زلمی خنخبه های به اصطلاح از یک ملیت، همه برای عقب گرد به سوی تاریکی عمل می کنند.
سایر همتباران مثل گوسپند رهبران شان را استقبال و تعقیب می کنند.

لیلزاد، علی احمد جلالی، حامد کرزی، اشرف غنی، حنیف اتمر، فاروق وردک، زاخیل وال، انورالحق احدی، گلبدین حکمتیار، تنی، سلیمان لایق ( فعلن در رکاب اجیر های غرب، برای حمایت از بنیادگرایی قرار گرفته است)، گلاب خان منگل، و ده های دیگر، همه اجیر، مزدور و گویا در خدمت پروژه ی انگریزی طالبان و سایر شبکه های اطلاعاتی خارجی اند.
این افراد تحصیلکرده همه بر ضد دموکراسی، حقوق زنان، حقوق بشر، عمل نموده حامل بیرق سیاه و سفید طالبانی – داعشی و بنیادگرایی می باشند. همه با غریزه ی قومی- قبیله‌ای و اجیری در خدمت استعمار و اشغال قرار دارند( دربین چنین گل‌های سر سبد با افتخار!!! با تحصیلات عالی یک وطن پرستی میتوانید دریابید؟).

اکنون به گزارش هایی در مورد زلمی خلیلزاد بد ذات ( اجیر چندین منظوره ی شرکت نفتی یونیکال و سایر کارپوریشن های امپریالیستی)، توجه فرمایید

خلیلزاد این افراد را بازداشت می کند

لیست چهارده نفری در دست خلیلزاد بود که تا کنون یکتن آنان کشته و سه تن آنان دستگیر و زندانی شده اند و ده تن دیگر باید طی شش ماه آینده دستگیر و یا نابود شوند

در ادامه نشست های (به اصطلاح مشورتی) اشرف غنی آقایان محمد محقق، صادق مدبر، اسدالله سعادتی، محمد اکبری، سید علی کاظمی، عبدالحق شفق و محمد ناطقی را به ارگ ریاست جمهوری فراخواند و آنان نیز دویده و سر از پا نشناخته به دیدار جناب غنی شتافتند.

اشرف غنی این (به اصطلاح) سران را در حالی به ارگ دعوت کرد که در جلسه قبلی با گلبدین حکمتیار و فاروق وردک، پرونده موضوعات امنیت مناطق و نیتجه انتخابات را بسته بود و برای اینکه اعتراضی از جانب محمد محقق و بقیه نشود، آنان را بصورت تشریفاتی فراخواند و چند دقیقه ای به صحبت های شان گوش داد و سپس توصیه های لازم را به آنان ابراز داشت.

اشرف غنی در حالی سران و رهبران را در جلسات مشورتی مشغول نگهداشته است که زلمی خلیلزاد در حال پیاده کردن لیست ارایه شده از جانب آمریکایی ها است که در آن لیست تعدادی از افراد سرکش (از نگاه آمریکایی ها) باید تا شش ماه آینده دستگیر و مجازات گردیده و یا از بین برده شوند.

در تداوم نشست های تشریفاتی، خلیلزاد وارد عمل شده و دستور بازداشت یکی از جنرال های وابسته به عطامحمد نور را صادر کرد. جنرال حسیب‌الله قریشی، فرمانده پیشین لوای نمبر هفت نظم عامه در شمال کشور و رییس کنونی ارکان نیروهای سرحدی از سوی دادستانی نظامی مورد بازجویی قرار گرفت. گفته شده است که آقای قریشی به اتهام ارتکاب چندین مورد فساد، بازداشت شده است.

یک منبع نزدیک به طالبان در قطر می گوید که موضوع ترور و یا دستگیری افراد مورد نظر امریکا در جلسه اخیر زلمی خلیلزاد با رهبران طالبان در قطر مطرح شده و آنان از آمریکایی ها خواسته اند تا چند تن دیگر به آن لیست اضافه شود.
این منبع که از ذکر اسامی آن افراد خودداری نموده است می افزاید: لیست چهارده نفری در دست خلیلزاد بود که تا کنون یکتن آنان کشته و سه تن آنان دستگیر و زندانی شده اند و ده تن دیگر باید طی شش ماه آینده دستگیر و یا نابود شوند.

یک قسمت از افراد ذکر شده در لیست خلیلزاد را فرماندهان مشهور و کاری و مخالف آمریکایی ها و دشمن واقعی طالبان در ارتش و پولیس ملی تشکیل می دهد و قسمت دیگر آن فرماندهان مسلح قومی و حزبی که همیشه ادعای مبارزه واقعی با طالبان و داعش را داشتند شامل می شود.

به همین دلیل است که حکومت در هیچ صورتی از فرماندهان جنگی مقابل طالبان و داعش مانند جنرال رازق، قیصاری، شجاعی، علیپور و … حمایت و پشتیبانی نکرده و نمی کند.
با واضح شدن این موضوع، دیگر نباید برای سران قوم ازبیک و هزاره و تاجیک و حتی پشتون، سوالی باقی مانده باشد که چرا حکومت، مبارزان واقعی در مقابل طالبان و داعشیان را ترور و یا بازداشت می کند.

