آیا فاشیزم افغانی زاده سیاست وحشتناک صیهونیزم نیست ویاهم …!!؟

دکتر صفوی
یاد داشت : نظر به وضعیت موجود کشور خواستم این نوشته را بار دیگر خدمت شما عزیزان باز به نشر بسپارم. امید است مفید واقع گردد.

صاحب این قلم 6 جون 2013
زیرا هردو درزیر زیر سایه انگایس تولد گردیده اند و بزرگ شده اند وهمزمان هردو همچون فرزندان دوگانگی انگلیس درکشتار انسانها دررقابت تنگاتنگ باهم در منطقه وگوشه دنیا مسابقه میدهند وجنایت می آفرینند. واین تجربۀ تلخ و سیاست وحشتناک صیهونیزم به شیوۀ فاشیزم قبیلوی همین اکنون در سرزمین ماکاملا جریان دارد .وفراموش نکنید که تجربه تاریخی گواه براینست هرباریکه این هردو فرزند درسیستم حکومتداری به مشکل مواجهه میشوند ؛ پیش ازاینکه به مردم خویش پناه ببرند ، برعکس خودرا به دامان انگلیس وامریکا برای ادامه حیات می اندازنند.

هموطنان عزیزوگرامی ،
سالهاست که باشندگان بومی و اصیل این سرزمین در آتش نفاق ومظلومیت می سوزند ومی سازند وواقعیت های تلخ تاریخ چند قرن اخیر به این گفتارمان صحه میگزارد ، تاریخی که حکایت از وحشت ودهشت ،خونریزی ، توهین تحقیر ، سربریدن ها ، به دارآویختن ها ،هجوم به شیوه اشغالگری وتصاحب سرزمینهای دیگران می کند.واین سیاست خشن و جبارانه تاهنوز که درقرن بیست ویک قرارداریم نقطه پایانی نداشته وبدتر از دیروزبا شیوۀ خاص وعملکرد دیگری در جریان است.
واقعیت مسئله اینست زمانیکه من سالهای قبل به طرف دورۀ نوجوانی وجوانی قدم میگزاشتم ، یک دوکتابی را از پیشگامان جریانات سیاسی آنزمان درمنطقه دریافت نموده بودم ومطالعه این کتاب ها برایم حکایتی از اشغال سرزمین های مردم مظلوم فلسطین وکوچ اجباری آنها توسط دولت نو بنیاد اسرائیل با روش های سیاست صیهونیزم مینمود. واقعآخواندن هرسطروهر جمله اش برایم نهایت سنگینی مینمود، وبارها در این فکر فرومی رفتم ؛ که آیا مگر هم میشود از موجودیت یک سرزمین با این قدامت تاریخی اش انکار کرد ؟ ویا اینکه هویت وهستی باشندگان اصلی آن را به نابودی سوق داد ؟ هرروز از روز دیگر بر سوالاتم افزون میگردید .از آنجائیکه هضم اتفاقات و رویداد های حقیقی این کتاب ها برایم خیلی مشکل بود ، خواستم این درد را با شخص چیزفهم ، معظم وبزرکتر ازخود درمیان بگزارم ، تا باشد به من جواب قناعت بخشی ارایه نماید که حد اقل فکرم راحت وشانه هایم سبک گردد.زمانیکه من میخواستم فشردۀ قسمتی ازاین کتاب را برایش بازگو کنم ، برایم گفت : “فرزندم ؛ بدبختی وسیاه روزی وطن من هم کمتر از فلسطین نبوده ونیست اگر بزرگ شدید همه چیز راخودتان می فهمید “. من سخنان گهربار آن بزرگمرد را در آنزمان نه آنقدر جدی گرفتم . اما شرائط امروزی بر سخنان حکیمانه آن پیرمرد داغدارتاکید وصحه میگزارد.
هموطنان عزیز ،ازنظر تاریخی سرزمینی بنام « افغانستان » ودولتی بنام « اسرائیل »که هردو زادۀ تفکر انگریزی اند وحتی میتوان گفت ازنظر بسیاری مشخصات ذاتی وبرخورد برقضا یا هردو را میتوان برادرن دوغلو (دوگانگی) نامید.این دوجریان زشت عملآ برای سیاست های کلان بعدی درمنطقه بوجود آمده است.
لذا این دو اسم جعلی نو بنیاد که بر اساس جعل و تفکر شیطانی انگریز بوجود آمده است ، هرکدام ازاین حاکمبت و دولت ها سالهاست درترور ،اختناق ، اشغال سرزمین های دیگران وچسپاندن هویت تقلبی برصاحبان اصلی این مرز وبوم ها باهم مسابقه میدهند.درضمن اینکه در طرز دیدگاه عزمت طلبی شان هیچ نوع اختلافی دیده نمی شود ، حتی کاملآباهم همخوانی دارد واین بدین معناست که دارایی یک ریشه اند..
