نیروهای تاریکی در روسیه در حال پیشروی هستند

تصمیم مسکو به دشمنی با آمریکا


فرید زکریا می نویسد: می دانیم که نیروهای تاریکی از ابتدا در حال رشد در روسیه بودند که همان ها حدود دو دهه پیش بر کشور مسلط شدند و روسیه تصمیم گرفته که دشمن اصلی آمریکا و نظم جهانی که آمریکا ایجاد کرده است باشد

فرید زکریا

 

 کنفرانس خبری روز دوشنبه ی پرزیدنت ترامپ در هلسینکی، از نظر من خجالت آورترین عملکرد، برای یک رئیس جمهور آمریکا بود. تقلای او برای اینکه خودش را از مشکلاتش جدا کند، باعث شده بود حتی مضحک تر هم به نظر برسد. ترامپ در توییتر اخیرا گفته است: “روابط ما با روسیه هیچ گاه از این بدتر نبوده است. باید از سال ها حماقت آمریکا تشکر کرد.” این تصور نشان دهنده ی دیدگاه ترامپ در مورد روسیه و پوتین است و باید به طور جدی به آن پرداخته شود.

این تفکر که واشنگتن، روسیه را از دست داده، از اواسط دهه ی 1990 وجود داشته است. در مجله ی نیویورک تایمز سال 1998، در مقاله ای، من استدلال کردم که اصلی ترین تغییری که در دنیای پس از جنگ سرد باید اتفاق می افتاد، تغییر روسیه بود؛ مانند آلمان و ژاپن در سال 1945، برای اینکه روسیه در دنیای غرب ادغام می شد، باید به یک صلح پایدار می رسید. وگرنه یک قدرت بزرگ که از نظر سیاسی و اقتصادی دچار مشکل است، نسبت به نظم پس از جنگ سرد، همچنان تلخ و سرخورده باقی می ماند.

این اتفاق هرگز نیفتاد. چون واشنگتن تفکرات بلند پروازانه نداشت. همچنین متوجه نگرانی های امنیتی روسیه نبود؛ به عنوان مثال، در بالکان، جایی که آمریکا مداخله ی نظامی داشت و باعث شد روسیه ملایمت خود را کنار بگذارد.

من هنوز معتقدم که جورج بوش پدر و بیل کلینتون این فرصت را از داست دادند که روابط آمریکا با روسیه را از نو بسازند. البته مشخص شده که دلایل قوی وجود داشته است برای اینکه روابط آمریکا با روسیه رو به تیرگی برود.

روسیه در اوایل دهه ی 1990 به طرز عجیبی ضعیف شده بود. نه تنها حوزه نفوذ دوران شوروی سابق، بلکه امپراتوری 300 ساله ی تزار را نیز از دست داده بود. اقتصادش در حال سقوط و جامعه اش در حال فروپاشی بود. در چنین شرایطی، روسیه شاهد آن بود که ناتویی که امریکا گسترشش داده بود، در کشورهای متحد روسیه در حوزه ی بالکان، مداخله و از اقدامات روسیه در چچن انتقاد می کرد.

از نقطه نظر برتری آمریکا ثابت نگه داشتن امنیت کشورهای شرق اروپا که به تازگی استقلالشان را به دست آورده بودند، موضوع مهمی بود. واشنگتن نگران بود که جنگ یوگسلاوی باعث بی ثباتی اروپا و ایجاد یک فاجعه ی انسانی شود. و آمریکا نمی توانست از جنگ های وحشیانه ی روسیه در چچن چشم پوشی کند که در آن جنگ ها ده ها هزار غیر نظامی کشته شدند و بیشتر منطقه نابود شد. آمریکا و روسیه در مورد این مسائل، در مقابل هم ایستاده بودند.

علاوه بر این، در اواخر دهه 1990، روسیه در حال دور شدن از مسیر دموکراتیک بود. حتی در زمان ریاست جمهوری بوریس یلتسین نادیده گرفتن نهادهای دموکراتیک امری عادی شده بود. نیروهای دموکراتیک در کشور همیشه ضعیف بودند. دانیل تریسمن، پژوهشگر، نشان داده است که تا اواسط دهه 90 آمار تمام اطلاح طلبان لیبرال دموکرات در انتخابات دوما روسیه هیچ گاه بیش از 20 درصد نشده بود. در مقابل نیروهای “مخالف افراطی” – کمونیست ها، ملی گراهای افراطی – به طور میانگین 35 درصد از نتیجه ی انتخابات را از آن خود داشتند. و زمانی که پوتین به قدرت رسید، حرکت به سمت دموکراسی غیر لیبرال و استبداد مطلق غیر قابل توقف بود. پوتین هیچ گاه با مخالفت جدی از سوی لیبرال ها مواجه نشد.

این روسیه ی مستبد در موضوعات بیشتری با آمریکا اختلاف نظر داشت. روسیه از “انقلاب های رنگی” که در کشورهایی مانند گرجستان و اوکراین باعث دموکراسی بیشتر شد، وحشت زده شد و به ایجاد دموکراسی در عراق با نگرانی نگاه می کرد. اما این اتفاقات از دید آمریکا بسیار خوش آیند بودند. و از نظر پوتین، “برنامه ی آزادی” پرزیدنت جورج دبلیو بوش، احتمالا با هدف سرنگونی رژیم او طراحی شده بود.

شاید مهم تر از همه، در اواسط دهه ی 2000، افزایش پیوسته ی قیمت نفت باعث دو برابر شدن تولید ناخالص داخلی و سرازیر شدن پول به خزانه ی کرملین شد. این روسیه ی قدرتمند شده، با اعتماد به نفس و جاه طلبی بیشتر به منطقه ی خود نگاه می کرد. و پوتین، که در راس قدرت قرار داشت، به جد تلاش کرد تا قدرت نفوذ روسیه را احیا کند و غرب و ارزش های دموکراتیکش را نادیده بگیرد. تمام اتفاقاتی که پس از آن افتاد – مداخلات در گرجستان و اوکراین، اتحاد با پرزیدنت بشار اسد در سوریه، حمله ی سایبری به کشور های غربی – همگی بخشی از این استراتژی بودند.

بنابراین غرب فرصت اوایل دهه ی 90 برای ایجاد تغییر در روسیه را از دست داد. ما اصلا نمی دانیم که اگر آن فرصت مورد استفاده قرار می گرفت آیا موفقیت آمیز می بود یا نه. اما می دانیم که نیروهای تاریکی از ابتدا در حال رشد در روسیه بودند که همان ها حدود دو دهه پیش بر کشور مسلط شدند و روسیه تصمیم گرفته که دشمن اصلی آمریکا و نظم جهانی که آمریکا ایجاد کرده است باشد.

منبع: واشینگتن پست / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی /

Advertisements