یونگه ولت – ترجمه رضا نافعی

حتی در آن روزی که سرانجام نوبت ترامپ به سرآید و صحنه را ترک کند، بازهم نه «دوران ترامپ» به آسانی پایان خواهد یافت و نه قهرمانان آن دوران صحنه را رها خواهند کرد. نه، آنها کوتاه نخواهند آمد و از باز تولید آن فضای وحشت و پارانویای اضطراب آفرینی دست برنخواهند داشت.
عداوتی بدخیم و فرومایه، تا دیرزمانی پس از این دوران، بر زندگی اجتماعی و مناسبات بین المللی مسلط خواهد ماند.
میراث ترامپ گندزاری خواهد بود از خشم، نفرت و تلخی که تا دیرگاهی بسیار فراتر از این دوران در ذهن ناخودآگاه ملت و حافظه جمعی جهان باقی خواهد ماند. آنچه از ترامپ باقی میماند بخشی از میراث بی ارزش امپراتوری ایالات متحده است.
ایالات متحده تقریبا یک قرن در این پندار می زیست که گویا حامی ناتوانان و خیرخواه ستمدیدگان جهان است. اما در این دوران که دیرگاهیست سپری شده، جهان دوقطبی بود. با افول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، جهان تک قطبی شد- امپراتوری امریکا، یگانه ابر قدرت جهان باقی ماند.
هنگامی که صحنه خالی از قدرتی هموزن شد که امریکا را سر جایش بنشاند، امریکا نقابِ چهره پوش خود را فروانداخت. آنگاه چهره واقعی سگی درنده آشکار شد که در برابر کشورهای جهان سوم غرش کنان دندان خشم نشان میدهد تا آنان را در سوی تاریک تاریخ نگاه دارد. با اجداد اروپائی خود خصمانه رفتار کند، و تلاش کشورهای امریکای لاتین را برای بدست آوردن استقلال با پشت دست تفرعن رد کند.
دلیل این که چرا امریکا توانست همه این چیزها را غصب کند این است که یک امپراتوری قدرتمند نه به همپیمان نیاز دارد، نه به دوست. امپراتوری فقط رعیت می شناسد و ساتراپ. امپراتوری ها چیزی نیستند جز ماشینی برای تسلط سیاسی و نظامی و استثمار اقتصادی. تنها چیزیکه آنها برای توجیه وجود خود دارند، قدرت بی قید و شرط آنهاست.
این که آیا ترامپ در انتخاب بعدی، برای چهار سال دوم، باز هم انتخاب خواهد شد یا این که فقط هشت ماه باقیمانده از دور اول را از سر خواهد گذراند، ازمنظر امروز فاقد اهمیت است. زیرا که دیگر دست ها رو شده اند. امپراتوری برای تحقیر بی مرز جهان ، بر چهره جهانیان تف کرد و لطمه ای جبران ناپذیر بر روابط بین المللی وارد آورد
https://www.jungewelt.de/artikel/343881.die-maske-ist-gefallen.html

Advertisements