مشاجره لفظی رزاق با مایک میلر/ پس ازپرتاب نارنجک دودی، تیر اندازی

پهلوهای تازه‌ی ترور جنرال رازق

او در یک نشست امنیتی با مایک میلر، رییس عمومی نیروهای ناتو در کندهار بر سر موضوع امنیت انتخابات مشاجره‌ی لفظی می‌کنند

به گزارش سایت همایون بنقل از اسپوتنیک، مایک میلر با عوض کردن موضع تامین امنیت انتخابات، به مسائل دیورند اشاره می‌کند و از جنرال رازق می‌خواهد که در موضوعات سیاسی و حصار کَشی در مرز دردیورند از سوی پاکستان، مداخله نکند، با واکنش تند جنرال رازق روبه‌رو می‌شود و مشاجره‌ی لفظی صورت می‌گیرد که ژنرال رازق جلسه را پایان‌یافته اعلام کرده از اطاق بیرون می‌شود.

مایک میلر هم با محافظانش از اطاق بیرون شده — در حالی که از قهر لال گشته بود — لحظه‌ای با محافظانش در یک گوشه‌ی دهلیز ایستاد می‌شوند که گویی تصمیم مهمی می‌گیرند، و چند لحظه بعد نارنجک دودی پرت می‌شود و تیر اندازی صورت می‌گیرد.

آوازه‌های مبنی‌بر این‌که نگهبان والی دست به تیر اندازی زده باشد، کاملن بی‌اساس است؛ زیرا، با ورود جنرال آمریکایی به کندهار، حتا شهر تعطیل شده بود؛ یعنی افغان‌ها در درون مقام ولایت اجازه‌ی حمل سلاح را نداشتند.

مدل میان کشته شدگان یک کمره مین تلویزیون ملی بنام سلیم که در حال تصویر برداری بود نیز به توسط آمریکاییان کشته میشود و کمره که تمامی موضوعات جنگ را در کمره ضبط نموده بوده تاهنوز ناپدید است و دیگر خبرنگاران در که در مقام ولایت حاضر بودند تا ناوقت های شب اجازه ترک محل برایشان داده نمیشود.

فعلا هیئتی به شمول رییس عمومی امنیت ملی همراه با رییس تحقیقات جرایم جنایی وزارت امور داخله برای روشن شدن قضیه به کندهار رفته اند تا چگونگی این قتل ها‌را برسی نمایند.

یادآوری می کنیم، که دیروز پس از ساعت 3:30 پس از ظهر خبر درگیری در کندهار به نشر رسید که پس از آن خبر ترور جنرال رازق هم به نشر رسید

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

قاتلین اصلی جنرال رازق

توریالی خاوری

دیروز یکی از روز های سیاه در کشور ما بود.وطن فرزند اصیل وفداکار ، جنرال دلیر ووطنپرست خود یعنی جنرال رازق را در یک توطیه خائنانه از دست داد.
مجموع تحقیقات وبرداشت های سیاسی دال بر این است که شهید جنرال رازق توسط فرمان فرمانده ناتو به قتل رسید.
فرمانده ناتو از قبل تمام شرایط دسیسه ومامورین آنرا در دفتر والی کندهار آماده ساخته بود وامنیت اطرف ولایت را ارتش آمریکا تامین ساخته بود.
شیوه وصحنه سازی های این جنایت با شیوه گرفتاری قیصاری مشابه بود.اما دربرنامه قیصاری تنها گرفتاری او مطرح بود اما درین تله به دلایل مختلف موضع قتل جنرال طراحی شده بود.
مجموع برداشتها وتحلیلها نشان میدهد که درین قتل دستان زلمی خلیلزاد،اشرف غنی احمدزی وپاکستان دخیل است.
حالا سوال اصلی واکنش سراسری مردم افغانستان است!!!
آیا این خلایق هنوز هم منتظر مرگ شان باقی میمانند ؟؟؟
آنها منتظر اند که چه وقت نوبت قصابی شان بدست طالب آمریکای وافسر آمریکای فرا می‌رسد ویا تجویز اتخاذ میکنند؟؟
آیا زمان واکنش ایتلاف بزرگ وسرنگونی رژیم خونخوار ودست نشانده غنی احمد زی فرا نرسیده است ؟؟
یا سران ایتلاف منتظر نوبت اند؟؟

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جنرال رازق؛ مردی در هاله ابهام 
 
جنرال رازق؛ مردی که زندگی و مرگش در هالۀ ستبر و تیره‌ای از ابهام قرار دارد.
این را باید دانست که غول هفتادسر استعمار جدید؛ یک غول دیجیتالی و رباتیک است و قلب هیچ موجود زنده‌ای که در آن عاطفه وجود داشته باشد؛ در سینه‌اش نمی‌تپد.
 
