پاکستان هم در قبال افغانستان راهبرد معینی دارد که در کوتاه مدت دوشیدن گاو شیری افغانستان و در دراز مدت اشغال آن و تشکیل کنفدراسیون افپاک است. پاکستان با گذشت هر روز خواهان گرفتن امتیازات بیشتر از امریکا در افعانستان است

تا جایی که عقل قاصر این هیچمدان قد می دهد، گفتگوهای صلح با طالبان به دلیل عدم صداقت کابل، واشنگتن و اسلام آباد هیچ دستاورد مثبتی برای کشور نخواهد داشت و یکسره به سود پاکستان خواهد انجامید. چرا؟

جان سخن در این است که راهبرد امریکا در کشور روشن است و همه می دانند که امریکا در صدد استقرار یک دولت هوادار واشنگتن در کابل بوده و است. اما آن چه که بواسیر خونین امریکا گردیده است، پاکستان است.

پاکستان هم در قبال افغانستان راهبرد معینی دارد که در کوتاه مدت دوشیدن گاو شیری افغانستان و در دراز مدت اشغال آن و تشکیل کنفدراسیون افپاک است. در این حال پاکستان با گذشت هر روز فشار بر واشنگتن را افزایش می دهد و خواهان گرفتن امتیازات بیشتر از امریکا در افعانستان است. در این حال امریکا تلاش دارد تا اداره دولت کابل را از طریق پشتون های ناسیونالیست در دست داشته باشد و گروه های وابسته به اسلام آباد یعنی طالبان و حزب اسلامی و… را در حاشیه دولت نگه داشته و به آنها نقش درجه دوم و انگشت ششم بدهد.

پاکستان در این میان یک راه میانبر را بر گزیده است و آن این که از طریق مانور با کارت طالبان پروژه اصلی خود را پیش ببرد. در همین راستا طالبان دو پا را در یک موزه نموده، پافشاری دارند که به هیچ رو حاضر به مذاکره با ارگ نیستند. مگر این که سخن بر سر تسلیم ارگ باشد.

از سوی دیگر پاکستان بخشی از نیروهای وابسته به خود را زیر نام طالبان میانه رو و حزب اسلامی با هزاران حیله و نیرنگ شریک قدرت ساخته اند. امریکایی ها هم از مخاطرات تسلیم ارگ به طالبان یعنی در واقع پاکستان و غیر مستقیم چین نیک آگاهی دارند. این است که کار به بن بست کشیده است. چون هیچ طرف از مواضع خود کوتاه نمی آید.

اکنون ترامپ می خواهد با مداری بازی و حرکات اکروباتیک گره فروبسته این مشکل را بگشاید. او به شیوخ عرب دستور داده است که ده میلیارد دالر به پاکستان بدهند تا اسلام آباد کوتاه بیاید و حاضر گردد طالبان را وادار به پیوستن به دولت و مشارکت در یک دولت ایتلافی زیر فرمان ناسیونالیست های پشتون بسازد.

در این حال پاکستان نیک می داند که تشکیل یک دولت پشتونی در کابل می تواند در آینده فتنه پشتونستان را چاق بسازد و برای اسلام آباد دردسرهای بسیاری را به بار بیاورد. این است که از طعل چال کار کرفته، و با زدن هم به نعل و هم به میخ می کوشد تا جای امکان مساله را به درازا بکشاند تا بتواند از سویی پول اعراب را بچاپد و از سوی دیگر بتواند تا جای امکان نیروهای وابسته به خود را در دستگاه دولت جاسازی نماید.

گذشته بر اینها پاکستان خواستار آن است تا کنترل مناطق پشتون نشین افغانستان به طالبان یعنی در واقع اسلام آباد سپرده شود. اما محال است امریکا حاضر شود، کنترل ولایات زرخیزی چون قندهار و هلمند و نیز ولایات استراتژیکی چون ننگرهار و پاکتیا را به پاکستان بسپارد. ملی که از زیر این پلو بیرون خواهد شد، این خواهد بود که دم دست پاکستان به گرفتن چند ولایت و چند وزارت بسنده کند، تا بتواند پول اعراب را بچاپد. شاید برای چندی کجدار و مریز کمی آرامی شود. اما اسلام آباد هرگز نیروهای جوان و جنگنده قبایل را وارد بازی نخواهد ساخت، بل که آنان را کماکان بالقوه مسلح و آماده جنگ برای روز مبادا نگه خواهد داشت. اما این تنها یک جانب قضیه است.

از آنسو، ناسیونالیست های حاکم بر ارگ به آسانی کوتاه نخواهند آمد. زیرا هرگونه کوتاه آمدن در برابر پاکستان همچون خیانت به آرمان پشتون ها ارزیابی خواهد شد و همین گونه نیروهای شمال نیز از قدرت گرفتن بیش از حد نیروها پاکستانی جلوگیری خواهند کرد. امریکا در واقع می خواهد که سرانجام برای صدور بی ثباتی به آسیای میانه و ایران دست های باز پیدا کند و پروژه داعش را که از سوریه به افغانستان آورده است، عملیاتی بسازد. پروژه ای که اعراب بایستی برای پیاده شدن آن میلیاردها دالر هزینه نمایند. اما ایران و روسیه هم بیکار ننشسته اند. سرویس های اطلاعاتی این دو کشور در افغانستان فعال اند و دیری نخواهد گذشت که نیروهای لشکر فاطمیون برای پیکار با داعش وراد افغانستان خواهد گردید. همه چیز به این خلاصه می شود که ارگ به هیچ صورت اراده ندارد که صلح و آرامش به کشور باز گردد. زیرا اگر چنین می بود، گام های استواری در راستای اصلاح قانون اساسی و ساختار نظام و اعاده موقف بیطرفی افغانستان بر می داشت. اما چون چنین چیزی در برنامه ارگ و همچنین واشنگتن نیست، لاجرم کشور به سوی مبدل شدن به یک سوریه دیگر می شتابد که این یکسره آب به آسیاب پاکستان می ریزد.

اما در هر حال پاکستان امتیازاتی به دست خواهد اورد و اداره چند ولایت و چند وزارت و…. از واشنگتن خواهد گرفت و شمار بیشتر طالب و حزبی و دیگر دست پرورگان خود را وارد ساختارهای دولتی خواهد گردانید تا بتواند از آن هابه عنوان ستون پنجم کار بگیرد.

با این حال، اشرف غنی احمدزی هم نهایت تلاش را به خرچ خواهد داد تا با رفتن طعل چال موضوع را تا جای امکان به تعویق بکشاند تا از یکسو عمر ریاست خود را دراز تر بسازد و از سوی دیگر خود را از بدنامی تاریخی سپردن بخشی از ولایات پشتون نشین به پاکستان برهاند.

عزیز آریانفر