خلیل وداد

بخش دوم ترجمه کتاب«شاه امان الله، آغاز سده بیستم

مدرنیزاسیون، اصلاحات و ناسیونالیزم در افغانستان

بخش دوم

امیر امان االله خان و عصر اصلاحات

۱.۲ رژیم امان الله خان ۱۹۲۹-۱۹۱۹

پس از کشته شدن امیر حبیب الله در سال ۱۹۱۹ برادرش سردار نصر الله خان (نایب السلطنه که در هنگام قتل با امیر کشته بود) خودش را امیر نو افغانستان خواند. دراین کار او پشتیبانی دو پسر امیر (شهزادگان عنایت الله و حیات الله خان حاضر در قتلگاه) و بیشترین افراد دربار، روحانیان و همچنان سران قبایل را باخود داشت. انگلیسها از بقدرت رسیدن نصرالله بحیث امیر درهراس بودند، چون میپنداشتند که تسلط او امکان آغاز یک جنگ (ضد انگلیسی) از سوی وی از مناطق مرزی- شرقی افغانستان (با هند) را مهیا میسازد. این ترس بیشتر ناشی از نفوذ گسترده نصرالله خان در میان سران عشایر و همچنان آمدن هیات نیدرمایر- فون هیتینگ در زمان جنگ جهانی اول بود. امان الله چون سومین پسر امیر حبیب الله که در هنگام کودتای درباری در کابل سررشته دار کارهای سلطنت بود، حمایت ارتش را داشت، نصرالله را خلع سلطنت نموده و تاج شاهی را ازخود نمود. امتیاز امان الله خان این بود که وی کنترول اردو، خزانه دولتی و جبه خانه را در پایتخت در دست داشت. او همینگونه یکی از رهبران جریان ملی گرا و اصلاح طلب جوانان افغان متشکل از سیاستمداران کشور بود. رقیب امان الله کاکایش سردار نصرالله شخصی با اندیشه های محافظ گرای اسلامی بود، درحالیکه امان الله (نوگرا) و مترقی و هوادار مدرن شدن افغانستان بود. او خودش را هم پیرو خلیفه عثمانی و حامی پان اسلامیزم میپنداشت. مگر آنان یک وجه مشترک داشتند و آن  موقف ضد بریتانیایی شان بود.

در جریان این مبارزه کوتاه برای قدرت نصرالله خان از سوی امان الله خان به اتهام کشتن پدرش امیر حبیب الله با حصر خانگی زندانی شده (و پس از چندی وفات یافت).

 

امان الله در ماه جون ۱۸۹۲ در پغمان بدنیا آمده بود. او سومین پسر امیر حبیب الله خان بود که مادرش مقام علیاحضرت را دارا بوده و ملقب به سراج الخواتین (ملکه اصلی) بود. سراج الخواتین مربوط طایفه اشرافی بارکزی و از نوادگان درانیها بود. امان الله در اوج خیزشهای ضد استعماری جهان اسلام برضد نیروهای بیگانه پرورش یافت. اصلاح طلبان اسلامی مانند محمد عبده، جمال الدین افغانی، سید احمد خان (بریلوی) و (بویژه) ترکان جوان ترکیه عثمانی (بوسیله محمود طرزی) بالای شهزاده جوان امان الله اثر گذار بودند. آنها همه دارای همان پندارهایی بودند که شهزاده جوان امان الله از آنها برخوردار بود. او خواستار شکست پندارهای سنتی محافظه کارانه و آرزومند اصلاحاتی با الگوی جهان غرب بودند. این ریفورمها باید عرصه های اقتصاد، سیستم قضایی و آموزش و پرورش را دربر میگرفتند. همانگونه که پیش از این آمد، خانوادههای مهاجر و تبعیدی برگشتهء  زمان امیر عبدالرحمان خان بالای شهزاده امان الله خیلی اثرگذار بودند. خانواده طرزی که از ترکیه عثمانی برگشته بود و خانواده مصاحبان (طایفه یحیی خیل) که از هند برتانوی برگشته بودند، پندارها، (شیوههای کاری) و ایدیالوژیهایی (ن) را باخود به افغانستان آوردند. 

