ابرگروه تحریمی در برابر ترامپ
روسیه، ایران، چین و ترکیه اقدامات یک جانبه آمریکا را خنثی می کنند؟

دیپلماسی ایرانی: جهان شاهد ترکیبی ژئوپولتیک از ابرگروه هاست. گروه تحریمی ها از ولادیمیر پوتین (روسیه)، شی جینپینگ (چین)، حسن روحانی (ایران) و رجب طیب اردوغان (ترکیه) تشکیل شده است و همانطور که همه دنیا می دانند، با مخاطره مداوم از دست دادن درخشش خود در نتیجه تحریم های چند لایه از سوی دونالد ترامپ (ایالات متحده) مواجه است. بازی پوتین و شی کاملا هماهنگ است و پوتین گاه گاهی در اقدامی یک جانبه همچون پرتاب موشک علیه داعش در سوریه غوغا به پا می کند و شی با پیشبرد ابتکار عمل کمربند و جاده یک تم مفهومی مداوم ایجاد کرده است. روحانی در لحظاتی حساس فوق العاده عمل می کند و اردوغان دائما حقه های جدیدی از آستین درمی آورد. ترامپ هم در آن سوی ماجرا به تنهایی آشفتگی می آفریند. تا اینجای کار ابرگروه تحریمی ها و گروه تک نفره ترامپ به طور نسبی در یک سطح بوده اند، اما بعد از این چه می شود؟

محتمل ترین سناریو از این قرار است: پوتین-شی در همکاری استراتژیک روسیه-چین به اردوغان عضویت در هر دو گروه بریکس (بریکس پلاس) و سازمان همکاری شانگهای را پیشنهاد دهند که البته اردوغان پیشتر تمایل خود را به عضویت در هر دو گروه اعلام کرده است. ترکیه از ناتو خارج می شود. صدای اعتراض ارتش ترکیه بلند می شود، اما اردوغان پس از کودتای نافرجام 2016 که درباره آن از سازمان اطلاعاتی روسیه هشدار دریافت کرده بود، کنترل ارتش را در دست دارد و در نهایت اعتراض ها را فرو می نشاند. پکن و مسکو یک سری توافقنامه های تجاری را به آنکارا پیشنهاد خواهند داد. سرگئی لاورف، وزیر امور خارجه روسیه پیشتر تجارت به ارز ملی دو کشور را پیشنهاد کرده و اردوغان هم به نوبه خود گفته آماده است از ارزهای ملی در تجارت با روسیه، چین، ایران و اتحادیه اروپا استفاده کند. ترکیه اوراق قرضه خود را به جای دلار به یوآن عرضه کرده و بانک مرکزی چین هم از وام 3.6 میلیارد دلاری به بخش های انرژی و حمل و نقل ترکیه خبر داده است. دقیقا بر خلاف انتظار واشنگتن، اردوغان به خوبی می داند که نمی تواند «کتاب مدیریت بحران برای بازارهای نوظهور» را با تسلیم شدن در برابر صندوق بین المللی پول از نو بنویسد. در چنین شرایطی، واکنش آنکارا به مشکلات اتکا به بانک سرمایه گذاری زیرساختی آسیا خواهد بود.
بیشتر شرایط این سناریو از جمله عضویت در سازمان همکاری شانگهای، بریکس پلاس، تکیه بر بانک سرمایه گذاری زیرساختی آسیا و تجارت بدون استفاده از دلار در قبال ایران هم اجرا شده است. تحریمی ها در مسیر ائتلاف یورآسیا قدم گذاشته اند. در این روند، ایران یک بندر خیلی مهم در جاده جدید ابریشم یا همان ابتکار عمل کمربند و جاده چین محسوب می شود و این در حالی است که روسیه و ایران با امضای کنوانسیون تاریخی دریای خزر ارتباط خود را وارد مرحله جدیدی کرده اند. به طور موازی، کوریدور ارتباطی چین-قزاقستان-ایران یک مسیر ریلی از چین است که به بندر انزلی در حاشیه دریای خزر می رسد.

