ارتش و مردم

علیه کودتا

در ونزوئلا

راشا تودی- ترجمه آزاده اسفندیاری

خبرگزاری بی بی سی در ساعات اولیه شروع کودتا علیه نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا ادعا کرد که مردم این کشور برای بیرون راندن مادورو، به خیابان ها و میادین شهرها سرازیر شده اند.

چند سال پیش، با شروع عملیات تروریستی در سوریه، بی بی سی اعلام کرد، بشار اسد با هواپیمای خصوصی خود از دمشق به طرف ونزوئلا فرار کرد. در حال حاضر نیز اگر بی بی سی اعلام کند  نیکولاس مادورو، در حال فرار از کشور خود به طرف دمشق می باشد نباید تعجب کرد.

اگر در گذشته خبرنگاران بی بی سی، وقایع اتفاق افتاده را منتشر و شرح می دادند، در حال حاضر از آنچه مطابق دلخواه اما به وقوع نپیوسته است سخن می گویند.

 روز چهارشنبه 23 ژانویه در کاراکاس، دو تیم قدرتمند بیس بال، محبوب ترین رشته ورزشی در ونزوئلا، برای مسابقه آماده می شدند. جمعیت زیادی برای تماشای این مسابقه در حال تردد بودند. شب هنگام با اعلام خبر کودتا علیه رئیس جمهور قانونی این کشور توسط رئیس پارلمان، این خبر به سراسر جهان مخابره شد. خبر گزاری های غربی خصوصا بی بی سی تماشاچیان در حال حرکت در خیابان ها را جهت تماشای مسابقه دو تیم به حساب حرکت مخالفین رئیس جمهور و طرفداری از رئیس پارلمان گذاشتند. حال اگر مسابقه ای در کاراکاس انجام نمی گرفت معلوم نبود خبرگزاری های غربی چه چیزی را جایگزین این دروغ بزرگ خود می کردند.

بحران زمانی آغاز شد که نیکولاس مادورو، رئیس جمهور روز 10 ژانویه طی انتخابات در کشور، مجددا به ریاست جمهوری انتخاب و شروع به کار کرد. انتخاب دوباره مادورو متناسب با خواست دولت آمریکا نبود، زیرا خوان دو گایدو رئیس پارلمان و رقیب انتخاباتی مادورو، فرد مورد اعتمادی  که قرار بود در راستای علائق سیاسی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا در این کشور سر شار از نفت سر کار بیاید، در انتخابات حائز اکثریت آرا نشد.

خوان دوگایدو، رئیس 32 ساله پارلمان رای اکثریت مردم را در انتخاب مادورو، نپذیرفت و اعلام کودتا کرد. بلا فاصله مادورو از مردم خواست تا به خیابان ها آمده و از رای خود دفاع کنند. با وجود حساب ویژه دولت آمریکا روی ارتش ونزوئلا در مقابله با مادورو، ستاد ارتش این کشور با اعلام پشتیبانی از دولت قانونی، وارد میدان شد و با کودتا گران به مقابله برخاست. دادگاه قانون اساسی ونزوئلا نیز طی حکمی اعلام کرد که رئیس پارلمان این کشور از لحاظ قانونی، فاقد حقوق در به دست گرفتن قدرت می باشد. دادگاه از دادستانی کشور خواست تا شورشیان و عوامل کودتا را در اسرع وقت دستگیر کرده و به دادگاه تحویل دهند.

ترامپ و متحدین دولت آمریکا نیز فورا از کودتا گران حمایت کرده و قول هر گونه یاری به دوگایدو را اعلام کردند. در همین حال دولت های روسیه، چین، ایران، ترکیه، کوبا، نیکاراگوئه، مکزیک و … از دولت قانونی نیکولاس مادورو، حمایت کردند. همچنین روسیه و چین علیه دخالت نظامی ایالات متحده آمریکا در ونزوئلا هشدار دادند.