هرچند خلیلزاد به دستور آمریکایی ها دنبال گزینه مناسبی بجای غنی در دوره بعدی ریاست جمهوری می باشد، اما هنوز غنی بطور کامل از چشم آمریکایی ها نیفتاده و احتمال می رود که در دور بعدی نیز از وی حمایت کنند. ولی طالبان در دوره بعدی ریاست جمهوری نقش فعال خواهند داشت. به همین جهت موضوع تاخیر در برگزاری انتخابات و یا تعلیق آن مطرح شده است که میخواهند عکس العمل ها را نسبت آن سنجیده و بعدا وارد عمل شوند. از یکطرف به غنی گوشزد کرده اند که او با طرح آمریکایی ها مخالفت کند تا مخالفان غنی از این طرح حمایت نمایند و در اخیر غنی نیز به بهانه اطاعت از رهبران و سران احزاب، طرح آمریکایی ها را بپذیرد و از طرف دیگر تمامی سران و فرماندهان مخالف طالبان و داعش دستگیر و یا نابود می شوند.

درگذشته بسیاری از احزاب و فرماندهان جهادی دی دی آر شدند و یا بقولی سلاح های شان را تسلیم خارجی ها کردند ولی هنوز از هر حزبی یک یا چند فرمانده مسلح باقیمانده است که تسلیم دی دی آر نشده و مسلح مانده اند، خلیلزاد در طرح در دست اجرای خودش این افراد را نیز خلع سلاح خواهد کرد و تنها کسانیکه مسلح باقی خواهند ماند، طالبان و داعش و حکمتیار و اردوی ملی و پولیس ملی خواهند بود. در حالیکه طالبان در صورت پیوستن به دولت هیچ اسلحه ای تحویل نمی دهند و تمامی سلاح های شان در دست خودشان باقی خواهد ماند

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

از بازی خلیلزاد و غنی مطلع شوید

آمریکایی ها هم مخالف حکومت را پشتونیزه ساختند و هم تمام قدرت و اختیار حکومت را به پشتون های فاشیست از غرب آمده و متعصبین ناخلف این قوم اگذار نمودند و از طرفی هم تقریبا تمامی سران غیر پشتون و یا پشتون های متعهد را حذف و یا فاسد ساختند و هرکدام را به طریقی بدنام کردند

به گزارش  سایت همایون بنقل از شبکه اطلاع رسانی افغانستان  طرح پشتونیزه کردن افغانستان از دهه پنجاه روی دست کارشناسان و متخصصان آمریکایی قرار دارد. این طرح جهت اجرای بهتر نقشه های آمریکایی در راستای تک قطبی شدن جهان به نفع آمریکا و دستیابی آمریکایی ها به معادن و ذخایر آسیای میانه و ضعیف شدن روسیه، روی دست گرفته شده است.

از اول آمریکایی ها می دانستند که افغانستان بهترین مکان برای اجرای نقشه های آنان است. به همین جهت نقشه های بلند مدت را طراحی کرده و با عملیات روانی منطقه ای بترتیب اجرا نمودند.
برخی از شخصیت های این طرح از قبل پیش بینی شده و تعیین گردیده بودند و برخی دیگر در زمان اجرای نقشه ها انتخاب شدند.

افرادی مانند زلمی خلیلزاد، علی احمد جلالی، حامد کرزی و اشرف غنی، آگاهانه در راستای منافع آمریکا هرکدام در نقش خودشان جاده صاف کن طرح های آمریکایی شدند و برخی دیگر مانند انورالحق احدی، حنیف اتمر، فاروق وردک، عمر زاخیلوال و چند تن دیگر ناخودآگاه در مقام ماموران پایین رتبه اجرایی نقشه های آمریکایی در افغانستان انجام وظیفه کردند.

طرح آمریکایی ها در حاشیه ایجاد ناامنی و رعب و وحشت، این بود که پشتون های فاشیست و سرسپرده را به عنوان سران قوم پشتون معرفی کنند و تمامی سران آگاه این قوم شریف را یکی پس از دیگری ترور و از صحنه سیاسی و قدرت قومی حذف نمایند. تا بدینوسیله هم از اختلافات درونی قبایل پشتون ها در ایجاد ناامنی بیشتر استفاده کنند و هم این قوم را بجان دیگر اقوامی که سال ها با هم زندگی کرده اند، بیندازند و بتدریج به وسیله پشتون ها بقیه اقوام را در حاشیه قرار دهند.

با این مقدمه به این نتیجه می رسیم که گام های سیاسی و عملیات روانی آمریکایی ها تا اینجا درست عملی شده و نقشه ادغام قسمتی دیگر از پشتون ها به بدنه قدرت قومی در افغانستان به مرحله زمانی اجرا رسیده است.

اگر از زوایه دیگری به قضیه نگاه کنیم، این اشرف غنی نیست که مدیریت کشوری و حکومتی ندارد، بل این سیاست آمریکایی است که هرکسی بجای وی بود باید اینگونه عمل می کرد تا در اجرای درست نقشه های از قبل طراحی شده آمریکایی ها خللی وارد نشود. پس تقصیر ها بر گردن اشرف غنی و کرزی نیست، اینها ماموران اجرای نقشه های آمریکایی هستند.

