دکتر – صفوی

نیت بد قضایی سر…!!

 

آیا واژه” افغان ” درخارج ازکشوربرای شهروندان افغانستان مایه افتخار است یاخیر؟
دولت های غربی ازدالر ، پوند ومارک… گرفته تا تحویل سلاح پیشرفته اسکاد مجاهدین آنزمان را تمویل وتجهیز نمودند به بهانه اینکه گویا ” اسلام درافغانستان درخطر است ..” درحقیقت دولت ها وحکام غربی ازهیچ کمکی مادی ومعنوی هم درزمینه دریغ نورزیدند. همه دریک سنگر بخاطر یک هدف شکست حتمی دولت گویا دست نشاده همان زمان…
درحایکه همه ما میدانستیم این سخاوتنمدی های پیش ازحد وآنهم برای کشوری چون افغانستان عاقبتش طبعات جبران ناپزیزی را باخواهد داشت و هیچ کشوری هم به رضایی خدا رایگان کاری انجام نمیدهد ، بقول معروف “هیچ گربه محض رضایی خدا موش را نمیگیرد. ولی حالا برعکس شرایط موجود حکایت دیگری از وضع موجود دارد…
وضعیت امنیتی دولت های غربی که تا دیروز گویا درغم ما بودند ، ولی اکنون عملکرد یک تعداد فرزندان همان به اصطلاح فاتحین جنگ سرد و شکست کمونیزم ” افغانتبار” که به غرب آمده بودند ویا تازه تشریف آورده اند ، این کشورهای سخاوتمند دیروز را به “خطر” جدی وتهدید باالقوه مواجهه نموده اند و به میدان تاخت وتاز تبدیل گردیده است.
بطور مثال در چند سال اخیر اکثر اتفاقات از چاقو کشی قتل وقتال گرفته تا تجاوزات جنسی واعمال تروریستی علیه این کشورها وخصوصا مردم بیگناه در تعدادی از کشورهای غربی از امریکا ، فرانسه – جرمنی گرفته تا هالیند – ایتالیا وناروی وسویدن ، دنمارک ؛ اطربش ، کانادا ، زیلند جدید… ردپای ” افغان ” درآن شامل است وحتی اورگان های امنیتی در اولین گزینه خویش همین خط ” افغانی” را درقضیه جستجو میکنند .
اینکه آیا اکنون اسلام در افغانستان از خطر برآمده است یانه من داوری نمیکنم وقضاوت را به مردم افغاستان میگزاریم …
ولی اکنون برعکس درضمن اینکه سایه خطر اسلام … ” ارزش های” این دولت ها درخطر انداخته است درکل دولت های شان را تهدید میکنند واین کشور ها درحقیقت به صحنه نبرد تبدیل شده است و حتی یک تعداد دولتمردان وسیاسیون این کشورها کاملا بی پرده وبا زبان رسا اعلان میدارند که : ” ارزش های دموکراسی مان با موجودیت ذهنیت اسلامگرایی درخطر است ” 
وحتی وضعیت بجای رسیده است تعدادی از این به اصطلاح اسلامگراها در کشورهای انگلیس ، بلجیم ؛ دنمارک… طی راهپیمای ومظاهرات خواهان حکومت اسلامی در این کشورهای شده اند..
درد آوراز همه اینکه چنین اتفاقات ناخوشایندی وحتی توهین آمیزی هم بعضی اوقات صورت میگیرد : مثلا وقتی شما درمحفلی ویا هم دریکی از رستورانها ویا قهوه خانه های شهر بادوست خویش زمان ملاقات میگزارید ویا هم میخواهید ی دریک هوتل زمان صرف نهار ویاهم نان چاشت درمیزداخل سالون با کسی همسخن شوید و جانب مقابل بعد از معرفی وقتی بدانند که شما از چنین کشوری بنام{ افغانستان} هستید… اینکه ناگهان چهره همسخن شما چه نوع تغیر میکند و چه نوع به سرو سیاق شما مینگرند و با چه چشمانی با شما مینگرند من درمورد صحبت نمیکنم ، زیرا حاجت به بیان نیست.. خوش هم باشید شخص مذکور قهوه خانه را ازترس شما ترک نکند ، اکثرا این اتفاق هم افتیده که به مجردیکه بدانند که شما ازکجا هستید…فورا با شما بدون مقدمه خدا حافظی میکنند ، گرچه این وضعیت به شکل عام نبوده ولی موجود است…
ومن خودم با این وضعیت درد آور ویا مزه تلخ “افغان ” گفتن را طی یک مسافرت طولانی چند ساعته دریک کشتی چشیدم ..، زمانیکه بایک مسافر این کشتی درقدم نخست همسخن شدیم کمی باهم خندیدیم وقهوه گرفتیم بعداز چند دقیقه ایشان ازمن پرسیدند که شما ازکجا هستید ؛ درجواب گفتم از افغانستان . بلادرنک گفتند: من فکر کردم شما ویتنامی یاهندی هستید…من گفتم نخیر لحظه نگزشته بود میز قهوه راترک کرد وهرگز برنگشت وقت از کشتی پاین شدند حتی خدا حافظی هم نکردند که گویی اصلا مرا ندیده باشد
وحالا خود به آبرو وافتخار واژه ” افغان” درخارج از کشور قضاوت کنید…!!.
غرب با این سخاوت دردمشانه خویش زیرنام دفاع از اسلام در افغانستان هم خودرا به درد سر انداختند و هم مارا نابود نمودند..” خود کرده را نه درد است ونه درمان”
بقول معروف : ” هرچه کاشتی همان را درو میکنی”

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

گماشته شدن یا انتخاب شدن ؟

:شاعر زیبا کلام زنده یاد رازق فانی چه زیبا میفرمایند
همه جا دکان رنگ است همه رنگ ميفروشد

دل من به شيشه سوزد همه سنگ ميفروشد

دکتر – عطا صفوی.