در هر کشوری که “انقلاب های مخملی” روی داده است، سفارت خانه های ایالات متحده آمریکا صحنه گردان حوادث بوده اند. به همین مناسبت نیکولاس مادورو با در دست گرفتن کنترل اوضاع از کلیه کارکنان سفارت  آمریکا خواست تا ظرف 72 ساعت ونزوئلا را ترک کنند.

این روزها بحث برکناری ترامپ توسط دمکرات ها که اکثریت کنگره آمریکا را در اختیار دارند جریان دارد اما به خاطر شکست طرح ترامپ در ونزوئلا زمینه ای برای عزل ترامپ فراهم نخواهد شد. سیستم حکومتی در ایالات متحده چه در چهره دمکرات ها و چه در هیبت جمهوری خواهان، همواره در ارتباط با جنگ افروزی و مداخله در امور دیگر کشورها متحدا عمل کرده اند. خواه در افغانستان، سوریه و خواه در ونزوئلا باشد.

درگیری میان رئیس جمهور و پارلمان در جهان می تواند ما را به سال 1993 در روسیه برگرداند. زمانی که بوریس یلتسین بی کفایت، رئیس جمهور وقت روسیه تصمیم به انحلال پارلمان گرفت و نمایندگان با استناد به قانون اساسی آن زمان به مخالفت برخاستند اما یلتسین در آن ایام سیاه، با پشتیبانی ایالات متحده آمریکا مجلس قانون گذاری را به توپ و تانک بست. حال مهم نیست چه کسی رئیس جمهور یا رئیس مجلس باشد مهم برآورده شدن تمایلات آمریکا است چه در روسیه آن زمان و چه، این روزها در ونزوئلا.

وضعیت نابسامان اقتصاد ونزوئلا بر میگردد سرکردگی مخالفین ثروتمند داخلی وابسته به شرکت های خارجی است که در راس مخالفین دولت قرار دارند. در ونزوئلا مانند روسیه زمان گورباچف افراد زیادی مانند چوبایس و گایدر (طراحان نئوگلوبالیسم در روسیه.م) هستند که با حمایت خارجی از ورود کالاهای اساسی به کشور جلوگیری می کنند و باعث بحران های جدی می شوند. در چنین وضعیتی تحریم های آمریکا علیه این کشور نیز مزید بر علت می گردد.

در حال حاضر خطر واقعی برای ونزوئلا دخالت نظامی ایالات متحده آمریکا است. آیا روسیه در صورت حمله نظامی به این کشور می تواند از دولت قانونی این کشور دفاع کند؟ هر چند تا به حال چنین تقاضایی از طرف دولت ونزوئلا ارائه نشده است. کوبا حمایت همه جانبه خود را از دولت این کشور اعلام کرده است. روسیه نیز در صورت لزوم، قطعا قادر به کمک به این کشور خواهد بود. روسیه و ونزوئلا روابط اقتصای، سیاسی و نظامی دارند. طی ماه های اخیر دو هواپیمای نظامی دور پرواز استراتژیک روسیه وارد خاک این کشور شدند که معنی آن حمایت نظامی روسیه از دولت قانونی ونزوئلا است. روسیه با هر نوع دخالت نظامی در دیگر کشورها خصوصا با کودتاهای سازمان یافته توسط سفارت خانه های آمریکا، یا ایجاد شرایط برای نمایش “میدان ها” مخالف بوده است و خواهد بود.