امان الله از نوجوانی از سوی مادرش علیاحضرت (ملکه) با شیوههای سیاسی و دیپلماتیک برای سلطنت آماده میشد. در زمان آموزشهای نخستین شهزاده امان الله با روحیه ضدانگلیسی از جانب مادرش علیاحضرت تحریک میشد. احساسات ضد انگلیسی ریشه های ژرفی در دودمان شاهی بارکزی داشت که پیش از این دوجنگ را دربرابر انگلیسها باخته بودند. این احساسهای ضدانگلیسی در وجود امان الله در زمان جنگ یکم جهانی و بویژه با آمدن هیأت نیدرمایر فون هیتینگ در سال ۱۹۱۵  نیرومندتر شدند. ازسویی شخص محمود طرزی که هم خسر امان الله و هم عنایت الله بود، تأثیر بسزایی بالای هردو شهزاده داشت. ایدیولوژی محمود طرزی بر شالودهء قوی ضد استعماری و بویژه ضد انگلیسی استوار بود. 

پس از آنکه امان الله  در سال ۱۹۱۹ بقدرت رسید، موقف ضد انگلیسی رهبر نو افغانستان ژرفتر و گسترده تر شد. تغییر حاکمیت در روسیه در نتیجه انقلاب اکتوبر کمونیستها (بلشویکها) دلیل مهمی بود برای انگلیسها تا برشالوده معاهده پیشین گندمک ضمانتی را برای زیر کنترول داشتن سیاست خارجی افغانستان داشته باشند. امیر امان الله و بیشترینه نخبه گان افغانی میپنداشتند که نفوذ بریتانیا بالای سیاست خارجی افغانستان بگونه یی نقض استقلال و حاکمیت ملی کشور میباشد. امیر امان الله خسرش محمود طرزی را بمقام وزارت خارجه افغانستان برگزید. این کار وی ازسوی هند برتانوی همواره معتقد به معاهدات گذشته دوکشور هچمون تفتین و تحریک تلقی شد. (دیده شود، تصویر ۲.۱ پیوست). 

امان الله پس از مرگ پدرش امیر حبیب الله در بهار سال ۱۹۱۹ اعلام جهاد برضد انگلیسها را کرد که در واقع این امر آغاز جنگ سوم افغان و انگلیس بود. البته واحدهای ارتش  انگلیس در هند به علت جنگ یکم جهانی ضعیفتر شده بودند، ولی هنوز هم نسبت به اردوی افغانستان دارای اسلحه و تجهیزات مدرن (ازجمله نیروی هوایی) بودند. درآنزمان ارتش افغانستان از تقریبا ۲۰۰ هزار نفر تشکیل شده بود که در مقابل آن اردوی نیرومند انگلیس دارای ۳۴۰ هزار نفر بود. جنگ سوم افغان و انگلیس توجه نظامیان آلمانی را نیز بخود جلب کرده بود. شالوده این علاقمندی آلمان با آمدن هیأت نیدرمایر- فون هیتینگ در سال ۱۹۱۵ شکل گرفته بود. جنگ (استقلال) بسیار دوام نکرده و در تابستان همانسال (۱۹۱۹) پایان یافت. بروز ۸ اگست ۱۹۱۹ معاهده صلح راولپندی میان افغانستان و هند برتانوی امضأ شد. دستآورد بزرگ این عهدنامه برای افغانها کسب استقلال در عرصه روابط خارجی شان بود. (تصویر ۲.۲ پیوست دیده شود). این جنگ برای شاه نو امان الله پرستیژ فراوانی را در جهان اسلام و بویژه در میان قبایل هند که وی را رهبر ملی گرایی میپنداشتند، ببار آورد. بیشترینه رهبران کشورهای اسلامی از امیر امان الله پشتیبانی کرده و اورا ادامه دهنده راه خلیفه مخلوع ترکیه عثمانی میپنداشتند. وی همچنان در میان جنبشهای پان اسلامیستی بدلیل اعلام جنگ آزادیخواهی از شهرت نیکو برخوردار بود. امیر امان الله بنوبه خود متأثر از رهبران دیگر جهان اسلام شامل مصطفی کمال اتاترک و رضاشاه پهلوی شاه فارس که سرگرم مدرنسازی کشورهای شان بودند، بود.

