هارون امیرزاده

اتمر ظاهرا از حکومت غنی خارج شده ولی از بازی قدرت بیرون نشده است. او ممکن است چهره بدل کند و در یک ماموریت وحشتناکتر دیگر در محور قدرت برگردد. با رفتن اتمر شبکه تروریستی او فرو نمی پاشد و همه جنایات او مثل شعاع رادیو اکتیو تازه اند

با رفتن حنیف اتمر از کانون فاشیزم نباید جنایات او پوشیده و بدون مجازات باقی بماند. اتمر یک قاتل متبسم، خونسرد و یک جنایت پیشه حرفوی بود.

جنایات او از حکومت کرزی شروع شد و در حکومت غنی به اوج رسید او یک سناریست و سازمانده ماهر در زمینه ترورهای زنجیره ای و حذف حریفان بود او این تخصص را در مکتب جیمزباند استخبارات انگلیس و شوروی سابق فرا گرفته بود. اتمر زمانیکه در مقام وزارت معارف بود یک شبکه از خویشاوندان خود را با معاش های بلند دالری در این وزارت مقرر نمود. کتب تاریخ را یکبار دیگر با روایت های کاذب و جعلیات محمود طرزی، محمود حبیبی و محمد گل مومند بازنویسی کرد زبان فارسی را در وزارت معارف به حاشیه برد و حتی در پایتخت مهد تاریخی زبان اداری و معارف کشور سیاست فارسی ستیزی را در میان دانش آموزان و معلمان رشد داد بسیاری از مکاتب مناطق شهر کابل و اطراف آن را از زبان فارسی به پشتون تغییر داد و زبان پشتو را بحیث زبان محوری در معارف انکشاف داد.

اتمر در میان دانش آموزان و معلمان تعصب و تبعیض را تدریس نمود. در زمان کرزی اتمر از خود مهارت حرفوی در ترورهای زنجیره ای در مقام وزارت داخله نشان داد او نه تنها موفقانه ترورهای زنجیره ای را سازماندهی می کرد بلکه طالبان و گلبدینی ها و شبکه حقانی را توسط چرخبال ها به شمال کشور انتقال داد و در نتیجه جنگ را از جنوب از بستر پشتون به شمال به بستر غیرپشتون ها انتقال داد. استعفای او در حکومت کرزی خیلی شباهت دارد با استعفای او در حکومت غنی در آنوقت او و امرالله صالح رییس امنیت سابق بخاطر بی کفایتی در جلوگیری راکت های طالبان به خیمه مجلس بزرگان (لوی جرگه) استعفا دادند.

اتمر برای ورود در محور قدرت با مشورت انگلیس ها حزبی به نام “حق و عدالت” را تشکیل داد که هیچ رابطه به حق و عدالت نداشت. او توانست یک تعداد خلقی و پرچمی های عمدتا از لغمان و ننگرهار مثل کبیر رنجبر و بصیر رنجبر برادران لغمانی بشرمل، ضمیر رییس ریاست اول خاد سابق، خلیل زمر و ده ها تن دیگر را به محور پشتونیزم چپ جمع کرد. او در آستانه انتخابات 2014 با اشرف غنی یک ایتلاف بر محور پشتونیزم تشکیل داد و از طریق تقلبات گسترده خود را در مقام مشاور امنیت ملی افغانستان رساند این در حالی بود که او مغز متفکر تقلبات 2014 به حساب می آمد و در خانه او در وزیر اکبرخان به گفته رییس امنیت سابق، نبیل کارت های تقلبی انتخابات را به نفع غنی چاپ می کرد روی تصادفی نبود که او را بحیث مشاور امنیت ملی بخاطر مهارت های او در تقلبات و قتل های زنجیره ای مقرر نمودند.

اتمر فراتر از صلاحیت یک مشاور بحیث هرکاره و قدرتمندترین فرد در حکومت غنی تبدیل شد که هیچ تقرر ملکی و نظامی بدون گذشتن از فیلتر او نمی توانست عملی شود. او با استفاده از ضعف مدیریت غنی توانست یک شبکه بزرگ تروریستی بسازد و “جیمزباند وار” سیاست سرکوب و حذف را موفقانه به پیش ببرد. این قلم اولین کسی بود که صلاحیت حقوقی و سیاسی او را بحیث یک مشاور امنیت ملی زیر سوال برد و در چندین کنفرانس در لندن به ابتکار کانون تاجیکان و فارسی زبانان جنایات او را افشا نمود این در حالی است که لندن حامی اصلی او در بازی قدرت بحساب می آید. این قلم اولین کسی بود که بخاطر نقش او در ایجاد شبکه های سرکوبگرانه لقب “حفیظ الله امین ثانی” را داد.

