الکهول را ما کشف کردیم، جای مسعود و مزاری خالی

دهان استادان کابل بوی ودکای دوران شوروی می‌دهد و چپیترهای همان دوران را با غرور و افتخار تکرار می‌کنند و ما هنوز برآورد دقیقی از ساخت اجتماعی و در منابع اقتصادی کشور نداریم

وقتی در مورد مشکلی توضیح می‌ دهیم و تلاش می‌ کنیم موضوعی یا رخدادی را قابل فهم کنیم سر و صدای همه برمی‌ آیند که فقط حرف نزن راه حل هم بگو.

از نظر منطقی راه حل چیزی نفی علت مشکل نیست وقتی توضیح می‌دهیم که ساختارِ سیاسی خویشاوندی مشکل بنیادی است نیازی نیست تکرار کنیم که راه حلِ آن است که نظام خویشاوندی از بین برود درصورتیکه مساله روشن‌ توضیح داده شود تکرار راه حل ابلهانه است شناخت و توضیح صورتِ مساله‌ اگر از پیداکردن راه حل دشوارتر نباشد آسانتر هم نیست در هر صورت برای کسانیکه به‌ هر نحوی زیاد راه حل می‌پرسند باید گفت که به صورت کلی برای یک مساله می‌توان چهارگونه راه حل تصور کرد.

الف) راه حل رمانتیک: راهِ حل رمانتیک شاعرانه‌ سازیِ مساله یا یک حادثه است. این نوع راه حل در پی فهم مساله نیست به دنبال آن است که از طریق رمانتیک‌ سازی موضوعی را معنای دیگر بخشد. همه می‌دانیم که کشتن دهشتناک است وقتی سربازی هدف تیر قرار می‌گیرد، شهروند بی‌گناهی در خیابان تکه‌تکه می‌گردد، زنی مورد تجاوز قرار می‌گیرد و خانواده‌ای یگانه‌ نان‌آورِ خانه‌اش را از دست می‌دهد دهشتناک است ولی راهِ حل رمانتیک نه تنها درباره دهشت و تباهی حرف نمی‌زند بلکه از طریق زیبایی‌ شناسانه‌ سازی بدی آن را رمانتیک و خواستنی جلوه می‌دهد.

هستیم بر آن عهدی که بستیم راهتان ادامه دارد و یا سروده‌ها و قصیده‌های بلندبالا برای قابلِ تحمل‌کردن فاجعه راه حل‌های رمانتیک‌اند. چنین‌ راه حلی را زمانی مرتکب می‌شویم که به چشمِ سر می‌بینم خانواده‌های آنها دربدرند و ما مطلقا مستاصل و خانه‌نشین هستیم. ادبیاتِ فارسی در اینباره چیزی کم ندارد نه تنها زشتی و پلشتیِ بدی‌ها را قابل فهم نکرده بلکه تا آخرین توان کوشیده است که برای شر و کشتار و بدی راهِ حل رمانتیک پیدا کند.

ب) راه حل افسانه‌ای و متولوژیک: راهِ حل متولوژیک بجای گشودنِ گره می‌کوشد از طریق ارجاع به پدیده‌های خیالی موضوع را حل‌شده و خاتمه یافته تلقی کند. ما تاریخ پنج‌ هزار ساله داریم. سرزمینِ ما سرزمین فکر و فلسفه است ما وارث زرتشت و بودا و محمد هستیم، ما وارث حسین و خلفا هستیم، ما کاشف حقوقِ بشر هستیم، الکل را ما کشف کردیم جای مسعود و مزاری خالی، جای عبدالرحمن و ملاعمر خالی تا شما را به گورستان و تاجیکستان و ازبکستان روان کنند. توپِ غیبی شما را تار و مار خواهد کرد.