 

۲.۲  اصلاحات تقنینی- حقوقی

 

پس از زوال امپراتوری عثمانی ترکیه مدرن زیر رهبری مصطفی کمال اتاترک در سال ۱۹۲۳ بنیان هشته شد. مطفی کمال در این حاکمیت نو اصلاحات فراگیر را آغاز کرد که مرام آن نزدیک سازی ترکیه با دنیای غرب برشالودههای سیاسی، آموزشی و سیکولار بود. افغانستان آنزمان نیز در میان سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۸ به اصلاحات آغاز کرده و در این راستا ترکها برای آن الگو و نمونه بودند. در هماندوره اصلاحاتی همگون (ولی بشیوه دیگر) در کشور همسایه فارس پیشبرده میشد. چنانچه در سال ۱۹۲۱ پس از زوال دولت قاجار در فارس قدرت بدست رضاخان افتاد. اصلاحات رضاخان در فارس (ایران) نیز سرچشمه الهام برای امان الله خان بودند. امیر امان الله با آغاز اصلاحات میخواست این کشور را پیشرفته ساخته و نفوذ قدرتهای استعماری را تضعیف نماید. استقلال افغانستان برای امیر امان الله شانسی بود برای پیشبرد اصلاحات در سطح کشور. 

یکی از اصلاحات مهم امیر امان الله تمرکز بیشتر دولت مرکزی و تقویه اداره سیاسی کشور بود. این نوآوریها شامل ایجاد نخستین کابینه (هیأت دولت) و تصویب قانونهایی بود که باعث استحکام دولت شاهی امانی میشدند. برای پیشبرد اصلاحات در سطح کشور ضرورت ساختار بیروکراتیک پیش آمد. این کار برای امان الله لازم بود تا اصلاحات را درسطح افغانستان تطبیق کند. قانون اساسی افغانستان  سال ۱۹۲۳ برعلاوهء قوانین مصطفی کمال همچنان متأثر از قانون اساسی سال ۱۹۰۶ دولت فارس بود که در زمان قاجاریه تصویب گردیده بود. بتاریخ ۹ اپریل سال ۱۹۲۳ قانون اساسی کشور بنام نظامنامۀ اساسی دولت علّیۀ افغانستان تصویب و نافذ شد.  در اینکار امان الله از همکاری کارشناسان ترکی که بدستور مصطفی کمال به افغانستان گسیل شده بودند، برخوردار بود. پسانها قوانین و اصولنامه های دیگری نیز نافذ شدند که همچنان متأثر از قانونگذاری ترکیه سال ۱۹۲۴زیر رهبری مصطفی کمال بودند.

 

با انفاذ بیشترینه این قانونها بویژه در دادگاهها (محاکم) مدنی نقش شریعت و روحانیان (علما) در قانونگذاری کشور محدود میشد. درضمن اینکار باعث تقویه نقش شاه و هیأت دولت (کابینه) میشد. برای تحقق قوانین مصوب سال ۱۹۲۳ وزیر پیشین نیروی بحری ترکیه عثمانی جمال پاشا (که از سال ۱۹۲۰ در افغانستان بوده و مقام مشاور ارتش افغانستان را داشت) که در کار آمادگی قانون اساسی نیز نقش داشت، گزیده شد.

 

در میان سالهای  ۱۹۲۸-۲۹ کاظم اوربای (کاظم بیگ) نیز در افغانستان بود که بدستور مصطفی کمال اتاترک به اینکشور آمده بود. او پیشتر نیز در ترکیب هیأت نیدرمایر فون هیتینگ در سال ۱۹۱۴-۱۵ به نمایندگی از دولت عثمانی به افغانستان آمده و در کار نوسازی ارتش افغانستان سهم گرفته بود.

سپس او به مقام سرمشاوری اردوی افغانستان در دوره اصلاحات رسید.

