مردم فرانسه

“مکرون” را نمیخواهند

مکرون “مادورو” را

اومانیته- ترجمه جعفرپویا

به دعوت اتحادیه کارگران فرانسه «ث.ژ.ت» چندین اتحادیه و سازمان سیاسی فرانسه در روز سه شنبه این هفته در سراسر فرانسه برای افزایش حقوق و دستمزدها، اصلاح نظام مالیاتی و توسعه خدمات اجتماعی تظاهرات عمومی برگزار شد که گفته می شود 300 هزار نفر در آن شرکت کردند. بسیاری از تظاهر کنندگان جلیقه زرد به تن داشتند و درکنار کارگران به خیابانها آمدند.
هدف از این دعوت به تظاهرات پاسخ به امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه بود که نمی خواهد از برنامه های خود عقب نشینی کند.
افزایش حقوق و تعیین حداقل حقوق ها تا سقف 1800 یورو، افزایش حقوق بازنشستگان، اصلاح نظام مالیاتی و تنظیم مالیات بر روی درآمدهای بالا و کنترل کمکهای دولتی به شرکتهای بزرگ و گسترش خدمات عمومی و توزیع ثروت کشور بصورت عادلانه در سراسر فرانسه از جمله خواست های تظاهر کنندگان بود. خواست هائی که جلیقه زردهای فرانسه نیز مانند کارگران این کشور خواهان آن هستند. جنبشی که از نوامبر گذشته در سراسر فرانسه جریان دارد و دولت این کشور حاضر به قبول آنها نیست. اکنون در بیش از 30منطقه بسیج اعتراض به سیاست امانوئل مکرون تشکیل شده تا جنبش جلیقه زردها را رهبری کند.
دبیر کل اتحادیه کارگران فرانسه بنام «فیلیپ ماتینز» در مصاحبه با کانال « ار. ت. ال » فرانسه گفت:
«دولت باید به حقوق معترضان احترام بگذارد. «قانون علیه ستیزه جو» که دولت برای مقابله با جنبش اعتراضی به آن متوسل شده علیه آزادی ها و علیه بیان عقاید است و انجمن ها و اتحادیه های کارگران آن را محکوم می کنند».
رهبر جبهه چپ فرانسه «ژان لوک میلانشون» نیز «قانون علیه ستیزجو» را که دولت با هدف مقابله با جنبش اعتراضی به مجلس ارائه داده محکوم کرد و گفت: «مکرون ادعا می کند که بین 50 تا 60 هزار ستیزه جو در حرکت جلیقه زردها پنهان هستند و به موسسات و نهادهای دولتی حمله می برند. او ادعا میکند که روسیه این بازیگران را در جنبش زرد آموزش میدهد و آنها را تشویق می کند. اما در حقیقت این مکرون است که با اجرا سیاست ریاضت اقتصادی جامعه را به شورش کشانده است نه روسیه». رهبر حزب کمونیست فرانسه «فابین روسل» نیز نامه ای خطاب به رئیس جمهور منتشر کرد که در آن بر خواست های جلیقه زردها تاکید داشت. طی دوران ادامه دار جنبش جلیقه زردها 7 هزار نفر دستگیر شده اند و در تهاجم های پلیس 1900 تن مجروح شده اند و بیش از هزار دستگیر شده محکوم به زندان شده اند. (خنده دار است که رئیس جمهوری در این موقعیت و زیر فشار یک جنبش اعتراضی سراسری، برای رئیس جمهور ونزوئلا دستور برکناری میدهد! مترجم)