همانگونه که حکمتیار را از بدنه دولت ربانی جدا نمودند و اینک او را به عنوان یک کتله بزرگ سیاسی و قومی وارد حکومت کردند و قسمتی از سهمیه کرسی های دیگر اقوام را به وی واگذار نمودند، طالبان را نیز وارد بدنه حکومت می کنند تا قسمت دیگری از سهمیه دیگر اقوام را نیز به آنان واگذار نمایند.

آمریکایی ها در میانه این طرح، هم مخالف حکومت را پشتونیزه ساختند و هم تمام قدرت و اختیار حکومت را به پشتون های فاشیست از غرب آمده و متعصبین ناخلف این قوم اگذار نمودند و از طرفی هم تقریبا تمامی سران غیر پشتون و یا پشتون های متعهد را حذف و یا فاسد ساختند و هرکدام را به طریقی بدنام کردند.

اینک نیز می شود به این نتیجه از بازی و فریب خلیلزاد و غنی رسید، که در نخست خلیلزاد برای راضی کردن دیگر اقوام و گروه ها با آنان نشست می کند و تشکیل دولت موقت را به آنان می قبولاند و سپس با اشرف غنی هماهنگ می کند که چهره مخالف بخودش بگیرد و با نقشه آمریکایی در تشکیل دولت موقت مخالفت کند تا بدینوسیله سران دیگر احزاب و اقوام که با غنی درگیر هستند و مشکل دارند، اینجا نیز از در مخالفت با غنی درآمده و از طرح تشکیل دولت موقت پشتیبانی نمایند. همانگونه که کرزی سالها با چهره دروغین مخالفت با آمریکایی ها درآمد و بسیاری از جمله ایران را کامل و تا حدی روسیه و هند را نیز فریب داد.

به تمامی سران و بزرگان احزاب و اقوام توصیه می کنیم که کمتر به منافع شخصی و وعده های دروغین آمریکایی دلخوش کنند و بیشتر به دور دست ها و آینده این سرزمین و فرزندان این مملکت بنیدیشند.

خداوند به همه ما توان درست دیدن و درست اندیشیدن و درست عمل کردن را عنایت بفرماید.
و من الله التوفیق

++++++++++++++++++++++++++++++++

در مقابل صلح زلمی خلیلزاد موضیعگری نمایید

نخبگان سیاسی هزاره ها بخاطر منفعت کلان قومی باید باهم آشتی نموده متحدانه در مقابل صلح زلمی خلیل زاد موضیعگری نمایند!

هزاره ها باید بدانند که در این اواخر بلندترین مقامات سیاسی و نظامی آمریکا در اظهار نظر های خود ها در مورد جنگ افغانستان گفته اند که در افغانستان راه حل نظامی وجود ندارد، از نقطه نظر سیاسی این به معنای قبول شکست در جبهه جنگ است، لذا آمریکایی ها در صدد رهایی از جنگ افغانستان هستند.

اکنون که زلمی خلیلزاد مامور گردیده است که برای آمریکایی ها در این زمینه یک راه نجات پیدا کند، واضح است که خلیلزاد با ذهنیت قومی، تشدید تعصبات نژادی، حذف قومی و برتری قومی می خواهد مردم افغانستان را به جان یکدیگر انداخته زمینه حکومت فاشیزم نژادی و تروریزم مذهبی را بالای مردم افغانستان تحمیل نماید.

تبلیغات زهر آگین رادیو آزادی و صدای آمریکا علیه هزاره ها در این اواخر با ماموریت خلیلزاد بی ارتباط نیست، ذهنیت خلیلزاد در مورد هزاره ها ذهنیت امیر عبدالرحمن خانی است، لذا برای هزاره ها لازم است که یک مرکز واحد سیاسی ایجاد کنند، کار های خود را با تاجیک ها و اوزبیک ها هم آهنگ بسازند و طرح یک حکومت غیر متمرکز و فدرالی را ارایه نمایند در صورت که هزاره ها مانند امروز پراکنده بمانند بدون تردید از فرآیند صلح خلیل زاد بیرون می مانند.

حسن علی عدالت

+++++++++++++++++++++++++++++

آیا ماموریت شش ماهه خلیلزاد نتیجه می دهد؟

آیا زلمی خلیلزاد میتواند این آب حیات را برای مردم افغانستان برساند. به عقیده من جنگ تنها مشکل این کشور نیست اما ممکن است ریشه بسیاری از چالش ها همین جنگ باشد.

دولت و مردم افغانستان در کنار اینکه با دشمن سرسخت روبرو اند با چالش های فراوان دیگر نیز دست و پنجه نرم میکند. فساد، بحران های سیاسی، مداخله گسترده بسیاری از کشورهای منطقه و فرا منطقه در امور افغانستان که معمولا با حمایت تسلیحاتی و مالی از گروه های مسلح تندرو در این کشور همراه است از بزرگترین چالش ها در افغانستان به شمار میروند.

بدون شک زلمی خلیلزاد ماموریت دشواری را در پیش دارد به ویژه این که آمریکا از او انتظار دارد طالبان را وادار به شرکت در گفتگوهای صلح کند. در کنار این برخی ها به این باور اند که زلمی خلیلزاد بخاطر به تعویق انداختن انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز ماموریتی دارد که باید تحقق یابد.