!دوستان وهموطنان عزیزم
با اینکه نمیخواستم درمورد انتخابات وقت گرانبهای شما را ضایع کنم و ممکن است درمقابل این واژه حتی حساسیتی بدی داشته باشید ، ولی بلاخره بخاطر احساس مسولیت انسانی درقبال مردم و جامعه مجبور شدم نکات چندی را پیرامون این هیاهوهای “انتخاباتی !!” خدمت شما یاد آورشوم.
بلی هموطن ، این رژیم و این حاکمیت موجود را چه رنگ انتخابات عادلانه ویا شفاف… وچه هم رنگ دموکراسی و یا هم هررنگ نام ونشان دیگری در هبا وقبایی بیو متریک وغیر بیومتریک…. به آن بدهید ، بلاخره شما درحقیقت درمورد یک رژیم وحاکمیت دست نشانده که سرتا به پا درفساد وتقلب است بحث میکنید .آیا یک حاکمیت دست نشانده مگر درتاریخ بشری متضمن آرامی وآبادی شهروندان کشورش میباشد ؟ یقینا که نه ، زیرایک رژیم دست نشانده چیزی بنام واژه انتخابات را منطقآ از بنیاد نمیشناسد و اگر هم بشناسد هم به آن باور ندارد زیرا درمخالفت کلی با تفکر ودید چنین رژیم های متعصب قبیلوی قرار دارد.
بنآهر آنچه به نام انتخابات صورت میگیرد ازجانب منابع تمویل کننده و بازیگران اصلی مشخص میگیردد وتنها با یک تفاوت که این بازی را درحقیقت دربین انتخاب گماشته شده های خودشان (خودی ها ) به راه می اندازند، بقیه این سرو صداها فقط مصروف نمودن وگمراه کردن ذهنیت مردم است وبس.
قابل تذکر میدانم که هدف من خدایی ناخواسته متوجه آن عده افراد وخصوصآ جوانان با احساس کشورم که خودرا کاندید انتخابات پارلمانی نموده اند و قلب شان برای آرامی وطن میتپد نبوده ونیست ؛زیرا حرف من در رابطه به نتیجه انجام این پروسه تقلب که خود زمینه آغاز یک بازی مسخره دیگری بنام انتخابات جعلی ریاست جمهوری که درحقیقت دوام یک حکومت جعلی دیگری را هموار میکند وصبغه قانونی میدهند.میباشد.
ممکن است از نظر تاکتیکی چند نفر محدودی وآنهم انگشت شمار افراد باوجدانی بتوانند در این پروسه انتخابات پارلمانی را ه پیدا کنند ویا گماشته شوند ولی بقول معروف ” با یک گل بهار نمیشود.” به دلیل اینکه بنیاد خراب است …
خشت اول گرنهد معمار کج // تا ثریا میرود دیوارکج.
مردم افغانستان وقریب همه جهانیان شاهد چند انتخابات فرمایشی وتوهین آمیزی بوده اند… وقتی همه چیز به آخر خط رسید قضیه معکوس شد؛ وشما حتما بخاطر دارید شعارهای چون اگر ” من قطعه وقطعه شوم …” و ” برای من یک دوروز وقت بدهید ….” ودهها شعا رووعده ها وفریاد های دیگری… . ونتیجه اش ” هرچه عیان است چه حاجت به بیان است.. ” . اینکه باز درهمان گند مصروف شویم وبازهم به همان سناریو زیرنام استفاده ازنام جهاد وگویا صفحه نو وعده نو….. گوش بدهیم ، فکر میکنم جفایی دیگری درحق خود وآِینده سرزمین خویش روا داشته اییم . ممکن است حافظه ما ضعیف شده باشد ولی حافظه تارزیخ نهایت قوی است وهیچ چیزی راهم فراموش نمیکند.
صادقانه وبدون هیچ نوع خصومتی باهیچکسی درهیچ عرصه ای اعلام میدارم که ازیک طرف برای انتخاب ” حاکم ویا فرد اول ” کشور خویش در شرایط فعلی نه رایی شما بلکه ” آنکه نان دهد فرمان دهد تعین کننده خواهد بود وحتی اگر شما این نمایش را زیرنام انتخابات بایکوت کنید بازهم به شکلی از اشکال حاکمی را به مسند قدرت خواهند آوردند ، وازطرفی هم دربین این چهره های معلوم الحالی که همه ما با آن ها آشنا هستیم واینجا ویا آنجا مصروف شب نشینی وخیمه نشینی اند و در گرم پج وپچ های بی بنیادی اند ، قطعا درحال حاضر من کسی را نمیسبنم که خود ارادیت ومعتقید به خود ومردم خود وارزش رهبری داشته باشد ،هرآنچه تا حال تا اینجایی کار انجام داداه اند فقط فرمان بیرون ازمرزها راعملی کرده اند..
چاره چیست ؟
تنها نسل بیدار – جوان ومترقی که مغزش مسموم نشده باشد میتواند آینده این کشور جنگ زده را رقم بزنند ودرجهت مثبت دگرگون نماید و این در صورتی ممکن است این حاکمیت واین نظام وارداتی را بدون خونریزی وروش قهر آمیز البته با عدم همکاری….که خود منجر ازبنیاد ریشه کندن نظام میشود از پا درآورد ، درغیر آن تاوقتی چنین نگردد ما شاهد این سناریوهای تکراری که دربدبختی ما هر روز افزون میگردد خواهیم بود.
باعرض حرمت صفوی
Advertisements