سخنرانی دبیر حقوق بشر (غیر دولتی) اسرائیل

بانگ بلند دفاع

از مردم بی پناه فلسطین

برگردان: فروزنده فرزاد

شورای امنیت سازمان ملل روز پنجشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۱۸ نشستی برگزار کرد که در آن “حگای العاد” دبیر سازمان حقوق بشری غیر دولتی اسرائیل «بِتسلم» پیرامون جنایت های اسرائیل در فلسطین سخن گفت. او به دعوت بولیوی که ریاست دوره یی شورای امنیت را دارد در آن جلسه حاضر بود. سخنرانی درخشان حگای العاد بازتابی نه در داخل و نه در خارج ایران نیافت و این بی تفاوتی بیش از هر چیز به سبب سوء استفاده ی جمهوری اسلامی از مساله ی فلسطین و همزمان پیشه کردن سیاست سرکوب و تزویر در داخل کشور است تا آنجا که دیگر چندان از همبستگی  با مردم فلسطین که در گذشته در میان مردم ایران نمود بسیار داشت اثری نمانده است. اما این، اهمیت آگاهی از مساله ی فلسطین را و بازگویی واقعیات تلخی که به تجربه ی هرروزه ی مردم فلسطین بدل گشته دو چندان میکند، بویژه که رسانه های جهان نه تنها اخبار فلسطین را مخدوش جلوه میدهند که توجیه گر جنایات اسرائیل نیز هستند. از زبان حگای العاد بشنویم آنچه را که در فلسطین میگذرد:

«رساندن درد و خشم و تحقیر مردمی که بیش از ۵۰ سال از حقوق انسانی محروم شده اند آنچنان که شایسته باشد بسی دشوار است. اینجا در این تالارها {سازمان ملل} سخت است سخن گفتن از معنای واقعی ستمی که تن ها و جان های بی پناه فلسطینی تحت اشغالگری تاب می آورند. اما فارغ از اینکه چقدر توصیف چنین شرایطی دشوار است، سختی واقعی رو در رو بودن هر روزه با چنین وضعیت طاقت فرسا و باز تلاش برای ادامه ی زندگی، تشکیل خانواده و زندگی اجتماعی است.

در دو سال گذشته بیش از ۳۰۰ فلسطینی بدست نیروهای امنیتی اسرائیلی کشته شده اند و ۱۳ تن اسرائیلی هم بوسیله ی فلسطینیها. اسرائیل ۲۹۴ خانه ی فلسطینی را ویران کرده و همچنان به دستگیری آنها و حتی کم سالان ادامه میدهد. نیروهای امنیتی اسرائیل پیوسته به خانه و کاشانه ی مردم فلسطین یورش میبرند و گاه شبانه به خانه ها میریزند و کودکان را از خواب بیدار میکنند تا نام و عکسشان را ثبت کنند. و اینچنین، اشغالگری به امری روزمره بدل شده است و ادامه دارد.

اینهمه را اغلب «وضع موجود» میخوانند، حال آنکه واقعیت موجود ابدا ایستا نیست بلکه گامهایی است کاملا حسابگرانه و از روی تعمد تا آرام آرام یک ملت را از هم جدا، سرزمینشان را پاره پاره و زندگی شان را مختل کنند. {دیده ایم} جدا کردن غزه از کرانه ی باختری (که اسرائیل از اشتباه حماس و جمهوری اسلامی در این زمینه کمال استفاده را کرد)، تبدیل کرانه ی باختری به بخشهای محاصره شده و دیوار کشیدن بین شرق اورشلیم و کرانه ی باختری. سرانجام آنچه باقی میماند زمینهایی است تکه تکه که سرکوب در آن آسان تر است.