ببین پس از کوروش چه‌ روزگاری داریم! اینها همانی‌ هایی هستند که کاذب می‌تراشند تا نشان دهند که وضعیت عادی است. تمامی این ادعاها از سوی کسانی صورت می‌گیرند که در قرن 21 تذکره ندارند، یک سر سوزن به حقوقِ بشر باور ندارند، معاد بودایی و زرتشتی را با بیل و کلنگ ویران کرده‌اند، آثار تاریخی را منفجر و از یاد برده‌اند. تصور کنید مسعود و مزاری زنده شوند! چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مگر روزی زنده نبودند؟ مگر ملاعمر جز بستنِ در مکاتب و شلاق‌ زدن زنان کار دیگری برای مردم جنوب کرد؟ مگر وضعیتِ فعلی معلول کج‌ کشی‌ها و دیوانگی‌های امیر عبدالرحمن نیست؟ مهمتر اینکه زنده‌شدنِ آنها ناممکن است. با ناممکن نمی‌توان یک موضوع فعلی و واقعی را حل کرد در هرصورت راه حل افسانه‌ای با ارجاع مساله به قهرمانان و باورهای خیالی، راهِ حل خیالی پیدا و صورت مساله را پاک می‌کند.

ج) راه حل نظری و تیوریک: راهِ حل نظری در جستجوی پاسخ معقول و منطقی برای یک مساله است. در راه حل نظری یک وضعیتِ آرمانی فرض و جوانبِ مختلف مورد تامل و سنجش قرار می‌گیرد نخستین گام فهم و شناختِ یک وضعیت یا مساله است. راه‌حل‌هایی معطوف به جامعه آرمانی یا وضعیتِ نیز باید مبتنی بر فهم و شناخت باشد جمهوریِ افلاطون، سیاستِ ارسطو، یوتوپیای تامس‌ مور، قرارداد اجتماعی روسو، لویاتان هابز، روشنگری چیست و صلح پایدار کانت، تیوری دولت اخلاقی هگل و نظریه مارکس گونه‌ هایی از راه حل‌های تیوریک برای حل مسایل‌ اند.

تمامی این نظریه پردازان به‌نحوی کوشیده‌اند مبتنی بر فهم خاص شان از انسان و جامعه راه‌حل‌ هایی را که ناقضِ دیدگاه آنها نباشد ارایه دهند. در سطوح خردتر نیز نظریه‌ های مختلفی را درباره ی شناخت، دولت، قومیت، جنسیت، زبان و دیگر موضوعات وجود دارند. راه‌حل‌ها نیز مبتنی بر پایه‌های شناختی‌اند کسانیکه ایده‌ را اصل می‌دانند بحران را نیز بحرانِ ایده و راه حل را نیز در عالم ایده جستجو می‌کنند. کسانیکه اقتصاد و منافع مادی را پایه می‌دانند راه‌ حل‌های مادی و اقتصادی داده‌اند و در مجموع همه تلاش کرده‌اند که یک طرح نظری روشن و با جزییات ارایه دهند. افلاطون در جمهوری بطور دقیق توضیح می‌دهد که ساختارسیاسی چگونه باشد و اعضای جامعه به تناسب شغلشان در کجا قرار گیرند. تامس‌مور بسیار دقیق توضیح می‌دهد که با این سازوکارها دزدی و جرایم اجتماعی را می‌شود ریشه‌کن کرد دیگران نیز این گونه‌ اند.

د) راه حل عملی و تجربی: عملی‌سازی طرح‌های آرمانی چندان ساده نیست. در مقام عمل بسیاری از نظریه‌ها نتایج معکوس داشته‌اند. مهم‌تر اینکه راه‌حل‌های نظری بسیاری کلی‌ اند. سخن از قرارداد اجتماعی، حکومتِ مردمی و مدینه فاضله آسان است ولی پیاده‌ کردنِ این آرمان‌ها در عمل سازوکارهای دقیق و قابلِ تعریف نیاز دارد. پیداکردنِ راه حل دقیق و تجربی اما مستلزم پژوهش‌های تجربی است نمی‌شود در برج عاج نشست و راه حل پیشنهاد کرد پیشنهادهای پشت میزی و غیر تجربی کاربرد هم ندارد.

عمل‌گرایی کور و مبتنی بر جهالت حلال و راه‌گشا نیست وضعیت را بدتر می‌کند. پژوهش‌ تجربی نیز کار هرکسی نیست فقط از عهده‌ی متخصصین برمی‌آید. نهادهایی باید باشند که متخصص تربیت کنند متخصصین به امنیت شغلی و روانی نیاز دارند. منابع مالی باید وجود داشته باشد که از آنها حمایت کند. فن تصویر و سینما در صورتی رشد می‌کند که فیلم و تصویر حرام نباشد فیزیک و نجوم زمانی رشد می‌کند که اگر کسی مدعی شد زمین مسطح است گردن زده نشود.

