یونگه ولت ترجمه رضا نافعی

زبیگنیو بریژینسکی، استراتژیست آمریکایی، استراتژی ایالات متحده امریکا را در مورد گسترش ناتو چنین توصیف کرده است.: استراتژیست های آلمانی قصد داشتند در کنار تقویت گسترش ناتو در شرق اروپا،  نوسانات کشورهای اروپای شرقی را نیز تحکیم بخشند. آن کشورهائی که با تغییر جبهه، یعنی ترک شرقِ کمونیستی و پیوستن به غرب سرمایه داری،  موجب بهبود موقعیت آلمان نیز شده بودند به این معنی که آلمان را از حاشیه اروپا به موقعیت میانی و مطلوب رانده بودند.

اما استراتژیست های امریکائی در پی تحقق طرحی دیگر بودند.زبیگنیو بریژینسکی که زمانی(1981-1977)  مشاور امنیتی پرزیدنت کارتر بود و تا زمانی که زنده بود ( ماه مه 2017) نظرش در عرصه سیاست خارجی امریکا وزن ویژه ای داشت، این طرح را بگونه ای نمونه وار توصیف کرده است.او در کتاب خود بنام » بازی بزرگ شطرنج» می نویسد:

«اگر ایالات متحده امریکا بخواهد قدرت خود را در عرصه جهانی حفظ کند، باید توجه خود را به «اویراسیا» معطوف سازد، به سرزمینی عظیم که لیسابون پایتخت پرتقال واقع در جنوب اروپا را به ولادیوستک در منطقه اقیانوس آرام در آسیا متصل می سازد. آنگاه برژینسکی نظر خود را به این صورت تشریح می کند که اگر اویراسیا را در کلیت خود در نظر بگیریم دارای چنان قدرت بالقوه ایست که می تواند زورش به امریکا بچربد.«سه چهارم از جمعیت کره زمین در این منطقه زندگی می کنند، سه چهارم از منابع شناخته شده انرژی جهان در این منطقه متمرکز است، سه پنجم از تولیدات ناخالص جهانی در این منطقه تولید می گردد».

 استراتژیست امریکائی به این نتیجه می رسد که » اگر همه اینها را با هم در نظر بگیریم قدرت اویراسیا بمراتب بیش از امریکاست.او می نویسد»» اما خوشبختانه این سرزمین بزرگتر از آنست که بتواند یک وحدت سیاسی ایجاد کند».با وجود این واشنگتن باید هشیار باشد، چون:» تمام رقبای بالقوه امریکا چه رقبای سیاسی و چه چالشگران اقتصادی و چه بسا هر دو در آن واحد، همه آنجا مستقر هستند. بنا براین «اویراسیا»  عرصه  نبرد  برای  کسب برتری جهانی است».حال چه باید کرد؟ بریژینسکی معتقد است کاری که امریکا طی سالهای دراز جنگ سرد کرد و روابط نزدیکی که با کشورهای اروپای غربی» همپیمان های طبیعی امریکا» برقرار ساخت، اینک ثمرات خود را به  بار می آورد. » این متحدان سرپل های اساسی ژئو پلیتیک امریکا در قاره اویراسیا هستند».

هر یك از این ستون های ائتلاف اروپای شرقی، کمکی است برای تقویت موقعیت امریکا در «اویراسیا» وستونی است برای پیشگیری از ایجاد وحدت اقتصادی  یا سیاسی میان نیروهای مستقر در سرزمین بی سر و ته اویراسیا علیه امریکا.علاوه بر این، این سرپل ها از این جهت هم مفیدند که مانع  تثبیت  موقعیت روسیه و تبدیل شدن دوباره  آن به یک رقیب قدرتمند می گردند. دو سال بعد، ناتو اولین عضو جدید اروپایی  را به عضویت پذیرفت.بریژینسکی خوب می دانست که با پیشراندن ناتو  بسوی شرق ستون اروپائی ناتو هم تقویت می گردد. ولی از منظر او قدرتمند تر شدن ستون اروپائی مسئله آفرین نبود : طبق برآورد او اتحادیه اروپا در آینده قابل پیش بینی قادر نخواهد بود در عرصه ژئو پلیتیک امریکا را به چالش طلبد.در همان زمان که او این سطور را می نوشت، همکاران استراتژیست او در بن و بروکسل به وارسی دقیق و همه جانبه تقویت سیاست خارجی و سیاست نظامی اتحادیه اروپا مشغول بودند.  هنوز چند سالی از این مقدمه نگذشته بود  که  در  مصاحبه های مطبوعاتی برخی از افراد  ویار دست یافتن به قدرت جهانی نمودار شد. محاسبه برژینسکی در مورد اروپا اشتباه از آب درآمد.
https://www.jungewelt.de/artikel/350791.militärmacht-brückenkopf-in-eurasien.html

 

 

Advertisements