https://russian.rt.com/opinion/595874-shamir-venesuela-krizis

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

نقش آلمان
در کودتا علیه
رئیس جمهور
منتخب ونزوئلا
ترجمه و تدوین – الناز گرجی

کودتای ونزوئلا، تنها کار ایالات متحده آمریکا نبود. تغییر رژیم در این کشور را جمعی از کشورهای غربی سالهاست تدارک دیده اند. سالها مخالفان رئیس جمهور ونزوئلا را آلمان حمایت مالی کرده است.
برخی اسناد حمایت بنیاد آلمانی “کنراد آدنائر” از کودتای نافرجام سال 2002 به رهبری “آنریک کاپریلس راونسکی” علیه رئیس جمهور وقت و رهبر انقلاب ونزوئلا “هوگو چاوز” به رهبری “انریک کاپریلس رادونسکی” بعدها بصورت کمرنگ منتشر شد. بموجب این اسناد سالانه از جیب مالیات دهندگان آلمان 500 هزار یورور بعنوان «خدمات مشاوره ای طولانی مدت» و «دیالوگ سیاسی» خرج مخالفان دولت چاوز شد.
پس از درگذشت هوگو چاورز در سال 2013 نیکولاس مادورو رهبری کشور را بدست گرفت. او سیاست«گفتگو» را مطرح کرد اما در سالهای 2015 – 2016 مخالفان ونزوئلا بجای گفتگو با دولت، بارها برای گفتگو راهی برلین پایتخت آلمان شدند و با سیاستمداران آلمانی ملاقات و گفتگو کردند. دولت آلمان نیز گفتگو با مخالفان دولت ونزوئلا را به گفتگو با دولت آن کشور ترجیج داد.
حتی در سال 2017 رئیس پیشین مجلس ونزوئلا بنام “جولیو بورخس” که مخالف رئیس جمهور مادورو بود برای گفتگوی شخصی با صدر اعظم آلمان “آنگلا مرکل” به این کشور دعوت شد.
بورخس در کشور خود به سازماندهی ترور نافرجام مادورو در پنجم آگوست سال 2018 متهم شد و از کشور گریخته و به کشور کلمبیا رفت و همچنان در آن کشور که حالت مستعمره امریکا را دارد سرگرم توطئه علیه دولت قانونی ونزوئلاست.
در ماه مه سال 2018 مادورو در یک انتخابات، بار دیگر بعنوان رئیس جمهور انتخاب شد و تقریبا 68 درصد آرا را بدست آورد. دونالد ترامپ شتابزده تصمیم به کودتا در ونزوئلا گرفت. در ماه سپتامبر واشنگتن مذاکرات مخفیانه ای را با برخی نظامیان که نامشان فاش نشده آغاز کرد. در آن تماس ها به آنها پیشنهاد شد که به سازماندهندگان کودتا بپیوندد و سرنگونی رئیس جمهور قانونی را قبول کنند. نماینده فراکسیون سیاسی مجلس آلمان از اتحادیه دمکرات مسیحی آلمان “یورگن هارت” است.
رویدادهایی که به آنها اشاره شد کافی است تا دانسته شود چرا دولت آلمان کاملا همآهنگ با امریکا از کودتای “”خوالو گوایدو” حمایت کرد و او را تنها نماینده قانونی مردم ونزوئلا معرفی کرد و بلافاصله “نوربرت رؤتگن” رئیس کمیته امورخارجه مجلس آلمان خواستار «حمایت بین المللی از کودتاگران» شد و دولت آلمان را نیز دعوت به این حمایت کرد

