نجیب الله عظیمی

مسولیت اخلاقی امریکا در افغانستان

 

بخش اول:

امروز به خاطری تصمیم به تبصره پیرامون مذاکرات امریکا و طالبان گرفتم، که از چندی به اینطرف نشرات داخلی و خارجی اخبار پیرامون مذاکرات امریکا به رهبری خلیل زاد و طالبان را در دوحه پخش می نمایند، که گویا طالبان وعده سپردند که:

یک: از افغانستان کدام تهدیدی به امریکا متوجه نمی گیرد و افغانستان دیگر به لانه امن تروریست ها مبدل نمی‌شود.

دو: از همان لحاظ امریکا حاضر می گردد، که قوای خود را طی یک پلان که (چند و چون) آن هنوز نه به دولت افغانستان و نه به مردم آن افشا گردیده است، از افغانستان بیرون می کشد.

امریکا و جنگ با طالبان:

فراموش نباید نمود، که جنگ در افغانستان با حمله امریکا علیه گروه طالبان بعد از یازده سپتامبر سال 2001 آغاز گردید، یقینن که این جنگ هزینه های بزرگ مالی را برای امریکا در طی این هژده سال در پی داشته است.

با اشتراک مستقیم عساکر امریکا در جنگ با طالبان، البته که هزینه های فراوان جانی را هم برای جوانان امریکا به همراه داشت و برای مردم آن کشور به بار آورد.

ولی اولتر از همه باید اینرا تاکید نمود، که امریکا نه به خاطری مردم افغانستان، بلکه برای دفاع از امنیت خود و متحدان خود به افغانستان لشکر کشی نموده است.

برای آنکه امریکا در این جنگ خود را در این کشوری نا آشنا به پیروزی برساند، در اولین روز های حضور خویش در شمال افغانستان، از نیرو ها و گروه های پراگنده چریکی ـ جهادی افغانستان در شمال کشور یاری جوست.

امریکا به کمک مستقیم همین نیرو ها و تادیه میلیون ها دالر برای همین گروه ها، توانست که اول این نیرو های پراگنده نظامی را بدور خویش جمع نموده و بعدن همراه با همین جهادی ها، طالبان را از افغانستان اخراج و آن طرف سرحد فرار بدهد.

امریکا با سازش با همین جهادی ها، که قدرت دولتی در افغانستان را تاکنون هم منحیث «غنیمت جنگی» شان می شمارند و غرض ماندن دوامدار شان در اریکه قدرت در آن کشور،حاضر به هر نوع زد و بند نظامی و سیاسی می باشند.

امریکا توانست طی این همه سالها با همین مجاهدین کنار آمده و هژده سال کامل با ایشان کار نماید.

طالبان و پلان احیای امارت اسلامی آنها:

امریکا باید اینرا به خوبی دانسته و درک نماید و پیش از آنکه مرتکب خطا های بیشتر از این کوتاه بینی های خویش گردد، باید چندین بار بالای این نکات خطر آفرین به اندیشند، که: طالبان در اصل و محتوای خویش یک گروه شورشی و خیلی ها هم عقب گرای اسلامی بوده، که تا به امروز در افغانستان منحیث یک گروهء تروریستی عمل نموده است.

از پیشبرد سیاست طالبان در حال مذاکره با امریکا به خوبی برمی آید، که طالبان با پیش شرط گذاری و با پا فشاری بدون کمپرامایس خویش برای خروج عاجل عساکر امریکا از افغانستان، فقط و فقط پلان غصب  قدرت دوباره از طریق زور و سلاح در آینده را در سر پرورانیده و خواهان احیای امارات سابق اسلامی شان به شیوه دو دهه قبل بوده و ساختاری دیگری در افغانستان را نمی پذیرند؟

همه آگاهان به خوبی میدانند، که در عقب این پافشاری طالبان به جز از غصب کامل  قدرت بزور سلاح چیزی دیگری نبوده و وجود ندارد، در حقیقت این پلان اصلی اداره استخبارتی پاکستان بوده و میباشد، زیرا که باری آنرا در افغانستان عملی نموده و نتیجهء هم برای پاکستان داده بود. پس در این مذاکرات مسولیت اخلاقی امریکا در کجای این معادله قرار می گیرد.

یا آنکه امریکا با طفره روی از این مسله حساس و حیاتی برای مردم افغانستان می خواهد سری خود را زیری خاک نموده و نشان بدهند، که طالبان دیگر اصلاح شده و به شیوه سابق نه اندیشیده و به کدام اقدام نظامی توصل نمی جویند؟

و یا آنکه در صورت بروز چنین یک فاجعه ، یعنی غصب مجدد قدرت توسط طالبان را در آینده، امریکا مربوط به انکشاف مسایل داخلی افغانستان ارتباط داده و بدین ترتیب می خواهد، به مردم افغانستان تفهیم نماید، که انکشاف حوادث نظامی و سیاسی آینده در افغانستان به امریکا ارتباط نمی گیرند؟

نمایش قدرت از جانب طالبان در مذاکرات تسلیم طلبانه با امریکا:

ـ طالبان تاکنون کدام اعلامیهء از دوری و یا عدم همکاری شان با سایر گروه های تند رور مذهبی و گروه های خشن اسلامی منطقوی (ضد امریکا و متحدان اروپایی آن) به نشر نه سپرده اند، که باعث آرامش خاطر امریکا و مردم آن گردند.