اگر بپذیریم که طالب واقعی که برای اسلام می‌جنگد در افغانستان وجود دارد و این قتل نیز از طرف چنین جریانی صورت گرفته به اعتقاد من باید به موجودیت مغزی سالم در درون جمجمۀ خود شک کنیم.
تا کنون جز تصویر زیر؛ هیچ عکس یا بریدۀ ویدیویی دیگری از جریان جلسه یا صحنۀ قتل جسد وی نداریم و همین موضوع؛ ما را هشدار می‌دهد که باید در قضاوتهای خود بسیار محتاط و دوراندیش باشیم ونه تنها به قول سهراب سپهری؛ چشمها بلکه باورها را نیز شستشو دهیم.
 
امریکاییها در چنین جلساتی حاضر نیستند که حتی مزدوران خانگی چون کرزی، غنی و حتی خلیلزاد نیز در مقام بادیگارد و محافظ؛ امنیت آنها را بگیرند. همانگونه که آقای ایوبی می‌گوید تمام ساحۀ داخل و خارج جلسه از وجود سربازان و محافظان مسلح امنیتی داخلی؛ تخلیه شده بود.
در جلساتی از این دست؛ سیاست امنیتی قدرتهای بزرگ از جمله امریکاییها این است که تمام این ساحات را قبل از ورود؛ با تیمهای متخصص ویژۀ خودشان؛ بازنگری امنیتی دیجیتالی می‌کنند.
 
آنچه این ادعا را تایید می‌کند؛ عدم حضور خبرنگاران، عدم حضور نیروهای امنیتی داخلی و نشرنشدن تصاویر یا ویدیوهایی توسط دوربین و حتا موبایل است که در جریان جلسه یا قبل و بعد از جلسه و حادثه گرفته شده باشد؛ زیرا کارشناسان با بررسی همه‌جانبۀ آثار موجود؛ رازهایی را کشف می‌کنند که کارکشته‌ترین عوامل جاسوسی نیز پیش از وقوع واقعه توان پیشبینی آنها را ندارند.
 
به هر حال بهتر است تا زمان تثبیت اسناد و مدارک موثق؛ از داوری پرهیز کنیم و به فکر آیندۀ شخصیتهای باقیماندۀ ملی و کاریزماتیک خود باشیم تا آنها را مفت و مجانی از ما نگیرند؛ زیرا در دنیای پر از رسانۀ امروز؛ حذف تبلیغاتی توسط قدرتهای ستمگر؛ بنبستهایی دارد ولی حذف فزیکی؛ زمان و هزینۀ کمتری را می‌طلبد.
 
فضل الله زرکوب 
 
++++++++++++++++++++++
 
داستانی از چگوارا پاسخی بر محبوبیت جنرال رازق 
 
چه چیزی در وجود جنرال رازق نهفته بود که تمام ملت افغانستان از مرگش متأثر شده و اشک میریزند؟
چرا هنگام، حوادث دل‌خراش افراد یک جامعه، شبیهِ هم می‌‌شوند؟
کدام فاجعه است که همه‌ی دردهای شخصی، قومی، مذهبی، لسانی و سمتی را کم‌رنگ می‌کند و زبان مشترک همه‌ی دردمندان می‌گردد؟
چگونه است که با وجودِ آگاهی به این‌که درمانی نزد پزشک نیست، مردمان همچنان به آغوش او پناه می‌برند؟
چه کسی از شبیهِ هم شدنِ انسان‌ها به هم، سود می‌برد؟
 