 

امان الله خان برای تقویه حاکمیت مرکزی به اردوی وفادار نیاز داشت. ارتش امان الله خان از سربازان گزیده شده از سوی رهبران محلی ترکیب یافته بود. بنابراین این سربازان همچنان به سران قومی  خویش که هوادار امان الله بودند، وابسته بودند. اردوی افغانستان مگر هنوز منظم نبود و این کمبودی در جریان جنگ سوم افغان و انگلیس هویدا شد.

 

امیر امان الله بمشوره محمود طرزی مشاوران ترکی را برای حرفه یی شدن ارتش بکار گماشت. از همان دوره ارتش عمدتا از مردانی با منشأ قومی گوناگون تشکیل میشد که بیشتر به دولت وفادار بودند تا به رهبران طایفه شان. برای توانمندی اردو خدمت همگانی (اجباری) برای همه مردان از سن ۲۱ ساله، برای یکدوره سه ساله آغاز شد. (تصویر ۲.۳ پیوست دیده شود).

 

امان الله خان با الگوهای جهان غرب و در گام نخست با نمونه ترکیه، بکمک آلمانها و اتحاد شوروی دست به ایجاد نیروی هوایی زد. قوای هوایی افغانستان در آنزمان متشکل از سیزده هواپیما بوده و درسهای مربوطه ازسوی کارشناسان خارجی برای پیلوتهای افغانی داده میشد. در سال ۱۹۲۳ حکومت افغانستان شماری از افسران پیشین و کارشناسان اردوی آلمان را که همزمان مشاوران بازسازی ارتش افغانستان بودند، برای تدریس در مدرسه حربیه بخدمت گرفت. در سال ۱۹۲۷ امان الله خان لقب شاه (پادشاه) افغانستان را برگزید. (تصویر شماره ۲.۴ دیده شود)  همزمان او سلطنت را موروثی ساخت (برایش ولیعهد برگزید). سفر درازمدت شاه امان الله (که حدود نیم سال را دربرگرفت) به اروپا در سال ۱۹۲۸ روی ادامه و همچنان شکست و توقف پروسه اصلاحات تاثیر هنگفتی داشت.

۲.۳ اصلاحات اجتماعی

 

شاه امان الله علاقمند اصلاحات اجتماعی نیز بود. چنانچه که پیشتر آمد، وی مانند مصطفی کمال میخواست سیستم معارف عصری با الگوی غربی را در افغانستان پیاده سازد. تا پیش از سال ۱۹۲۲ کار تدریس کودکان و نوجوانان در مدارس دینی بیشتر از سوی اموزگاران مذهبی پیشبرده میشد.

در زمان پادشاهی امان الله خان، مکاتب نو مدنی- عصری بکمک آلمانها، ترکها و فرانسویها گشایش یافتند، مگر به علت کمبود مواد و امکانات درسی و جا بویژه در روستاها و مناطق دور افتاده افغانستان این پروژه عملی نشد. امان الله خان شیوه آموزشی مروج در ترکیه را نمونه برای کشورش میپنداشت.

 

یکی از اصلاحات دیگر شاه امان الله ممنوعیت برده داری و کار کودکان بود. همچنان قانون ثبت احوال نفوس و توزیع تذکره نیز نافذ گردید که باعث دگرگونی اجتماعی در کشور شد. در اینکار مشاوران نظامی ترکی که تجربه خوبی در این راستا داشتند، کمک بارزی نمودند. آنان همینگونه در طرح و توزیع «تذکره» کمک مینمودند. توزیع شناسنامه ها (تذکره) در گام نخست برای حکومت لازم بود که میخواست شمار باشندگان کشور را بداند. همچنان اقلیتهای مذهبی (و دینی) افغانستان (مانند شیعیان، اسماعیلیان،هندوان، سیکها و یهودان) از آزادی بیشتر و حقوق مساوی در امور دینی شان برخوردار شده و دیگر مانند گذشته بنام «دهیمی» یاد نمیشدند.