به باور من کارهای زیادی است که باید زلمی خلیلزاد آنها را به نمایندگی از آمریکا انجام دهد. باور دارم آقای خلیلزاد از وضعیت پیچیده افغانستان آگاهی دارد شاید او باور داشته باشد آوردن صلح در افغانستان کار ساده ای نیست و این نیاز به زمینه سازی های داخلی و منطقه ای و فرا منطقوی دارد.

از سوی دیگر اگر مذاکره با طالبان به نتیجه برسد حکومت وحدت ملی و حامیان بین المللی این دولت باید برای پاسخ به خواست های احتمالی طالبان که به تعویق انداختن انتخابات ریاست جمهوری تغییرات در قانون اساسی و سپردن چند ولایت به طالبان رهایی بدون قید و شرط محبوسین آنها و خروج قوت های خارجی از افغانستان، آمادگی های لازم را داشته باشند.

در دوران حکومت حامد کرزی که خلیلزاد نماینده خاص امریکا در امور افغانستان بود وضعیت چنین بحران زا نبود حالا شرایط خیلی تغییر کرده است، جنگ شدیدتر و شورشیان قوی تر شده اند، اختلاف های داخلی میان رهبران افغانستان بیشتر شده و حمایت سیاسی و اقتصادی آمریکا از افغانستان نیز کمرنگ تر شده است.

در چنین شرایطی معلوم است که خلیلزاد به چه روش و چه امکانات در موافقت این ماموریت آن هم برای شش ماه امیدوار است.
گرچه امریکا به نتایج مثبت این ماموریت ولو به هر قیمت بشمول زیر پا گذاشتن دست آورد های 18 سال گذشته تمام شود دل بسته است.

احمد سعیدی

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

صلح و انتخابات؛ خلیلزاد چه می خواهد؟

زلمی خلیلزاد؛ نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان می‌گوید امیدوار است تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان یک توافق صلح با طالبان به‌دست بیاید.

آقای خلیل‌زاد گفت “به صورت محتاطانه‌ای” به مذاکرات صلح با طالبان خوشبین است.

او گفت که زمینه صلح به وجود آمده و طالبان هم می‌دانند که از طریق جنگ برنده نخواهند شد و به همین دلیل هم باید دولت افغانستان و هم گروه طالبان خود را آماده مذاکرات جدی صلح کنند.

او گفت:”نمی‌خواهم انتظارات نادرست به وجود بیاورم؛ ولی دولت نیاز دارد تا یک هیات معتبر و همه‌شمول مذاکره‌کننده را که نماینده همه افغان‌ها باشد، به وجود بیاورد و فکر کنم این کار در جریان است. طالبان هم هیات مذاکره‌کنند خود را تغییر داده‌اند و احتمالا تغییرات بیشتری هم در راه است.”

پیشتر روزنامه امریکایی وال استریت ژورنال مدعی شد که دولت ترامپ برای پیشبرد گفتگوهای صلح در افغانستان در حال بحث برای پیشنهاد تعویق انتخابات ریاست جمهوری به حکومت این کشور است.

نکته قابل تأمل این است که زلمی خلیلزاد در تازه ترین موضع گیری خود، تعلیق انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را رد یا تأیید نکرده و این از نظر کارشناسان، تکذیبیه دولت افغانستان مبنی بر اینکه امریکا چنین خواسته ای مطرح نکرده را زیر سؤال می برد و نشان می دهد که امریکا با سرعت بخشیدن به روند تلاش هایی که به رهبری خلیلزاد صورت می گیرد، تلاش می کند، صلح با طالبان را جایگزین انتخابات ریاست جمهوری سال آینده کند.

اگر این احتمال درست باشد، خلیلزاد در جستجوی چیست و چه سناریویی می تواند در انتظار افغانستان باشد؟

نخستین نکته این است که تا زمان امضای هرگونه توافق صلح با طالبان، جنگ و خونریزی و ناامنی در ابعادی بسیار وسیع و کم سابقه در سراسر کشور به ویژه مناطقی که در ۱۷ سال گذشته، امن محسوب می شدند، ادامه و گسترش پیدا خواهد کرد. دلیل این امر هم آن است که از یکسو طالبان می خواهند با تشدید جنگ، خواست های خود را بر امریکا و دولت افغانستان، تحمیل کنند و امتیازات بیشتری بگیرند و از سوی دیگر، امریکا نیز ممکن است به عنوان بخشی از امتیازات واگذار شده به طالبان و رژيم های شناخته شده حامی آن گروه از جمله پاکستان و دولت های عربی، بخش های مشخصی از خاک افغانستان را به طالبان واگذار کند و به این ترتیب، مأموریت صلح خلیلزاد، امکان پذیر شده و با موفقیت، همراه شود.

بنابراین، جنگ های جاری در افغانستان، کاملا همراستا با تلاش هایی است که خلیلزاد در عرصه سیاسی، آغاز کرده است.

