شکور نوابی

همهمةى نزع ائينى

https://islamicarchives.wordpress.com/2017/05/24/oldest-koran-fragments-found-in-birmingham-university-during-the-time-of-the-prophet/comment-page-1/

پارة قرانى کة يکهزار و پنج سد سال عمر دارد در دانشگهاة برمينگهام در لندن پيدا شد کة جان کندن ائين مردم بليونى ” سناچ دمگرى ” را بصورت شفافترش فراهم کرد. -Manuscripts ) کتاب خطى حجازى ( ريديو کاربن شدة از جانب دانشگاة اکسفورد لندن کة تثبيت کرد تاريخ نگارش نسخة هايى قران پيش از اسلام را در ميان سالهايى ۵۶٨ پس از ميلاد و ۶۴۵ پس از ميلاد را در حاليکة تاريخ زندگى محمد اتفاق افتادة است بين سالهايى ۵٧٠ پس از ميلاد و ۶٣٢ پس از ميلاد کان ۴٢ سال تفاوت را پس از تولد محمد نشان ميدهد کة ملک سرگردان ، جبرئيل ب رخاستة از فرهنگ يهود اما نة تازى ، در چنان چرخگاة مسوچيزم نقش ندارد٠ کجاست اکنون شاة فيلى ، تا مسلمانان نفس سوختهٴ تاريک انديش شمشيرى در گل ماندة را از گل الودة بدر بکند ؟ اين يک سفستة گويى دين است کة ساينس بة مذهب حق موجوديت نمى دهد ، ليکن مذهب اين حق را دارد کة بسر طبيعت اشيا دريافت حقيقت را از طريق عقايد دينى بکند . بخصوص دارد صلاحيتى تا ادعا بکند اوست کة ميشناسد انسان و جهان را ، دين کة نميداند ان از چة ساختة شدة است يا است نيازمند جوابى . فلاسفر ) ايميل دارخيم (. هر گاهيکة محققين بة پايهٴ دانش يا فلاسفةى دياليکتيک ” ساينس ” ايديا اما نة ايديال ، فرضيةى را جان و سمت ميدهند انجا کة همهمةى افرينش بيرون جهان مادى ديگر رسميت ندارد ، يا است انجا بادار طبيعت ، سر قوماندان رملى سرما زدة ، کة نة جهت دارد و نة جهيش ، ديکتاتور مطلق کة مسئول نيست گهى مرا از خون لخطة ” خون مردة ” گهى از کلوخ ، شى غير عضوى ، باز اب جهندة ” آب روان ” و باز از نر و مادة ) سورهٴ حجرات سيزدة ( ميافريند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ =Spermatozoa تخمة ، يک مادةى پروتينى ساخت تن من و تو ، کة چاووشى ، پُر از يراق ، سفير خدا ، همراة با دوزخ و بهشت و کجکول لانةى زنبور از ان بدنيا امد. xxxxxxxxxxxxx