 

برعلاوه شاه امان الله با امضای فرمانها از مردم افغانستان میخواست تا پوشاک غربی بپوشتند. گویا لباس فرنگی واقعیت تفاوت موقف اجتماعی شهروندان افغان را میپوشاند. مگر اقدامات در راستای آزادی زنان گامی جنجال برانگیز بود. این دگرگونی نخستین بار در تاریخ افغانستان پدید آمده و افغانستان در راستای شناسایی حقوق زنان یکی از نخستین کشورهای اسلامی بود. همچنان جلوگیری از کثرت ازواج، گرانی مراسم عروسی وغیره از نکات مهم این فرمان بودند. برعلاوه زنان حق مساوی آموزش و میراث را بدست آوردند. این اصولنامه ها همچنان برضد شکنجه جسمی زنان بوده، سال ازدواج دختران را مشخص ساخته و چند همسری (کثرت ازواج) را ممنوع اعلام مینمود. در برخی اصلاحات اجتماعی ملکه ثریا که دختر محمود طرزی بود، نقش داشت.  

۲.۴ صنعتی شدن افغانستان

شاه امان الله میخواست مناسباتش را با همسایه های نزدیکش چون ایران (فارس) و اتحاد شوروی مستحکم بسازد. درحدود دو سال پس از پایان جنگ دوم جهانی نفوذ آلمان یعنی جمهوری وایمار در خاور میانه دوباره به گسترش اغازید. چنانچه اینشکور فهرستی از کشورهای خارج نفوذ بریتانیای کبیر و اتحاد شوروی در دست داشت که ایران (فارس)، ترکستان شرقی (ترکستان چین) و افغانستان شامل آن بودند. امیر امان الله بوسیله یاکوب شرینر یک عضو پیشین هیأت نیدر مایر- فون هیتینگ و نماینده سیاسی جمهوری وایمرعلاقمندی اش را به همکاری با آنکشور ابراز نمووده بود. امان الله خان خواستار سرمایه گذاری جمهوری وایمر در افغانستان بود تا برنامه اصلاحاتش را عملی سازد. امیر افغان میخواست آلمان تخنیکران، مهندسان و آموزگاران را به افغانستان گسیل نماید.

بهبود روابط آلمان- افغانستان در عرصه های بازرگانی- اقتصادی و دیپلوماتیک برای هردوکشور اولویت داشت. اینکار به دانشجویان افغان امکان آموزش در موسسات عالی تحصیلی آلمان را داده و همزمان زمینه تدریس آموزگاران آلمانی را در افغانستان ممکن میساخت. پس از آمدن دکتر فریتس گروبا در ماه دسامبر سال ۱۹۲۳ به کابل نفوذ آلمان در اقتصاد افغانستان بسرعت گسترش یافت. پیش از آمدن دکتر گروبا جمهوری آلمان (جمهوری وایمر) بروز ۲۶ اپریل سال ۱۹۲۳یک توافقنامه با افغانستان را بوسیله  شرکت آلمانی بازرگانی شرق بسته بود. عقد این تفاهمنامه میان دوکشور آغاز توافقات گوناگون دو دولت در عرصه های دیگر و شروع عملی همکاری آنها بود. (تصویر پیوست ۲.۵) دیده شود.

 

یکی از این توافقات تحویلی چند فروند هواپیما از سوی شرکت یونکر و دورنیر بود: البته این کار آغاز پروازهای منظم بعدی میان کابل و اروپا (ازراه تاشکند در اتحاد شوروی) بود. از سال ۱۹۲۳انجینران، کارشناسان راهسازی و پزشکان بیشتر آلمانی وارد افغانستان شدند (تصویر پیوست شماره ۲.۶ دیده شود). همچنان در سال ۱۹۲۴ یک کارخانه سمنت سازی و یک فابریکه گوگردسازی در کابل ساخته شدند. بتاریخ ۲۰ اپریل ۱۹۲۳میان شرکت یونکر و دولت افغانستان توافقنامه یی بکمک وزیر امور خارجه آلمان عقد شد که برشالوده آن پروازهای داخلی افغانستان آغاز میشد (که بدلیل ممنوعیت پرواز خلبانان آلمانی عملی نشده ولی پسانتر توسط طیارات روسی با عمله افغانی و شوروی اجرا شد).