داستان در مورد چگوارا خوانده بودم که شاید پاسخی به سوالات فوق باشد؛
«چگوارا» دانشجوی دانشکده طب بود اما نیمه تمام رهایش نموده به صف انقلابیون پیوست.
در دوران جنگ چریکی در کوهستان‌، انبوهی از مردمان محروم روستاهای صعب‌العبور کوبایی (که شهرت فرمانده را شنیده‌بودند) به قرارگاه‌‌های چریک‌ها می‌رفتند تا «چگوارا» درمان‌شان کند. اما «چه‌گوارا» جز چند تابلیت معمولی و توصیه‌های بهداشتی چیزی در کیفش نداشت. خود «چگوارا» روایت می‌کند که یک‌بار که داشته تعداد زیادی بیمار را هم‌زمان معاینه و درمان می‌کرده، دخترک کوچکی که ساعت‌ها با مادرش منتظر مانده‌ و شاهد طبابت دکتر بوده، رو به مادرش می‌گوید « مادر! این دکتر به همه فقط یک چیز را می‌گوید!». «چگوارا» در خاطراتش می‌نویسد « این موضوع کاملاً صحیح بود. گرچه معلومات پزشکی من چندان زیاد نبود ولی از این‌که بگذریم، همه‌ی این زن‌ها بی‌آن‌که خودشان متوجه شوند، «داستان دل‌خراش مشابهی» را برای من شرح می‌دادند»!
یعنی دلیل این همه محبت که جنرال رازق در قلوب هموطنان مان دارد! داستان مشابه مان و داشتن دشمن مشترک مان طالبان و پاکستان بود/است و جنرال رازق تا آخرین نفس جوانمردانه بر علیه شان جنگید و بالاخره جانش را فدا کرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
علی مأثور
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
احتمال ترور جنرال رازق از سوی طالبان اندک است
طالب، که قرار شایعات آی اس آی و نفرات خود شان، برضد اشغالگران جهاد می کنند؛ پس از میان اسکات میلر و رازق، نفردومی را چطور انتخاب کرد؟

کمتر کسی باور می کند که ترور قویاً مهندسی شدۀ جنرال رازق، آن هم در چهارچوب تدابیر امنیتی پولادین، کار طالبان باشد. اگر فرد نفوذی طالبان یک دروغ نباشد، به آسانی می توانست مهم ترین جنرال امریکا را بزند. چرا که طالبان ظاهراْ برضد خارجی ها جهاد می کنند!

اصلن مشخص نشده که چه کسی تیر اول را شلیک کرده است. با این حال، جلوگیری از شدت عمل رازق علیه طالبان و نواحی مرزی  سپین بولدک، یکی از شروط پاکستان و طالبان در پیش راندن موتور مذاکرات صلح با امریکا بوده است. صفحه رسمی حکومت پاکستان در یادداشت توئتری، حذف رازق را به مردم خود به عنوان «دشمن پاکستان» تبریک گفته است.

اما جنرال رازق در ویدئویی که از خود به یادگار گذاشته، به طور مشخص دکترغنی را متهم به طراحی قتل خود کرده بود. سند به جا مانده، یک گواه عادی، دست دوم و آلوده به شایعه سازی نیست. مستقیم از زبان خودش گفته شده است.
نکته مهم، انتخاب زمان و مکان این ترور است که از منظر جنگ قدرت در سطح داخلی و هم از نظر امنیت منطقه ای بسیار مهم است.
یکی از اهداف اصلی این هدف گیری تکان دهنده می تواند اخلال مذاکرات صلح بین دکترزلمی خلیلزاد و طالبان و تولید کشمکش داخلی بر سر این موضوع باشد. ملاحظه قضیه ازین زاویه بی مناسبت نیست که امریکا تا کنون هرگز حاضر به حضور در نشست قریب الوقوع مذاکرات صلح در مسکو نشده و به مطالبات مکرر مسکو درین باره پاسخ نداده است. اگر چه حادثه قندهار علی العجاله بر نبرد مخفی قدرت ها دلالت نمی کند؛ اما این عامل مهم بخشی از کل قضیه می تواند باشد.
رُخ دیگر این حادثه، بریدن بازوی «ائتلاف بزرگ ملی» در آستانه انتخابات پر تنش ریاست جمهوری آینده است. یکی از بازنده گان در بازی، حامد کرزی نیز هست.گزارش نامه افغانستان
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
حامیان تروریزم و نوکر اشغالگران کشته نمی شوند!

وزارت داخله کشته شدن والی قندهار را تکذیب کرد

 

وزارت امور داخله کشور، گزارش‌ها درباره کشته شدن زلمی ویسا والی ولایت قندهار را که روز گذشته در تیراندازی یک فرد مسلح در دفترش زخمی شده بود، رد کرده است.

به گزارش سایت همایون بنقل از خبرگزاری جمهور؛‌ شام روز گذشته (پنجشنبه 26 میزان) یک مهاجم مسلح که نفوذی طالبان خوانده شده در دفتر والی قندهار به سوی مقام‌های ملکی و نظامی این ولایت تیراندازی کرد.

این رویداد زمانی رخ داده که جنرال اسکات میلر فرمانده حمایت قاطع در افغانستان و مقام‌های ملکی و نظامی قندهار در دفتر والی قندهار جلسه داشتند.

