بردگي و آزادي خراسان در سايه انگليس آمريكا

برادر؛ ما ملتي هستيم «برده» و به اين بردگي عادت كرديم چونكه در چشمان مان عينك زدند تا واقعيت ها را نبينم، در گوش مان پخته زدند حقيقت ها را نشنويم، در دست مان عصا داده اند تا جز در كوچه آنها راه نرويم… اما نمي پذيريم كه پست ترين نوع زندگي را در زير چتر بردگي انتخاب كرديم دسته جمعي زنجير بردگي را در گردن مان بسته اند و بزرگان مان را مانند بازي در سيرك از كابل به بٌن، مسكو، دوحه مي برند و در آنجا از صلح سخن مي گويند در حالي سربازان جوان مان با اسلحه آمريكايي، روسي؛ پول نفت عربي و فتوا ملا پاكستاني قتل عام ميشوند…!

وقتي انگليسي ها از هند وارد سرزمين ما شدند رهبران ما پا به فرار گذاشتند از معركه گريختند اما جوانان شجاع كابل قيام كردند سربازان انگليسي را اسير مجازات و آنهاي كه تسليم نشدند را كُشتند و با فرمانده انگليسي مانند “يك ملت آزاده” قرار داد صلح بستند! ولي إندكي بعد از برگشت حاكم فراري دوباره توطئه ها توسط انگليس شروع شد آهسته آهسته بسوي بردگي پيش رفتيم بدون اينكه ما بدانيم و بپذيريم ….

امروزه هم “ما ملت” اسير استعمار جديد هستيم و سيستماتيك قتل عام ميشويم، زمين هاي جنوب پٌر از كشت مواد شده است شهر ها پر از جوانان معتاد، در روستا ها سربازان به جرم دفاع گردن زده ميشوند، معادن غارت ميشود، اختلافات قومي تشديد شده است، رهبران ما توسط اشغالگران انتصاب ميشود و… تمام اين وضعيت ياد آور داستان استعمار انگليس بر هند است كه برخي آن را حتي گاندي در نخست مي ستود!و چه عجيب در اين جهنم ساخته شده رهبران ما هم سخن از آزادي مي رانند!

برادر، گاهي “آزادي در لباس بردگي” پنهان ميشود و تو آن را در چند تا ساختمان ساخته شده، رقص زنان و دختران يا مقدار پيسه اي كه در دستان تو مي گذارند مي بينيد آنگاه در سايه آن خاموش مي خوابيد و نميدانيد اين سكوت بزرگترين خيانت تو است كه در كنار جنايت آنها لميده اي…

گل امیری

 

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پیامی به طالبان افغانستان

پیامی به طالبان افغانستان نه به طالبان خود فروخته پاکستان


این نوشته عنوانی طالبانی نوشته شده است که به فکر زندگی غیر نظامی بوده، می خواهند زندگی جدیدی را با خانواده آغاز نمایند.

بدون شک طالبان هم گاهی به این فکر افتاده اند که چرا و تا کی به کشتار هموطنان خود ادامه بدهند، برای چه زندگی خود برای همیشه برباد دهند و زندگی مخفی و درحالت ترس که روزی زن شان بیوه و فرزندان شان بی پدر شوند، زندگی پرخطری داشته و خود را به کشتن بدهند؟ بالاخره طالبان و فامیل شان می خواهند روزی بدون ترس در جای امنی زندگی کنند و همیشه در فرار نباشند.

خطاب به طالبان افغانستان: بالاخره شما هم می خواهد روزی دختران و پسران تان ازدواج کنند، ایام عید را در کنارخانواده با صمیمیت و بدون تفنگ سپری نماید و زندگی تان در خدمت اهداف بیگانگان نباشد. آیا واقعا هنوز فکر می کنید، دوری از فرزندان و دست محبت بر صورت شان کشیدن و برای کشتن مردم مظلوم و طنداران خود و تخریب مکاتب و سر بریدن معلمان و مسموم کردن دختران و پسران که هنوز شیرنی نوجوانی را ندیده اند برای اسلام آدم می کشید؟

هرگز چنین نیست نه برای اینکه این بنده عاجز چنین می گویم. شما هم بالاخره (به اصطلاح جهاد می کنید. باید میسر جهادتان را بررسی نموده اطراف آنرا بسنجید و ببینید که سران تان چگونه در اسلام آید و یا اروپا زندگی می کنند. فامیل شان راحت زندگی نموده، فرزندان شان از تحصیلات عالی برخوردار اند و شما از اصل حقیقت دور مانده اید. فقط به فکر پاک کردن تفنگ تان و کشتن مردم تان می باشد. آیا می دانید که کشتن مردم، کودکان و زنان بیگناه خدا را ناراحت و ازرده می سازد؟ مگر نمی دانید وظیفه اول شما حفاظت از فامیل و محبت به فرزندان تان می باشد که باید در یک محیط سالم و دور از خطر جانی زندگی کنند و درس بخوانند و هر روز صورت فرزندان تان را ببوسید و به آنها محبت نمایید. آیا چنین کاری برای پدران و مادران لذت بخش نیست؟

بیاید برای لحظه ای به فکر زن و فرزندان تان باشید و خود را از این حلقه مرگ نجات داده راه زندگی و خوشی را پیش گرفته و به زندگی عادی دور از جنگ و خون رو بیاورید و به مناطق خود برگردید و صورت دوستان و اقوام تان را ببوسید. بدون شک خداوند به شما پاداش خواهد داد. هنوز دیر نشده است. درچنین حالی که ملا اختر محمد منصور کشته شده و زمینه صلح در افغانستان فراهم گردیده دست از جنگ بردارید. تا بالاخره روزی کشور و یا شهرهای زیبا و دوستان و اقوام تان را ببینید و خوار و زار از دنیا نروید. در آن وقت پشیمانی سودی نخواهد داشت. همین حالا که پروسه صلح و آشتی در حال اجرا می باشد، به آغوش مادر، وطن روی آورید.

منجم زاده

Advertisements