 

پسانها شاه امان الله در جریان سفر رسمی درازمدتش به خاور میانه و اروپا اندیشه های نوی را به برنامه اصلاحاتش اضافه نموده و با کشورهای اروپا در آن راستا توافقنامه های جدیدی بست. در این سفر بیشترینه توافقات با جمهوری وایمر (المان)، ترکیه و اتحادشوروی عقد شدند. یکی از مواقتنامه های بینظیر شاه امان الله در هنگام سفر اروپایی اش ساختمان راه آهن سراسری افغانستان بود. این پروژه ازسوی شرکت ساختمان راه آهن برلین در افغانستان باید ساخته میشد. درست پس از امضای توافقنامه میان شرکت نامبرده و افغانستان (موافقتنامعه را از سوی افغانستان سردار شیراحمد خان وزیردولت در سال ۱۹۲۸ در برلین امضأ نموده بود) انجینیر هالندی رییس پروژه نامبرده بنام ادریانوس فان لوتسنبورگ ماس وظیفه گرفت تا از نام آنشرکت از چین به کابل رفته و ریاست پروژه را بعهده گیرد (تصویر ۲.۷ پیوست دیده شود). این مهندس هالندی یکی از چهره های مهم اجرای اصلاحات امانی بوسیله اروپایی ها بوده و باوجود دشواری ها توانست به شهرها و دهات افغانستان (مسیر احتمالی خط آهن  شامل کابل، لوگر، غرنی، قندهار و هرات ) رفته و کار سروی و نقشه سازی این پروژه را بپایان ببرد (تصویر شماره ۲.۸ پیوست یعنی مسیر راه آهن دیده شود).

 

۲.۵ شکست ریفورمها و زوال رژیم امانی در سال ۱۹۲۹

(اصلاحات دولت امانی باعث تحریک حلقات بنیاد گرای داخلی شده و باعث شورشها و موج نارضایتیهای اجتماعی شد که در پشت پرده این حرکات انگلیسها قرار داشتند). چنانچه نخستین موج نارضایی در استان جنوبی خوست درسال ۱۹۲۴ بوقوع پیوسته و حدود ۹ ماه دوام کرد. شورشیان مخالفان علنی اصلاحات و قوانین نو امانی بودند. (این شورش که بنام جنگ جنوبی مشهور بوده و برابر بودجه یکساله کشور خرچ برداشت، در نهایت بوسیله نیروی هوایی دولت که از طیارات و عمله شوروی تشکیل شده بود، سرکوب گردید). روحانیان محافظه کار اطراف اصلاحات امانی را خطری برای جایگاه اجتماعی، حیثیت و درآمد شان میپنداشتند،. گرچه بیشترینه روحانیون شهری (در اوایل) با اصلاحات امانی همنوا بودند مگر روحانیت روستایی و شهرهای کوچک قوانین نو را ناجایز و مخالف شریعت اسلامی میدانستند.  مجلس قانونگذار بزرگ ملی یا لویه جرگه در سال ۱۹۲۳ دایر شده، تا سال ۱۹۲۴ بدرازا کشیده و در آن روحانیون و سران قبایل از اقوام گونه گون اشتراک داشتند، همانند روغن بالای آتش به نفع سران (محافظه کار) مذهبی تمام شد. زیرا امان الله خان در جریان لویه جرگه بدون مشوره از پیش با دیگران برنامه اصلاحاتش را آشکارا نمود،(با مخالفت آشکارای اشتراک کنندگان مواجه شد). روحانیها و سران عشایر روستاها میخواستند که قانونهای نو مخالف تفاسیر قرآن و شریعت سنی حنفی نباشند. همچنان آنها خواستار حفظ جایگاه قاضیان (دینی) در شیوه دادگستری مروج کشور بودند. روحانیانی که خلاف برنامه اصلاحات امانی بودند، اورا بیدین میدانستند، زیرا بگفته آنها وی مناسبات دیپلماتیک را با اتحادشوروی، ترکیه و ایران که همه کشورهاییی با سیستم لاییک اداره بودند، برقرار کرده بود.