++++++++++++++++++++++++++++++++++++


رقابت
سه قدرت جهانی
در آسیای میانه

آلکسی پاخولین
بنیاد فرهنگ استراتژیک
ترجمه – کیوان خسروی

آمریکا می خواهد روسیه و چین را از منطقه آسیای میانه جدا کند. در آغاز ماه ژانویه منابع اینترنتی «کاروانسرای» مطالب جالب « 2018: سال رویدادهای سرنوشت ساز در آسیای مرکزی» را منتشر کرد که در آن رتبه بندی خود از رویدادهای اصلی سال گذشته در منطقه را ارائه کرد. پیش از هرچیز جالب اینجا است که انتشار«کاروانسرای» بلحاظ مالی توسط مرکز فرماندهی مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا تامین می شود و در ازبکستان متمرکز است. «کاروانسرای» به زبانهای روسی، ازبکی و انگلیسی منتشر می‌شود. این مقاله درمورد نتایج سال 2018 با تایید نقش فزاینده ازبکستان در سیاست منطقه ای آغاز می شود. سیاست رئیس جمهور “شوکت میرضیایف” در زمینه بهبود روابط با کشورهای همسایه آسیای مرکزی (میانه) توسط «کارونسرای» بعنوان دستیابی این منطقه به «موضوع جدید» تعبیر می شود. منظور از این مسئله «جدائی» کشورهای آسیای مرکزی از روسیه و چین است که با نقش برجسته ازبکستان و در سایه همکاری با واشنگتن در حال اجراست.
به عنوان مدرک به برخی جلسات، مشاوره ها و رایزنی‌هایی که کشورهای آسیای مرکزی در سال 2018 برگزار کردند اشاره می شود. دیدار مشورتی رؤسای جمهور قزاقستان، قیرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و سرپرست وزارت امور خارجه ترکمنستان در روز 15 مارس در آستانه (ابتکار عملی که به شوکت میرضیایف تعلق دارد)؛ جلسات وزیران امور خارجه ششم ژوئیه در آستانه و 20-22 ژوئیه در شهر چالپان آتا در قیرقیزستان در شمار این مدارک هستند. در همان موقع در اوایل ماه سپتامبر ششمین نشست اجلاس شورای دولتهای ترک زبان برگزار شد که در آن ن. نظربایف رئیس جمهور قزاقستان، سورنبای جینبکف رئیس جمهور قیرقیزستان، ای.علی‌اف رئیس جمهور آذربایجان، رجب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و رئیس جمهور شوکت میرضیایف و ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان بعنوان مهمان افتخاری شرکت کردند. نظرات کارشناسان نسبت به این رویدادها به گونه ای دستچین شده اند که به دو مورد تاکید می شود: ضرورت تقویت همکاری بین کشورهای منطقه و نقش برجسته و پیش گام تاشکند. در ارتباط با دیدار رؤسای جمهور آسیای مرکزی، برای نمونه اشاره می شود که شوکت میرضیایف از خط مشی سیاست خارجی اسلام کریمف که روابط متشنج و بحرانی با همسایگان خود در منطقه بخاطر مسائل مرزی و ارضی داشت فاصله گرفت. بطورکلی نشست ماه مارس در آستانه توسط « کاروانسرای» بعنوان « نقطه عطفی در آینده سیاسی و اقتصادی منطقه» و بعنوان گامی بسوی همکاری تنگاتنگ بدون نفوذ روسیه و نشست سران کشورهای ترک زبان در چالپان آتا نشان شکل گیری و تشکیل اتحادیه «نیرومند» کشورهای منطقه و«نزدیکی فرهنگ و سنن مشابه» تعبیر می شود. آمریکایی ها طرح های گسترده ای را با «خط مشی سیاست خارجی نوین» ازبکستان پیوند می دهند، اما آنها لزوما با برنامه های تاشکند همخوانی ندارند.
خط مشی بهبود روابط با همسایگان دلایل کاملا کاربردی دارد. ازبکستان با جمعیتی 30 میلیونی که اکثریت آن مسلمان شیعه هستند، بلحاظ جغرافیایی کشور بسیار منزوی در منطقه است و برای تامین نوسازی اقتصاد و بالا بردن سطح زندگی، به ارتباطات حمل ونقل و بازار فروش نیاز دارد، اما بدون روابط عادی با همسایگان این مسئله غیرممکن است. و ساده ترین گامی که می تواند وضع اقتصادی پرجمعیت ترین جمهوری آسیای میانه را بهبود بخشد پایان دادن به اختلافات ارضی با همسایگان و سروسامان دادن به روابط تجاری با آنها است. تا آنجا که به طرح های متحد کردن پنچ کشور منطقه در اتحادیه ای بدون روسیه و چین مربوط می شود این بیشتر یک فانتزی آمریکایی است. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیستم های سیاسی و اقتصادی کشورهای آسیای میانه بسیار متفاوت شده اند. قزاقستان و قیرقیزستان عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی هستند. تاجیکستان فقط عضو سازمان پیمان امنیت جمعی است و قصد ندارد وارد اتحادیه اقتصادی اورآسیا شود. ترکمنستان و ازبکستان ترجیح می دهند بی طرفی را نگه دارند. چهار کشور از پنچ کشور منطقه (جز ترکمنستان) عضو سازمان همکاری شانگهای هستند. متحد کردن آنها در چارچوب ساختارهای منطقه ای با وظایف مشترک درعمل غیرممکن است. آنطورکه تحلیلگران روسیه اشاره می کنند آسیای میانه بلحاظ تاریخی یکپارچه و با کمک نیروهای خارجی- مغولها، امپراتوری روسیه، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی متحد شده بودند؛ در بقیه زمان آسیای میانه در حالت تقسیم بندی های سیاسی بسر می برند. در حال حاضر امریکا تلاش می کند نقش«متحد کننده» را داشته باشد. هدف از چنین اتحادی مخالفت با روسیه است، اما این مسئله برای صاحبان پول آمریکایی ضروری است و نه برای مردم آسیای میانه.
برای همین وزارت خارجه امور آمریکا هنگامیکه جان کری در راس آن قرار گرفت، طرح منطقه‌ای « س 1+5 » را ایجاد کرد (این طرح شامل کشورهای قیرقیزستان، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان و ترکمنستان بود. م) که دیدارهای منظم کشورهای منطقه با دیپلماتهای آمریکایی بمنظور ایجاد ساختارهای منطقه ای بدون شرکت روسیه و چین را در برداشت. «کاروانسرای» در بخش همکاریهای استراتژیکی کشورهای منطقه با شور و شوق تعاملات آنها را در عرصه امنیت، پیش از هرچیز توافق سال گذشته با قزاقستان و ازبکستان درزمینه حمل و نقل محمولات نظامی آمریکایی از طریق دریای خزر به افغانستان را توصیف می کند. از سال 2001 تا 2005 ایالات متحده آمریکا از فرودگاه خان آباد ازبکستان برای حمایت از عملیات خود در افغانستان استفاده کرد. آنها اکنون می خواهند در آسیای میانه نزدیک مرزهای مخالفان خود – روسیه، چین و ایران جای پای خود را محکم کنند.
آسیای میانه امروزه تنها کلان منطقه اتحاد شوروی سابق است که آمریکا کشورهای اقمار را ندارد. کشورهای حوزه دریای بالتیک مدتها است که وارد ناتو شده اند و در مرزهای غربی اتحاد شوروی سابق آمریکایی ها جای پای خود را در اوکراین محکم کرده اند؛ در ماوراء قفقاز آنها گرجستان را تحت کنترل خود دارند، آنها به ارمنستان و مولداوی تسلط یافته اند و برای نفوذ در جمهوری بلاروس تلاش می‌کنند. درآسیای میانه همه چیز کمی متفاوت است. درضمن رویارویی ایالات متحده آمریکا با فدراسیون روسیه مستلزم تحریک بی ثباتی در جمهوری های سابق شوروی در سراسر حوزه ژئوپلیتیکی فدراسیون روسیه است. به همین دلیل درآسیای مرکزی توجه خاص به ازبکستان می‌شود. تا آنجا که به تز مطرح شده «کاروانسرای» درباره «موضوع جدید» کشورهای آسیای میانه مربوط می‌شود، لازم است باردیگر تاکید کرد که نه اتحادیه اقتصادی اورآسیا، نه سازمان پیمان امنیت جمعی و نه سازمان همکاری شانگهای آمریکا را از این نقشه و آرزو محروم خواهند کرد. موضع خاص کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیا را، خواه بلاروس باشد یا قیرقیزستان (مانند زمان امضای قانون گمرکی جدید اتحادیه اقتصادی اورآسیا در دسامبر سال 2016 ) مسکو همواره مورد توجه قرار داده است. برخلاف این اوکراین ثروتمند که توسط آمریکایی‌ها «مورد بهره برداری قرارگرفته» به کشوری با اقتصاد به قهقرا رفته، با جمعیت در حال کاهش، با اختلافات بین ملت ها و جنگی شدید در دنباس تبدیل شده است. «دوستی» ایالات متحده آمریکا برای کشورهایی که این «دوستی» به آنها تحمیل می شود پرهزینه است

