آپارتاید آکادمیک، به مثابه یک لکه سیاه و ننگین، برگ برگ تاریخ حکومتداری ظالمانه اشرف غنی آغشته خواهد کرد تا آیندگان با نفرت و ننگ از آنها یاد کنند

نتایج آزمون کانکور آکادمی نظامی با اعمال طرح سهمیه‌بندی، از سوی وزارت دفاع ‌ملی اعلام شد. نتایج اعلام‌شده نشان می‌دهد که عصمت‌الله علی‌زاده با گرفتن 312 نمره ناکام شده، در حالی که شهروند دیگری به نام عیسی‌خان از قومیت پشتون با گرفتن 145 نمره، موفق به راه‌یابی در آکادمی ملی ‌نظامی کشور شده ‌است.

عصمت‌الله علی‌زاده که اهل ولایت ارزگان است، می‌گوید که قریه آنان در معرض رفت‌وآمد همیشگی طالبان قرار داشته و از این‌رو هیچ مکتبی در قریه آنان وجود ندارد.

به گفته‌ علیزاده، پدرش برای مردم دهقانی می‌کند و او در یک خانواده فقیر بزرگ شده‌است؛ با این وجود، در درس هایش موفق بوده است. او می گوید: “من از صنف ششم الی دوازدهم اول نمره عمومی مکتب بودم”.

علیزاده ناکامی خود در آکادمی ملی نظامی را تبعیض‌آمیز خوانده، می‌گوید زمانی که او نتیجه‌ آزمون را در گوشی رفیق خود دیده‌، باورش نشده‌ که با این نمره ناکام مانده‌است.

این نخستین بار نیست که دولت در چارچوب یک رویکرد شرم آور، تلاش می کند تا با سهمیه بندی کردن کانکور، روند قومی سازی بنیادهای تحصیلات عالی کشور را تسریع بخشد و برای آن پشتوانه های قدرتمند قانونی، تعریف کند. این در حالی است که رعایت قانون تا زمانی الزامی و اخلاقی است که «عادلانه» باشد، برای عموم افراد، اقشار و قومیت ها تدوین و تنظیم شده باشد و به ایجاد یک نظم اخلاقی و انسانی کمک کند. قوانینی که اساس آن بر بنیاد تبعیض و بی عدالتی و ستم و سرکوب و بیداد و استبداد بنا شده باشد، نه تنها هیچ الزامی برای رعایت آن وجود ندارد؛ بلکه مردم مکلف اند در برابر آن، ایستادگی کنند و اجازه ندهند که بی عدالتی و تبعیض و ستم و قوم گرایی، صبغه قانونی و شبه مشروع بگیرد و همگانی شود.

سهمیه بندی کانکور، ایده ای منحط برای لگام زدن به استعدادها، خلاقیت ها و توانمندی های خدادادی و دستاوردهای شخصی افرادی است که تنها به دلیل انتساب به یک قوم یا مذهب خاص، نباید از عدالت، بهره ای داشته باشند و بدتر از آن اینکه سهم و حق خود را به نام قانون، در اختیار افراد نالایق و فاقد شایستگی و استعداد و قابلیت و دانش لازم از قومی دیگر بدهند.

در این تردیدی نیست که از نظر انسانی، هیچ توفیر و تفاوتی میان عصمت الله و عیسی خان وجود ندارد؛ افزون بر این آنها هردو شهروند افغانستان هستند؛ اما اینکه عصمت الله توانسته با اتکا به توان و تلاش شخصی اش، برتر از عیسی خان قرار بگیرد و نمره بیشتری کسب کند، چرا باید یک تمهید تبعیض آمیز قانونی، جلو او را بگیرد و اجازه ندهد تا در آزمون مورد نظر، پیروز شود؛ اما عیسی خان که نه درس خوانده، نه استعداد داشته و نه نمره کافی، کسب کرده، به ناحق و به صورت ظالمانه، جایگاه او را اشغال کند؟

در این میان البته نه بر عصمت الله و نه بر عیسی خان، صرف به این جهت که یکی هزاره است و دیگری پشتون، حرجی نیست؛ بدنامی و سیاهی این رویداد برای کسانی است که در کرسی های بلند حکومتی، تکیه داده اند و قانون را به جای آنکه در خدمت عدالت و اخلاق و انسانیت و پیشرفت و توسعه ملی و نفی تبعیض و تعصب قرار دهند، به استخدام بی عدالتی و ستم و سرکوب و بیداد و استبداد و قوم گرایی منحط و مبتذل و ارتجاعی درآورده اند، و از آن به عنوان ابزاری برای کشتن استعدادها، تاراج امیدها و حراج آمال و آرزوهای پاک و شریف و انسانی فرزندان سختکوش و مستعد و پرتلاش این وطن، استفاده می کنند.

«قانونپوه ‌ها»، «پروفسورها» و «حقوقدان ‌ها»ی درباری که دل و دین و دنیا و دانش شان را سراسر در خدمت سلطان صاحب‌قران و قوم برتر او قرار داده اند باید در قبال این ستم وقیح و آشکار در حق عصمت الله و تاریخی که در زمینه این تبعیض و تعصب، متولد می شود، جان می گیرد و به سراسر ابعاد زندگی انسان افغانستانی، جریان می یابد، پاسخ بگویند.

آنها ممکن است توانسته باشند با استناد به یک قانون ظالمانه، تبعیض آمیز و مبتنی بر تعصب زشت قومی، عیسی خان را به جای عصمت الله برکشیده و مانع از تحقق رویای عصمت الله شده باشند؛ اما هرگز نمی توانند در برابر داوری بی ملاحظه خدا و تاریخ و جامعه و نسل های آینده، کاری انجام دهند و این آپارتاید آکادمیک، به مثابه یک لکه سیاه و ننگین، برگ برگ تاریخ حکومت داری ظالمانه آنها را آغشته خواهد کرد تا آیندگان با نفرت و ننگ از آنها یاد کنند.

نرگس اعتماد  .

Advertisements