علوم اجتماعی زمانی جایگاهش را پیدا می‌کند که نظام سیاسی به تخصص و تجربه باور داشته باشد و بجای تعویذ و جادو و جنبل مسایل را با رویکرد پژوهشی و تجربی حل کنند. برنامه‌ریزی اجتماعی، طراحی یک نظم شهری و سیاسی‌ که پاسخ معقول به نیازهای آدمی داشته باشد بدونِ جمع‌آوری و تحلیل دقیق داده‌های عینی ممکن نیست در مجموع راه‌حل باید براساس مشاهداتِ دقیق و اطلاعاتِ واقعی باشند نه نقل‌های حکیمانه و قیاس‌های نظری پند و اندرزهای اخلاقی.

می‌شود راه‌حل‌های دیگری نیز تصور کرد هیچ‌کدام از این راه‌حل ناب و جدا از هم نیستند گونه‌ های مثالی هستند که مفهوم «راه حل» را برای ما روشنتر می‌کنند راه حل اول و دوم که راه‌ حل‌های رایج در جامعه افغانی‌ اند در واقع راه حل نیستند پاک‌کردنِ صورت مساله‌اند. راه‌حل‌های سوم و چهارم مواجهه‌ی معقول و علمی‌اند اما در توان هرکسی نیست. این هر دو زمانی ممکن هستند که افراد خبره و مناسب وجود داشته باشند.

کنفرانس بن یک طرح نظری خیلی خوب برای بیرون‌ رفتن از بحران بود ولی ما نیروی متخصص برای اجرای آن نداشتیم و نداریم. امنیتِ ملی و سازمان استخباراتی ما توان ردیابی مرمی راکتی را که از کوه‌ها به شهر انداخته می‌شود ندارد. اکثرا بی‌سوادند و با پارتی و واسطه آمده‌اند تمام مراکز علمی افغانستان توان انجام یک تحقیق علمی را ندارند در پایتخت چند میلونی حتی یک کتابخانه درست وجود ندارد.

دهان استادان کابل بوی ودکای دوران شوروی می‌دهد و چپیترهای همان دوران را با غرور و افتخار تکرار می‌کنند. ما هنوز برآورد دقیقی از ساخت اجتماعی و در منابع اقتصادی کشور نداریم می‌دانیم که بیش از صدهزار نفر در مکاتب دینی طالبان در مرز افغانستان و پاکستان تحصیل می‌کنند اما دقیقا نمی‌دانیم که دلایل گرایش آنها به این مکاتب چیست و منابع مالی و فکری این مکاتب دقیقا از کجا تامین می‌شود؟

دلیل اینکه ولایت‌ها و شهرها یکی از پس دیگری سقوط می‌کنند و ما دچار شوک می‌شویم این است که هیچ اطلاعاتِ واقعی نداریم اگر اطلاعات واقعی می‌داشتیم سقوط قندوز و توسعه گروه‌های ترور در شمال امر چندان غریب نبود اگر بدانیم که بجز معاش رسمی، کارمندان رسمی دولت و نمایندگان پارلمان و شوراهای ولایتی از کدام‌ نهادهای داخلی و خارجی پول دریافت می‌کنند روشنتر می‌توانستیم نوع فعالیت‌های آنها را توضیح دهیم و راه حل ارایه کنیم.

اگر می‌دانستیم که در پشت کشتارهای جمعی در خیابان چه‌ کسانی و چه دولت‌هایی هستند می‌توانستیم راه‌حل‌های واقع‌بینانه‌تر و عملی‌تر ارایه دهیم. راه‌حل‌هایی که لقلقه‌ی زبان کارشناسان امور من‌ درآوردی و مطبوعات و رسانه‌های ما است راه حل‌های شاعرانه و افسانه‌ای و پته‌خزانه‌ای اند.

در هر صورت راه حل پختن دیگ کشک‌ او نیست، شعر و خیال و افسانه‌ بافی نیست به‌ کارگیری عقل و تجربه است و چنین‌ چیزی زمانی ممکن است که عالمان واقعی و دریافت واقعی از وضعیت وجود داشته باشد. راه حل یک فرایند نظری و تجربی بسیار پیچیده است بدون طرح نظری دقیق نمی‌توان به سراغ مسایل تجربی رفت و بدون داده‌های تجربی دقیق احمقانه است اگر از راه حل سخن گفته شود.

اسد بودا

Advertisements