نکته دوم هم این است که امریکا سعی می کند از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان جلوگیری کند؛ زیرا به نظر می رسد دیگر نمی خواهد روی مهره ای ناکام و ناکارآمد مانند اشرف غنی، سرمایه گذاری کند و با به پیروزی رساندن دوباره او در شرایطی که بسیاری از مخالفان سیاسی اش به هر قیمت ممکن، سعی می کنند او را در انتخابات پیش رو شکست دهند، هزینه های سنگینی را متحمل شود. از سوی دیگر، تصور نمی شود که امریکا جایگزینی مناسب و مورد اعتماد برای اشرف غنی داشته باشد تا در انتخابات ریاست جمهوری آینده،‌ از او حمایت کرده و او را به پیروزی برساند. ضمن آنکه نبرد با طالبان هم برای امریکایی ها هزینه های سنگین اضافی به همراه دارد و ادامه این وضعیت، ممکن است مأموریت استراتژيک امریکا و هم پیمانانش در افغانستان را به خطر بیاندازد.

با توجه به این مسایل، امریکا باید هم راهی برای جایگزین کردن انتخابات ریاست جمهوری آینده پیدا کند و هم به جنگ با طالبان پایان دهد و این دو هدف، تنها از یک راه قابل دستیابی هستند و آن، صلح با طالبان، پیش از انتخابات ریاست جمهوری است.

به نظر می رسد بسیاری از بزرگترین موانع صلح از میان برداشته شده یا در حال برداشته شدن هستند و یکی از مهم ترین گام های باقیمانده، کسب رضایت و حمایت جناح های سیاسی و قومی منتقد و مخالف طالبان است که هم اکنون خلیلزاد و اشرف غنی از طریق رایزنی های دوجانبه و راه اندازی بورد مشورتی صلح، در حال حل و فصل آن هستند.

بنابراین، سناریوی مورد نظر امریکا، تشکیل یک دولت موقت با حضور طالبان و تعریف یک ساختار سیاسی جدید، تعدیل قانون اساسی و ایجاد سازوکارهای لازم برپایه خواسته ها و مطالبات طالبان است؛ سناریویی که اگر اجرایی شود، نه انتخابات و دموکراسی معنا دارد، نه دستاوردهای ۱۷ ساله و نه ارزش های دموکراتیک؛ بلکه این بار، سیستمی روی کار خواهد آمد که از یکطرف مطلوب طالبان و پاکستان و اعراب باشد و از سوی دیگر، برای اهداف راهبردی و بلندمدت امریکا در افغانستان و منطقه، مانعی ایجاد نکند

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مجلس سنا دیدارهای خلیل‌زاد با رهبران سیاسی را مشکوک خواند

مجلس سنا ضمن تاکید بر ضرورت تامین صلح در کشور می‌گوید که دیدارهای جداگانه خلیل‌زاد با رهبران سیاسی افغانستان مشکوک است.

به گزارش سایت همایون بنقل از خبرگزاری جمهور ؛ فضل‌هادی مسلم‌یار رییس مجلس سنا در نشست امروز یکشنبه (27 عقرب) این مجلس گفت: “مردم افغانستان در مورد تلاش‌های آقای خلیل‌زاد در مورد صلح ملاحظه دارند و اگر آقای خلیل‌زاد سیاست دوگانه ندارد چرا بزرگان سیاسی را در ارگ نمی‌خواهد و با همه یکجا در مورد چگونگی صلح صحبت نمی‌کند؟”

آقای مسلم یار افزود که آقای خلیل زاد در مورد صلح میان حکومت و سایر بزرگان سیاسی تفاوت قایل می‌شود و با هرکدام به گونه‌ “مشکوک” صحبت می‌کند وگرنه همه مردم افغانستان می‌دانند که جنگ راه حل نیست و از حرکت صلحی که باعزت باشد استقبال می‌کنند.

او همچنین در مورد دیدارهای رییس جمهور غنی با رهبران سیاسی به منظور ایجاد بورد مشورتی صلح صحبت کرد و گفت که آقای غنی می‌خواهد، کسانیکه برای تامین صلح در کشور نظر دارند را به منظور همکاری با شورای عالی صلح و حکومت در این بورد گرد هم بیاورد.

از سوی هم، برخی سناتوران دیگر هم روند صلح را پیچیده و مشکوک خواندند.

عبدالرحیم حسنیار یک عضو مجلس سنا گفت: “روند صلح افغانستان به یک بازی سیاسی بین ابرقدرتها به ویژه امریکا، روسیه و کشورهای منطقه تبدیل شده و سیاست مداران افغانستان نیز سیاست‌های نادرستی را در پیش گرفته و روند صلح عملاً از اختیار شورای عالی صلح بیرون شده است.”

آقای حسنیار با تاکید بر اینکه کشورهای منطقه و قدرتهای جهان هیچ گاهی در افغانستان صلح نخواهند آورد افزود که رهبران سیاسی افغانستان نگذارند روند صلح به تباهی مردم افغانستان بیانجامد.

زلمی زابلی دیگر عضو سنا هم گفت: “مردم افغانستان از تلاش‌های آقای خلیل زاد برای تشکیل حکومت موقت و تلاش‌های رییس جمهورغنی برای ایجاد بورد مشورتی صلح در واهمه قرار دارند؛ آقای خلیلزاد باید مشخص کند که چه می‌خواهد.”