برنامه های اصلاحات شاه امان الله همه (بدون درنظرداشت واقعیتهای عینی جامعه افغانی) بر دانش و اصول تیوریکی استوار بود که او و هوادارانش از کتابها و برنامه های اصلاحی کشورهای دیگر یاد گرفته بودند. همانگونه که پیشتر یاد شد، روحانیان شهرهای بزرگ (بصورت عموم) از امان الله و اصلاحاتش پشتیبانی کرده و در فتواهایشان شورشیان و روحانیهای مخالف دگرگونیهای شاه را خاین میپنداشتند.

در سال ۱۹۲۴ شورشی در جنوب کشور زیر رهبری عبدالکریم (وی گویا پسر خوانده امیر محمد یعقوب بوده) آغاز شد. در این شورش وی پشتیبانی قبایل غلزایی مستقر در نواحی مرزی افغانستان با هند برتانوی را باخود داشت. همچنان وی از حمایت برخی رهبران مذهبی آنجاها که مخالف پیشبرد اصلاحات بودند، نیز برخوردار بود.

همزمان در خوست نیز گروههایی تحت فرماندهی ملاعبدالله (مشهور به ملای لنگ که از حمایت یک ملای دیگر بنام عبدالرشید برخوردار بود) برضد اصلاحات به شورش دست یازیدند. او از پشتیبانی عشایر منگل و جدران برخوردار بود. شورش و جنگ خوست (حنوبی) به قیمت جان ۱۴ هزار تن تمام شده (و خسارات هنگفت مادی و مالی را باخود داشت). شورشیان اسیر شده زیر رهبری ملا عبدالله و عبدالکریم در کابل بگونهٔ بسیار تحقیر آمیز در ملاعام اعدام شدند. عبدالکریم توانست دوباره به هند برتانوی فرار کند. شورش و جنگ ۱۹۲۴ محک تجربه اصلاحات بوده و جنبه های منفی این برنامه های شاه امان الله  و بویژه ناتوانی ارتش کشور را هویدا ساختند. امان الله برای جبران این کاستیها با رهبران مذهبی محافظه کار به تفاهم نشسته و برخی برنامه های اجتماعی اصلاحاتش را متوقف ساخت.

مرحله دوم اصلاحات در افغانستان که امان الله خان آنرا انجام میداد متأثر از سفر اروپایی شاه از دسامبر ۱۹۲۷ تا جولای ۱۹۲۸ بود (تصویر ۲.۹ دیده شود). در این سفر با امان الله خان ملکه ثریا و گروه بزرگی از وزرا (و اعضای رهبری دولت و دربار) همراه بودند. آین هیأت به کشورهای هند برتانوی، مصر، ترکیه، اتحاد شوروی، ایران، آلمان، فرانسه و بریتانیا (تصاویر ۳.۰ تا ۳.۳ پیوست دیده شوند) سفر نمود. مردم و زمامداران هند از شاه امان الله همانند قهرمانی پذیرآیی کردند. در اروپا (بیشتر با آلمان و اتحادشوروی) وزیران امان الله خان قرادادهایی را در راسستای گسترش و دوام اصلاحات امضأ نمودند.

در پروسه اصلاحات امانی آلمان همچنان بزرگترین و فعالترین کشور بود. آلمانیها با گسیل آموزگاران به افغانها در کار اصلاحات آموزش و پرورش کمک نمودند. در سال ۱۹۲۴ نخستین مدرسه آلمانی بنام امانی گشایش یافت که مدیر و معلمانش آلمانیها بودند. در عرصه بهداشت و صحت عامه بیشتر ترکها و آلمانیها مشغول بوده مگر بیشترینه کمک جمهوری وایمار در بخش صنایع صورت میگرفت. بویژه پس از سفر اروپایی شاه امان الله موسساتی همچون تیلیفونکن، زیمنس و لوفت هانزا در افغانستان فعال شدند. تا سال ۱۹۲۹ آلمانیها بزرگترین کمک کنندگان خارجی در افغانستان بودند. برعلاوه افغانستان بزرگترین شریک بازرگانی آسیایی آلمان بود.