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

فرانسه در انتظار

اعتصاب عمومی

ترجمه و تدوین – آذرنگ

مکرون برای قدرت در دامن راست و راستگرایان افراطی شناور است. پاسخ وحشیانه دولت به قیام شهروندان فرانسوی موسوم به جلیقه زردها در 60 سال گذشته فرانسه سابقه نداشته است. در پاریس و دیگر شهرهای فرانسه بیش 5000 نفر از معترضان دستگیر و بازداشت شده اند. در بسیاری ازموارد این دستگیری ها را میتوان خودسرانه توصیف کرد که خود نشانه عدم پیگیری قانونی دولت است و در موارد دیگر ما شاهد سنگین ترین مجازات ها هستیم که بی پروا معترضان را هدف قرار داده است. بطور نمونه یک کلمه توهین آمیز 6 ماه زندان دارد. زندگی خانواده ها از هم پاشیده شده و مردان و زنان تحقیرمی شوند. 3000 زخمی که وضع صد نفر از آنها بسیار وخیم می باشد بخشی از خشونت دولت علیه جنبش اعتراضی مردم است. از دولت باید پرسید آیا شرکت در تظاهرات خطرناک است؟

جلیقه زردها نمیخواهند بدون نتیجه مبارزه خود را رها کنند. هفته آینده آنها برای مخالفت با قانون پیشنهادی راستگرایان که با حمایت مارین لوپن در مجلس سنا به تصویب رسید مبارزه می کنند. قانونی که هرگونه اعتراض و تظاهراتی را بدون مجوز قانونی ممنوع اعلام می کند. هنگامی که متن قانون به مجلس برای رای گیری ارائه شد نمایندگان جبهه چپ به آن رای منفی دادند. نماینده جبهه چپ گفت: «این متن خطراتی را برای آزادی های فردی در جامعه دارد.» در واقع دفاع از آزادی دیگر از اولویت های دولت مکرون نیست. استراتژی مکرونیسم قصد دارد با شیپور تبلیغاتی خود رای دهندگان را بطرف راست هدایت کند. ویراژ به راست دولت در همه جبهه ها دیده می شود. مکرون از سویی با تمسخر به «جنبش اعتراضی فرانسویان» و به میدان آوردن چند هزار نفر با شال قرمز به خیابانهای پاریس بعنوان مخالفان خشونت، سعی می کند آرای شهروندان مخالف افراط گرایی را بدست آورد. بی احترامی به حزب چپ فرانسه (ال . اف.ای) واتهامات پوچ  همگرایی آن با مارین لوپن رهبرحزب ( اف .ان ) راستگرایان افراطی نمونه دیگری از شگرد های مکرون است  .

غفلت رهبران چپ سنتی و حزب سوسیالیست در مقابل نیرنگ های مکرون باعث شکاف های عمیقی در جامعه شده است که در انتخابات آینده بویژه در دور دوم انتخابات آینده تاثیر گذار است. این دام بزرگی در مقابل نیروهای دمکراتیک و چپ میباشد. در مبارزه با سیاست های مکرون اکنون رهبران جنبش جلیقه زردها شهروندان فرانسوی را دعوت به اعتصابات عمومی در تاریخ 5 فوریه کرده اند. اتحادیه کارگران فرانسه حمایت خود را از جنبش جلیقه زردها اعلام کرد و اعتصابات و تظاهرات عمومی را در تاریخ 5 فوریه در سراسر فرانسه اعلام کرد. همچنین اعضای چپ پارلمانی (مجلس ملی، پارلمان اروپا و مجلس سنای) فرانسه با جنبش جلیقه زردها و اتحادیه های کارگران همگرائی خود را اعلام کرده و در جلسه 29 ژانویه پشتیبانی خود را در بسیج عمومی 5 فوریه اعلام کرده است.

