ میخواهم سخن خود را بااین پرسش آغاز کنم : برای اسیران دربند محروم دریک جامعه وآن جامعه ای که به زندان تبدیل شده است چه فرق میکند که کلید این زندان ( حاکمیت ) درد ست سفیر امریکا مقیم افغانستان باشد ، یا نماینده امریکا درافغانستان ( خلیلزاد ) ، ویا هم گماشته گانی چون اشرفغنی احمدزی ؛ حنیف اتمر ، حامد کرزی ویا یک طالب ؟ ویا به عباره دیگر چه فرق میکند این فرد ازتعمیر سفارت امریکا این کشور را کنترول میکند ویا از درون ارگ کابل ویاهم از قصر سیاه….؟
قریب چهل سال تمام است که خلیلزاد تمام هدف اش این بوده است که ازیک طرف چطور بتواند زمینه اشغال این سرزمین را برای امریکا میها کند وازطرفی هم با چه روشی بتواند همتباران خویشرا از شکست حتمی قدرت تاریخی ویا سونامی های موسمی شکست حاکمیت نجات بدهد ؛ واقعا خلیلزاد تا این دم درهردو جبهه موفق گردیده اند . اینبارهم خلیزاد توانست آخرین بازی سرنوشت ساز خویشرا بقول معروف بایک تیر چندین فاخته را شکار کنند انجام داد. یعنی اینکه حد اقل هم آبرو عسکر شکست خورده امریکا را با حفظ پایگاه های نظامی بجا آورد وهم ادامه سلطه حاکمیت قبیلوی را برای مدت نامعلومی به روش دیگری تضمین وتامین کند که هم ثواب را برای تبار خود نمود وهم خرمایی را نصیب امریکا نمود , افراد یک جامعه که خود اسیر وضعیت موجود شده اند دیگر چه فرق میکنند حاکم شان چه کسی است.. ؛ زیرا اینکه سرنوشت ما دست به دست میشود وکشورهای منطقه عرب وعجم رول اساسی را بازی میکنند قابل درک است ؛ واین یک حقیقت تلخ است…

یاد تان باشد این حرکات وموضعگیری هایی ارگ که گویا تقابل با سیاست های نماینده امریکا خلیلزاد ویاهم گویا بااتمر ویا هم مخالفین درون نظام دارد شباهت کامل به بازی های موش وگربه دارد که سرنوشت اش معلوم است ، اگر به این بازی هایی کلاسیک ” تک وتکمار” باور ندارید این بدین معناست که ما از دیدگاه و وابستگی ها متحدین وهمکاران درون ارگ وبیرون از ارگ درمقابل دوستان بین المی شان عاجز هستیم. ممکن است نزاکت های کوچکی درسر تقشیم قدرت بوده باشد ولی نه دراین سطح وبرای هرکدام شان طالب برادرعزیزتر شان حساب میشود ودرد وشیرینی را شیرنتر از دیگ خود میدانند.
خلاصه اینکه ازتمامی اتفاقاتیکه باید درآینده صورت گیرد ؛ این دیگر پنهان نیست که خلیل زاد با تمامی گروهها ازجمله طیف از رهبران مجاهد وبه اصطلاح کلان های شما… صحبت های مفصل داشته اند وبه نتایج دلپزیری هم رسیده اند وهمه اگاه اند اصلا استثنایی وجود ندارد. فقط تنها وتنها مشکل جاه بجایی لشکر معاونین که درصف ایستاده بودند باقی خواهد ماند که ممکن است بعدا درمورد شان تصمیم گرفته خواهد شد …. اینکه بعضی شان خود را به کوچه حسن چپ میزنند که گویا بی خبرند فقط دروغ میگویند وآنهم شاخدار.
آنانیکه قبول کرده اند ویاخودرا اقناع داده اند که درزیرسایه اشغال واوامر به اصطلاح دوستان بین المللی زندگی کنند وبا افتخار هم میگویند « مامردم بیچاره و غریب هستیم ،امریکا زور وپول دارد.. » بنا برای این افراد چه فرق میکند که این حاکم آمریکایی شا ن اسمش احمد باشد یا الکس ، جان ، ریشدار نوع تفکر طالبانی باشد یا نکتایی دار…؟ درهرصورت حاکم این کشور دراصل یک اشغالگر است چه این نماینده اش چون خلیل زاد باشد و چه هم غلامی را به این پست برای اداره شما معرفی کنند.
فقط بایک تفاوت که امریکا اینبار پاکستان را شریک خود در زمینه دانسته و حد اقل دست اش را دربسیاری قضایا باز و بازتر نموده.
آنانیکه فکر میکردند وفکر میکنند که همه کاره بودند وهستند ولی اکنون هم قمار را باخته اند وهم حریف را ازدست داداه اند ، حالا این جام زهر را نوش جان کنید…
” خود کرده را نه درد است ونه درمان ” کشتی که کرده ایید اکنون ثمره اش را بردارید …
ولی تاریخ این سیه روی وسبکسری را که جنایت حساب میشود فراموش نخواهد نمود.
باعرض حرمت / دکتر عطا صفوی /

Advertisements