نوابی

عيد چيست ؟

پيوست بگزشتة عيد ، پاداش جهاد “وسيلةى غنيمت و رهزنى ” کة با تجاوز ، خون ريزى ، چپاول ، ويرانگرى ، بة کنيزى در اوردن ، بردة سازى و ادم ربائى تازيان شمشيرى پاة گرفت شرميست تاريخى بهمة رقاصان جامعةى اعجم کة تا حال بة تازى اشغالگر باژ ميدهند طوريکة همة سالة جاگة فروشان تکيدة مغز نا اگاة و بدون حس و احساس ” حاجى و حاجية ” کة عقلشان نة در کلة بلکة در معدة جا دادة شدة است از پول خيرات ، پورنوگرافى ، روسپى خانةهايى جهان مسيحيت و خون بهايى حزب دموکراتيک عفغانستان ، همچنان سوسيال سرويس انجا بة پا بوسى خدا نيامرزى بة حجستان ميروند و با ديدةهايى اشکى و سرکوزشدن و بويدن ري گ ادرارى از وى سپاس بجا مياورند کة تو ) محمداللة ( بودى ما دوزقيها را بهشتى ساختى. دزدان دريايى و صحرايى بودند کة از هيبت جنبشهايى دموکراتيک خلق ، عفغانستان را قصدا بکشور اخوانيزم عوض کردند کة در گزشتها هرگز امکانش نميرفت ؟ اکنون مردم مست از ارامات قات لينگهايى اوشان بسر گور پدر بزرگان خويش ، انهايکة ازدم تيغ سيافان بى رحم ، مردم بادية نشين در سپر شدن از ماحول و ناموس بخاک غلتيدند خبيص گرم ميخورند ، رو بوسى ميکنند ، ميرقصند و از فرط نادانى عيد را بيک ديگر مبارک ميگويند کة ) نوازندةگان و سرايندة گان ما در اين بخش نهايت پيش قدم شدة اند ( ؟ اگر دانشمندان ما سيکولار استند يا اخوند جيد مسئول ، و ديگران داراى عقل سليم نسبت اوردن ارامش گرد هم ايند و عنصر بيمارى را کة از سالهاست ان دامنگير مردم شدة است با تلاش اگاهانة از جسم پليد بزدايند البتة کة ما در جهان درک مستقيم زندگى ميکنيم کة ارامش نسبى را در قبال دارد و ان در صورت ميسر است کة ايدولوجى خجستة را در برابر تيولوجى نا خجستة بجنگانيم براى مثال : جهاد ، ارمغان نا زيباى عصر جاهليت ، ماندةگار از سدهٴ هفت ، فريب يا دام سياسى براى بقاى ائين تازى کة دَور Hoary يعنى پيرى و زهيرى خود را ميگزراند ، آبک دهان ،کة روى ديگرگونى انکشاف سياسى در عفغانستان در پايان سدهٴ بيست بة کاسةى شوربايى لذيز مادر يونس نة ، بلکة CIA و سعودى عوض شد ، ريشةى ايدولژيک ندارد بلکة فقر مالى ، فقرتيولوجى ، و عُرُبت . چنان فقر ، محصول فَترَت ذهن هزيانگويى کة وى ان رُخداد دهاتى Parochial را خلاف عقيدهٴ عمومى از سبيل غارت و کشتار ، منطقوى ساخت ، آدينةى زيبا بة جمعة ، يوم عبادت عوض ميشود و از سر بريدن جمعى مردم ما چة زن و چة مرد عيدها ، هلال عيدها ، برات و مزگتخانةهايى تازيان متجاوز. بنا بر اين از همة پيش اهنگان فراخنگر هم ميهن ) شعرا ، هنرمندان ، سرايندةگان ، نوازندةگان ، مردم اگاة ، دانشمندان ، نگارندةگان ( و ديگر کة داراى درک و احساس استند بزرگمنشانة خواستة ميشود تا بخود ايند و از رقصيدن و برگزارى عيدهايى عربى استادة بسر خزعبلات کة کاکةهايى کابلى و ديگر سپهبد ان در راة ازادى ميهن و پاسدارى از ناموس ، جان باختند در ايندة جلو بگيرند يا بة ارتباط کرشتى ان چيزى بگويند يا بنويسند همچنان بقدر دانى از روز آدينة اقدام مسولانة بخرچ بدهند و درفش پُر رنگ کاکةهايى کابلى را بسر گور شاة چند شمشيرة بة اهتزاز در اورند؟ کاش احساس روانى ام ان اندازة نيرومند ميبود تا ميتوانستيم با يک پُف اسرافيلى رسم منحوس عرب بة اسم قربان ، و قربانى را از قدرت ابتکار قلم و زبان بر ميچيدم تا مردم گنهکار ، حاجى و حاجية در راة اسطورةهايى قوم تازى مليونها حيوان بى زبان را چندوارى و سلاخى نميکردند يا اگر اين اسم ننگين در قشلاق و دهکدة ى من ريشة ميگرفت چرا کة در ائين ابراهيم خليل از تجليل عيدها و قربان يها چنين اضافة روى و اوهام پرستى وجود نداشتة است ؟ عربگرايان فرهنگ فروش زن ستيز و بى درک ، نمى دانند کة در اين تاخت و تاز دوامدار طالحان تازى اشتر سوار دَيمة نشين اژدها دَم چة شمار مادران ، خواهران ، دختران ، حتا خانمهايى ما مورد تجاوز قرار گرفتند سپس بخش اموال غنيمت گفتة در بازارهايى جزيرةالعرب در معرض فروش گزاشتة شدند.؟؟؟؟؟؟

 

Advertisements