ـ آیا امریکا از طالبان در گوشهء قران تعُهد میگیرد و یا آنکه روی کدام سند معتبر دیگری مذهبی، که در نزد طالبان اهمیت ایمانی و مذهبی داشته باشد، که آنها پابند حرف های شان باقی به مانند، که در آینده دست به سقوط و براندازی نظام انتخابی مردم افغانستان نمی زنند؟

ـ آیا بالای گروه های آدم کشان حرفوی، چون طالبان این «فوندامنتالیستان آیدیولوژیکی» و این جنگ جویان«عقب گرای مذهبی» که در حقیقت خود را دشمنان قسم خورده صهیونیست های امریکا و اروپا  قلمداد می نمایند، حساب کرد؟

ـ طالبان تا به همین اکنون، که مذاکرات علنی شانرا با امریکا آغاز نموده اند، حتا از روی حسن نیت هم، کدام اقدامی و روش انسان دوستانه شانرا مقابل نیرو های مستقر خارجی در افغانستان مثلن(رهایی دو نفر از اسیران امریکایی در نزد شان) اختیار نه نموده و برای لحظه هم از آتش جنگ تباه کن شان مقابل هردو (هم نیرو های مستقر خارجی و هم نیرو های نظامی و دفاعی مردم شریف افغانستان) نه کاسته اند.

ـ دیگر اینکه طالبان تاکنون حتا کدام اعلامیه را هم به نشر نه سپرده اند، که با پیشرفت روند گفتگو های شان با امریکا و به خاطر ابراز احترام به ملت و مردم شریف افغانستان، اقدام عملی شانرا برای آغاز یک آتش بسی یک جانبه به عمل خواهند آورد؟

ـ طالبان با بی احترامی کامل به دولت و مردم شریف افغانستان، حتا از نشست با نماینده گان دولت افغانستان نیز مغرورانه سر باز زده اند، ولی بعدن در اثری فشار های غیری مستقیم روسها از روی مجبوریت با گروه های سابق جهادی در ماسکو نشستی نمایشی را انجام دادند و به این ترتیب فشار روسیه را از بالای سری خود کاسته و کم نمودند؟

ـ اینگونه مانور و نمایش قدرت از جانب طالبان اتوریتهء آنها را میان سایر گروه های اسلامی یک سر و قد بلند نموده، که طالبان با عقب زنی و بی ارزش شماری دولتی حاکم در افغانستان موفق گردیده اند، که مذاکرات مستقیم شانرا با نماینده گان با صلاحیت دولتی بزرگی، چون امریکا اغاز نموده و به پیش به برند؟

ـ مذاکرات تسلیم طالبانه و چند مرحلویی نماینده گان با صلاحیت امریکا با طالبان باعث غرور و فخر فروشی بیشتری طالبان میان سایر گروه های تند رو اسلامی و مذهبی گردیده و طالبان را در جایگاه بلند تری میان سایر گروه های تند رو مذهبی قرار داده است؟

طالبان اکنون مانند الگو برای سایر گروه های جهاد گر اسلامی درآمده اند، که حتا بعد از هژده سال جنگ مستقیم با امریکا، اکنون آن کشور را مجبور به عقب نشینی و مذاکرهء مستقیم با خودی شان نموده اند؟

ـ این فاکتور ها همه  شهادت از آن میدهند، که طالبان از جنگ شان با امریکا و متحدان اروپایی آنها، نادم و پشیمان نه بوده و امروز حتا سربلند هم میگردند ، که یک ابر قدرت جهانی مانند امریکا را مجبور به مذاکرات رو در رو با خودی شان نموده اند؟

ماهیت اصلی طالبان:

ـ گروه طالبان در ایام زمامداری شان، شریک بلا منازع همه جرم ها و جنایت های گروه تروریستی القاعده بوده، که هیچ کس نمی تواند از آن انکار نماید.

ـ طالبان برای اسامه بن لادن(دشمن درجه یک امریکا) یک شریک بی همتا بوده و بن لادن هم به این گروه، یعنی طالبان بعیت نموده بود.

ـ پسر اسامه بن لادن، که همین اکنون در پاکستان بسر برده و وقتن و فوقتن ویدیو های از سر گیری مبارزات اش را علیه امریکابه نشر سپرده و هشدارهای ویدیویی اش را علیه امریکا انتشارمیدهد، به وضاحت مشاهده میگردد، که از پشتیبانی این گروه تروریستی یعنی طالبان هنوز برخوردار بوده و می باشد.