این در حالی است که اخیراً محمد محقق معاون دوم ریاست اجرایی نیز گفته است که آقای خلیلزاد جاده صلح را یکطرفه دنبال می‌کند و شورای عالی صلح نیز گفته است که جزئیات روند صلح با این شورا شریک نمی‌شود

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

توافق امریکا و طالبان؛ حکومت موقت ایجاد و تا شش ماه آینده توافقات صلح نهایی می‌شود

یک منبع نزدیک به گروه طالبان می‌گوید که مقام‌های امریکایی و نمایندگان طالبان به توافقاتی پیرامون روند صلح افغانستان دست یافته‌اند و این توافقات تا شش ماه آینده نهایی خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری جمهور؛ به تازگی زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه وزارت خارجه امریکا در امور صلح افغانستان با شماری از نمایندگان گروه طالبان در قطر دیدار کرده است.

براساس برخی از گزارش‌ها، در این دیدار، ملا یعقوب پسر ملا عمر رهبر پیشین گروه طالبان، ملا فضلی و ملا نورالله نوری و شمار دیگر از چهره‌های سرشناس گروه طالبان حضور داشتند.

خروج نیروهای خارجی از افغانستان، رهایی زندانیان و حذف نام رهبران طالبان از فهرست سیاه امریکا، مسایلی بودند که در این دیدار مطرح شده است.

آقای خلیل‌زاد و نمایندگان طالبان گفته اند که آنان به نتایج گفتگوهای شان خوش‌بین هستند.

در همین حال حاجی دین محمد معاون شورای عالی صلح در مصاحبه با برخی از رسانه‌ها گفته که احتمال دارد که آقای خلیلزاد و نمایندگان طالبان بر سر مساله خروج نیروهای خارجی از افغانستان به توافقاتی رسیده باشند.

در همین حال حاجی دین محمد تایید کرده است که جزییات دیدار مقام‌های امریکایی و نمایندگان طالبان با شورای عالی صلح افغانستان شریک ساخته نمی‌شود.

حبیبه سرابی معاون دیگر شورای عالی صلح نیز سه روز قبل در نشستی در کابل گفت که روند صلح افغانستان از دست شورای عالی صلح خارج شده است.

حاجی محمد محقق معاون دوم ریاست اجرایی نیز، تلاش‌های مقام‌های امریکایی در روند صلح افغانستان را یکجانبه خوانده و گفته است که زلمی خلیل‌زاد به تازگی با ملا یعقوب پسر ملا عمر رهبر پیشین طالبان در ولسوالی “خاک افغان” ولایت زابل دیدار و گفتگو کرده است.

در همین حال، وحیده مژده آگاه مسایل سیاسی در مصاحبه با خبرگزاری جمهور گفت که زلمی خلیل‌زاد، پیشنهاد ایجاد اداره موقت در افغانستان را به نمایندگان طالبان داده است.

آقای مژده گفت که خلیل‌زاد از طالبان خواسته تا فهرست نمایندگان شان در اداره موقت را به امریکا تحویل دهد.

وی افزود:” بین امریکا و طالبان توافق بر این شده است که بعد از چند ماه اداره موقت که در آن نمایندگان طالبان نیز حضور داشته باشد یک نظام کارا به اساس انتخابات بوجود آید.”

این آگاه مسایل سیاسی بیان داشت که تعیین زمان مشخص برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، تنها مساله‌ای که مقام‌های امریکایی و نمایندگان طالبان بر سر آن اختلاف نظر دارند.

آقای مژده گفت:” طالبان خواهان تعیین زمان مشخص برای خروج نیروهای امریکایی با تضمین قوی بین‌المللی از افغانستان است چون طالبان استدلال می‌کنند که امریکایی‌ها به قول و قرار خویش صادق نیستند که مصداق اصلی آن نیز بیرون شدن از توافق برجام با ایران است.”

وی تاکید کرد که امریکا پس از 17 سال جنگ با طالبان به این نتیجه رسیده است که با طالبان وارد گفتگوهای صلح شود.

آقای وحید مژده در پاسخ به سوالی که در گفتگوهای مقام‌های امریکایی و نمایندگان طالبان، نمایندگان حکومت افغانستان حضور دارند یا خیر؟ گفت:” نماینده کدام حکومت، از سال 2001 تا هنوز حکومتی در افغانستان وجود نداشته است بلکه هر کی آمد به خواست امریکا آمده و رفته است.”

این آگاه امور سیاسی تاکید کرد:”امروز امریکا هم علاقه‌ایی برای بقای این حکومت فاسد ندارد و تلاش دارد تا شش ماه آینده با طالبان به توافق رسیده و یک صلح سراسری را در کشور تامین کند

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++

تکیه بر امریکا، تکیه بر باد!/ خلیل‌زاد همه کاره‌ و غنی هیچ‌کاره

غنی، اين روزها به شدت از سوي امريكايي ها و نماينده ويژه آنها احساس خطر مي كند و نگران آينده سياسي خود است، چرا كه در صورت توافق احتمالي خليل زاد با طالبان و واقعيت يافتن طرح هاي خلیل‌زاد، به طور حتم اولين و بزرگترين قرباني اين مصالحه، شخص اشرف غني و دولت وحدت ملي خواهد بود
این روزها، تنور مذاکرات صلح افغانستان با طالبان، در دو جبهه گرم شده‌است: جبهه‌ی اول، امریکا و نماینده‌ی ویژه‌اش در امور صلح افغانستان، زلمی خلیل‌زاد، است و جبهه‌ی دوم، غنی و اندک طرفدارانِ متعصب باقی مانده‌اش در حکومت وحدت ملی، می‌باشد.