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چرا امریکا

و اروپا از انتخابات

مجلس در ونزوئلا

می گریزند؟

اومانیته – آذرنگ

پانزده کشور عضو اتحادیه اروپا از جمله فرانسه خوان گایدو را به عنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلا به رسمیت شناختند. این کشورها انگیزه و تمایلات خود را برای بی ثباتی کشور ونزوئلا با حمایت از دونالد ترامپ وراستگرایان افراطی امریکای لاتین اعلام کردند. ماشین کودتا با شتاب در حرکت است. توطئه کودتایی به رهبری دونالد ترامپ برنامه ریزی شده و توسط مخالفان دولت مشروع نیکلاس مادورو با بهره گیری از مانورها و نابودی نهادها در ونزوئلا مشترکا پیش می رود. دولتهای اروپائی نیز مانند پدرخوانده خود امریکا حکومت مادورو را نامشروع اعلام کردند. «ژان ایو او دیریان» وزیر امور خارجه فرانسه برای تحمیل یک انتخابات مهندسی شده اعلام کرد که فرانسه بر این عقیده است که خوان گایدو «مشروعیت برای برگزاری انتخابات» در ونزوئلا را دارد. (فرانسه خود بیش از یکماه است با تظاهرات وسیع خیابانی جلیقه زردها روبروست و مردم فرانسه می خواهند رئیس جمهور کنار رفته و انتخابات دیگری برگزار شود. حالا این رئیس جمهور که مردم کشورش او را نمی خواهند خواهان برکناری مادورو شده است! مترجم)

بطور خلاصه نیکلاس مادورو که در انتخابات ریاست جمهوری ماه مه پیروز شد حاضر نیست به ساز امریکا و کشورهای اروپائی برقصد و باید توسط شخصی جایگزین شود که مردم ونزوئلا آن را انتخاب نکرده اند. هیچ کشوری چنین دستوری را نمی پذیرد. تاریخ با توالی هایی روبرواست که واقعیت را پنهان میکند. تمایل برای سرکوب کشورهایی که از نظم امپریالیسم پیروی نمی کنند. کودتا علیه سالوادور آلنده در شیلی در سال 1973 یک نمونه است. اکنون فقط شیوه ها تغییر کرده است و درباره انتخابات و نهاد ها حرف میزنند و کودتای پارلمانی را جایگزین کرده ا ند. جهت گیری های سیاسی اقتصادی که در خدمت مردم تعیین میشود با منافع سرمایه داری در تضاد است. در سال 2002 رئیس جمهور هوگو چاوز با کودتا روبرو شد. او در مقابل کودتا پیروز شد. این بار شرایط نامناسب اقتصادی حاصل از تحریم های امریکا و اروپا نارضایتی مردم را تشدید کرده است. نقش ومسئولیت بورژوازی کمپرادور ونزوئلا را در زمینه های واردات و صادرت نیازهای اولیه و اساسی جامعه و همچنین صادرات نفت را نباید نادیده گرفت وهمچنین دستکاری در بازار نفت توسط دولت ها و دلالان بین المللی با فشار بر کشورهای تولید کننده برای نابودی اقتصاد ونزوئلارا نباید فراموش کرد. مسلما دولت ونزوئلا در گذشته در برخی از تصمیمات خود غفلت و کوتاهی کرد.

اما چرا پارلمان درخواست مادورو را برای انتخابات سریع و جدید مجلس رد میکند. مشخص است که مسئله مخالفان فقط برکناری رئیس جمهور است با این وعده فریبکارانه که پس از این برکناری تمام مشکلات ونزوئلا حل خواهد شد. کشورهای راس اتحادیه اروپا فرانسه و المان با سیاست واشنگتن هماهنگ هستند، همچنانکه در برزیل در کنار راست افراطی “بلسنارو” قرار گرفتند. حال می خواهند مادورو را حذف کنند و نقطه پایان بر انقلاب بولیواری بگذارند. رژیمی که از منافع فقیرترین اقشار جامعه – کارگران و دهقانان- حمایت میکند. روسیه، بولیوی، کوبا و مکزیک معتقدند که آنچه در ونزوئلا در حال اجراست چیزی جز یک کودتا نیست. «چرا اتحادیه اروپا به یک کشوری در جهان که انتخابات ریاست جمهوری در آن برگزار شده است میگوید باید انتخابات مجدد ریاست جمهوری را برگزار کند؟». و چرا با خواست مادورو برای برگزاری یک انتخابات پارلمانی مخالفت می کند؟ ( دلیل آن واضح است. در انتخابات ریاست جمهوری امیدوارند بتوانند مادورو را به زیر بکشند و گایدو را جانشین او کنند اما در انتخابات پارلمانی نمیتوانند رای میلیونها مردم زحمتکش ونزوئلا را دستکاری کنند و یا بخرند. مترجم)

.https://www.humanite.fr/venezuela-emmanuel-macron-soutient-le-coup

-detat-de-donald-trump-667399

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جمهوری لیتوانی

اینگونه چرخ

 درشکه ناتو شد!

