فرضیات و شایعات جدید

“خاشقچی” قربانی کدام

توطئه سازمان یافته جهانی شد؟

پس از یک هفته بمباران خبری قتل خاشقچی در کنسولگری عربستان در استانبول، بتدریج سئوالات و شایعات دیگری نیز مطرح شده است. در درجه نخست پوشش سازمان یافته و سریع و همآهنگ تمام رسانه های غرب و رسانه های فارسی زبان خارج از ایران درباره این قتل و سپس اطلاعات قطره چکانی رئیس جمهور ترکیه که گوئی گام به گام با فشردن گلوی عربستان از امریکا امتیاز گرفت و سعی کرد در نقش رهبر جهان اسلام چارپایه را از زیر پای عربستان بکشد. جمهوری اسلامی هم ساز خودش را زد. یعنی هم خواست از آب گل آلوده برای توجیه دهها نمونه جنایت مشابه ماهی بگیرد و هم رسوائی بیش از پیش عربستان را جشن بگیرد. اما حالا و بتدریج فرضیه های دیگری مطرح شده است. از جمله نقش عموزاده بن سلمان بنام “محمد بن نایف آل سعود” که برکنار شد اما سلطنت را حق خود میداند و سلطنت بن سلمان بر عربستان را نا حق. فرض دیگر ناهمآهنگی اخیر عربستان با امریکا برای تولید و قیمت نفت است که تا حدودی همسوئی ندارد با تحریم نفت ایران از سوی امریکا. و باز این فرض که امریکا از نزدیکی پنهان و آشکار بن سلمان با روسیه خشنود نیست.

اگر همه این شایعات و فرضیات درست از آب در بیآید، نتیجه این نمیشود که جنایت سازمان یافته را عربستان مرتکب شد اما انگشت اتهام تنها متوجه یک تن “بن سلمان” باشد!

(عکس: پادشاه عربستان و بن سلمان و بن نایف)

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

پیامدهای مهم سیاسی قتل خاشقچی در استانبول

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی

رد خونی گسترده و طویل نشان می دهد آنچه در باره ترویج تروریسم بین المللی توسط نیروهائی از عربستان سعودی گفته می شود بر حق است. نمونه های چشمگیر از این رفتار فراوانند. این که آیا ممکن است، زمانی کسی پرده از چگونگی قتل در کنسولگری عربستان در استانبول بردارد، سخت ناممکن می نماید. ناگفته نماند این قتل از سوی کشوری صورت گرفته که ( در این عرصه) خواه ناخواه صاحب شهرتی پا برجا ست، که به توفان های بی دوام شن که زود فرو نشیند و فراموش شود شباهت ندارد.
بنا بر این میتوان به این نتیجه رسید که اگر آنها که در راس این کشورند، آشکار یا در پرده، مسئول این جنایت هولناک شناخته شوند، آنچه بر سرشان آید حقشان است.
مطبوعات غرب ، چنان جوش آورده اند که گوئی می خواهند این بار دهان باز کنند و حق سعودی ها را کف دستشان بگذارند. در حالی که معمولا وقتی سبیلشان چرب میشد، رضایت می دادند.
با این حال در این میان چیزی مشکوک بنظر میرسد و آن مربوط می شود به باصطلاح» متهم»، که کلا همپیمان نزدیک غرب و بطور اخص همپبمان امریکا و اسرائیل است.
درست بموقع، یعنی قبل از انتخابات میان دوره ای در ایالات متحده که در 6 نوامبر صورت خواهد گرفت، قتل در » استانبول» به میان می آید.
همه چیز حکایت از آن دارد که دو سال نفرت پراکنی علیه پرزیدنت ترامپ، برای دموکرات ها و «کمیته برای از بین بردن ترامپ»، ثمری ببار نخواهد آورد و پیامد های آن برای»گروه چهارنفره» – که عبارتند از اوباما، کلینتون، سوروس و مرکل – صدراعظم آلمان- نیز خوش نخواهد بود.
آنوقت است که شبحی در ترانس اتلانتیکی به گشت و گذار در خواهد آمد بنام ترامپ که پس از گذراندن دوره دوساله اول، در انتخابات میان دوره ای برای دوسال بعدی ، قطعا انتخاب خواهد شد . پس از این روز انتخابات است که محور ترامپ- پوتین- نتانیاهو فعال خواهد شد. نشان آن دیدار سران دو کشور است که از هم اکنون در نظر گرفته شده است. یکی از مسائل اساسی که در آن دیدارمطرح خواهد شد گفتگو در باره خاور نزدیک و میانه خواهد بود.
اگر این دیدار بتواند با موفقیت همراه گردد آنوقت است که به شدت و هرچه سریع تر به حضور » سعودی» ها نیاز خواهد افتاد. به عربستانی که در پی محکومیت جهانی ، در واقع به کره ماه پرتابش کرده اند.
پرزیدنت اردوغان، در یک هم آهنگی نادر با پرزیدنت ترامپ، در اوج خشم عمومی، عناصری از قتل استانبول را مطرح کرد که شک برانگیزند.
قتل در استانبول از بُعدی برخوردار است که می تواند فرصت صلح را برای نسل ها از بین ببرد و خواهد برد، و آن در صورتی است که نتوان سعودی ها را در گفتگوهای صلح سهیم کرد. که با توجه به قتل هولناک در استانبول ، چنین نیز خواهد شد،- به هر حال از منظر( دربار عربستان) کسانی که روی سخن علنی و عمومی پرزیدنت اردوغان مستقیما با آنان بود.

https://deutsch.rt.com/meinung/78299-willy-wimmer-mordfall-khashoggi-senkt

Advertisements