در این حمله، جنرال عبدالرازق فرمانده پولیس ولایت قندهار و جنرال عبدالمومن حسین‌خیل رئیس امنیت ملی ولایت قندهار کشته شدند.

در این تیراندازی همچنان زلمی ویسا والی قندهار و شمار دیگر زخمی شدند.

شماری از منابع محلی و رسانه‌ها صبح امروز گزارش داده که آقای ویسا شب گذشته در بیمارستان در گذشته است.

اما وزارت امور داخله کشته شدن والی قندهار را کرده است.

نصرت رحیمی، معاون سخنگوی وزارت داخله گفته که عمل آقای ویسا موفقیت‌آمیز بوده و وضع او اکنون رضایتبخش است.

ترور جنرال عبدالرازق فرمانده پولیس ولایت قندهار با واکنش های تند داخلی و خارجی روبرو شده است.

ریاست جمهوری،‌ مسولان ارشد نهادهای امنیتی و دفاعی را جهت بررسی حادثه قندهار بعد از حمله دیروز به آن ولایت فرستاد

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جنرال رازق مردی که ناگهان قهرمان شد

 

 

در آستانۀ انتخابات مجلس نماینده‌گان، افغانستان شاهد رویدادهایی بود که توجهِ اکثریتِ مردم را به خود معطوف داشت. نخستین رویدادِ تلخ پیش از برگزاری انتخابات، حمله به جانِ جبار قهرمان یکی از معروف‌ترین چهره‌های نظامی و نامزد انتخابات در هلمند بود و دومین رویداد، حمله به مقام‌های قندهار بود که در نتیجۀ آن، جنرال رازق، فرمانده پولیس قندهار و از چهره‌های معروفِ ضد طالبانی و رییس امنیتِ این شهر جان باختند. در این حادثه، والی قندهار زخمی شده است؛ اما از میان این افراد، شهادت جنرال رازق بیش از همه در فضای رسانه‌یی و مجازیِ کشور نگاه‌ها را به خود جلب کرده است. بسیاری‌ها در مورد او نوشتند و از او به نیکی و شایسته‌گی یاد کردند. تحلیل های متفاوتی نیز در این مورد ارایه شده که برخی می‌تواند محلِ بحث داشته باشد و برخی دیگر هم قابل تأمل و درنگ می‌باشد.

حملۀ مرگبارِ قندهار پرسش‌های زیادی را دامن زده است؛ زیرا این حمله به دنبال نشستی انجام شد که میان جنرال میلر فرمانده نیروهای ناتو با این مقام‌ها صورت گرفت. سوال‌های اساسی نیز در میان بسیاری از تحلیل‌گران به همین موضوع اختصاص یافته که چرا یک پولیسِ نفوذی آن‌گونه که از سوی مقام‌های امنیتی کشور و طالبان اعلام گردیده، این افراد را مورد هدف قرار داده، درحالی‌که طالبان همواره اعلام کرده‌اند که جنگِ این گروه با خارجی‌ها و به‌ویژه امریکایی‌ها است؟ پرسشِ دیگر این است که این پولیسِ نفوذی چگونه در چنین محلی حضور داشته، درحالی‌که در گذشته امریکایی‌ها به‌دلیلِ عدم اعتماد به نیروهای افغانستان، از حضور آن‌ها در اطرافِ خود جلوگیری می‌کردند؟ سوال دیگری که مطرح شده این است که چرا خلافِ آن‌چه که ادعا می‌شود، موضوع بحثِ جنرال میلر با مقامات به انتخابات ربط نداشته و به مسایلِ مرزی مربوط بوده است؟

سوال‌هایی از این دست زیاد می‌توانند وجود داشته باشند و تا یافتن صحت‌وسقمِ مسایل نباید بی‌حوصله‌گی کرد. در گذشته قتل‌هایی از این دست، هرگز چنان بررسی نشده‌اند که بتواند قناعت‌بخش تمام شود. جنرال رازق متأسفانه نخستین فرد از این نوع نیست و با توجه به وضعیتِ شکننده و پُرچالش کشور، آخرین هم نخواهد بود. هر زمانی که مشکلی از این نوع به‌وجود آمده، ارگ “کمیسیون بررسی” به‌وجود آورده و بدون آن‌که نتایج بررسی‌هایِ چنین کمیسیون‎هایی مشخص شده باشد، پرونده در درازنایِ سـال‌ها مدفون شده است. ولی پرسشِ مهم این است که قتل فرمانده رازق چرا واکنش‌های زیادی را برانگیخته است؟