اتفاق مهم دیگر توافق صورت گرفته در جلسه اخیر بریکس است که مکانیسمی برای حذف دلار از اقتصادهای نوظهور در روند تبدیل بریکس به بریکس پلاس محسوب می شود. توافقنامه اولیه حدود سه ماه پیش امضا شده و ایران در مسیر تعامل با آن قرار دارد و از سال 2020 یک توافقنامه تجارت آزاد تمام عیار با اتحادیه اقتصادی یورآسیا خواهد داشت. ترکیه هم به دنبال ایران، همین مسیر را خواهد پیمود. همچنین در شرایطی که شرکت های اتحادیه اروپا ایران تحریم شده را ترک می کنند، شرکت های چینی و روسی با سرعت تمام در این کشور پیش خواهند رفت.

به طور موازی، تحریمی ها از حضور یک میهمان ناخوانده هم سود می برند و آن شیخ تمیم آل ثانی، امیر قطر است که وعده وام 15 میلیارد دلاری به آنکارا را مطرح کرده و روابط خوبی هم با ایران دارد که از نشانه های آن می توان به همکاری ها در زمینه انرژی در پارس جنوبی/گنبد شمالی اشاره کرد که بزرگ ترین میدان نفتی جهان است.

اما تحریمی ها با یک تهدید بزرگ در روند ائتلاف یورآسیا مواجه هستند که آن ایجاد ارتباط میان بریکس و اتحادیه اقتصادی یورآسیا به سمت اروپاست که از ترکیه می گذرد؛ چرا که به دلیل سیاست های اردوغان و اختلافات او با همسایگان اروپایی این مسیر ارتباطی در حال حاضر بسته است.

منبع: راشا اینسایدر / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34

کلید واژه ها: ایرانترکیهچین

مطالب مرتبط

+++++++++++++++++++++++++++++++++

ترکیه کوتاه بیاید امریکا کاری نمی تواند بکند

ادلب، محور مذاکرات اردوغان – پوتین – روحانی در تهران


منابع سیاسی سوری همچنین می گویند که بعد از توافق روسیه – ایران – ترکیه برای پایان دادن به وضعیت اسف بار ادلب، عملیات نظامی برای پاکسازی این شهر از گروه های تروریستی آغاز خواهد شد

روزنامه آنلاین وقایع اتفاقیه: لشکرکشی ایالات متحده به سوریه و ورود ناوهایش به دریای مدیترانه و خلیج فارس، و تهدید به حمله به سوریه و حتی احتمال استفاده امریکا از موشک های بالدار، به بهانه استفاده ارتش سوریه از سلاح شیمایی در استان ادلب، همگی به این بهانه است که امریکا نگران است مبادا ارتش سوریه اقدام به پاکسازی این استان از گروه های مسلح تروریستی القاعده و وابستگانش کند. منابع سیاسی سوری می گویند در صورتی که ترکیه پوشش حمایتی خود را از این گروه های مسلح بردارد امریکا نمی تواند به هدف خود در این رابطه برسد و علی رغم میلش عملیات پاکسازی این استان از گروه های تروریستی آغاز خواهد شد.

منابع سیاسی سوری همچنین می گویند که بعد از توافق روسیه – ایران – ترکیه برای پایان دادن به وضعیت اسف بار ادلب، عملیات نظامی برای پاکسازی این شهر از گروه های تروریستی آغاز خواهد شد. این منابع می گویند تا به این لحظه هنوز این توافق سه جانبه حاصل نشده و این مساله محور مذاکرات نمایندگان این سه کشور ظرف روزهای آینده در تهران خواهد بود. قرار است این کشورها برای پایان دادن به وضعیت حاکم بر ادلب به توافق نهایی برسند.

