محمد الله وطندوست

جنگ دوامدار و وضع کنونی کشور

جنگی که در زمان جمهوریت مرحوم محمد داود از جانب استخبارات پاکستان بدستیاری اسلامگرایان وطنی آغاز و تا امروز ادامه دارد ،متاسفانه کشور را به چنان منجلاب بدبختی و فلاکت افگنده که راه بیرون رفت از این منجلاب هنوز نا مکشوف است.
هموطنان ما بخوبی می دانند که شورش ضد جمهوریت که در روز های تجلیل از جمهوریت در سال 1355 در پنجشیر ،بدخشان و کنر براه انداخته شد ،با راست روی های مرحوم محمد داود و کجروی های حاکمیت خلقی و با ورود قطعات اتحاد شوروی به اوج خود رسید و باعث تلفات بزرگ مادی و معنوی گردید.
زمانیکه دکتور نجیب الله شهید بر اریکه قدرت تکیه زد وبا در نظر داشت انکشافات جهانی و سیاست نوین گرباچف ،سیاست مصالحه ملی را اعلان داشت ، امید وار بود که این سیاست به ختم جنگ و آشتی ملی می انجامد . اما از آنجائیکه استخبارات پاکستان در کمتر از تسلط عام و تام در کشور و ایجاد حکومت دست نشانده و مزدور قانع نبود ، تلاش های صلح جویانه به نتیجه نرسید و حتی انصراف از قدرت نیز نتوانست مخالفین را به ختم جنگ وادارد.
ایجاد حاکمیت جهادی و جنگ مهار گسیخته بر سر قدرت چنان وضعی را در کشور مسلط نمود که توده های ملیونی مردم در سراسر کشور، مخصوصا باشنده گان شهر کابل همه دار وندار خود را از دست دادند وبا قربانی هفتاد هزار فرزندان خود راه هجرت و غربت بر گزیدندو د رمناطق عمدتا امن مخصوصا شمال کشور و در کشور های همسایه مستقر گردیدند.
در اوج کشمکش های تنظیمی که حاکمیت ملی نا بود و حکومت قلدران و جنگ سالاران به اصطلاح اسلامی در هر کوچه و ناحیه ، شهر و ولایت ایجاد شده بود ، کبوتران صلح استخبارات پاکستان در فضای قندهار به پرواز درآورده شدند ودر زمان کوتاهی در جنوب ،شرق ،غرب و مرکز کشور این کبوتران مسلط شدند و مردم را گویا از شر و فساد نجات دادند.
بعد ها که کبوتران صلح پرواز را آموختند، دیده شد که آنان نه کبوتران ،بلکه لاشخواران قهاری بودند که از ریختن خون انسان ها و در قفس افگندن بنده گان خدا لذت می بردند تا جائیکه نیمی از انسان های جامعه یعنی زنان را از حق طبعی کار و تحصیل محروم و کشور را به زندان بزرگ تبدیل نمودند.
جوامع به اصطلاح پیشرفته و دموکرات غربی به سرکرده گی امریکا با آنکه خود حامی و تمویل کننده گان این بنیاد گرایان بودند به بهانه حمله به کاخ های تجارتی شان در نیویورک به کمک طیارات ب 52 و استخدام مزدوران جنگی از داخل کشور بساط حاکمیت قرون وسطائی کبوتران به اصطلاح صلح را بر چیدند و حاکمیت جدیدی را به رهبری مردی گمنام اما زرنگ با شعار بازسازی ،دموکراسی ،عدالت ،صلح و آزادی بمیان آوردند. اما از آنجائیکه این شعار ها را بواسطه نیرو های و عناصر ارتجاعی ،عقب مانده ،مستبد ،جنگ طلب و ضد عدالت و آزادی می خواستند تحقق بخشند، نه تنها در عمل تحقق نیافت بلکه حاکمیت غرق در فساد بدبختی های مضاعفی را بر مردم تحمیل نمود.
اینک دستاورد حاکمیت امریکائی ـ جهادی که در چهار سال اخیر نام حکومت وحدت ملی را برخود گذاشته افتراق ملی ،تبعیض ، تعصب ،بیعدالتی ،امراض خطرناک قوم گرائی و انحصار طلبی و رشد وحشت آور تضاد های تنظیمی ، سمتی ،مذهبی و تباری بوده ،جامعه بیمار با بیشتر از پنجاه در صد بیکار و فقیر و سه ملیون معتاد محصول این حاکمیت است.
اخلاق و فرهنگ بازاری و مبتذل ،خود خواهی و جاه طلبی ، اشتهای سیری نا پذیز بر کسب ثروت و قدرت در میان نخبه گان و نخبه زاده گان ، بی بندو باری لجام گسیخته سردمداران، نقض خشن قوانین و مقررات خود ساخته ، کشور را به جنگلی همانند نموده که زور می تواند کمزور را بی هیچ پروائی نابود نماید و با حیثیت ، شخصیت و وقار مردم هر گونه که خواسته باشند بازی کنند.
مردم را از یک جانب با تقویت بنیاد گرائی و افراطیت و حمایت آشکار و پنهان از داعش و طالب در لبه جنگ و نابودی قرار داده اند از جانبی با پیش کشیدن انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی و ریاست جمهوری به اتقطاب قومی ،سمتی و مذهبی سوق داده اند و بازار تقلب ،سوء استفاده ،عوام فریبی و در نهایت دموکراسی دروغین را گرم نگه داشته اند.
برای نجات از وضع موجود یگانه راه تشکل بیدرنگ نیرو های ملی ، مترقی ،دموکرات و صلح خواه در جبهه وسیع ضد جنگ و بنیاد گرائی و بسیج مردم برای تامین عدالت ، ترقی ،دموکراسی و صلح است که می تواند وضع موجود را به کمک مردم و نفع آنان تغیر دهد.
هر گونه توقع و انتظار از از نیروهای بیگانه و یا نیرو های مسلط کنونی در داخل کشور که خود عامل جنگ و باز دارنده ترقی ، پشرفت و دموکراسی اند ،توقع بیحا و بیهوده است.فقط قیام مسالمت آمیز و رستاخیز مدنی همه گانی و تشکل عاجل نیرو های ملی و مترقی در جبهه واحد یگانه راه نجات است وبس

Advertisements