کارنامه های جنایات او در 4 سال اخیر نشان داد که اتمر استاد حفظ الله امین بود. جنایات اتمر به مراتب گسترده تر و ماهرانه تر از حفیظ الله امین بود امین بحیث شاگرد وفادار تره کی شهرت داشت، دست تره کی را می بوسید، او را جسم و روح نظام و حزب خلق توصیف می کرد ولی در خفا قبر او را می کند اتمر نیز در تملق کمتر از امین نبود او نیز خود را شاگرد وفادار غنی متفکر دوم جهان معرفی کرده بود. اتمر خود را روح و غنی را جسم پوسیده نظام فاشیستی تصور می کرد به صحبت های متملقانه اتمر در هنگام نصب مدال در سینه او توسط غنی مراجعه کنید که هیچ تفاوتی با توصیف امین از تره کی ندارد غنی هم لغمانی ها را بخاطر خوشنودی اتمر عقل عالم معرفی می کرد.

تره کی و امین از یک منبع قدرت از شوروی سابق حمایت می شدند ولی اتمر و غنی توسط غرب حمایت می شوند. مدیریت طالبان بیشتر در دست پاکستان است ولی مدیریت “داعش اوغانی” بیشتر در دست اتمر بود اتمر اکثریت جنایات طالبان را به نام داعش اعلام می کرد فاجعه جنبش روشنایی در دهمزنگ و سرکوب جنبش رستاخیز تغییر کار شبکه اتمر بود همچنان انفجارات و در مساجد از جمله مکتب “موعود” کار شبکه اتمر پنداشته می شود که به نام داعش اعلام شد.

در ماهای اخیر موج بی سابقه ای از انفجارات و ویرانگری شبکه اتمر به کمک شبکه انتحاری گلبدین در پایتخت و شهرهای ننگرهار، هرات و غزنی به اوج رسید در نتیجه جنجال ها و اختلافات میان غنی و اتمر در این زمینه نیز به اوج رسید. اتمر در این اواخر آنقدر گستاخ شده بود که بطور علنی در روز روشن پیش چشمان مردم و کمره ها گلبدینی ها، طالبان و داعشیان را از یک ولایت به ولایت دیگر توسط چرخبال ها انتقال می داد و یا اکمالات نظامی و غذایی می کرد نجات داعشیان در فاریاب از دست طالبان به تشدید اختلافات میان غنی و اتمر انجامید.

در تحت مدیریت اتمر پروژه داعش از ننگرهار به فاریاب انتقال یافت. ترور ژورنالیست ها و تهدید آنان توسط اتمر باعث شد که بسیاری از تلویزیون ها مطابق به اراده اتمر نشرات کنند و یا بسیاری از ژورنالیست ها از ترس کار را رها کنند و یا به خارج فرار کنند. او صدای رسای عدالت طلبی و آزادی بیان در 4 سال گذشته را در گلوی مردم خفه کرد. سفر های اخیر او به کشورهای پاکستان، سعودی، آمریکا، انگلیس و روسیه و برقراری روابط جدید استخباراتی و فرستادن یک تعداد افراد مشکوک حزب اسلامی، طالبی، داعشی و افراد وفادار به خودش جهت تربیت در استخبارات کشورهای مذکور و اخذ پول های سرشار مشکوک از کشورهای مذکور باعث برهم خوردن اعتماد میان غنی و اتمر و همچنان تشدید جنگ استخباراتی و نیابتی در کشور شده است در نتیجه اشرف غنی با عصبانیت در روز معرفی حمدالله محب گفت “بخاطر منافع ملی تصمیم سخت در برکناری اتمر گرفتم”.

واقعیت این است که اتمر ظاهرا از حکومت غنی خارج شده است ولی از بازی قدرت بیرون نشده است. او ممکن است چهره بدل کند و در یک ماموریت وحشتناکتر دیگر در محور قدرت برگردد افزون بر آن با رفتن اتمر شبکه تروریستی او فرو نمی پاشد مهمتر از همه جنایات او مثل شعاع رادیو اکتیو تازه اند و به این سادگی ها فراموش نمی شوند. از قربانیان جنایات شبکه اتمر تقاضا می کنم که اتمر و اتمری ها را به دادگاه بین المللی بکشانند همچنان از کشورهای غربی بویژه انگلیس خواسته شود که جلادان دست پرورده شان را بخاطر جنگ های نیابتیشان به سرنوشت مردم افغانستان حاکم نسازند.

 

Advertisements