این منابع همچنین می گویند که در صورت عقب نشینی نیروهای ترکیه ای از این استان، حضور ترکیه تنها به بعضی مناطق در اطراف حلب محدود خواهد شد و این نکته ای است که سبب شده تا الآن تفاهم جدی بر سر ادلب حاصل نشود. به گفته این منابع تا این لحظه راه حلی برای این مشکل یافت نشده و ممکن است طرف ها در تهران بتوانند بر سر این مشکلات به توافق برسند. در این صورت شاید ترکیه بپذیرد تضمین هایی در موضوع گروه های تروریستی و گروه های «میانه رو» در ادلب بدهد و تعهداتی را بپذیرد.
در همین راستا منابع میدانی می گویند که ترکیه موانع ایست بازرسی را که ارتش این کشور در برخی نقاط برای محافظت از این استان دایر کرده بود، برداشته است که این کار می تواند نشانه ای برای آغاز عملیات نظامی در ادلب در سریع ترین زمان ممکن باشد. برخی منابع می گویند که شمارش معکوس برای آغاز عملیات پاکسازی ادلب آغاز شده و احتمالا این جنگ ظرف روزهای آینده آغاز شود. این منابع همچنین می گویند که گذرگاه انسانی برای عبور شهروندان نیز بسته شده که این نیز نشانه دیگری برای آغاز عملیات پاکسازی ادلب محسوب می شود.

درباره حضور نیروهای امریکایی و نقشی که آنها برای به چالش کشاندن پیشروی های ارتش سوریه ممکن است به وجود آورند، منابع سوری می گویند که شلیک موشک های امریکایی به سوی اهداف سوریه نمی تواند واقعیت های میدانی را دگرگون کند و موازنه قدرت را به سود گروه های مسلح تکفیری تروریستی تغییر دهد. احتمالا تقویت حضور امریکایی ها و توانایی های آنها در چارچوب احتمال حمله به سوریه، در چارچوب تشدید تنش ها میان ایالات متحده با سوریه و ایران است، به خصوص که تا کنون ایران نقشی در شمال سوریه نداشته است و دولت امریکا گمان می کند حضور ارتش سوریه در ادلب و شمال سوریه به معنای نفوذ نیروهای طرفدار ایران در این منطقه همانند جنوب سوریه خواهد بود.
منبع: المرده

“>+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جغرافیای سیاسی ایالات متحده

تهدیدهای بالقوه برای یک امپراطوری بالفطره


بنیاد اطلاعات ژئوپولتیک استرتفور در آمریکا یک سری پژوهش های موردی درباره کشورهای بانفوذ در امور جهانی انجام داده و عوامل تاثیرگذار در قدرتمند بودن این کشورها را بررسی کرده است. استرتفور عموما بررسی های جغرافیای سیاسی خود را با مطرح کردن مباحثاتی درباره چالش های عمده پیش روی کشور مربوطه به پایان می رساند. ایالات متحده تنها قدرت جهانی حقیقی در جهان مدرن محسوب می شود. اما این بدان معنا نیست که ایالات متحده در حال حاضر با هیچ چالش و مشکلی مواجه نیست…

دیپلماسی ایرانی: در قرن پیش رو، یک سری از قدرت های منطقه ای همچون آلمان، ترکیه، ژاپن، برزیل و مکزیک تلاش خواهند کرد قدرت آمریکایی را به چالش بکشند. اما می توان به جای آینده، بر چالش های امروز و چند سال آتی ایالات متحده، متمرکز شد. چالش هایی که در بستر کنونی جهان برای ایالات متحده وجود دارد به ترتیب از کم اهمیت ترین تا جدی ترین آنها عبارتند از:

افغانستان

پیروزی در جنگ در افغانستان به شیوه مرسوم آن ممکن نیست. «پیروزی» مطابق تعریف آمریکایی تنها تحمیل شکست نظامی به نیروهای مخالف نیست و تغییر شکل منطقه به شیوه ای که دیگر تهدیدی برای ایالات متحده نباشد را نیز شامل می ‌شود. اما دستیابی به چنین پیروزی ای در افغانستان غیرممکن است چراکه بیشتر یک منطقه جغرافیایی است تا یک کشور. ایالات متحده در اواخر سال 2001 جنگ برای منحل کردن القاعده و ممانعت از استفاده از منطقه به عنوان مرکزی برای گروه های افراطی آغاز کرد. اما از آنجایی که جغرافیا مانع از تشکیل هرگونه دولت باثبات، متحد و کارآمدی در افغانستان می‌شود، این اهداف تنها تا زمانی قابل دستیابی خواهند بود که ایالات متحده ده ها هزار نیرو در افغانستان داشته باشد. اما افغانستان تهدیدی غیرمستقیم برای آمریکاست. القاعده اگرچه از این کشور به عنوان مرکز عملیاتی استفاده می کند، اما با ایالات متحده فاصله زیادی دارد و از منابع لازم برای به چالش کشیدن قدرت آمریکایی را نداردچین

بیشتر آمریکایی ها چین را بزرگ ترین و تنها تهدید برای شیوه زندگی آمریکایی می دانند و بر این باورند که جمعیت زیاد و وسعت اراضی این کشور به آن قدرت می دهد تا از نظر اقتصادی و نظامی بر ایالات متحده چیره شود. چنین تفکری بازتاب دیگری از فوبیای ژاپن دهه 1980 آمریکایی هاست. در آن زمان رشد اقتصادی برای ژاپن به معنای لزوم وارد کردن منابع از خارج، افزودن ارزش به آنها و صادرات به جهان وسیع تر بود که رقابت را برای این کشور دشوار می ساخت. راه حل ژاپن برای تغییر در بخش مالی روی آوردن به وام هایی با نرخ بهره ای پایین تر از سطح متداول بازار بود. در نهایت اقتصاد ژاپن در سال 1990 زیر چندین میلیارد دلار بدهی فروپاشید. چین هم که قابلیت ایجاد سرمایه لازم برای پیشبرد فناوری در سطح گسترده را ندارد، همان استراتژی ژاپن را در پیش گرفته است. اما رهبران چینی با علم بر اینکه برای واردات مواد اولیه به بازارهای خود و ارسال محصولاتشان به بازارهای جهانی به دریاهای تحت سلطه آمریکا آگاهند، حاضرند در بیشتر زمینه ها مصالحه کنند. از این رو، اگرچه چین تهدیدی بالقوه برای قدرت آمریکایی محسوب می شود، اما ملی گرایی رهبران آن سبب می شود که به دنبال درگیری اساسی با ایالات متحده نباشند تا بتوانند از دریاها و بازارهای جهانی آزادانه استفاده کنند.