هموطن عزیز ، زمانیکه سیاست وحشت در سرزمین های اشغالی علیه فلسطین توسط اسرائیل درجریان است واین مردم را محروم از خاک وهویتش میدارند ، سالهاست برای ریشه کن کردن هویت این قطعه خاکی فراموش شده اکثر دولت های زورگو جهان علل الخصوص دولت غاضب اسرائیل کمر بسته اند ، تاباشد به نابودی وحذف جغرافیای به نام یک ملت فلسطین دیگر از نقشه جهان برچیده شود .
سوال اساسی اینجاست : پس عملکرداین همه شباهت های غیرقابل انکار غاضبانه وغیر انسانی این دوپدیده شوم منبع اساسی اش درچیست ودرکجاست ؟ جواب اینرا باید جامعه شناسان بخش جنیتیک ( ارثی) – نسب شناسان وپژوهشگران تاریخ باید دقیقآ پیدا نمایند.گرچه از نظر ماهیت ومفهوم این دو گروه یکی اند ولی خصوصیات شیوه کار شان ازنظر بحران دربعض موضوعات باهم متفاوت است.
مثلآ درسرزمین من یک اقلیت خود خواه قبیله پرست ومتعصب با درپیش گرفتن روش های دردمنشانه فاشیستی به مثابه زبان واندیشۀ یک دولت نام نهاد سالهاست که یک پیکرۀ بزرگ جامعه را در اسارت خود قرارداده ، وحاضر نیست از هیچ نوع جنایت دردرون جامعه علیه دیگر ملیت ها گویا حاکمیت ” خدادادی ” خویش دست بکشند. واین جنایت بشری آهسته آهسته به شکل سنجیده شده زندگی رابر باشندگان واقعی این خاک دردرون خانه و کاشانه خود شان حرام ساخته اند ، وحالا یک گام دیگری برجلونهادند این همانا به شکل علنی وبی شرمانه درروز روشن درپی حذف هویت ویا ” بی هویت ” ساختن اجباری وتحمبل یک هویت نفرین شده مجهول بالای اکثریت مرد مان واقعی این سرزمین خورشید برآمده اند ، که همین اکنون این تجربه تلخ ووحشتناک در اسرائیل درحالت تطبیق شدن است.
هموطنان عزیز ،
این دانۀ خبیثه سرطانی قرار است به مثابه یک ویروس میکروب بر تمام جامعه سرایت کند وحاکم گردد وبیشتر ازبیش بربدبختی ها وسیاه روزی های این وطن بیفزاید.حالا زمانیکه همه چیز دیگر آشکار گردیده است وفرزندان با شرف وبا عزت این سرزمین سالهاست این جریان فاشیستی را باروح وروان خود عملآ لمس کرده اند ودر کوره آهنین دیگر آبدیده شده اند ، بهتر است دست به کارشوند تانسل امروز وفردای وطن از گزند حوادث این قشر قصیرالقلب مصؤن بمانند.
از آنجای که احزاب سیاسی وائتلاف های نیم بند سیاسی هنوز به پختگی نه رسیده اند ودر طول اضافتر ازیک دهه نتوانستند کاری را به منافع ملی انجام بدهند نمی توان به آنها دراین آینده های نزدیک نه چندان امید وار بود.امید بستن برای یکتعداد از این احزاب ، سازمان های معامله گر ویا هم یک تعداد اشخاصی که از حساب هویت من وتودر این شرکت سهامی خود را رهبرمیدانند و سهم حقیقی مردم را غضب وتا اکنون ازبرکت اکثریت خاموش مردمان رنجدیده وبلاکشیده این وطن دراریکه قدرت لم زده اند ومنافع ملی را فدای منافع شخصی خود نموده اند ،وازموجودیت شان همه چیزدرحالت نابودی قرار گرفته است ، جفای ایست نابخشیدنی. ومعلوم گردید که کاری از ایشان دیگر ساخته نیست ،ادامه کار در این بخش جز ضیاع وقت سود دیگری نخواهد داشت.
بیایید باردیگر خودرا مصروف این بازی های غیر انسانی وحرف هایی فریبنده نسازیم وهمه مامسولیت وجدانی درمقابل مردم وتاریخ خویش داریم ، زیرا اینبار همه چیز به آخر خط رسیده است….
هموطنان عزیز ،باکمال افتخار وبه صراحت کامل میتوانم بگویم که کلید حل این همه نابسامانی ها وخاتمه دادن براین همه بدبختیی ها گرفتن حق وحقوق شهروندی خویش فقط وفقط دردست شما مردمان صلحدوست وبا عزت قراردارد ،این در صورتی امکان پذیر است که مقاومت در مقابل این گروه متحجر قبیله پرست به سیا ست همگانی و با ابتکارو بیداری هرچه بیشترنسل جوان وفرزندان اصیل این سرزمین تبدیل گردد، تاباشد تجربه ضد بشری صیهونیزم به شیوه فاشیزم افغانی پیش از تکمیل کلی این پروژه وحشتناک باید ریشه هایش خشگ وبنیاداش نابود گردد.
باعرض حرمت
6 جون 2013
دکتر- صفوی

Advertisements