جنگ قدرت از سرداران درانی تا سرداران پنجشیر

درین روز ها که بحیث آمد آمد طالبان از یک طرف و انتخابات از طرف دیگر در کشور گرم است کشمکش قدرت میان بازماندگان احمد شاه مسعود برای معاونیت شدت گرفته است.
درین مقاله مراد از “سرداران” پنجشیر بازماندگان، یاران و برادران احمد شاه مسعود است که خیلی شباهت دارد به جنگ قدرت میان شهزادگان، نوادگان و بازماندگان احمد شاه درانی در ۲۰۰ سال گذشته که باعث تباهی خراسان و مستعمره قدرت های خارجی شدند.
++++
لوای فتح بلند است از دو احمد شاه
ســــپاهدار جوان و جهانگشاي كبير
#استاد_خليلي

واقعیت اینست که احمد شاه درانی یکی از شخصیت های تاریخ ساز و آخرین شهنشاه خراسان مستقل بود که از قندهار تا دهلی حکمرانی می کرد. اما بعد از مرگ او جانشینان، شهزادگان و نوادگان نالایق، خود خواه و بی اتفاق او در جنگ قدرت میان خود همه چیز را برباد دادند. نه تنها هیچ نشانی از امپراطوری او بجا نماند، بلکه خراسان هویت و تمامیت ارضی خود را نیز از دست داده به مستعمره و بستر مداخلات خارجی تبدیل شد.
قندهار سالاری برای حد اقل برای دو سده تا سقوط حکومت امان الله بدست حبیب الله کلکانی در سیاست افغانستان حاکم بود. با بقدرت رسیدن افسران خلقی در کودتای ثور فصل غلجایی سالاری تا سقوط حکومت نجیب ادامه یافت.
با ظهور احمد شاه مسعود، پنجشیر به دژ تسخیر ناپذیر و سکوی قدرت در دوران جهاد و جنگ با تروریزم طالبانی تبدیل شد.
مسعود نه تنها پنجشیر و پنجشیری ها را به مقام سرداری در معادله قدرت تبدیل کرد، بلکه تاجیکان را از حاشیه تاریخ به متن آورد.
قدرت شمشیر مسعود را در سخنان نفرت آلود پرویز مشرف در ۱۸ سال اخیر می توان بار ها دید که در رسانه های بین المللی هرگز پنهان نکرد. چنانچه می گوید” پاکستان در کره زمین صرف دو دشمن دارد: یکی هندوستان و دیگرش مسعود پنجشیری.
مشرف حق دارد که با نفرت از مسعود یاد کند که افغانستان را از حلقوم پاکستان بیرون کشید.
با ترور مسعود در یک توطئه جهانی در اوج جنگ با تروریزم جهانی در کوه پایه های هندوکش، بازماندگان، یاران و همرزمان او همه دست آورد ها، افتخارات و ارزشهای را که مسعود به قیمت جان خود به میراث گذاشته بود، برباد دادند.
چنانچه سرداران تازه بدوران رسیده پنجشیر در اجلاس بن در بدل چند کرسی میان تهی معادله قدرت سنتی را که مسعود شکستانده بود به نفع دشمن تسلیم کردند. سرداران پنجشیر بدترین نقش را در لویه جرگه قانون اساسی به نفع نظام قبیله محور بازی کردند.
در انتخابات ۲۰۰۴ با یک بچه ترسانی خلیلزاد قدرت را به کرزی تسلیم کردند.
بدون مقاومت خلع سلاح شدند و مورد ترور های هدفمند قرار گرفتند.
در انتخابات ۲۰۰۹ با چشم گریان قدرت برده را به رقیب تسلیم نمودند. در پی انتخابات جنجالی ۲۰۱۴ با بزدلی ۵۰ فیصد قدرت دست داشته و مشروع خود را به دشمن واگذار کردند.
در حال حاضر شبح امارت طالبان در گوش شان نغمه نسل کشی و انتقام را می نوازد، ولی سرداران پنجشیر
در جستجوی معاونیت در تکت برادران طالبان هستند.
سرداران پنجشیر پنجشیری سالاری را بحیث محل گرایی خانمانسوز در میان تاجیکان حاکم ساختند. هیچ نوع مجال سر بلند کردن برای نسل جوان و غیر مجاهد نمی دهند.
بسیاری این سرداران بهترین خدمتگذاران و متملقان فاشیزم حاکم تبدیل شده اند.
سرداران پنجشیر تا آن حدی در باتلاق بی اتفاقی، خود محوری و بی خاصیتی غرق شده اند که حتا شغال خونخوار کابل جرات یافته قدرت نمایی کند و هر از گاهی به آدرس مسعود و مردم تاجیک توهین و نفرت پراگنی کند. نبود مسعود و استاد ربانی میدان را چنان شغالی ساخته که حتا شغال بزدل دست به ساختن شورای هماهنگی جدید می زند.
در یک کلام نقش کشنده سرداران تازه به دوران رسیده پنجشیر در ۱۸ سال اخیر کمتر خانمانسوز تر از خیانت سرداران تازه به دوران رسیده سرداران درانی در دو نیم سده اخیر نیست

هارون امیرزاده.

Advertisements