فرهنگ استراتژیک

ترجمه – الناز گرجی

در لیتوانی درباره کشتار شهروندان غیر نظامی در سال 1991 «توسط ارتش شوروی» بازهم دروغ می گویند. در این کشور روز به اصطلاح مدافعین آزادی برگزار می‌کنند و قربانیان حوادث 13 ژانویه سال 1991 در تلویزیون مرکزی ویلینوس را به یاد می‌ آورند. در این روز ناسیونالیست های لیتوانی باعث ایجاد درگیری میان طرفداران استقلال لیتوانی با واحدهای ارتش شوروی شدند. 14 نفر از جمله یکی از افسران ویژه واحد «آلفا» کشته شدند. رهبر کنونی لیتوانی رویدادهای ژانویه سال 1991 را بعنوان یک جنایت جنگی دولت شوروی علیه مردم لیتوانی تبلیغ می کند. ادعا می شود که مردم غیرمسلح گویا توسط تانکها له و به ضرب گلوله کشته شدند. دادستان لیتوانی پرونده جنایی تشکیل داده و پیگرد سربازان سابق شوروی را که 27 سال پیش در مرکز تلویزیون ویلینوس حضور داشتند آغاز کرده است. با این حال اتهامات بقدری آشکار و دم خروس آن پیدا بود که حتی مقامات غربی نیز از فرستادن بازداشت شدگان لیتوانی به درخواست ویلنوس امتناع کردند. در سالهای 2011 و 2014 در اتریش و ایتالیا به درخواست لیتوانی شهروندان روسی بنام میخائیل گلوتوف و ولادیمیر کوتلیارف بازداشت شدند. هر دو آنها آزاد شدند، زیرا «دلایل» ارائه شده توسط لیتوانی علیه آنها به فانتزی شبیه بودند.

در جریان بررسی این رویدادها شهادت و اظهارات برخی شاهدان با روایت رسمی مغایرت داشتند. برای نمونه طبق روایت رسمی افرادی که توسط تانکهای واحدهای نظامی شوروی له و زخمی شده بودند، به بیمارستان تحویل داده شدند. وضع و محل سوراخ گلوله ها در برخی اجساد با مسیری که سربازان شوروی بتوانند شلیک کنند همخوانی نداشت. در سال 2011 در بیانیه جمعی گروه جانبازان «آلفا» اعلام شد که همکاران واحدهای ویژه هنگام حمله به ساختمان مرکز تلویزیون ویلنوس از هیچ نوع فشنگ جنگی استفاده نکردند و نمی توانستند مقصر مرگ تظاهر کنندگان باشند. دادستان لیتوانی این اظهارات را نادیده می گیرد، زیرا که تحقیقات درمورد رویدادهای ژانویه سفارش سیاسی است. از این رو هیچ تحقیقی درمورد ستیزه جویان ناسیونالیست از سازمان «سایودیس» که خواهان گزینه جدایی بزور از اتحاد جماهیر شوروی بود، انجام نشد. در ژانویه سال 1991 ستیزه جویان ملی در مرکز تلویزیون به همراه سلاح حضور داشتند. رئیس پیشین کمیته امنیت ملی مجلس لیتوانی “و. پیاتکیوویچوس” اعلام کرد که آنها به تظاهرکنندگان تیراندازی کردند و تظاهرکنندگان توسط نیروهای جنبش «سایودیس» (جنبش ضد کمونیستی. مترجم) کشته شدند. در روز یادبود حامیان آزادی اعضای دولت لیتوانی با خویشاوندان کسانی که کشته شدند و با زخمی های مرکز تلویزیون ویلنوس دیدار می کنند و چنین وانمود می کنند که انگار این مسئله به «سایودیس» مربوط نبوده است. نتیجه جداسازی لیتوانی از اتحاد شوروی منجر به چرخش ژئوپولیتک ویلنوس به سمت غرب، رشد احساسات نئونازیستی در جامعه لیتوانی، مشارکت مستقیم سربازان لیتوانی در جنگهای نئو کلونیالیسم درکنار آمریکا و ناتو (عراق و افغانستان) یا حمایتهای سیاسی از چنین جنگهایی (یوگسلاوی، لیبی، سوریه) شد

Advertisements