جبهه‌ی اول؛
براساس گزارش روزنامه‌های وال استرین ژورنال و‌ نيويورك تايمز، زلمي خليل زاد، اين روزها گفت وگوهاي فشرده اي را با نمایندگان طالبان به پيش مي برد كه در صورت رسیدن به توافق نهايي، مي تواند معادلات قدرت در صفحه شطرنج افغانستان به طور کلی تغيير دهد. اگرچه از جزئیات گفت‌وگوی خلیل‌زاد با نمایندگان طالبان در دوحه قطر، خبری به بیرون درز نکرده اما برخی شنیده‌های تأیید نشده می‌رساند که به دستور واشنگتن، خليل زاد بايد طی مدت ٦ تا حداکثر ١٢ ماه به هر قيمتي كه شده با طالبان به يك «توافق سیاسی» اساسي و فوری برسد و جنگ ١٧ ساله‌ی امریکا در افغانستان را به پایان برساند تا دونالد ترامپ بتواند از اين توافق به عنوان برگ برنده در كمپاين هاي انتخاباتي رياست جمهوري ٢٠٢٠ امريكا استفاده نمايد.

خلیل‌زاد و صندوچه‌ی بسته‌ی مذاکرات صلح افغانستان!
طرح محرمانه خليل زاد كه روزنامه وال استريت ژورنال چند روز قبل از آن پرده برداشت به نوعي تكرار همان توافق نامه بن، اما اين بار با حضور طالبان است، توافق نامه اي كه بايد تعديل قانون اساسي افغانستان و واگذاري سهم بزرگي از قدرت به طالبان را تضمین کند.
باید گفت، خلیل‌زاد در سفر اولش در چارچوب مأموریت تازه‌اش، عازم افغانستان، پاکستان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر شد و با سران این کشورهای دیدار و گفت‌وگو کرد.
نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در این سفر با نمایندگان طالبان در دوحه قطر نیز دیدار نمود.
خلیل‌زاد، اکنون در دومین سفرش در چارچوب مأموریت تازه‌اش، یک‌بار دیگر با نمایندگان طالبان دیدار و گفت‌وگو نمود.
آنچه در این میان سؤال برانگیز است، عدم آگاهی سران دولت وحدت ملی به محتویات و جزئیات گفت‌وگوی خلیل‌زاد با طالبان است.
برخی شنیده‌های تأیید نشده می‌گوید: رئیس جمهور غنی در دیدارش با زلمی خلیل‌زاد، از وی خواسته‌ گزارش سفرهایش به کشورهای منطقه و از همه مهم‌تر محورهای گفت‌وگویش با طالبان را به سمع و نظر دولت افغانستان نیز برساند، چیزی که به نظر می‌رسد در لیست وظایف مأموریت تازه خلیل‌زاد گنجانده نشده‌است.

جبهه‌ی غنی و طرفداران متعصب اندکش!
با نزدیک شدن مأموریت تازه خلیل‌زاد به نقاط حساس و افزایش احتمالات موفقیت وی در مصالحه با طالبان، سفرهای ولایتی غنی با هدف تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری آینده افغانستان در سال 2019 میلادی نیز افزایش یافته‌است؛ این امر به مذاق خلیل‌زاد خوش نیامده و گفته‌ می‌شود وی بلافاصله طرح تعليق انتخابات ریاست جمهوری و تشكيل «حكومت موقت» را روي ميز دونالد ترامپ قرار داده‌است، طرحي كه مي تواند همه خواب‌هاي اشرف غني براي تداوم حكومتش را نقش بر آب كند!
اشرف غني، اين روزها سخت از حضور زلمی خلیل‌زاد، رقيب جديدش در صحنه سياست افغانستان، ناراضي است. غنی، دقيقا از زماني كه درخواست ملاقاتش با دونالد ترامپ در ماه سپتمبر سال جاری میلادی پذيرفته نشد، دريافت كه از چشم امريكايي‌ها افتاده است و اكنون كه کاخ سفيد گوش به زنگ زلمي خليل زاد دارد و همه نگاه‌ها متوجه اوست، اشرف غني دريافته است كه ستاره اقبال او نيز رو به افول است.

غنی، انحصار قدرت و شکستن جزایر قدرت!