 

.https://melenchon.fr/2019/01/28/macron-siphonne-la-droite-a-nimporte-quel-prix

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مکرون چرا

به مصر می رود؟

اومانیته – ترجمه جعفر پویا

امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در اکتبر سال 2017 زمانی که عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر به فرانسه سفر کرده بود گفت که « من از درس احترام به حقوق بشر دادن به السیسی خوداری میکنم».

رئیس جمهور فرانسه قبل از آغاز سفر به مصر به خبرنگاران گفت: “گفتگوهای من دراین سفر در زمینه های اقتصادی و دفاعی خواهد بود و ربطی به مسائل سیاسی و شخصیت های سیاسی زندانی در مصر نخواهد داشت.”

16 فوریه سال 2015 مصر قرارداد 5.2 میلیارد یورو را برای خرید  24 فروند جنگنده رافال و یک ناوبر مجهز به موشک های زمین به هوا را با مصر به امضا رساند.

17 اوریل 2016 قرارداد دیگری برای خرید یک ماهواره مخابراتی بین دو کشور به امضا رسید. بنا به گفته وبسایت وزارت امور خارجه فرانسه «همکاری نظامی فرانسه و مصر بسیار حساس است.» اکنون مارشال مصر در استراتژی ژئوپولیتیک خود بین امریکا و اروپا در گیر است.

السیسی رئیس جمهور مصر نیکلاس مادورو ونزوئلائی نیست که در مقابل تهدیدات ایالات متحده استوار ایستادگی کند و حاضر به انتخابات آزاد در مصر  شود. بنا به گزارش بنیاد بین المللی حمایت از مدافعان حقوق بشر «رژیم عبدالفتاح السیسی رئیس جمهورمصر متهم به سرکوب و اقتدارگرائی است». طبق گزارش بنیاد بین المللی حمایت از حقوق بشر «رژیم السیسی  یک کمپین برای اقدامات ریاضتی  تدارک دیده است که با اجرای اقدامات ریاضتی، طبقه کارگر در وضعیتی قرارخواهد گرفت که حتی توانایی تامین غذای اساسی خود را نخواهد داشت.»  مطمئنا کارگران با این وضعیت دشوار مبارزه خواهند کرد. قوانین مصر شامل مقررات بسیار سختگیرانه ای است که فعالیت های صلح آمیز کارگران و طرفداران اتحادیه های کارگری را محدود میکند. طبق گزارش انجمن بشر دوستانه (دمومتر) از اول ماه مه سال 2016 تا اول ماه مه 2017 حداقل 2691 کارگر صرفا به دلیل اعتراض به حقوق کم از کار اخراج شده اند. امانوئل مکرون با روابط دوستانه ای که با رئیس جمهور مصر دارد میتواند حداقل در موارد مشخصی واکنش نشان دهد. از جمله از حقوق کارگران در شرکت دریائی “د ث ان اس” که با بودجه عمومی دولت فرانسه تامین میشود و 62.5 در صد سرمایه آن متعلق به دولت فرانسه است دخالت کند. 26 نفر از کارگران هنوز در زندان بسر میبرند و تا از کار خود استعفا ندهند آزاد نخواهند شد. در ژوئیه 2017 سفیر فرانسه از مجتمع های شرکت دریائی(دثان اس) و غیره بازدید کرد اما نه چیزی دید و یا شنید.

 .https://www.humanite.fr/egypte-macron-ignore-la-repression-des-ouvriers-667055

Advertisements