ایران

ایران تنها کشور کوهستانی موفق در سراسر جهان است. از این رو حمله به این کشور و تسلط نیروی خارجی بر آن تقریبا غیرممکن به نظر می رسد. هویت مذهبی ایران هم امکان ایجاد ارتباط با شیعه مذهبان در منطقه را برایش فراهم آورده و سبب شده است این کشور در چندین منطقه حساس نفوذ قابل توجهی داشته باشد. ایران همچنین توانایی تهدید کردن به بستن تنگه حساس هرمز را دارد که بخش گسترده ای از محموله های نفتی جهان از آن می گذرد. همه این موارد به ایران نه تنها در سیاست منطقه ای، بلکه در سیاست گذاری بین المللی قدرت می دهد. با این حال، خیلی از این عوامل می توانند علیه ایران هم عمل کنند. برای نمونه، کوهستانی بودن بخش های زیادی از ایران سبب می شود این کشور برای تحت کنترل درآوردن قومیت های غیر پارسی به نیروی نظامی گسترده ای نیاز داشته باشد. از این رو، اگرچه حمله به مواضع ایران به دلیل کوهستانی بودن و نیروهای نظامی آن دشوار است، اما این کشور نیز برای عملیات ورای مرزهای خود محدودیت هایی دارد. مناطق کوهستانی همچنین در ایجاد سرمایه با محدودیت های زیادی مواجه هستند؛ در ایران مناطق زراعی که تولید مازاد داشته باشد و بتواند به توسعه شهرها و محرکی برای تجارت تبدیل شود، اندک است؛ زمین های حاصل خیز بسیار از یکدیگر فاصله دارند و رودخانه ای هم نیست که به عنوان مسیر حمل و نقل مورد استفاده قرار بگیرد. همه این مسائل سبب می شود ایران به رغم ذخایر گسترده انرژی که دارد، یکی از فقیرترین کشورهای جهان از نظر جغرافیایی باشد. بدین ترتیب، به استثنای نفت و تهدید نفوذ ایران در میان شیعیان، این کشور تهدیدی گسترده برای قدرت آمریکا محسوب نمی شود و تنها در یک منطقه می تواند ایالات متحده را به چالش بکشد. از بخت بد آمریکا، این منطقه عراق است. ایران با استفاده از کارت شیعه بر 60 درصد جمعیت عراق نفوذ دارد و امکان نفوذ در این کشور برای ایرانی ها بسیار ساده تر از آمریکایی هاست. از این رو، پس از چندین سال جنگ آمریکا در عراق، ایران همچنان دست برتر را در این کشور دارد. پس از جنگ هشت ساله بین دو کشور همسایه، منافع ایران حکم می کند که از روی کار آمدن دولتی قدرتمند در عراق ممانعت کند. این سیاستی است که چندان جای مصالحه ندارد. حدود پنج سال است که ایران و آمریکا درباره تغییر شکل عراق به شیوه ای که مطلوب هر دو طرف باشد مذاکره می کنند؛ بهترین شرایط احتمالا این خواهد بود که عراق قدرت کافی برای دفاع از خود را داشته باشد، اما تهدیدی برای ایران به شمار نیاید. ایالات متحده شرایط دشواری دارد. اینکه مسئولیت امنیت عراق را بپذیرد و با ایران مصالحه کند که در این صورت با مخاطره نفوذ ایران در مرز عراق-عربستان سعودی مواجه خواهد شد یا اینکه به درگیری با ایران بر سر موضوع عراق ادامه دهد و همچنان شاهد آشفتگی در این کشور باشد.

روسیه

روسیه از نظر جغرافیایی با موانع بسیاری برای موفقیت مواجه است؛ مرزهای گسترده آن به مثابه دعوتی برای حمله هستند؛ فضاهای باز بسیار آن هرگونه دستاورد ملموس اقتصادی را دشوار می سازند؛ نبود رودخانه های قابل استفاده به عنوان مسیر آبی این کشور را از نظر جغرافیایی فقیر می کند و آب و هوای سرد آن مانعی برای کشاورزی محسوب می شود. با این حال، روسیه در گذر زمان موفق شده بسیاری از ضعف های خود را به قدرت تبدیل کند. روسیه توانایی سیاسی و اقتصادی خود را به ابزاری در دست دولت مرکزی تبدیل کرده و بدین ترتیب همه قدرت کشور درست در همان جایی که لازم است متمرکز می شود. به علاوه، موقعیت قرارگیری روسیه در شمال یورآسیا، این کشور را به برهم زننده طبیعی موازنه قدرت ایالات متحده تبدیل کرده است. همچنین این مساله وجود دارد که روسیه به دلیل مشکلات جغرافیایی هرگز نمی تواند از تلاش برای پیشروی دست بکشد و این نیاز استراتژیک به توسعه آن را به رقیب ناگزیر آمریکا تبدیل می کند. روسیه همچنین در برابر نفوذ آمریکایی‌ها به شدت مقاوم است. در مجموع، روسیه تنها کشوری است که توانایی به چالش کشیدن اهداف سیاست خارجی ایالات متحده را دارد و از این اقدام سود می برد.

منبع: استرتفور / مترجم: طلا تسلیمی

.

Advertisements