اشرف غني طي ٤ سال گذشته تلاش کرد تا آنچه را که «جزيره‌هاي قدرت» مي خواند از پيش روي دولت خود بردارد و با توسل به خشونت زياد، يك نظام متمركز قومي ايجاد كند، در حالیکه خبر نداشت رقیب اصلی او، سرانجام همان برادران ناراضی‌اش خواهند شد، نه سران جهاد و مقاومت.
غنی، خيلي دير متوجه شد كه ٤ سال است در مسیر اشتباه قدم گذاشته‌است. اكنون، واشنگتن از هرج و مرج فرساينده و جنگ طولاني در افغانستان خسته و از ناكارآمدي و بي لياقتي دولت وحدت ملي نااميد شده‌است و اين بار خود آستين بر زده و نماينده ويژه اي را با اختيارات نامحدود براي خاتمه بخشيدن به بحران افغانستان راهي كابل نموده است. اشرف غني زماني از خواب غفلت بيدار شده كه مي بينند ديگر فرصتي برايش باقي نمانده و كشتي حكومتش كه حاصل توافق دولت باراك اوباما بود توسط دونالد ترامپ در حال غرق شدن است.
از نظر ترامپ، حکومت وحدت ملی در افغانستان، میراث دولت «اوباما» می‌باشد و بررسی عملکرد‌های چند ساله دولت ترامپ، نشان می‌دهد که وی با آنچه از زمان اوباما در سیاست خارجی امریکا به جا مانده موافق نیست و تقریبا تمام توافق‌نامه‌هایی که در زمان اوباما بسته شده را نقض کرده‌است: توافق نامه پاريس، توافق نامه كيوتو، توافق نامه برجام، پيمان نفتا تنها چند نمونه از موارد لغو شده توسط ترامپ می‌باشد و دور از ذهن نيست که ترامپ توافق نامه‌ای را كه جان كري در سال ٢٠١٤ بين اشرف غني و عبدالله ايجاد كرد و براساس آن دولت وحدت ملی شکل گرفت را نيز زير پا بگذارد

آژیر خطر برای غنی به صدا درآمده‌است

آژیر خطر از هم اكنون براي اشرف غني به صدا درآمده است و او خود را به آب و آتش مي زند تا دولتش را از تير رس بدعهدي دونالد ترامپ دور نگاه دارد؛ غنی، در سخنراني كه اخيرا با بزرگان قومي در ولايت پكتيا داشت بر برگزاری مذاکرات بین‌ الافغانی درباره صلح با گروه طالبان تأکید کرد و گفت اجازه تصمیم‌گیری درباره روند صلح کشورش را به بیگانگان نخواهد داد! اين سخن به اين معناست كه اشرف غني از مذاكرات پشت پرده نماينده ويژه امريكا با طالبان ناراضي است و تلاش مي كند كه خود را به عنوان يگانه مرجع مذاكره و مصالحه بين الافغاني مطرح کند.
اشرف غني همچنين سه شنبه گذشته در نشست خبری مشترک با «ینس استولتنبرگ»، دبیرکل ناتو، در کابل كوشش نمود تا به صورت غيرمستقيم به ادعاهاي طالبان كه بارها دولت غنی را مزدور اجنبي و «اداره دست نشانده امريكا در كابل» توصيف كرده اند واكنش نشان دهد و چهره مستقلي از خود به نمايش بگذارد: اشرف غني در اين ديدار خطاب به اين مقام ارشد غربي تاکید کرد: «دبیر کل ناتو باید عادلانه قضاوت کند و بپذیرد که افغانستان پس از سال ٢٠١٤ امنیت و ثبات خود را بدون وابستگی به نیروهای خارجی تامین کرده است.»
همه اين سخنان و موضع گيري هاي اشرف غني حكايت از آن دارد كه وي اين روزها به شدت از سوي امريكايي ها و نماينده ويژه آنها احساس خطر مي كند و نگران آينده سياسي خود است. چرا كه در صورت توافق احتمالي خليل زاد با طالبان و واقعيت يافتن طرح هاي خلیل‌زاد، به طور حتم اولين و بزرگترين قرباني اين مصالحه شخص اشرف غني و دولت وحدت ملي خواهد بود. اشرف غني اين روزها سخت ترين دوران زمامداري خويش را پشت سر مي گذارد چرا كه از يك سو به دليل ناتواني در كنترل بحران و همچنين ناكارآمدي، مغضوب دونالد ترامپ گرديده و از چشم امريكايي ها افتاده است و از سوی دیگر، طالبان مشروعيت او براي گفتگوهاي صلح را به رسميت نمي شناسد و تا امروز تمام درخواست‌هاي عاجزانه وي مبنی بر به زمین گذاشتن اسلحه و آمدن به پشت ميز مذاكره را رد نموده اند.
دولت اشرف غني به دليل عملكرد تبعيض آميز و فساد گسترده اداري حتي در بين مردم افغانستان نيز محبوبيتي ندارد و در وضعيت وخيمي قرار گرفته و به تعبيري مي توان گفت غنی اکنون طوری مصداق بارز گفته‌ی «خسر فی الدنيا و الآخرة» شده كه يك بوريا در زمين و يك ستاره در آسمان ندارد!

;


اکنون که خلیل‌زاد در آستانه توافق نهایی احتمالی با طالبان است و عنان کار از غنی گرفته شده، رئیس جمهور غنی به فکر آشتی ملی و تشکیل بورد مشورتی متشکل از سران جهادی، بزرگان و متنفذین قومی، رهبران احزاب و جامعه مدنی افتاده‌است!
غنی و حلقه اندک اطرافش شاید اینک در خلوت خود آنچه را در گذشته انجام داده‌اند را مرور و بر این همه انحصارگرایی و یک‌جانبه گرایی خود گریه کنند؛ غنی، شاید از آن رجزهایی که با صدای مخصوصش از پشت تریبون‌ ارگ می‌خواند، پشیمان باشد و از همه مهمتر یاد گرفته باشد که تکیه بر امریکا، تکیه بر باد است! چراکه حکومت‌ها می‌روند اما مردم باقی می‌مانند
.

.

Advertisements