کدام گرانتی وجود دارد، که با عدم موجودیت قوای جلوگیر کنندهء خارجی در افغانستان، طالبان فردای آن از وعدهء خویش به امریکا بر نه گشته و به جنگ یکه تاز تصاحب قدرت خود، در داخل افغانستان را آغاز نه نمایند؟

از دوام اعمال امروزی طالبان یعنی (بی اعتنایی مطلق) مقابل دولت و مردم شریف افغانستان نیز به وضاحت برمی آید، که طالبان هنوز هم محنیث یک گروه مغرور و ترویستی، نه نادم از اعمال غیری انسانی و بدور از تمدن بشری شان در طی این هژده سال باقی مانده اند.

ـ از قراین که تاکنون دیده شده و مطالعه می گردد چنین بر می آید، که طالبان هنوز هم با گروه‌ های تنگ نظر اسلامی و جهادی منطقوی (درآسیا) پیوند های عمیق ایدیولوژیکی و مذهبی داشته و در همکاری نزدیک با آنها قرار داشته و در بسیاری موارد با چنین گروه های تند رو مذهبی و اسلامی مشترکن عمل می نمایند.

جناب آغای خلیل زاد این نماینده فوق العاده رئیس جمهور«راستگرا و ناسیونال پوپولیست» فعلی امریکا باید بداند که :

پاکستان نیز با دوام کمک هایش به گروه مزدوری، چون طالبان تحت فرمانش اینبار به خودی امریکا و جهان غرب به اثبات رسانید، که سیاست زمینگیر ساز«بریژینسکی» که در دهه شصت علیه «شوروی سابق» پیشکش نموده بود و دولت امریکا آنرا رویدست گرفت، باری دیگر حقانیت خود را(اینبار برای خودی امریکایی ها) به اثبات رسانید، که«جنگ زمینگیر ساز» بزرگترین قدرت های نظامی و حتا ابر قدرت های جهان، چون امریکا را هم می تواند به عقل آورده و سر جایش به نشاند.

طالبان دست نگر دولت پاکستان و هدایت گیرنده از ادارهء استخبارتی پاکستان:

ـ طوریکه امروز برای همه هویدا گردیده است، که طالبان همانگونه که نظر به لزوم دید زمان (در قدمه های اول نظر به ضرورت ادارهء استخباراتی پاکستان و بعدن نظر به نقشه و ضرورت آن زمان عربستان سعودی) و در قدمه های بعدی نظر به (ضرورت همان زمان امریکا) بدنیا آورده شدند؟

بعد از حادثهء یازدهم سپتامبر سال 2001 و یورش نظامی امریکا به افغانستان ایندو کشور تندرو اسلامی (پاکستان و عربستان سعودی) تا ایندم و این زمان با نیرنگ های مختلف و با دیده درایی های تمام عیار، از طالبان حمایت مالی و لوژیستیکی به عمل آورده و خاک پاکستان را منحیث (پایگاه مطمین برای تند روان اسلامی در منطقه و مانند یک شمشیر داموکلوس بالای سری دولت های ضعیف بعد از یازدهم سپتامبر سال 2001 در افغانستان) آویزان نموده و از طالبان مانند « لشکر نیابتی خویش» غرض تامین منافع استراتیژیک پاکستان استفاده نموده و از آنها مانند «گنج بی بها» محافظت به عمل آورده اند

ـ طالبان تاکنون مانند گدی های کوکی در دست و اختیار دولت پاکستان و پنجابیان قرار داشته و علنن آله دست ادارهء استخباراتی آن کشور بوده، که با رهنمای ها و هدایت های علنی و مخفی کارمندان ادارت استخبارتی پاکستان عمل می نمایند؟

در اثری همین پشتیبانی های بی دریغ دولت پاکستان از طالبان بوده، که گروه طالبان را غرور بی پایان بخشیده، که خود را پیروز مند میدان های نبرد در مقابل امریکا در افغانستان احساس نموده و حساب ‌نمایند.

همین ژست مغرورانه طالبان، یعنی خود داری از مذاکر با نماینده گان دولت افغانستان، ناشی از تعقیب سیاست برحالای تحقیر دولت افغانستان توسط هدایت دهنده گان طالبان، یعنی دولت پاکستان و پنجابیان بوده و می باشند.

اگر پشت طالبان در کوه نمی بود و اگر خانواده های طالبان در پاکستان به سر نمی بردند واگر از خانواده های طالبان در کراچی پاکستان به خوبی حفاظت نمی گردید، و اگر طالبان از پناه گاه های مطمین در پاکستان برخوردار نمی بودند، ابدن چنین توانایی و جرئت آنرا نمی داشتند، که با اینگونه بی اعتنایی با دولت و مردم غیور افغانستان برخورد نمایند؟

عظیمی

 

دهم مارچ سال 2019

Advertisements