او در زمانی به یک چهرۀ ضد طالبانی و پاکستانی تبدیل شد که زمام‌داران کشور، در تلاش نزدیک شدن به این گروه به بهانۀ گفت‌وگوهای صلح بودند. فرمانده رازق به یک‌باره‌گی از ولایتی برضد طالبان قیام کرد و سر برآورد که مقرِ اصلیِ طالبان در زمان سلطۀ این گروه شناخته می‌شد. در آن زمان که هم‌ولایتی‌اش حامد کرزی رییس‌جمهوری پیشینِ کشور طالبان را “برادر”  خطاب کرد، جنرال رازق گفت که هیچ برادری به نامِ طالب ندارد. او همچنین نگاه تند و بسیار انتقادی به پاکستان داشت. به همین دلیل، برخی تحلیل‌گران به این باورند که حملۀ قندهار کارِ استخباراتِ پاکستان بوده است.

البته جنرال رازق از حملاتِ زیادی جان به سلامت برده بود و در مهم‌ترین حمله که دو سال پیش در ساختمان ولایت انجام شد و در نتیجۀ آن شماری از شهروندان امارات متحد عربی کشته و مجروح شدند، آسیبی به او نرسید.

سه ویژه‌گی اصلیِ جنرال رازق، او را در میان مردمِ کشور چنین برجسته ساخته است:

۱ـ نگاه ضد پاکستانی و ضد طالبانی؛

۲ـ نزدیکی به گروه‌ها و جناح‌های مختلفِ سیاسی کشور و از جمله مقاومت‌گران سابق؛

۳ـ شجاعت بی‌اندازه.

فراموش نباید کرد که علیه جنرال رازق اتهام‌های زیادی نیز وجود داشت. برخی بررسی‌های نهادهای حقوق بشریِ جهان، او را به جنایاتِ ضد بشری متهم می‌کردند و حتا گزارش‌هایی نیز علیه او منتشر شده است. برخی‌ها نیز ثروتِ زیادِ او را از جمله نقاط ضعفِ او می‌دانستند. اما او با وجود این اتهام‌ها، بسیار ساده می‌زیست و تلاش می‌کرد که در میان مردم باشد.

در همین حال، او پس از به‌وجود آمدنِ حکومت وحدت ملی، از منتقدانِ ارگ به شمار می‌رفت و خلاف موقعیت اداری خود، با سیاست‌مردانی نزدیک بود که به مخالفانِ ارگ شهره بودند. در ضمن گفته می‌شود که نشستِ بزرگِ قندهار نیز که چند ماهِ قبل در این شهر برگزار شد، از حمایت مادی و معنویِ جنرال رازق برخوردار بوده است.

با همۀ حرف‌های له و علیهِ جنرال رازق باید گفت که موجودیتِ او در ولایت قندهار و دیگر بخش‌های کشور، از اهمیت بالایی برخودار بود. تأثیر او بر وضعیتِ امنیتیِ قندهار تنها محدود نمی‌شد، بل ولایت‌های دیگر جنوبِ کشور را هم در بر می‌گرفت. او برای بسیاری از افراد ضد طالبانی به عنوان یک الگو شمرده می‌شد. جنرال‌ها و فرماندهانِ زیادی در کشور تلاش می‌کردند که همچون او باشند؛ اما او در این میان، فردی خاص باقی ماند.

جنرال رازق با آن جثۀ میانه، لباس ساده، کلاهِ وطنی و سرِ ناترس تا سال‌های زیادی در ذهن‎‌ها خواهد ماند و چه بسا که در نوشته‌های تاریخی از او و تلاش‌هایش به نیکی یادآوری شود. اما موضوع اصلی این‌جاست که باید روی عواملِ چنین حادثه‌یی بیشتر تمرکز کرد. نباید گذاشت که چنین پرونده‌هایی در خاموشی باقی بمانند. مردم باید بدانند که کی‌ها در عقبِ این حادثه و حادثه‌های مشابهِ آن قرار داشـتند.

ارگ بیشترین مسوولیت را در این‌باره دارد. با فرستادن هیأت و انجام چند کارِ نمادین نمی‌توان جلوِ چنین حملاتی را گرفت و یا آن‌ها را متوقف کرد. نبود جنرال رازق برای امنیتِ کشور یک ضایعه باقی خواهد ماند و بسیاری‌ها از حالا نگران اند که پس از او دوباره قندهار و شهرهای جنوبیِ کشور به مراکز طالبان و گروه‌های ضد مردمی تبدیل شوند.ماندگار