بادة از ما مست شد ، نى ما از او ادم از ما هست شد ، نى ما از او “مولوى

انجا نخستين قران يافت شدة بمن جرئت و مسئوليت اخلاق اجتماعى بخشيد تا اضافة تر بجانب حقيقت بلغزم و دستگاهايى دروغبافى ائين يا رسم ” Rite” کودکانرا کانها جهان ما را پليد ساختة استند اتش بزنم ، پس من از تةى دل سپاس بجا مياورم در برابر انها دانشمندان کاوشگر کنجکاو کة با پرس و پال سيستماتيک و دقت استادانة توانستند از دروغهايى شاخدار کانها دروغها مردم دُگم و تاريک بزن را غول زدة ساختة است پردة بالا زنند . شمار روشنفکران ما در سر رشيدة جان رشيد ، ازکلاس زن .. دختر خانم خردمند با منطق و شجاع در تاريخ کشورمان پس از ملکة ثريا ، دوکتريس اناهيتا راتب زاد ، مبارز ملالى جويا و ديگران کة تلاش و تپش بى امانى را در راة برچيدن مز خرفات ” سيزدهٴ سفر ” يا قيچى زدن روسرى ” ختنة کردن ” حيات با ارزش خويش و دوستان را مواجة بة خطر ساختة است بة پشتبانى اخلاقى همة جانبهٴ روشنفکران دلير و با سخاوت ، صاحبان قلم و انديشة ، هنرمندان با شور و شعور کانها در تن همچنان در جان زيبا استند نياز مند است . همة مردم داراى انديشة و فضيلت اتکا بة منطق و برهان و مشاهدات علمى بة اين باور استند کة دين ابراهيمى ، نيروى سياسى ساختةى قلندرهايى خاور ميانة مربوط بقوم يهود است . سپاس زياد از همدياران روشنفکر ما در جهان ازادى بيان در غرب در بخش ناپديد ساختن مزخرفات و ياوة سرايى برخاستة از دين را کة تلاش دارند تا مردم ما را از غفلت و گناة گرايى رهايى بخشند کة نبايد بجان هم اف تند کان صدمةى بزرگ بهر دو طرف وارد ميکند کة رخنهٴ کمينگاة دشمن ، سارى پوش شيتانزن را هنوز سهولت مى بخشد ، لذا ايجاب نمى کند ، يک و ديگر خود را در بخش انجام دادن پروژةهايى مشترک کة اهداف جمعى يا مشابهى دارند ، بدون تائمل مورد نق و نقد ، مشت و لگد کان روش مورد پسند نيست قرار بدهند کة بايستى جلو اين ستيزة جويها ، مزاحيم بة شايستگى از طريق گفت و شنفت بدون خشونت بة موازات درک مستقيم ولى نة هيجان و احساسات کة اخلاق کلام در چنان انجمنها حاکم باشد گرفتة شود و نشايد با پيشاب و پس اب کسيکة اجر دارد زبان پاک خود را ملوث بسازيم چرا کة دين يا عقيدة ، فينامينا نيست يا استوار باشد بسر عناصر زير بنا کة داراى خصوصيات عينى است ام ا نة ذهنى ؟ . فينا مينا ، چيزى کة بحواس حقيقى نمودار ميشود. اين اصطلاح کة در سال ١٩٠۵ از سوى فلاسفر جرمنى Husserl -Edmund عموميت دادة شد.. براى مثال فرشتهٴ تصورى هيچ .. از هيچ ديگر ، کز هر دو اينها هيچ هيچ ، هيچى درست نمى شود حامل پياميست بة سايکوپاتى کة ان از امکانات نهايت بدور است ؟ شکل گرفتن سخن يا خبر از هستى بلند ميشود کة چنان هستى ميکانيزم ساختن ساختمان کلام را داشتة باشد ) دهن ، لب ، زبان ، دندان ، کام ، (. همچنان انرجى و کالورى و صدا کة برکشد اواز را. . خوشبختانة انجا علم علمى يعنى ساينس است ، تلسمات را کة ما بسر انها ياوة گويها ، خود و ديگران را ميدريم شکست و منکة ازشدت شادما نى اين دورغ شکنى بسيار ارزشمند در تاريخ اسلام کة چندين بار فرياد زدم . لذا يکبار ديگر من اين فاش سازى بى سابقهٴ تاريخى را در بخش صحت و ثقم قرانهايى پيشينة و پسينة کان جهان جهالت و افسانةها را تکان سخت داد براى همة دانشمندان کشورهايى جهان بويژة دانشمندان دليرکشور بريتانياى بزرگ کة محيط انسانيت را از غل و غش پاک کردند خوشامديد ميگويم .. داکتر محمد عيسى ولى ، کاوشگر لابراتوار بريتانيا اين اتفاق را يک کشف بسيار عالى خواند کة مسلمانها را خوشحال بساخت ، دانشمند ديگر البا فيديلى کة خطوط اين دستاورد ، قران را مرور ميکرد انرا ازجا پراندن خواند ، مدير اين دانشگاة سوزن ورال ، متخصص کوليکسيونها پيوند بة اين کشف گفت ، جستجو گر ان علمى اين توقع را نداشتند ……. ” in our wildest dreams ” that it be so old. در اين خواب ديدنهايى جنون اميز ما .. کة اينکتاب از سابقة ترينش در جهان باشد. پروفيسور ديويد تاماس رئيس دانشگاة مسئول بخش ائين مسيحيت و اسلام ميگويد ” انکس کة اين کتاب را نوشتة است شايد در وقت محمد زندة بودة باشد ، وى ممکن محمد را ميشناختة است و هم موعظةهايى محمد را شنيدة است ، يا نويسندة شخصا محمد را ميشناختة است و محمد کة ان کتاب را بنا بخواست از وى گرفتة است ، او همچنان ادامة دادة گفت : Finding out we had one of the oldest fragments of the Koran in the whole world has been fantistically exciting. يافتن پارةهايى سابقة ترين قران در سراسر جهان فرياديست شگفتاور. فلاسفر ايميل -Durkhiem جامعة شناس ، راستش را گفتة است کة مذهب براى ساينس يک موضوع است و ميخواهد براى ساينس قانون درست نمايد غافل از اينکة نقشى را کة مذهب در سابق بازى کرد حالا کردة نميتواند. اما رولى مثبت را کة راديو کاربن در بخش شناسايى کتاب خطى حجازى بازى کرد مذهب کة هرگز نمى تواند چرا کة دين علم نيست ؟ من قران را زياد خواندةام … من از ان پژوهش بة اين قرار داد رسيدم کة استند انجا يک شمار مذاهب در جهان مرگبارتر بة بشريت باشند کة ائين محمد است . تا جايکة من ميتوانم ببينم سبب قاعدهٴ کلى زوال انرا در جهان اسلام امروز بسيار روشناست٠ بباور من تمايلات اجتماعى و سياسى ان نهايت ترس است ، و فلهذا من توجِة ميکنم شکل زوالش را تا شکل پيشرفتش در ارتباط بسوى بيخدايى ” پيگانيزم “٠

Alexis de Toqueville (1805- 1859)

روز محشر کة جانگداز بوَد …. اولين پرسش از خباز بوَد

Advertisements