محمد اسحاق ثنا

تیر ستم 

گریه میآید مرا با حال زار میهنم 

خورده چون تیر ستم قلب فگار میهنم 
با دریغ و با آلم آن گرد میدان نبرد 
از حوادث شد شهید آن نامدار میهنم‌
آن که نامش ( رازق ) و ورد زبان مرد و زن
دشمن خصم وطن آن شهسوار میهنم 
هیچگاه تسلیم زور و زر نشد از همتش 
آفرین‌ بر غیرت این‌ جان نثار میهنم‌
سال ها مادر نزاید همچو او مرد دلیر  
تاکه گردد مرد میدان افتخار میهنم 
رهبر ملت کجا شد ؟ تاکه پرسد زین ستم
از چه‌ در‌ خون غوطه زد آن پاسدار میهنم 
کی بتابد آفتاب صلح و کی گردد سحر‌
صبح‌ روشن تا شود این شام‌ تاری‌‌ میهنم 
محمد اسحاق ثنا‌
ونکوور کانادا 
۲۲/۱۰/۲۰۱۸

مرتجع

شرم‌ کن از خالق و از‌ کردگار ای مر تجع
بگذر از‌ جور و جفای بی شمار ای مر تجع
خون مردم میخوری چون شیر مادر ای دنی
زهر جانت باد ای بی ننگ و عار ای مرتجع
چوکی ات دادند تا اشک یتیمی بستری
لیک مردم را نمودی اشکبار ای مرتجع
کار مردم روز ها معطل بود در دفترت
مانده تا امضا کنی بیش‌ از‌ شمار ای مرتجع
شام تو مرغ و مسما صبح تو شیر و پنیر
لیک خوان بیوه زن بی نان و زار ای مرتجع
آماده وقت وکالت دوره پارلمان
با فریبت میخری رای ها هزار ای مرتجع
گر بیابی بار دیگر راه در پارلمان‌
حال ملت از تو گردد خوار و زار ای مرتجع
این دعا دارد ثنا شرمنده بینم در جهان
همچنان خوار و ذلیل و بی وقار ای مرتجع
محمد اسحاق ثنا
ونکوور کانادا

Advertisements