مگر (خرچ) سفر اروپایی امان الله خان برای شهروندان افغانستان خیلی گران بوده و در مرحله دوم اصلاحات شورشهایی بروز ۲ اکتوبر ۱۹۲۸ در شهر کابل مظاهره بزرگی راه اندازی شد که حکومت سرکوبش کرد. بدنبال این نمایشات اعتراضی تظاهراتی در ولایات کشور نیز رخ دادند. (تصویر ۳.۴ و ۳.۵ پیوست).    

با گذشت هرروز شکست رژیم امانی آشکارتر میشد، چنانچه طایفه شینواری افغان (پشتون) در مشرقی در ماه نوامبر بشورش مسلحانه آغازید. شورشیها (بسیاری ساختمانهای دولتی و) همچنان دفتر قونسلی انگلیس در شهر جلال آباد را به آتش کشیدند. مگر قیام مسلحانه حبیب الله کلکانی در شمال کابل (شمالی) در ماههای نوامبر-دسامبر ۱۹۲۸ به معنی پایان کلی حاکمیت امانی بود. همچنان سربازان اردوی امانی (که بیشترینه دهقانان بیزمین و کم زمین بودند) نیز به صف مخالفان دولت امانی پیوستند. (تصویر ۳.۶ پیوست).

بتاریخ ۱۴ جنوری سال ۱۹۲۹ حبیب الله کلکانی در راس قیام کنندگان بالای کابل حمله موفقانه یی را انجام داد که باعث فرار شاه امان الله شد. او تخت شاهی را به برادر بزرگش عنایت الله خان واگذاشت ولی وی (همراه با گروه بزرگ درباریان دیگر) به امیر نو حبیب الله کلکانی بیعت کرده (و پس از سه روز فرار کرد).

با بقدرت رسیدن امیر حبیب الله کلکانی (ملقب به خادم دین رسول الله) همه اصلاحات امالنی متوقف شدند.

 

******

هیأت عقد معاهده «استقلال» افغانستان در هند برتانوی در راس محمود طرزی.

تصویر ۲.۲  The Kyogle Examiner, 20 March 1928

تصویر ۲.۳ عکسی از ارتش عصری شده افغانستان در آغاز سالهای ۲۰ سده بیستم.

 

کاخ دارالامان که در آغاز سالهای بیستم قرن گذشته توسط مهندسان آلمانی ساخته شده بود. تصویر ۲.۴

 

پیوست ۲.۵. فوتوی قطاری که بکمک آلمان در کابل با خط آهنی  بدرازای ۷ کیلومتر ساخته شده و میان دارالامان و مرکز کابل در رفت و آمد بود.

تصویر ۲.۶ کاخ تاج بیگ که همچنان بکمک مهندسان آلمانی ساخته شده بود.

 

نمایه ۲.۷ خط آهن سروی شده توسط مهندس هالندی فان لوتسنبورگ ماس در سالهای ۱۹۲۸-۱۹۲۹

 

تصویر ۲.۸ ساختمان سفارت آلمان در کابل واقع در باغ بابر. عکس از مهندس هالندی ادریانوس فان لوتسنبورگ ماس.

امان الله شاه و هیأت همراهش با مصطفی کمال اتاترک. سال ۱۹۲۸

 

پیوست ۲.۹ عکس امان الله شاه با محمد رضا خان شاه فارس در سال ۱۹۲۸.

The Sun (Sydney, NSW: 1910-1954) Thursday 29 March 1928 p.1 Article Illustratedپیوست ۳.۰

Daily Telegraph (Launceston, Tas.: 1883-1928) Monday 19 March 1928 p.4 Articleپیوست ۳.۱

پیوست ۳.۲ سال ۱۹۲۸د امان الله خان در فرانسه

 

3 King Amanullah in London in 1928پیوست ۳.۳ امان الله خان در جریان سفر رسمی در لندن سال ۱۹۲۸

3.4 Weekly Times (Melbourne, Vic.: 1869-1954) Saturday 27 April 1929 p.8 پیوست ۳.۴

 

The Queenslander (Brisbane, Qld.: 1866-1939) Thursday 24 January 1929. p.45پیوست ۳.۵

پیوست

۳.۶  The West Australian (Perth, WA: 1879-1954) Tuesday 19 February 1929 p.13

پ

Advertisements