دکتر صفوی

فکاهی « پوتین» شباهت کامل به همان ” دایاک” (خلع قدرت سیاسی – نظامی ) کشور ما دارد

گرچه این مضمون را سالهای قبلها نوشته بودم ؛ ولی باور کنید هرباریکه به این فکاهی پرمعنی ویا جان مطلب ولادیمیر پوتین من گوش میدهم ، دقیقا درفکر آن صحنه ها وعملکرد های دردمنشانه و نابخردانه چند دانه معامله گرا شرفباخته که به فرمان گروه متعصب فاشیزم قبیلوی افغان تبار چون خلیلزاد ، اشرف غنی ، کرزی …عمل کردند که پنچشیر ودرمجموع شمال کشور را زیرنام دایاک ( خلع ) نمودند فرو میروم ، درحقیقت این یک خلع سلاح نظامی نبود ، بلکه آغاز خلع قدرت و آغازتوطیه بود. واین لکه ننگین تاریخ هرگز از دامان اینها پاک نخواهد گردید وبرای نسل امروز وفردا به یک زخم خونینی تبدیل شده است. وحالابعد ازگزشت زمان خود دربیچارگی و سردرگمی فرو رفته اند و درد اش را همه مان میکشیم.
ضر ب المثل مشهوری داریم : ” دریا را نادیده موزه کشیدن کاریست نا درست….”. اینها پیش ازاینکه بدانند خود را به چه گروهی تسلیم میکنند وآینده این قمار شان چیست.؟؟؟ هرگز چنین فکری نکرده بودند . بطورمثال وقتی امروز پیام عجزنامه وبیچارگی محمد محقق را به پیشگاه مردمش بخاطر شهادت ده هاتن جوان ونوجوان غرب کابل خواندم که مردم اش را چنین حالت خطاب میکند :” برای تان غمگین ام دست ما کوتاه است امکانات تسلیحات در اختیار مانیست وصلاحیت تصمیم گیری هم به دست مانیست که تا از شرف ؛ حیثیت وجان هستی تان دفاع کنیم. … باخود گفتم تازه اینها به حال آمده اند فردا دیگرانش نیز به هزاران توهین وتحقیر ازعملکرد دیروز خویش پشیمان خواهند بود.

پوتین این فکاهی معنی دار را چندی قبل درنشست سالانه خبری درحضورقریب 1700 ژورنالیست داخلی وخارجی زمانی به پرسش یک خبرنگار درمورد دفاع از خاک وتمامیت ارضی روسیه چنان پاسخ کوبنده را البته همراه با فکاهی شوخی آمیزی ارایه نمود که حاضرین خودرا از خنده گرفته نتوانستند.
پوتین با بیان اینکه «یک شوخی مدرن عصر وجود دارد» گفت :
« پدر (یک افسر متقاعد) از پسرش می پرسد: فرزندم اینجا شمشیر من بود، حالا کجا است؟ پسر در جواب میگوید : پدر جان خفه نشو، من آنرا با ساعت دیواری پسر همسایه مبادله نمودم، پدر میگوید: ساعت را نشان بده، بلی پدر ساعت بسیار خوبی است.
خوب پسرم ! اگر فردا باندیست وتروریست ها ها نزد ما بیایند، برادر، مادر و من را بکشند، خواهرت را مورد تجاوز قرار بدهند، تو به آن‌ها چه خواهی گفت؟
پسر: خواهم گفت: شام تان بخیر، ساعت 12:30 به وقت مسکو است. “
با اینکه تمام حاضرین نشست کنفرانس با این شوخی پوتین لحظاتی با صدای بلند خندیند ، اما هروقتی من به یاد این فکاهی می افتم وجودم درد میکند، به دلیل اینکه امروز توسط همان “خنجر های ” تبادله شده درمقابل معاملات ننگین توسط این سبکسران هویت فروش معامله گر سرم را ازتنم جدا میکنند .
به گفته یک دوست نهایت گرامی ام داکتر صاحب همایون : ” این نامردان ما هم تمام خنجر ها را به ساعت دیواری معامله کردند “.
فراموش نکنید هر آنچیکه امروز من وشما دراین بدبختی وبی سرنوشتی فرو رفته اییم ، باخت آن قماری چند نفرمعامله گر بیکاره است که امروز مردم باپوست واستخوان اش حس میکنند وهنوز از انجام این تونل تاریکی هم خبری نیست

Advertisements