هیچ کدام از این موارد اتفاقی نیست بلکه برآمده از سیاست کلی دولت اسرائیل است. دو نمونه ی آشکار متاخر، یکی برخورد با  معترضان در غزه و دیگری برنامه ی اسرائیل برای تخریب روستای بادیه نشین خان الاحمر است. حدود ۲۰۰ تن در خان الاحمر چند کیلومتر دورتر از شرق اورشلیم زندگی میکنند. جاییکه اسرائیل مدتها در پی کاستن از شمار فلسطینیان ساکن آن و گسترش شهرک سازی بوده است. اسرائیل در پی نابود کردن این روستا است و مدعی است که خانه های آن غیرقانونی ساخته شده اند و «سخاوتمندانه» وعده داده که به ساکنان در جایی دیگر مسکن میدهد. دولت اسرائیل اقدام خود را مشروع میداند و به حکم دادگاه عالی در تایید تخریب استناد میکند، گوئی دادگاه تایید نمیکند! البته خانه ها بدون مجوز ساخته شده اند اما این نه از آن روست که گویی فلسطینیها در ذات خویش قانون شکن هستند بلکه به آن سبب است که چاره و راه دیگری ندارند. از آن روست که گرفتن مجوز ساخت از دولت اسرائیل برای فلسطینی ها تقریبا ناممکن است. زیرا هدف سیاست اسرائیل در اساس شهرک سازی و جابجایی فلسطینیها است. اسرائیل نمیگوید آن دو مکانی که برای اسکان اهالی خان الحمر در نظر گرفته، یکی در نزدیکی محل دفع زباله ی شهری است و آن دیگر کنار تاسیسات تصفیه ی آب!

حکم دادگاه عالی اسرائیل در تایید تصمیم دولت برای تخریب نه تنها آنرا توجیه یا قانونی نمیکند بلکه همدستی دستگاه قضایی را با دولت اسرائیل در کوچاندن به اجبار مردمی در شرایط اشغال که مصداق جنایت جنگی است را نشان میدهد.

غزه با جمعیت نزدیک به ۲ میلیون تن در عمل به بزرگترین زندان جهان بدل شده است. مردم غزه که یک دهه ی گذشته را از حصر در رنج بوده اند، در ۶ ماه گذشته دست به اعتراض زده اند. حصری که منجر به فروپاشی اقتصادی، بیکاری گسترده، آب آشامیدنی آلوده، قطعی مکرر برق و بالاخره نومیدی شده است. از ۳۰ مارس گذشته تا کنون بیش از ۵ هزار فلسطینی به ضرب گلوله های اسرائیلی زخمی و بیش از ۱۷۰ تن کشته شده اند که دست کم ۳۱ تن از آنها کم سال بودند، جوانترینشان سه پسر بچه ی ۱۱ ساله.

چنانچه جامعه ی جهانی کماکان سکوت اختیار کند و واکنشی نشان ندهد اسرائیل میتواند به سیاست سرکوب فلسطینی ها زیر لوای اقدامات قانومند ادامه بدهد و دموکراسی خوانده شود. اسرائیل طی ۵۰ سال سرکوب، اشغال، پاکسازی قومی و کشتار فلسطینیان به اندازه کافی فرصت داشته که در قانونی جلوه دادن اقدامات خود کارکشته و کارآزموده شود.

بعنوان مقایسه یی تاریخی، آنچه اسرائیل با سرزمینهای اشغالی انجام میدهد یادآور رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی است. این البته مثالی دقیق نیست اما تاریخ به ما نه مثال دقیق بلکه راهنمای (قطب نمای) اخلاقی ارائه میدهد و راهی که تاریخ به ما می نمایاند مردود دانستن سرکوبگری اسرائیل است درست همانگونه که وجدان بشری بی عدالتی های بزرگ پیشین را {مثلا رژیم آپارتاید} محکوم کرد.

من به نتانیاهو میگویم که هرگز نخواهی توانست مرا به سکوت واداری و صدای صدها هزار اسرائیلی دیگری را که نظامی بر پایه ی برتری طلبی و سرکوب را مردود میشمارند و آینده یی بر پایه ی برابری، آزادی و حقوق بشر میخواهند خفه کنی. من نه خائن ام و نه قهرمان! قهرمانان راستین فلسطینیانی هستند که اشغالگری را با شجاعت و استقامت تاب آورده اند. کسانیکه میدانند که اگر به هنگام شبیخون سربازان اسرائیلی، عزیزشان در برابرشان پرپر شود متجاوز از هر گونه مجازاتی مصون است. کسانیکه هنوز سرزمینشان را ترک نکرده اند با اینکه میدانند بولدوزرها دیر یا زود به کاشانه شان میرسند.

Advertisements