خلیل وداد

در اخبار روزهای اخیر موضوع برسمیت شناخته شدن سادات بحیث قوم در افغانستان خبر برجسته  رسانه ها بود. به نقل از بی بی سی فارسی. محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان روز گذشته، سه شنبه (۲۱ حوت/اسفند) در دیدار با شماری از بزرگان، متنفذین، علما و جوانان سادات در قصر سلام خانه به آنان وعده داد که فرمانی صادر خواهد کرد تا سادات به عنوان یک قوم در این کشور به رسمیت شناخته شود. این اقدام غنی خان چیزی بیشتر از گمراهی ناسنجیده و سرخوردگی سیاسی پیش از انتخابات حکومت فاسد وی نبوده و گامی است در ادامه بیشتر تفرقه اندازی قومی در افغانستان. البته این اقدام پس از اشتباه بانوی اول مملکت بی بی گل که هفته گذشته در یک برنامه‌ی تلویزیون طلوع گفته بود، سادات یک قوم واحد نیست (که در واقع راست هم گفته بود)، بلکه در میان اقوام دیگر افغانستان حضور دارد و پس از تظاهرات و اعتراضهایی در جاهای گوناگون صورت گرفت.

باید دانسته شود که غنی خان احمدزی «انتروپولوگ» و «مغر متفکر جهانی» در ملت سازی و دولت سازی مانند سلفش حامدخان باوجود حمایت بادارهای بین المللی اش ناکام مطلق بوده و با چنین اقداماتی فقط تفرقه و انشعاب قومی را بیشتر از پیش در کشور ژرفتر میسازد، نه اینکه اتفاق و باهمی را برای نزدیکی بیشتر مردم ایجاد کند.

اگر اشخاصی مانند غنی، حامد و تلقین گران بین المللی شان کمی دانش علمی  میداشتند، واژه ملت را در قانون اساسی درج نمیکردند چون ما هنوز از ملت فاصله داشته و بویژه در ۱۷ سال اخیر تسلط امریکا و ناتو، انشعاب و پارچه پارچه سازی قومی در افغانستان ژرفتر و خطرناکتر هم شده  است.

تاجایی که حافظه یاری میکند، ملت مجموعه‌اي از افراد هستند كه بدلیل اشتراکات عینی  در برخي ویژگیها مانند نژاد، سرزمين، زبان، دین، فرهنگ، تاريخ و مشترکات ذهنی مانند پندارها و همبستگی به هم پيوند خورده و احساس تعلق واحد و هويت مشترك دارند. واژه ملت هم معنی هم سیاسی و هم علمی (اکادمیک) داشته وابسته به درجه هستایش دولت و سطح ارتقای اجتماعی- اقتصادی یک کشور میباشد. بیشترینه دانشمندان و جامعه شناسان مترقی سدههای ۱۹ و بیست ملت را مرحله رشد بالایی و هستایش اقوام پنداشته و آنرا پیدیده مربوط به سطح معین اجتماعی- اقتصادی یک مملکت یعنی مربوط به جامعه سرمایداری و یا سوسیالیستی میدانند درحالیکه افغانستان کشوری فیودالی- با اقتصاد کشاورزی و فقیر بوده و روز بروز هم با سیاستهای غلط غرب و بوسیله دستنشاندگان نفهم و بیدانش اش به قهقرا میرود.

با چنین اقدامهای عوامفربانه، بجای حرکت بسوی ملت سازی، آنها بگونه ارتجاعی کشور را به عقب و در راستای تفرقه بیشتر پیش برده و حقوق اقلیتهای ملی اصیل افغانستان از جمله هندوان و سیکهای کشور را بکلی فراموش میکنند.

آخر غنی خان انتروپولوگ و فیلسوف جامعه شناس (اینکه از کدام ناکجا و چگونه دیپلومهایش را بدست آورده یک پرسش سوا ست!؟) کی به داد برادران و خواهران هندو و سیک ما که یکی از قدیمی ترین باشندگان این سرزمین اند، میرسد.!؟

آخر هندوان و سیکهای افغانستان چیزی بیشتر از برسمیت شناختن آنچه که قرنها و سالها یکجا با اقوام دیگر کشور داشته اند، نمیخواهند. این دولتهای پاکستانی مأب، دستنشانده و متعصب حتی دیده  و توانایی داشتن یک کرسی پارلمان به این اقلیت پرافتخار و زحمتکش را نیز ندارند! و تا آنجایی که من میدانم حس وطندوستی این هندوان و سیکها بیشتر از بیشترینه مسلمانهای متعصب ساکن وطن ماست، که محبت و وابستگی شان به کشورهای همسایه و بیگانه حد وحصر ندارد

در حالیکه این جملات پراگنده را مینویسم، بیاد دهها برادر خوانده و رفیق هندو و سیک ام که با آنها نوجوانی، جوانی، تحصیل و دوران هجرت را مشترکا سپری کرده ام، می افتم. البته به آنهایی که زنده اند و در گوشه کنار دنیا مانند من مهاجر و مسافر اند، خوشی و کامگاری را آرزو مینمایم ولی دو رفیق شفیق از دست رفته ام را هیچگاهی ازیاد نمیبرم   

یکی بلبیر سنگ همصنفی و رفیق مبارز و روشنبین ام در تخنیکم اتومیخانیکی کابل را که قهرمانانه علیه ایادی امین و امینیها رزمیده و توسط اگسا بقتل رسید. و دردآور این است که او در سال دستگیری اش ۱۳۵۸ تازه عروسی کرده بود و هنگام تیرباران شدنش کودکی تازه بدنیا آمده داشت.

و دیگر رفیق و برادرخوانده ام راویل سنگ که در سال گذشته پیش از محفل دیدار با غنی خان احمدزی در جلال آباد با ناموران و بزرگان دیگر سیک و هندو توسط تروریستهای بیگانه کشته شد  

در پایان تاکید مینمایم که هندوان و سیکهای افغانستان باشندگان دیرین و پرافتخار این جغرافیا بنام افغانستان بوده و برعکس یکعده باصطلاح آمدهگی و جابجا شده از بیرون نیستند

بنابراین باید حقوق همه اقوام کشور بصورت مساویانه و بویژه هندوان و سیکهای افغانستان اعاده و تامین شود!

خلیل وداد ۱۷ مارچ ۲۰۱۹

  

Advertisements